پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - سپر در اغلب تیره گندم تمام لپه کاملا تغییر شکل میدهد و به صورت اندام ویژه جذب کننده مواد غذایی درمیآید که آن را سپر مینامند. رویش دانه نحوه رویش دانه و پیدایش گیاه جوان در گونههای مختلف گیاهان متفاوت است. رویش دانه دو لپهایها وقتی دانه در محیط مرطوب قرار میگیرد متورم میشود و ویژگیهای زیر مشخصاند: ناف سفت پشته ناف پشته ناف محل بینی شکلی است که در اطراف مقعر دانه و تقریبا در وسط آن دیده میشود که در اثر جدا شدن دانه از بندات سفت سوراخ کوچکی است در پوست دانه که در کنار ناف قرار دارد و باقیمانده سفت تخمک است. پشته برآمدگی درازی است که از مجاورت ناف شروع میشود و در طرف مقابل سفت قرار میگیرد. پشته همان پایه بند است که با پوست دانه جوش خورده است. در اثر جذب آب بوسیله دانه ، پوست دانه میترکد سپس بلافاصله ریشهچه از ناحیه سفت بیرون میآید. از این لحظه به بعد برحسب نوع گیاه مراحل رشد به دو شکل متفاوت برون خاکی و درون خاکی پیش میرود. رویش برون خاکی در دانه لوبیا ، پس از خروج ریشه چه از ناحیه سفت محور زیر لپه رشد طولی و اغنا حاصل میکند انتهای بالایی این انحنا به تدریج به حالت مستقیم در میآید و لپه را از زیر خاک بیرون میآورد. در نتیجه لپهها در بالای سطح خاک یعنی در هوا قرار میگیرند. در همین هنگام ساقچه که بین لپهها قرار دارد رشد میکند و برگهای حقیقی و نیز قسمتی از ساقه را بالای لپههاست بوجود میآورد. رویش برون خاکی در دانه نخود محور زیر لپه رشد طولی حاصل نمیکند و لپهها همراه با پوشش دانه در زیر خاک باقی میمانند. ساقچه ساقهای را بوجود میآورد که پس از تولید انحنا فقط تا زیر سطح خاک بالا میآید. سپس رشد میکند و بطور مستقیم بالا میآید لپهها نیز در زیر خاک پس از اتمام شدن اندوخته غذایی از بین میروند. رویش دانه تک لپهای در رویش ذرت و دیگر گیاهان تیره گندم دانه که حاوی سپر و بقایای آندوسپرم است در زیر خاک باقی میماند. قاب ساقه که در واقع قسمتی از لپه است ضمن بیرون آمدن از خاک از ساقه چه محافظت میکند. ریشههای اولیه که از ریشه چه بوجود میآیند هرگز بزرگ نمیشوند و حتی ممکن است موقتی باشند اما چند ریشه ثانویه که در حقیقت ریشههای نابجا هستند و از ریشههای اولیه محکمترند به آنها افزوده میشوند. گرههایی که از آنها ریشههای نابجا تولید میشوند قسمتی از ساقچهاند. بنابراین با رویش دانه از سطح بالا میآیند برگهای جوان گندم یا ذرت ضمن خروج از خاک بوسیله قاب ساقه محافظت میشوند.
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - ساقه نگاه اجمالی شکل کلی ساقه مخروطی شکل است. یعنی در ناحیه که در سطح خاک قرار دارد. قطر بیشتری دارد و در انتها باریک است. بعضی از گیاهان نیز ساقه استوانهای دارند. ساقه در زندگی گیاه نقشهای مختلف و بسیار مهمی دارد که عبارتند از : نگهداری ، هدایت ، تولید بافتهای جدید ، اندوختن مواد فتوسنتز را بر عهده دارند. ساقه به گیاه استحکام میبخشد و برگها را بوسیله شاخهها در سطوح مختلف نگه میدارد. گل و میوه نیز به گونهای روی شاخهها قرار دارند. ساقه مسیر انتقال آب و نمکهای کانی از ریشه به برگهاست. ساقه برخی گیاهان قادر است مواد گوناگون را در بافتهای خود ذخیره کند. مثلا ساقه نیشکر ، قند و ساقه زیرزمینی سیب زمینی نشاسته و ساقه گون ، کتیرا را ذخیره میکند. ساقه با تولید بافتهای جدید در رشد طولی و قطری آن نقش دارد. یاختههای سطحی یاختههای جوان که دارای کلروفیلاند میتوانند همانند برگ عمل فتوسنتز را انجام دهند. اما این نقش در زندگی گیاه اهمیت چندانی ندارد. ساقهها عموما از لحاظ بافت نگاهدارنده غنی هستند اما ساقههای آبی نیازی به بافت نگهدارنده ندارند، از اینرو نرمند. تقسیم بندی ساقهها ساقهها را از نظر محیط زندگی به سه نوع تقسیم میکنند. ساقههای آبی ، ساقههای هوایی و ساقههای زیرزمینی. ساقههای هوایی و زیرزمینی بر حسب طول عمر ، نوع گیاه و نیاز به حفاظت در برابر تغییرات اقلیمی محیط و نحوه رشد به چند نوع تقسیم میکنند. ساقه بازدانگان و دو لپهایهای چوبی: گردو ، سیب ، کاج ، بلوط. ساقه گیاهان دو لپهای علفی: لوبیا ،نخود ، آفتابگردان ، شمدانی. ساقه گیاهان تک لپهای: ذرت،جو ،گندم ،مارچوبه ، نخل. ساقههای تغییر شکل یافته: ساقه زیرزمینی سیب زمینی، پیاز ، ساقه خزنده و توت فرنگی و زنبق.
