1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آموزش زبان عربی

شروع موضوع توسط MiTra ‏12/12/10 در انجمن زبان خارجی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    مقایسه افعال ناقصه . حروف مشبهه بالفعل و لای نفی جنس

    [h=1][/h]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]افعال ناقصه : [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]افعالی هستند که بر سر مبتدا و خبر میان و مبتدا رو مرفوع نگه میدارند ولی خبر رو منصوب میکنند . [/FONT]
    این افعال عبارتند از : کانَ . صارَ . مازال . مابرح و....
    مثال : الرجل ُ عالمٌ . کانَ الرجلُ عالماً .

    حروف مشبهة بالفعل حروفی هستند که بر سر مبتدا و خبر میان و مبتدا رو منصوب میکنند و خبر رو مرفوع نگه میدارند .
    این حروف عبارتند از : إنّ . أنّ . لکنّ . کأنّ . لیت و....
    مثال : الرجلُ عالمٌ . إنّ الرجلَ عالمٌ .

    لای نفی جنس هم بر سر مبتدا و خبر میاد و مثل حروف مشبهة بالفعل عمل میکند . یعنی مبتدا منصوب و خبر مرفوع . با این تفاوت که :
    1- اسم لای نفی جنس مبنی بر فتح است و تنوین نمیگیره هیچ وقت .
    2- اسم اون همیشه به شکل اسم ظاهر میاد و به شکل ضمیر هیچ وقت نمیاد . در حالی که در حروف مشبهه بالفعل شما ضمیر هم میتونید بیارید . اونم ضمایر متصل نصبی
    مثال : الرجلُ عالمٌ . لا رجلَ عالمٌ .
    در ترجمه لای نفی جنس حتما باید کلمه هیچ رو بیارید . هیچ مردی دانشمند نیست .
    اما برای مثال ضمیر به عنوان اسم حروف مشبهه بالفعل :
    إنّکم مؤمنونَ . می بینید که اسم إنّ منصوب است اما از نوع محلی . یعنی محلا منصوب . به خاطر اینکه ضمیر است . اونم ضمیر متصل نصبی .
    خبر اون هم مرفوع است . چون تو انواع فاعل گفتیم که ما ، هر جایی که اسم جمع مذکر سالم رو با (ونَ ) بیاریم در واقع اون رو به شکل مرفوعش آوردیم .
    و حالا این مورد رو ببینید .
    الطالبونَ مؤدبونَ . الطالبونَ : مبتدا و مرفوع / مودبونَ : خبر مفرد و مرفوع
    حالا دقت کنید . یک بار با فعل ناقص و یک بار هم با حرف مشبهه بالفعل
    کانَ الطالبونَ مؤدبینَ .
    إنّ الطالبینَ مؤدبونَ .
    اما ساده تر این موارد رو قبلا اوردم براتون . تو همون مثال های اول . حالا کافی است که کتاب درسی خودتون رو باز کنید و همه جملات اسمیه رو پیدا کنید . بعد هم سرشون یک فعل ناقص یا یک حرف مشبهه بالفعل قرار بدید و تغییراتش رو ثبت کنید .
    راستی : حواستون باشد که اگر مبتدا ضمیر بود باید به ضمیر متصل نصبی تبدیل بشه برا حروف مشبهه بالفعل .
    مثال : انتما تلمیذانِ مؤدبانِ . تغییرش رو ببین و لذت ببر
    إنّکما تلمیذانِ مؤدبانِ . انتما که مرفوعی بود ( چون مبتدا مرفوع است) تبدیل شد به ضمیر نصبی . چون اسم حروف مشبهه بالفعل منصوبند .
    اما اینجا رو ببینید .
    انتما تلمیذانِ مؤدبانِ .
    کنتما تلمیذَینِ مؤدبَینِ .
    لابد میگید چرا اینطوری شد . ضمیر منفصل تبدیل شد به ضمیر متصل . اونم از نوع رفعی . چون اسم افعال ناقصه مرفوع است . (فعل شما در اصل کان است که به خاطر اعلالی که درش اتفاق افتاده حرف عله اون حذف شده . )
    و تلمیذین مؤدبین ، چون منصوب است به خاطر اینکه خبر افعال ناقصه است با 0ینِ ) اومده . اخر، اسم مثنی هر وقت مجرور یا منصوب باشد با (ینِ ) میاد . اسم جمع مذکر سالم هم هر موقع منصوب یا مجرور باشد با (ینَ ) میاد .
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    انواع فاعل در جمله فعلیه

    اما راجع به فاعل :
    اول بگم که فاعل کلمه ای است که :
    1- در جواب سوال کی ، چی ؟ میاد .
    2- حتما بعد از فعل میاد .

