گریستن بهانه ایست بهانه من برای نخندیدن خندیدن،بی تو گناهیست نابخشودنی! من... بی تو فقط میگریم. اشکم پاسخ من به روزگارو دنیاست؛ دنیا ئی که نمیخواست نمیخواهد و انگار هیچ وقت نخواهد خواست که من با تو ما شویم. اشک های من سرود عاشقانه ایست که برای تو ساخته ام؛ ساختنش سخت نبود . یاد تو ، دیدنت از دور، بوسیدنت در خیال، و آه ... حسرت نداشتنت، بهانه همیشگی برای بارش دیدگان من است. چشمهایم فقط برای دیدن تو ، و اشک هایم فقط برای ندیدن تو. محبوبم خواستنت را فریاد میزنم. آری من فقط یک بار عاشق شدم. این عشق است. شک نکن. با یادت میما نم. تا ابد. عیبی ندارد. اگه دنیا نخواست ما شویم. من با خیالت زندگی میکنم. اما ... درد من ندانستن است شاید هم میدانم و با خوشبینی خودم رو گول میزنم، بهانه بودنم ! چه کنم که هرچه تو سنگدلتر میشی تاثیری در احساس من نسبت به تو ندارد! من تو را برای خودم دوست دارم نه برای اینکه تو هم دوستم داشته باشی این میشود معامله در حالی که عشق سودائی یک جانبه است! عاشق دل میبازد، حال چه معشوق بخواهد و چه نخواهد چه بداند و چه نداند... ...باز هم اشک دلدار من میبینی باز هم اشک اشک هایم را پاک نمیکنم شاید یک روز دست گرمت یا شاید داغیه لبهایت... شاید... تا ابد با تو میمانم. شاید زمانی مرگ من پاسخ بهتری برای دنیا باشد! شاید... شاید.... شاید.....