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - ساقههای چوبی در ساقههای چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانهای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانههای جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده میشود. در طول ساقههای چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده میشود. جوانه از یاختههای مرسیتمی تشکیل شده است. این یاختهها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساساند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانهها از برگهای تغییر شکل یافتهای به نام پولک تشکیل شدهاند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند. ساقه گیاهان دو لپهای علفی ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانهها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعالاند. برگهای این گیاهان نمیریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمیشود. ساقه گیاهان تک لپهای ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپهای هستند. ذرت تک لپهای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده میشود ساقه در محل گرهها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است. ساقه نخلها دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید میشوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه میمیرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید میشوند در نتیجه میانگرهها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمیشوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاختهای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیوارههای آنهاست.
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - ساقههای تغییر شکل یافته تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقههای تغیر شکل یافته عبارتند از : ساقه هوایی خزنده این ساقهها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد میکنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گرههای معین یا در محل گرههای که با زمین تماس حاصل میکنند تولید میشود. ساقه زیرزمینی این ساقهها اندامهای ذخیرهای گیاه بشمار میروند. با استفاده از مواد ذخیرهای که در طی سال اول در آنها جمع میشود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد میکند. ساقههای زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده میشود. در ریزوم ساقهها استوانهای شکلاند و در زیر زمین بطور افقی رشد میکنند این ساقهها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقهها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانهها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید میکنند و در گونههای زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود. در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده مینامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقههای هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است. غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانهها یک چشم را تشکیل میدهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان میدهد. و در ساقه پیازی ساقهها کوتاه و ضخیماند، بطور افقی رشد میکنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند. ساقه پیچنده یا پیچکها ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن میپیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند. ساقه برگ نما به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقهها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام میدهند و سطح این ساقهها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله خاس ، مارچوبه. ساقه گوشتی در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه میشود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفتهاند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظهای آب را در ساقه گوشتدار خود ذخیره میکنند و در فصلهای بیآبی از آن استفاده میکنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جملهاند. ساقه خار نما اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقهاند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شدهاند