    مثال : نظرَ سعیدٌ الی الحمامة ِ . نگاه کرد . از خودمان می پرسیم : کی؟ جواب : سعید . و چون بعد از فعل اومده و اعرابش هم رفع است پس میشه فاعل .
    اما فاعل
    به سه شکل میتونه بیاد .
    1- اسم ظاهر مثل همین سعید
    2- ضمیر بارز که همون علامت هایی ( ضمایری) هستند که اخر فعل برای صرف کردنشون به کار می بریم . مثل : تَ در ذهبتَ .
    یادتون باشد ت در مفرد مونث غایب (للغائبة ) علامت مونث بودن است و فاعل نمی باشد .
    3- ضمیر مستتر . یعنی وقتی شما فعل رو دارید ، هیچ ضمیری هم از ضمایر متصل رفعی (همون علامت های صرف فعل) بهش اضافه نشده و اسمی هم عدش نیومده که بتونه جواب سوال کی؟ چی؟ باشد . اون وقت است که شما به ضمیر مستتر پناه می برید . مثال : ذهَبَ الی المسجد .

    رفت . کی رفت ؟ اسمی بعدش نیومده به عنوان مثال : والد ، سعید ، الرجل . ضمیر متصلی هم که بهش اضافه نشده . پس میگیم : فاعل ضمیر مستتر هو است .
    حتی اگر همین هو قبل از فعل اومده باشد باز هم فاعل نیست . فاعل اون هو ای است که تو شکم فعلتون قایم شده . چون هو قبل از فعل مبتدا میشه .

    یادتون باشد تو فعل های للمخاطب و للمتکلم وحده و للمتکلم مع الغیر در
    مضارع فاعل همیشه ضمیر مستتر است که به ترتیب میشند : انتَ ، انا ، نحن
    حالا به مثال ها دقت کنید و فاعل رو ببینید .
    یرجعونَ من المدرسة . واو در یرجعون فاعل است از نوع ضمیر بارز و نون اخرش نشونه رفع فعل مضارع است .

    یرجعنَ من المدرسة . نَ در یرجعن فاعل از نوع ضمیر بارز است . میدونید که صیغه 6 و 12 فعل مضارع مبنی هستند . یعنی حرکت حرف اخرشون تغییر نمیکنه . پس احتیاج به نون رفع هم نداشته است .

    جاء احمدُ من المدرسة . اومد از مدرسه . کی ؟ احمد . پس احمد
    فاعل از نوع اسم ظاهر است .

    جاء المعلمان ِ من المکتبة . اومدن از کتاب خانه . کی ها ؟ معلم ها
    پس معلم ها میشه فاعل از نوع اسم ظاهر .

    أرجعُ الی البیت فی الساعة الثانیة . برمی گردم به خانه . کی ؟ من .
    من که بعدش نیومده . علامتی هم به اخر فعلمون اضافه نشده . پس فاعل ضمیر مستتر انا .

    یادتون باشد فاعل همیشه مرفوع است . و ما این علامت رفع رو در اسم های ظاهر میتونیم ببینیم .
    اما در ضمایر مستتر یا بارز نمیتونیم . پس در ضمایر میگیم محلا مرفوع . یعنی در محل و مکان رفع قرار گرفته اما نمیتونه علامت رفع رو بگیره . پس میشه محلا مرفوع .

    مورد بعدی در اسم های مثنی و جمع مذکر سالم است .
    اسم مثنی در حالت رفع با (ان) میاد و اسم جمع مذکر سالم در حالت رفع با (ون) میاد . پس هر جا که به این شکل دیدید این دونوع اسم رو ، بدونید که مرفوع هستند .

    ومورد بعد : اینکه فعل در جمله فعلیه اگر فاعل به شکل اسم ظاهر بعدش اومده باشد مفرد میاد ولی در جنس با فاعل خودش مطابقت میکنه .
    مثال :
    فرِحَ المعلمُ / فرِحَ المعلمانِ / فرِحَ المعلمونَ
    فرحت المعلمة ُ / فرحت المعلمتان ِ / فرحت المعلماتُ
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    آموزش مبتدا و خبر برا اول دبیرستان .


    دوستان عزیز . شما سال قبل با جملات اسمیه و فعلیه به شکل کلی آشنا شدید .

    میدونید که جمله ای که با اسم شروع بشه اسمیه است و جمله ای که با فعل شروع میشه بهش میگیم فعلیه . مثلا تو صفحه 107 داریم :

    القرآن منهاجٌ لسعادة .... این جمله اسمیه است چون با اسم شروع شده .
    تو همین صفحه داریم : یشّجعُ القرآنُ الناسَ ... این جمله فعلیه است چون با فعل شروع شده .

    اما اون چیزی که برا ما بعد از تشخیص هر جمله مهم است پیدا کردن ارکان اون جمله است . همونطوری که سال قبل یاد گرفتید در جمله اسمیه دورکن مهم وجود داره که اولی مبتدا است و و دومی هم خبر .

    اما برا تشخیص اون دوتا چکار کنیم ؟ اسمی که به عنوان انجام دهنده کار درابتدای جمله میاد بهش میگیم مبتدا .
    و خبر کلمه یا جمله ای است که مبتدا رو کاملش میکنه . در واقع جمله مون رو کامل میکنه .

