[FONT="]باور نمي کنم که دگر ماه نخواهم[/FONT] [FONT="]نفرين بر آن شبي که در آن ماه نباشد[/FONT] [FONT="]اين شب پرست شوم بگويد که عقل تو[/FONT] [FONT="]آن قدر تاريک و مبهم است که در آن[/FONT] [FONT="]گر صد هزار مه فروزد[/FONT] [FONT="]گرگ و ميش هم نميشود![/FONT] [FONT="]اي شب پرست شوم ؛تو اي عقل و منطقم[/FONT] [FONT="]اين را بدان اگر چه ماه من[/FONT] [FONT="]صدها هزار سال نوري ز من دور مانده است[/FONT] [FONT="]از سقف خانه بر همه جاي خرابه ام[/FONT] [FONT="]نورش روانه است...[/FONT] [FONT="]باور نمي کنم که دگر ماه نخواهم[/FONT] [FONT="]من هنوزهم به تابش مهتاب زنده ام...[/FONT]