در بعضی گیاهان مانند رشک و اقاقیادیده میشوند. نمونه ساقه خار نما در گیاه خار مصری و لالیک دیده میشوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - انواع آوند [COLOR=red][B]بافت آوند چوبی [/B][/COLOR] دید کلی در اکثر گیاهان آوند چوبی طولانیترین بخش مسیر انتقال آب محسوب میشود. در یک گیاه یک متری بیشتر از 99 درصد مسیر انتقال آب از درون گیاه در داخل آوند چوبی میباشد. سلولهای هدایت کننده در آوند چوبی از ویژگی خاصی برخوردارند که باعث میشود بتوانند مقادیر زیادی آب را بطور کارآمد از خود انتقال دهند. دو نوع از عناصر تراکئیدی مهم در آوندهای چوبی وجود دارند که یکی از آنها [COLOR=green]تراکئیدها[/COLOR] و دیگری عناصر آوندی یا [COLOR=green]وسلها[/COLOR] میباشند. هنگامی که این عناصر فعالیت میکنند به صورت بافت بوده و غشا یا اندامکی ندارند. بنابراین اینها مانند لولههای توخالی هستند که دیواره های ثانویه چوبی به آنها استحکام میبخشد. فقدان غشای سلولی در عناصر تراکئیدی و وجود منافذ در دیواره وسلها باعث میشود که آب در واکنش به شیب مکش یا فشار به راحتی از این لولههای مویین عبور کند. تراکئیدها سلولهایی کشیده با دو انتهای باریک هستند که در ساختمان اندامهای مختلف گیاهی به صورتهای خاصی پشت سر هم قرار میگیرند طوری که انتهای باریک آنها به صورت همپوشان واقع میشود. یاختههای تراکئیدی با این آرایش منظره خانه خانه به خود میگیرند که با نام آوند ناقص خوانده میشوند. در جریان تمایزیابی تراکئیدها سلولها به تدریج محتویاتشان را از دست میدهند و در پایان تمایزیابی میمیرند و به شکل محفظههایی توخالی درمیآیند. پدیده تمایزیابی در این بافتها با لیگنینی شدن دیواره همراه است. ماده لیگنین پیش از مرگ سلولها به صورت ناپیوسته و به اشکال مختلف روی دیواره اولیه نهاده میشود. تزئینات لیگنین که به این ترتیب تشکیل میشود. بر اساس نحوه رسوب لیگنین انواع مختلف تراکئید مثل حلقوی و مارپیچی را در نهانزادان آوندی و هالهای یا قرصی را در بازدانگان بوجود میآورد. سلولهای تراکئیدی به علت نحوه قرارگیری در اندامهای گیاهی و داشتن لیگنین نه تنها در نقش انتقال دهنده در پیکر گیاه میباشد بلکه نقش استحکام بخش را نیز بر عهده دارد. انتقال آب و املاح معدنی در تراکئیدها از طریق [COLOR=green]لانها[/COLOR] یا [COLOR=green]پیت[/COLOR] صورت میگیرد. وسلها فقط در نهاندانگان دیده میشود و به تعداد متغیر در ساختمان یک آوند شرکت میکنند هر کدام از این یاختهها را به عنوان یک عضو تشکیل دهنده وسل گویند. آوندهای که به اینگونه ساخته میشوند آوند کامل نامیده میشوند. تمایزیابی در هر کدام از سلولهای وسل به گونهای است که نهایتا منجر به مرگ سلولها میشود. همچنین در مراحل پایانی تمایز دیواره عرضی یاختهها هم از بین میروند. در محل دیوارههایی که در طی تمایز متلاشی میشوند در بسیاری از موارد یک حفره بزرگ ایجاد میشود. در پایان تمایز دیواره انتهایی کاملا از بین میرود. در بعضی از گیاهان دیواره انتهایی از چند سوراخ بزرگ تشکیل مییابد نه یک حفره بزرگ و ندرتا دیده میشود که حالت مشبک دارد. به دنبال از بین رفتن دیواره انتهایی ، آوندها تشکیل میشوند که تعداد سلولهای تشکیل دهنده آنها متفاوت است. سلولهای پارانشیمی بافت گزیلم سلولهای پارانشیمی بافت گزیلم همانند بافت فلوئم از نوع ذخیرهای اند. این سلولها دارای بافت سلولزی یا لیگنینی میباشند. خصوصا در گزیلم اولیه ، پارانشیمهای گزیلمی به گونهای هستند که در امتداد عناصر هدایت کننده این بافت قرار میگیرند. ولی در گزیلمهای ثانویه علاوه بر پارانشیمهای عمودی ، پارانشیمهای شعاعی در امتداد شعاعی مشاهده میشود. سلولهای پارانشیمی چه پارانشیم شعاعی و چه پارانشیم عمودی معمولا تا زمانی که عناصر هدایت کننده بافت گزیلم دارای فعالیت انتقالی میباشند، زنده هستند زمانی که این اعضا غیر فعال شوند، پارانشیمها نیز میمیرند. ولی مواردی ممکن است یاختههای پارانشیمی تا چند سال پس از غیر فعال شدن آوند زنده باشند. گاها دیده میشود که سلولهای پارانشیمی دورتادور آوند به صورت خاصی قرار میگیرند. این سلولها همه اطراف آوند را مانند غلاف فرا میگیرد در چنین شرایطی به آنها [COLOR=green]Vessel associated paranchym[/COLOR] گویند.