    تو همون مثال بالا ببینید :
    القرآنُ منهاجُ لسعادة الانسان .
    اول از همه تشخیص میدیم که این جمله اسمیه است و بعد از خودمون می پرسیم : کی ، چی ؟ کلمه ای که در جوابش میاد میشه مبتدا . ( حواستون باشد اگر این کلمه بعد از فعل اومده باشه میشه فاعل )

    خوب ، حالا سوال . کی ؟ چی ؟ قرآن
    پس قران میشه مبتدا . حالا باید دنبال کلمه یا کلماتی باشیم که جمله رو کامل کنه . قرآن چی ؟
    قران یک راه روشن است . پس کلمه منهاج جمله رو کامل کرده . به اون میگیم خبر .

    خبر میتونه به 3شکل در جمله بیاد .
    اسم ، جمله (اسمیه ،فعلیه) ، شبه جمله (ظرف ، جارومجرور)

    القرآن منهاجٌ . منهاج خبر از نوع اسم است .
    و در صفحه 109 جمله : الاطباء یستعملونَ البصل .. می بینیم که الاطباء مبتدا و یستعملون خبر از نوع فعل است . ( فعل مضارع از باب استفعال است)

    و در صفحه 110 می بینیم که : السمکُ من الاطعمة المفیدة .
    السمک مبتدا است و من الاطعمة خبر از نوع شبه جمله ( حارومجرور) است .

    و اما اعراب ( حرکت حرف آخر ) در مبتدا و خبر .
    مبتدا و خبر هردو مرفوع هستند . یعنی ُ یا ٌ

    [HR][/HR] اما بعضی موقع ها هست که ما نمیتونیم این علامت رو بذاریم . مثل زمانی که خبر از نوع حرف واسم یا همون شبه جمله است . بنابراین حرکت خودش رو میدیم و میگیم محلا مرفوع .

    یعنی درمکان رفع قرار گرفته ولی نمیتونه علامت رفع رو بگیره .
    مثل السمکُ من الاطعمة ِ المفیدة ِ ..
    السمکُ مبتدا و مرفوع / من الاطعمة خبر از نوع شبه جمله و محلا مرفوع
    چرا که اسم بعد از حرف جر مجرور میشه یعنی ِ یا ٍ می گیره ولی خبر هم باید مرفوع بشه . حالا تکلیف چی است ؟ ساده ترین راه . این است که علامت خودش رو بذاریم و بگیم محلا مرفوع

    خبر اگر از نوع جمله یا شبه جمله باشد محلا مرفوع است .
    اما کلمات دیگه ای هم هستند که اگر در جای مبتدا یا خبر قرار بگیرند اعرابشون محلا مرفوع است و اون ها
    1- اسم اشاره مفرد و جمع (اسم اشاره مثنی رو نگفتم هان) مثل : هولاء مصابیحُ الامة در ص 114 تمرین الاول شماره 3 . هؤلاء مبتدا و محلا مرفوع
    2- اسم موصول مثنی و جمع ( بازهم مثناش رو نگفتم ) مثل : الذین هاجروا
    در ص 73(الدرس السابع )
    3- ضمایر مثل : انتم صامتون در ص 73 . انتم مبتدا و محلا مرفوع
    4- اسم استفهامی مثل : مَن اظلمُ ممّن افتری.... در ص 118 شماره 3
    منَ مبتدا و محلا مرفوع
    به این کلمات مبنی میگن . یعنی حرکت حرف آخرشون هیچ وقت تغییر نمیکنه .

    [HR][/HR] اما در مبتدا و خبر گفتیم که یا ُ میگیره یا ٌ . کجاها ٌ یعنی تنوین رفع رو نمیگیره :
    1- اسم الله ، یوسف ، یعقوب ، ایوب ، ابلیس و.. باشد .
    2- اسمی که ال داشته باشد .
    3- اسمی که مضاف باشد یعنی بعدش مضاف الیه اومده باشد . مثل عنصرُ الفوسفور یا عبارت حسنُ الخلقِ من ثمرات الادب در ص114 تمرین الثالث
    حسنُ مبتدا و مرفوع . چون مضاف است فقط ُ گرفته و ٌ نگرفته . یادتون باشد مضاف نقش نیست همونطور که اینجا دیدید . یعنی حسن مبتدا شد

    4- اسم شخص مونث باشد مثل : مریم . زینب . فاطمة و..
    و....