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - [COLOR=#333333][INDENT][B]انواع تغییرات دیواره سلولهای پارانشیمی [/B]سمتی از سلولهای پارانشیمی که به طرف گزیلم قرار دارد در محل دیواره های سلولزی خود ، تغییرات قابل توجهی را نشان میدهد این سلولها به طرف داخل سلول برجستگیهایی را ایجاد میکنند که به شدت توسعه مییابد و نتیجه آن افزایش سطح غشاست. این غشا نقش مهمی میتوانند در انتقال مواد داشته باشند. و آنها را [B][COLOR=green]Transfer cells[/COLOR][/B]یا یاختههای ناقل مینامند. این نوع گیاهان را بطور خاص در [U]گیاهان علفی[/U] در محل گره ها و برگها و در برخی از ساختارهای ترشحی مشاهده می کنیم. زمانی که سلولهای هدایت کننده بافت گزیلم به خاطر افزایش سن گیاه غیر فعال شود یا اینکه غیر فعال شدن آوندها به دنبال ایجاد جراحت یا وارد آمدن هر نوع آسیب به بافت اتفاق افتد، ملاحظه میشود که سلولهای پارانشیمی مجاور زوائد پروتوپلاسمی متعدد ایجاد میکنند که از طریق پونکتاسیونهای موجود میان یاخته پارانشیمی و وسلها به داخل آنها نفوذ میکند. تعداد این زوائد میتواند زیاد باشد ضمنا این زوائد داخل آوند بزرگ و بزرگتر میشود و نهایتا آوند را مسدود میکند . این زوائد سیتوپلاسمی [COLOR=green][B]تیلوز[/B][/COLOR] خوانده میشود. با بسته شدن آوند ، پاتوژنها و [U]انگلها[/U] نمیتوانند به درون آوند نفوذ کنند. [B]سلولهای فیبری بافت گزیلم [/B] فیبرها در گزیلمهای اولیه و ثانویه دیده میشوند. سلولهای فیبر در بافت گزیلم دارای دیوارههای لیگنینی هستند. ولی ضخامت لیگنین در دیواره سلولها برحسب انواع مختلف آنها متفاوت است. انواع فیبر در بافت گزیلم عبارت است از : [B]فیبر تراکئیدی [/B] در این نوع فیبر ، ضخامت ماده لیگنین در دیوارههای سلولی بسیار اندک است. این نوع فیبرها معمولا زنده هستند و بوسیله [B][COLOR=green]پلاسمودسماتا[/COLOR][/B] با سلولهای مجاور در ارتباط اند. [B]فیبر لیبری فرم [/B] این فیبرها شبیه به فیبرهایی هستند که در ساختمان فلوئم ثانویه مشاهده میشوند. اصطلاح Liber به معنی فلوئم ثانویه است و این فیبرها را به علت تشابه شان به فیبرهای موجود در لیبر ، لیبری فرم گویند. این فیبرها دیواره ضخیم لیگنین دارند که حجم اعظم دیواره را اشغال میکند و اغلب سلولها مردهاند. [B]فیبر خانه خانه [/B] اینها فیبرهایی هستند که دارای دیواره عرضی متعدد میباشند. به این صورت که سلول فیبر با تشکیل دیوارههای افقی چند بار تقسیم میشوند و در نتیجه فیبر یک منظره خانه خانه بخود میگیرد (در برش طولی). این فیبرها اغلب میتوانند ترکیبات شیمیایی با ماهیتهای مختلف را در خود انباشته کنند. این مواد بیشتر ترکیبات نشاسته ای ، لیپید ، [U]تانن[/U] ، و ترکیباتی مثل [B][COLOR=green]اگزالواستیک اسید[/COLOR][/B] است. [B]فیبر ژلاتینی [/B] فیبرهای ژلاتینی نوع دیگری از فیبرها هستند که در ساختمان چوبی به نام [B][COLOR=green]چوب واکنش[/COLOR][/B] تشکیل میشوند. این نوع فیبر در ساختمان چوب نهاندانگان در شاخههایی که حالت افقی یا مورب دارند، دیده میشود. این نوع فیبرها یا ماده لیگنینی ندارند یا لیگنین آنها کم است. ترکیبات پکتیکی در این نوع فیبرها فراوان است.[/INDENT] [/COLOR]