    [HR][/HR] و نکته بعدی در اسم مثنی یا جمع مذکر سالم است . میدونید که اسم مثنی دوتا علامت داره ( ان ِ / ین ِ ) و همینطور اسم جمع مذکر سالم (ونَ / ینَ )
    خوب . حالا اگر خواستیم اسم مثنی رو در جایی بیاریم که باید مرفوع باشد با (ان ) و اگر اسم جمع مذکر رو خواستیم برای رفع بیاریم با (ون) میاریم .
    مثلا در ص 114 تمرین الثالث شماره 3 داریم :
    التلمیذتان ِ ساعدتا .. التلمیذتان مبتدا و مرفوع است . چون گفتیم هرجا علامت رفع بخواهیم اسم مثنی با (ان ) میاد .
    یا تو همین تمرین شماره 6 داریم :
    المسلمون رفعوا.... المسلمون مبتدا و مرفوع . گفتیم که اسم جمع مذکر علامت رفعش با ( ون ) است .
    در ضمن اگر خبر از نوع اسم یا فعل باشد با مبتدا در جنس و تعداد مطابقت میکنه .
    مثلا همین رفعوا در المسلمون رفعوا . مبتدا و خبر هردو جمع و مذکر هستند
    یا ساعدتا در التلمیذتان ساعدتا . مبتدا و خبر هر دو مثنی و مونث هستند
    یا عبارت : المومنون صادقون . خبر از نوع اسم است و با مبتدا در جنس و تعداد مطابقت کرده . یعنی جمع است و مذکر
    و اون چیزی که جالب است و در کتاب اول راهنمایی اومده . این است که خبر اگر از نوع اسم باشد ولی مشتق نباشد با مبتدا مطابقت نمیکنه
    مثل : هؤلاء اسوة ٌ فی الدرس و الاخلاق
    هؤلاء : مبتدا و محلا مرفوع ( می بینید که جمع هم هست )
    اسوة خبر و مرفوع ( مفرد است )

    [HR][/HR] یک نکته دیگر :
    خبر اگر از نوع حرف و اسم باشد و مبتدا اسم تنوین دار باشد خبر قبل از مبتدا میاد . مثل :
    فی هذا البلد رجلٌ در ص 117 کارگاه ترجمه (البته بعد از حذف کان )
    فی هذا خبر از نوع شبه جمله (حرف واسم یا جارومجرور) و محلا مرفوع
    رجل مبتدا و مرفوع
    تا دلتون بخواد درس عربی نکته داره . برا همین هم تا بیشتر از این قاطی نکردید برید و به کارتون برسید .

    راستی اگر خواستی جمله اسمیه رو به فعلیه تبدیل کنی
    اولا باید خبر از نوع فعل باشد تا بتونی تبدیلش کنی .
    دوما وقتی تبدیل شد چون فعل میاد اول و مبتدا میره جای فاعل بعد فعل ، پس فعل باید مفرد بشه و در جنس مطابقت کنه .
    مثلا همون عبارت :
    التلمیذتان ِ ساعدتا امهما . که فعلیه اون میشه :
    ساعدت التلمیذتان ِ امهما .
    یا عبارت : المسلمون رفعوا اعلام ....
    میشه : رفع المسلمون اعلام ....
    یا عبارت : الممرضات یعطفنَ ..... که در فعلیه میشه :
    تعطف الممرضات ..... ( یادت باشه که فعل مضارع در ششمی ی میگیره یعنی در جمع مونث ولی درمفرد مونث ت میگیره )
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    آموزش جامد ومشتق

    [h=1][/h]
    جامد ومشتق
    جامد به کلمه ای گفته میشود که از کلمه دیگری گرفته نشده باشد .
    مشتق به کلماتی می گویند که از کلمه دیگری گرفته شده باشد .
    کلمات مشتق ، انواع مشخص ووزنهای مشخصی نیز دارند .
    کافی است شما کلماتی را که مشتق هستند ووزن آنها رابه خاطر بسپرید وهر چه
    غیر از آن است را جامد بدانید .
    کلمات مشتق عبارتند از :

    اسم فاعل ، اسم مفعول ، اسم مبالغه ، اسم تفضیل ، صفت مشبهه ، اسم مکان ، اسم زمان واسم آلت
    البته مورد آخری یعنی (اسم آلت ) در کتاب اول دبیرستان به کار نرفته است .
    وزن مشخص برای هریک از کلمات مشتق :
    اسم فاعل از ثلاثی مجرد : بروزن فاعل . مانند ناصِر . کاتب و...

    اسم مفعول از ثلاثی مجرد : بروزن مفعول . مانند منصور . مکتوب
    اسم فاعل ومفعول از ثلاثی مزید : از مضارع فعل های مزید یعنی باب هایی که یاد گرفتید ساخته میشود .
    به این ترتیب که : ابتدا حرف مضارع را برداشته وبه جای آن میم مضموم ( مـُـ) گذاشته و حرف یکی مانده

    به آخر را در اسم فاعل مکسور (ــــِــــ ) ودر اسم مفعول منصوب (ـــَــ ) می کنید .