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - [B][COLOR=#000000][INDENT=5][COLOR=#333333][INDENT][B][SIZE=3][COLOR=#ff0000]بافت آوند آبکش[/COLOR] [/SIZE]اطلاعات اولیه [/B] [RIGHT]بافت فلوئم یا آبکشی شامل عناصر غربالی ، سلولهای همراه ، [U]سلولهای پارانشیمی[/U] و در برخی موارد فیبر و اسکلروئید میباشد. آن بخش از فلوئم که هدایت شیره پرورده را بر عهده دارد، عنصر غربالی نامیده میشود. در گیاهان باز دانه عناصر غربالی به صورت واحدهای مستقلی در ساختمان بافت شرکت میکنند. ولی در نهاندانگان عناصر غربالی به صورتهای خاصی روی هم چیده میشوند و تغییراتی در ساختمان دیوارههای انتهایی آنها بوجود میآید و بدین ترتیب تشکیل ساختمانهای خاصی به نام آوند آبکشی را میدهند. یک آوند آبکشی از تعداد زیادی سلول تشکیل یافته است. [IMG]http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/b/b9/sieve1.JPG[/IMG] تغییراتی که در عناصر غربالی صورت میگیرد تا نهایتا به یک عنصر فعال در انتقال تبدیل شود بسیار چشمگیر است. این تغییرات در دیواره ها ، سیتوپلاسم و اندامکها میباشد. دیوارههای جانبی سلولها زیاد تغییر نمیکنند و فقط کمی ضخیم میشوند. در زیر میکروسکوپ با یک منظره شفاف دیده میشوند که این حالت شفاف احتمالا به ترکیب دیواره سلولی در این عناصر بستگی دارد. مهمترین تغییرات در دیواره انتهایی آنها صورت میگیرد که به شکل سوراخهای متعدد در این دیوارهها منجر میشوند که در نهایت حالت غربال به خود میگیرد که آنها را به نام [B][COLOR=green]صفحه آبکش[/COLOR][/B] میگویند. [/RIGHT] [B]انواع صفحه آبکش [/B] [RIGHT]اگر صفحه آبکش سوراخهایش در همه قسمتها یکنواخت پخش شود صفحه آبکش ساده ولی اگر در قسمتهایی متراکم باشد، صفحه آبکش مرکب نامیده میشود. قطر منافذ میتواند از چند نانومتر تا چند میکرومتر تغییر کند. اکثرا حدود 1.18 میکرومتر است. ولی تغییرات آن را تا حدود 14 میکرومتر نیز گزارش کردهاند. مثلا در [U]کدو[/U] 10 میکرومتر است. [/RIGHT] [B]تغییرات درون سلولی عناصر آبکش [/B] [RIGHT]از جمله تغییراتی که در سیتوپلاسم عناصر آبکشی اتفاق می افتد، مهمترینشان در هسته و واکوئل است. هسته در سلولهای آبکشی در جریان تمایزیابی به تدریج ناپدید میشود. این سلولها در ابتدای تمایز دارای واکوئلهای کوچکی هستند که به تدریج به یکدیگر ملحق شده و بزرگ میشوند و تشکیل یک واکوئل درشت مرکزی میدهند. در سلول آبکشی تشکیل واکوئل نشانه تکمیل تمایز نیست. بلکه در مرحله بعدی غشای واکوئل (تونوپلاست) از بین میرود و محتویات واکوئل در سیتوپلاسم آزاد میشود. میکروفلامنتها ، میکروتوبولها ، دستگاه کلژی و ریبوزومها در سلولهای آبکشی بالغ دیده نمیشوند. اندامکهایی نظیر میتوکندری ، پلاستیدها و شبکه یکنواخت آندوپلاسمی در سلولهای آبکشی دیده میشود. [IMG]http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/c/c2/sieve2.JPG[/IMG] [/RIGHT] [B]طول عمر سلول آبکشی [/B] [RIGHT]دوره زندگی سلولهای آبکشی چند هفته تا چند ماه است. در بعضی از گونهها سلولهای آبکشی در تمام یک دوره رشد و حتی در بعضی گیاهان مانند [U]مو[/U]و [U]زیرفون[/U] مدت دو سال زنده میمانند. در پایان زندگی سیتوپلاسم این سلولها مادهای به نام [B][COLOR=green]کالوز[/COLOR][/B] ترشح میکنند و منافذ دیواره عرضی را مسدود میسازند. با بسته شدن آوندهای آبکش عمل آنها در هدایت شیره پرورده متوقف میشود. ولی ذخیره مواد در داخل آنها میتواند ادامه پیدا کند. در فصل بعد حتی در صورت حل شدن کالوز سلولهای آبکشی میمیرند و از هوا پر میشوند. در این موقع نقش آنها در هدایت شیره پرورده ، بطور نهایی پایان مییابد. [/RIGHT] [B]سلولهای همراه بافت فلوئم [/B] [RIGHT]در نهاندانگان در کنار هر سلول آبکشی به تعداد 1یا 2 و گاهی 3 عدد دیده میشود. این سلولها در طول و یک طرف هر یک از سلولهای آبکشی دیده میشوند. این سلولها دارای منشا مشترکی با سلولهای آبکشی هستند. سلول مادر آبکش با یک تقسیم نامساوی ، دو سلول بوجود میآورد که سلول بزرگتر بتدریج تمایز پیدا کرده