    مانند : یتناسبُ (ازباب تفاعل » حذف حرف مضارع » تناسب » گذاردن میم مضموم
    اسم فاعل : مُتناسِب اسم مفعول : مُتناسَب
    اسم مبالغه که زیادی کاری را میرساند بر وزن فعّال ، فعّالة . مانند : قصّاب ، بزّاز(پارچه فروش)

    اسم تفضیل که مذکر آن بروزن (أفعَل ) ومؤنث آن بروزن (فـُـعلی ) میباشد . مانند : أکبر وکُبری
    صفت مشبهه که مشهورترین وزن آن فعیل میباشد . مانند : سمیع (شنوا) . کبیر(بزرگ) .
    البته صفت مشبهه وزنهای دیگری هم دارد مانند: فـَـعل (مثل صعب به معنی سخت ) ، فـَـعلان
    (مثل عطشان به معنی تشنه) و..
    صفت مشبهه اگر بر رنگ یا عیب دلالت کند مذکر آن بروزن (أفعَل ) ومؤنث آن بروزن (فـَـعلاء)

    می آید . مانند : أحمَر . حَمراء به معنی قرمز .
    اسم مکان وزمان بروزن مَفعَل ومَفعِل میباشد . مانند: مَغرِب ، مَغسَل ، مَعبَد

    اسم آلت بر وزن مِفعال ومِفعلة میباشد . مانند : مقراض (قیچی) ، مفتاح (کلید ) ، مِبردة (سوزن) و..

     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    جدول صرف افعال مزید در مضارع باب های تفعیل / مفاعلة / تفاعل

    [h=1][/h] ماضی این سه باب رو در جدول قبل نوشتیم . حالا نوبت میرسه به مضارع هاش .

    همونطور كه میدونید تو این سه باب ریشه فعلمون بود (قرب )

    [TABLE="width: 100%"]
    [TR]
    [TD] صیغه[/TD]
    [TD] باب تفعیل
    [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [TD] باب مفاعلة
    [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [TD] باب تفاعل
    [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائب[/TD]
    [TD] یُقرّبُ[/TD]
    [TD] نزدیك می كند
    [/TD]
    [TD] یقاربُ[/TD]
    [TD] نزدیك میشود
    [/TD]
    [TD] یتقاربُ[/TD]
    [TD] به او نزدیك میشود
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبین ِ
    [/TD]
    [TD] یقرّبان[/TD]
    [TD] نزدیك میكنند
    [/TD]
    [TD] یقاربان[/TD]
    [TD] نزدیك میشوند
    [/TD]
    [TD] یتقاربان[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك میشوند
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبینَ[/TD]
    [TD] یقرّبون[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] یقاربون[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] یتقاربون[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبة[/TD]
    [TD] تقرّبُ[/TD]
    [TD] نزدیك میكند
    [/TD]
    [TD] تقاربُ[/TD]
    [TD] نزدیك میشود
    [/TD]
    [TD] تتقاربُ[/TD]
    [TD] به اونزدیك میشود
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبتین ِ
    [/TD]
    [TD] تقرّبان[/TD]
    [TD] نزدیك میكنند
    [/TD]
    [TD] تقاربان[/TD]
    [TD] نزدیك میشوند
    [/TD]
    [TD] تتقاربان[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك میشوند
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبات[/TD]
    [TD] یقرّبــْنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] یقاربنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] یتقاربنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطب[/TD]
    [TD] تقرّبُ[/TD]
    [TD] نزدیك میكنی
    [/TD]
    [TD] تقاربُ[/TD]
    [TD] نزدیك میشوی
    [/TD]
    [TD] تتقاربُ[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك میشوی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبین ِ
    [/TD]
    [TD] تقرّبان[/TD]
    [TD] نزدیك میكنید
    [/TD]
    [TD] تقاربان[/TD]
    [TD] نزدیك میشوید
    [/TD]
    [TD] تتقاربان[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك میشوید
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبینَ[/TD]
    [TD] تقرّبون[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تقاربونَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تتقاربون[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبة[/TD]
    [TD] تقرّبینَ[/TD]
    [TD] نزدیك میكنی
    [/TD]
    [TD] تقاربینَ[/TD]
    [TD] نزدیك میشوی
    [/TD]
    [TD] تتقاربینَ[/TD]
    [TD] به او نزدیك میشوی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبتین ِ
    [/TD]
    [TD] تقرّبان[/TD]
    [TD] نزدیك میكنید
    [/TD]
    [TD] تقاربان[/TD]
    [TD] نزدیك میشوید
    [/TD]
    [TD] تتقاربان[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك میشوید
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبات[/TD]
    [TD] تقرّبـــْنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تقاربـْنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تتقاربنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمتكلم وحده
    [/TD]
    [TD] اُقرّبُ[/TD]
    [TD] نزدیك میكنم
    [/TD]
    [TD] اُقاربُ[/TD]
    [TD] نزدیك میشوم
    [/TD]
    [TD] اتقاربُ[/TD]
    [TD] به او نزدیك میشوم
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمتكلم مع الغیر
    [/TD]
    [TD] نقرّبُ[/TD]
    [TD] نزدیك میكنیم
    [/TD]
    [TD] نقاربُ[/TD]
    [TD] نزدیك میشویم
    [/TD]
    [TD] نتقاربُ[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك میشویم
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]


    اینم از مضارع های این سه باب .
    حالا دیگر مونده باب افتعال و باب انفعال . اونم برا چند روز دیگر . یك كم دور وبرم رو خلوت كنم . اون وقت .
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : جدول صرف افعال مزید در مضارع باب های تفعیل / مفاعلة / تفاعل

    [h=1]جدول صرف افعال مزید در ماضی باب های تفعیل / مفاعلة / تفاعل[/h] جدول صرف افعال مزید در ماضی باب های تفعیل / مفاعلة / تفاعل



    تقاضام این است كه خوب به صرف فعل ها و ترجمه هاش دقت كنید و حتما حتما هم اون ها رو با باب های دیگر و اصل فعل مقایسه كنید .

    ریشه فعل هستش ( قرب )

    [TABLE="width: 100%"]
    [TR]
    [TD] صیغه[/TD]
    [TD] باب تفعیل
    [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [TD] باب مفاعلة
    [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [TD] باب تفاعل
    [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائب[/TD]
    [TD] قرّبَ[/TD]
    [TD] نزدیك كرد
    [/TD]
    [TD] قاربَ[/TD]
    [TD] نزدیك شد
    [/TD]
    [TD] تقاربَ
    [/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شد
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبین ِ
    [/TD]
    [TD] قرّبا[/TD]
    [TD] نزدیك كردند
    [/TD]
    [TD] قاربا[/TD]
    [TD] نزدیك شدند
    [/TD]
    [TD] تقاربا[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شدند
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبینَ[/TD]
    [TD] قرّبوا[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] قاربوا[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تقاربوا[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبة[/TD]
    [TD] قرّبتْ[/TD]
    [TD] نزدیك كرد
    [/TD]
    [TD] قاربَتْ[/TD]
    [TD] نزدیك شد
    [/TD]
    [TD] تقاربَتْ[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شد
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبتین ِ
    [/TD]
    [TD] قرّبتا[/TD]
    [TD] نزدیك كردند
    [/TD]
    [TD] قاربتا[/TD]
    [TD] نزدیك شدند
    [/TD]
    [TD] تقاربتا[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شدند
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبات[/TD]
    [TD] قرّبنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] قاربْنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تقاربنَ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطب[/TD]
    [TD] قرّبتَ[/TD]
    [TD] نزدیك كردی
    [/TD]
    [TD] قاربتَ[/TD]
    [TD] نزدیك شدی
    [/TD]
    [TD] تقاربتَ[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شدی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبین ِ
    [/TD]
    [TD] قرّبتما[/TD]
    [TD] نزدیك كردید
    [/TD]
    [TD] قاربتما[/TD]
    [TD] نزدیك شدید
    [/TD]
    [TD] تقاربتما[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شدید
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبینَ[/TD]
    [TD] قرّبتم[/TD]
    [TD] نزدیك كردید
    [/TD]
    [TD] قاربتم[/TD]
    [TD] نزدیك شدید
    [/TD]
    [TD] تقاربتم[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبة[/TD]
    [TD] قرّبتِ[/TD]
    [TD] نزدیك كردی
    [/TD]
    [TD] قاربتِ[/TD]
    [TD] نزدیك شدی
    [/TD]
    [TD] تقاربتِ[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شدی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبتین ِ
    [/TD]
    [TD] قرّبتما[/TD]
    [TD] نزدیك كردید
    [/TD]
    [TD] قاربتما[/TD]
    [TD] نزدیك شدید
    [/TD]
    [TD] تقاربتما[/TD]
    [TD] به یكدیگر نزدیك شدید
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبات[/TD]
    [TD] قربتنّ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] قاربتنّ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [TD] تقاربتنّ[/TD]
    [TD] "[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمتكلم وحده
    [/TD]
    [TD]قرّبتُ
    [/TD]
    [TD]نزدیك كردم
    [/TD]
    [TD]قاربتُ
    [/TD]
    [TD]نزدیك شدم
    [/TD]
    [TD]تقاربتُ
    [/TD]
    [TD]به او نزدیك شدم
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمتكلم مع الغیر
    [/TD]
    [TD]قرّبنا
    [/TD]
    [TD]نزدیك كردیم
    [/TD]
    [TD]قاربنا
    [/TD]
    [TD]نزدیك شدیم
    [/TD]
    [TD]تقاربنا
    [/TD]
    [TD]به یكدیگر نزدیك شدیم
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    جدول صرف افعال مزید در مضارع همراه با ترجمه . (باب افعال / تفعّل / استفعال)

    [h=1][/h]
    جدول صرف افعال مزید
    سلام .
    ادامه بحث صرف افعال مزید در سه باب افعال / تفعّل / استفعال
    که ماضی اون ها رو از ریشه خرج در مبحث قبلی صرف کردیم . حالا نوبت رسید به مضارع اون ها .
    میدونید که خرجَ به معنی خارج شد یا بیرون رفت می باشد و مضارع اون یعنی یخرُجُ به معنی خارج می شود یا بیرون میرود هست . حالا میریم تو باب ها تا ببینیم چه اتفاقی قرار است بیفتد . فعل استخرج رو به یک شکل دیگر ترجمه کردم تا بدونید که به چند شکل جواب یده .