و به سلول آبکشی تبدیل میشود. سلول کوچکتر منشا تشکیل سلول همراه میگردد. سلول همراه در نهاندانگان توسط پلاسموسمهای متعددی با سلولهای آبکش ارتباط برقرار میکند. برسیها نشان داده وقتی سلول آبکش میمیرد ، سلول همراه نیز بطور همزمان میمیرد. گاهی نیز مشاهده شده که با مردن سلول آبکش ، سلول همراه منشا تشکیل یک سلول آبکش دیگر میگردد. از نظر سیتولوژیکی سلولهای همراه دارای سیتوپلاسم متراکم و واکوئلهای کوچک و فراوان و هسته بزگ مرکزیاند و هرگز نشاسته در خود ذخیره نمیکنند. عقیده بر این است که سلولهای همراه انجام برخی از اعمال متابولیکی مانند ساخت پروتئین را که در جریان تمایز عناصر غربالی کاهش یافته یا حذف شده است بر عهده دارد. شاید میتوکندریهای فراوان موجود در سلول همراه تامین کننده انرژی عناصر غربالی (به صورت ATP) باشد. در برخی گونهها مواد فتوسنتزی تولید شده در سلولهای مزوفیل از طریق سلولهای همراه به عناصر غربالی راه مییابد. در بازدانگان گاهی در کنار سلولهای آبکشی یک سلول کوچک دیده میشود که در قسمتی از سلول آبکشی قرار دارد نه در تمام طول آن. این سلول کوچک به خاطر مکان ، موقعیت و اختصاصات سیتولوژیکی کاملا قابل مقایسه با یک سلول همراه است و به نام سلول آلبومینی خوانده میشود. منشا سلول آلبومینی برخلاف سلول همراه یکی از سلولهای پارانشیمی بافت آبکشی است. [/RIGHT] [B]سلولهای پارانشیمی بافت فلوئم [/B] [RIGHT]این سلولها از نوع ذخیرهای هستند که میتوانند ترکیباتی مانند نشاسته ، لیپد ها ، تاننها یا نشاستهها را در خود جمع کنند. سلولهای پارانشیمی در ساختمان فلوئمهای اولیه در امتداد آوندهای آبکشی و به موازات آنها قرار گرفتهاند و به نام پارانشیم عمودی (Vertical Phloem Parenchyma) نامیده میشود و یاختههای پارانشیمی دیگر که در جهت شعاعی کشیده شدهاند، پارانشیم افقی یا شعاعی (Horizontal Phloem Parenchyma) نامیده میشوند. دیواره سلولی پارانشیم در فلوئمهای اولیه سلولزی و در ثانویه میتواند چوبی باشد. یاختههای پارانشیمی بافت فلوئم در اندامهای هوایی گیاهان خصوصا در شرایطی که بافت مخاط پریدرم توسعه قابل توجهی در اندام نداشته باشد، میتواند حاوی کلروپلاست باشد.[/RIGHT] [/INDENT] [/COLOR] [/INDENT] [/COLOR][/B]
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - [B][COLOR=#000000][COLOR=#ff0000][B][COLOR=#000000][INDENT=5][COLOR=#333333][h=2][IMG]http://forum.iranblog.com/images/icons/icon1.png[/IMG][/h][INDENT][IMG]http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/0/08/sieve3.JPG[/IMG] [B]سلولهای فیبر بافت فلوئم [/B] [RIGHT][U]سلولهای فیبر[/U] هم فلوئم اولیه و هم در فلوئم ثانویه دیده میشوند. این سلولها در ابتدای تشکیل خود دارای اندازه کوچکی هستند و به تدریج در جریان رشد اندام و تمایز بافت بر قطر و خصوصا طول آنها افزوده میشود. رشد آنها به گونهای است که سلولهای کشیده با دو انتهای باریک حاصل میشود که منظره دوکی شکل دارد. دیواره سلولهای فیبر از جنس [U]لیگنین[/U] میباشد. البته باید توجه کرد که بعضی از فیبرهای فلوئمی دیوارههایشان برای همیشه سلولزی باقی میماند که آنها را فیبر سلولزی مینامند. فیبر کتان از این نوع است. گاهی رسوب لیگنین در دیوارهها به قدری زیاد است که 90درصد حجم دیواره را اشغال میکند. در این موقع سلول میمیرد. گاهی دیواره سلول فیبر دارای لیگنین کمتری هستند. اینها معمولا میتوانند سیتوپلاسم خود را حفظ کنند و توسط پلاسمودسماتا با سلولهای مجاور ارتباط برقرار کنند. گاهی ممکن است سلول فیبر تقسیم شود و داخل سلول خانه خانه دیده شود . گاهی ممکن است دارای هستههای متعدد باشد. [/RIGHT] [/INDENT] [/COLOR] [/INDENT] [/COLOR][/B][/COLOR] [/COLOR][/B]