    [TABLE="width: 100%"]
    [TR]
    [TD] صیغه[/TD]
    [TD] باب افعال[/TD]
    [TD]ترجمه [/TD]
    [TD]باب تفعّل [/TD]
    [TD]ترجمه [/TD]
    [TD]باب استفعال [/TD]
    [TD]ترجمه [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائب [/TD]
    [TD]یُخر ِجُ [/TD]
    [TD]بیرون می آورد [/TD]
    [TD]یتخرّجُ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشود [/TD]
    [TD]یستخرجُ [/TD]
    [TD]استخراج میکند. بیرون میاورد[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبین ِ [/TD]
    [TD]یُخرجان ِ [/TD]
    [TD]بیرون می اورند [/TD]
    [TD]یتخرّجان ِ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل می شوند [/TD]
    [TD]یستخرجان ِ [/TD]
    [TD]استخراج میکنند . بیرون میاورند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبین َ [/TD]
    [TD]یُخرِجونَ [/TD]
    [TD]بیرون میاورند [/TD]
    [TD]یَتخرّجونَ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل می شوند [/TD]
    [TD]یستخرجونَ [/TD]
    [TD]استخراج می کنند . بیرون میاورند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبة [/TD]
    [TD] تــُخر ِجُ[/TD]
    [TD] بیرون میاورد[/TD]
    [TD]تــَتـَخرّجُ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشود [/TD]
    [TD]تستخرجُ [/TD]
    [TD]استخراج میکند . بیرون میاورد [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبتین ِ [/TD]
    [TD]تــُخرجان [/TD]
    [TD]بیرون میاورند [/TD]
    [TD]تتخرّجان [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشوند [/TD]
    [TD]تستخرجان [/TD]
    [TD]بیرون میاورند.استخراج میکنند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبات [/TD]
    [TD]یُخرجنَ [/TD]
    [TD]بیرون می اورند [/TD]
    [TD]یتــَخرّجنَ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشوند [/TD]
    [TD]یستخرجنَ [/TD]
    [TD]بیرون می اورند. استخراج میکنند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطب [/TD]
    [TD]تــُخرجُ [/TD]
    [TD]بیرون می آوری [/TD]
    [TD]تتخرّج [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشوی [/TD]
    [TD]تستخرجُ [/TD]
    [TD]بیرون می اوری استخراج میکنی [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبین ِ[/TD]
    [TD] تــُخرجان[/TD]
    [TD] بیرون می اورید[/TD]
    [TD] تتخرّجان ِ[/TD]
    [TD] فارغ التحصیل میشوید[/TD]
    [TD] تستخرجان[/TD]
    [TD]بیرون می اورید استخراج میکنید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبینَ [/TD]
    [TD]تـــُخرجونَ [/TD]
    [TD]بیرون می اورید [/TD]
    [TD]تتخرجون [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل می شوید [/TD]
    [TD]تستخرجون [/TD]
    [TD]بیرون میاورید استخراج میکنید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبة [/TD]
    [TD]تــُخرجین [/TD]
    [TD]بیرون می اوری [/TD]
    [TD]تتخرُّجین [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشوی [/TD]
    [TD]تستخرجین [/TD]
    [TD]بیرون میاوری استخراج میکنی [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبتین [/TD]
    [TD]تــُخرجان [/TD]
    [TD]بیرون می اورید [/TD]
    [TD]تتخرجان [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشوید [/TD]
    [TD]تستخرجان [/TD]
    [TD]بیرون میاورید استخراج میکنید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبات [/TD]
    [TD]تـــُخرجنَ [/TD]
    [TD]بیرون می اورید [/TD]
    [TD]تتخرّجن [/TD]
    [TD] فارغ التحصیل میشوید[/TD]
    [TD] تستخرجن[/TD]
    [TD] بیرون میاورید استخراج میکنید[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمتکلم الوحده[/TD]
    [TD]اُخرِجُ [/TD]
    [TD]بیرون میاورم [/TD]
    [TD]أتخرّجُ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشوم [/TD]
    [TD]أستخرجُ [/TD]
    [TD]بیرون می اورم استخراج میکنم [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمتکلم مع الغیر [/TD]
    [TD]نــُخرجُ [/TD]
    [TD]بیرون میاوریم [/TD]
    [TD]نتخرّجُ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل میشویم [/TD]
    [TD]نستخرجُ [/TD]
    [TD]بیرون میاوریم استخراج میکنیم [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]