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - [B][COLOR=#000000][COLOR=#ff0000][B][COLOR=#000000][COLOR=#ff0000][B][COLOR=#000000][INDENT=5][COLOR=#333333][INDENT][B]برگ[/B] [B]اطلاعات اولیه [/B] برگها اندامهای پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژهای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند و دارای دو بخش اصلی پهنک و دمبرگاند. پهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد میکند پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را بخوبی انجام میدهد. برگ هر گیاه معمولا ویژگیهای ظاهری خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط یه عوامل محیطی مانند نور ، [U]رطوبت[/U] و دماست.|| [B]قسمتهای مختلف برگ [/B] در نهاندانگان برگ مرکب از یک قسمت صفحه مانند سبزی به نام پهنک است که بوسیله دنباله باریکی به نام دمبرگ به ساقه متصل میشود. دمبرگ غالبا در پایین خود و در قسمتی که به ساقه متصل میشود گاه پهن شده به صورت غلافی کم و بیش ساقه را در برمیگیرد. غلاف یا نیام برگ در بعضی از برگها گاهی خارج از اندازه رشد کرده ، تمامی میانگره ساقه را پوشانده ، گاهی ایجاد زایدهای به نام گوشوارک را میکند. به جز پهنک برگ بقیه اجزای آن را ضمایم برگ میگویند. برگها ممکن است دارای همه ضمایم یاد شده باشد یا فقط شامل دمبرگ و پهنک باشند، گاهی نیز برگ فاقد دمبرگ و حتی پهنک است. [IMG]http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/5/5f/%D8%A8%D8%B1%DA%AF.1[/IMG] [B]ساختار بیرونی برگ [/B] [B]پهنک [/B] بخش قعال برگ بوده و غالبا به علت دارا بودن [U]کلروفیل[/U] سبز رنگ است. پهنک ممکن است وجود نداشته و یا بسیار کاهش یافته باشد و مثلا به صورت پیچک در میآید. پهنک معمولا به شکل صفحه سطحی است که رگبرگها از آن میگذرند رگبرگها ادامه دمبرگ بوده و در سطح زیرین مشخصترند. چگونگی پراکندگی رگبرگها را در سطح برگ رگبندی (گسترش رگبرگها) مینامند. [B]دمبرگ [/B] میله کوتاهی است که پهنک را در محل گره به ساقه متصل می کند. قسمت عمده دمبرگ را بافتهای چوبی و [U]آبکشی[/U] تشکیل میدهند. دمبرگ معمولا به لبه پایه پهنک متصل است ولی در بعضی از گیاهان مانند [B][COLOR=green]لادن[/COLOR][/B] و [B][COLOR=green]کرچک[/COLOR][/B] به سطح زیرین برگ اتصال دارد. اینگونه برگها را [B][COLOR=green]سپر[/COLOR][/B] میگویند. برگها فاقد دمبرگ را که پهنک آنها مستقیما به ساقه متصل است بیدمبرگ یا چسبنده مینامند. قاعده برگ گاهی به صورت نیام (غلاف) گسترش مییابد و ممکن است دارای ضایعاتی به نام [B][COLOR=green]گوشوارک و زبانک[/COLOR][/B] باشد. [B]انواع برگ [/B] [B]برگ گیاهان دو لپهای [/B] برگ گیاهان دو لپهای ممکن است ساده یا مرکب باشد برگ ساده فقط از یک قطعه تشکیل شده حال آن که برگ مرکب از چند قطعه کوچک به نام برگچه بوجود آمده است. در قاعده برگ گیاهان دو لپهای یک جفت گوشوارک و یک جوانه جانبی قرار دارد. گسترش رگبرگها معمولا شبکهای است. [B]برگ گیاهان تک لپهای [/B] برگ گیاهان تک لپهای از دو بخش پهنک و نیام تشکیل شده است گسترش رگبرگهای آنها موازی است. در محل اتصال نیام به پهنک زبانک وجود دارد. در بعضی گونههای غلات در محل اتصال پهنک به نیام یک جفت گوشواره وجود دارد. [B]برگ بازدانگان [/B] برگ اکثر بازدانگان سوزنی یا پولک مانند است. برای مثال برگ سوزنی در [U]کاج[/U] و پولک مانند در [U]سرو[/U] وجود دارد. برگهای سوزنی فقط یک رگبرگ دارند و به نوک تیزی ختم میشوند. [B]آرایش جوانه برگ (آرایش برگ بر روی ساقه)[/B] [LIST] [*][B][COLOR=green]برگهای متقابل:[/COLOR][/B] آرایش برگها به صورتی است که در هر گره دو برگ روبروی هم قرار گرفتهاند مانند [B][COLOR=green]زبان گنجشک[/COLOR][/B] ، [B][COLOR=green]یاس بنفش[/COLOR][/B]. [*][B][COLOR=green]برگهای فراهم:[/COLOR][/B] در این آرایش برگی در هر گره بیش ار دو برگ وجود دارد مانند [B][COLOR=green]خررزهره[/COLOR][/B]. [*][B][COLOR=green]برگهای متناوب:[/COLOR][/B] در هر گره شاخه فقط یک برگ دیده میشود مانند گردو. [/LIST][/INDENT] [/COLOR] [/INDENT] [/COLOR][/B][/COLOR] [/COLOR][/B][/COLOR][/COLOR][/B]
پاسخ : ساختمان و مورفولوژی اجزای گیاه - ساختار درونی برگ ساختار درونی دمبرگ تمام سطح دمبرگ از بشره ای پوشیده شده که امتداد بشره ساقه است. و در درون آن پاراشیمی وجود دارد که رگبرگها از میان آن میگذرند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند (آوندهای آبکشی در خارج و آوندهای چوبی در داخل)وارد برگ میشوند. ساختار درونی پهنک بشره در دو سطح بالایی و پایینی برگ قرار دارد. مزوفیل در بین دو لایه بشره واقع شده است. رگبرگها یا دستههای آوندی مزوفیل از دو نوع پارانشیم نردهای و حفرهای تشکیل شده است که فضای بین بشره زبرین زیرین برگ را پر میکند. رگبرگها ادامه رشتههای آوندی دمبرگاند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند وارد دمبرگ میشوند. انتهای رگبرگ عموما به یک تراکئید ختم میشود رگبرگها علاوه بر هدایت مواد ، نگاهدارنده بافتهای برگ نیز هستند. تنوع و اقسام برگ برگ ساده برگهایی که پهنک واحدی دارند و به آنها برگهای ساده میگویند. پهنک برگهای ساده ممکن است کامل بوده ، یا به حاشیه به علت بریدگیها یا فرورفتگیها اشکال مختلف پیدا کند. انواع برگهای ساده را از روی پهنک و کناره آنها که دارای دندانه یا کنگره است و همچنین بر حسب نوع و عمق بریدگی حاشیه که سطحی است و یا کم و بیش به رگبرگ و سطحی میرسد نامگذاری میکنند. برگ مرکب برگهایی که پهنک آنها از برگچههای متعدد تشکیل میشود به برگهای مرکب مرسوماند. برگهای مرکب از برگچههای متعدد تشکیل میشوند، اگر برگچههای برگ مرکب در طرفین یک رگبرگ مشترک که راشی نام دارد قرار گیرند آن را برگ مرکب شانهای یا پرمانند میگویند. دیگر از اشکال مهم برگ مربوط به وضع و اشکال نوک و کنارههای پایینی آن است که در شناسایی انواع گیاهان اهمیت مخصوص دارند. عده ای از مولفان برگهای مرکب شانهای را ابتداییتر از برگهای کامل یا ساده میدانند و به عبارت دیگر تکامل برگ را از حالت مرکب بودن به طرف سادگی و کامل شدن عنوان میکنند. مورفولوژیستها برای اثبات این نظریه دلایل بیشماری از مقایسه برگ یا فروند گیاهان فسیلی یا گیاهان امروزی ذکر میکنند. در طبیعت فعلی نیز برخی از درختان که برگهای مرکب شانهای دارند مانند کرات یا لیکلی که در جنگلهای اطراف دریای خزر فراوان میروید، دارای برگهای مرکبی هستند که بعضی از برگچههای آنها با برگچههای مجاور خود چسبیده و یکی شدهاند. وظایف برگ تعرق: دفع آب به صورت بخار از سطح برگ را تعرق میگویند. تعرق به صورت روزنهای ، پوستکی و عدسکی صورت میگیرد. ولی به صورت روزنهای بیشتر دیده میشود. اهمیت تعرق به سبب تعرق جریان یافتن آب در گیاهان است. تعریق: دفع آب به صورت مایع از سطح برگ را تعریق مینامند. فتوسنتز: فتوسنتز فرآیندی است که در آن گیاهان سبز در برابر نور خورشید و با استفاده از دی اکسید کربن هوا و همچنین آب ، گلوکز میسازند و اکسیژن آزاد میکنند. تنفس: فرآیند آزاد سازی انرژی شیمیایی مواد غذایی را به کمک اکسیژن تنفس میگویند.