    حواستون به حرکت های فعل تو باب افعال باشد درقسمت مضارع . چون با دوتا حرکت فعل تبدیل میشه به مجرد و لازم . دقت کنید :
    یَخرُجُ : خارج میشود . بیرون میرود / یُخر ِجُ : خارج میکند . بیرون می اورد
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : جدول صرف افعال مزید در مضارع همراه با ترجمه . (باب افعال / تفعّل / استفعال)

    [h=1]جدول صرف افعال مزیددر ماضی همراه با ترجمه (باب افعال . تفعّل . استفعال )[/h]
    جدول صرف افعال مزید
    سلام . در این بخش سعی کردم فعل هایی رو در باب های متفاوت بیارم که معنی داشته باشند . برای همین هم در بعضی از باب ها فعل تغییر کرده و در بعضی دیگر از یک ریشه فعل استفاده شده و اتفاقا نکته جالب در همین است که شما میتونید ببینید که باب های مزید با ریشه فعل ها چه غوغایی میکند .
    باب افعال / تفعّل / استفعال از ریشه خرج به معنی بیرون رفت .
    صرف فعل ماضی .
    بیرون رفت یک فعل لازم است . یعنی به مفعول نیاز نداره . اما وقتی میره به باب افعال میشه یک فعل متعدی . یعنی نیازمند مفعول . به معنی بیرون اورد . میتونی بگی چی رو ؟ واین یعنی متعدی بودن فعل .
    [TABLE="width: 100%"]
    [TR]
    [TD] صیغه[/TD]
    [TD] باب افعال [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [TD] باب تفعّل [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [TD] باب استفعال [/TD]
    [TD] ترجمه[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائب[/TD]
    [TD] أخرجَ[/TD]
    [TD]بیرون آورد [/TD]
    [TD]تخرّجَ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شد [/TD]
    [TD]استخرجَ [/TD]
    [TD]استخراج کرد . از او خواست بیرون رود [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للغائبین ِ[/TD]
    [TD]أخرجا [/TD]
    [TD]بیرون آوردند [/TD]
    [TD]تخرّجا [/TD]
    [TD] فارغ التحصیل شدند[/TD]
    [TD]استخرجا [/TD]
    [TD]از آن دو خواستند بیرون روند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]االغائبینَ [/TD]
    [TD]أخرجوا [/TD]
    [TD]بیرون اوردند [/TD]
    [TD]تخرّجوا [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدند [/TD]
    [TD]استخرجوا [/TD]
    [TD]از انه خواستند بیرون روند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبة [/TD]
    [TD]أخرجت [/TD]
    [TD]بیرون آورد [/TD]
    [TD] تخرّجت[/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شد [/TD]
    [TD]استخرجت [/TD]
    [TD]از او خواست بیرون رود [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبتین ِ [/TD]
    [TD]أخرجتا [/TD]
    [TD]بیرون آوردند [/TD]
    [TD]تخرّجتا [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدند [/TD]
    [TD]استخرجتا [/TD]
    [TD]از آن دو خواستند بیرون روند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للغائبات [/TD]
    [TD]أخرجنَ [/TD]
    [TD]بیرون آوردند [/TD]
    [TD]تخرّجنَ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدند [/TD]
    [TD]استخرجنَ [/TD]
    [TD]از آنها خواستند بیرون روند [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطب [/TD]
    [TD]أخرجتَ [/TD]
    [TD]بیرون آوردی [/TD]
    [TD]تخرّجتَ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدی [/TD]
    [TD]استخرجتَ [/TD]
    [TD]درخواست کردی بیرون روی [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبین ِ [/TD]
    [TD]أخرجتما [/TD]
    [TD]بیرون آوردید [/TD]
    [TD]تخرّجتما [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدید [/TD]
    [TD]استخرجتما [/TD]
    [TD]درخواست کردید بیرون روید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبین [/TD]
    [TD]أخرجتم [/TD]
    [TD]بیرون آوردید [/TD]
    [TD]تخرّجتم [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدید [/TD]
    [TD]استخرجتم [/TD]
    [TD]درخواست بیرون رفتن کردید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمخاطبة[/TD]
    [TD]أخرجتِ [/TD]
    [TD]بیرون آوردی [/TD]
    [TD]تخرّجتِ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدی [/TD]
    [TD]استخرجتِ [/TD]
    [TD]درخواست کردی بیرون روی [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبتین ِ[/TD]
    [TD] أخرجتما[/TD]
    [TD] بیرون آوردید[/TD]
    [TD]تخرّجتما [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدید [/TD]
    [TD]استخرجتما [/TD]
    [TD]درخواست کردید بیرون روید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD] للمخاطبات[/TD]
    [TD]أخرجتنّ [/TD]
    [TD]بیرون آوردید [/TD]
    [TD]تخرّجتنّ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدید [/TD]
    [TD]استخرجتنّ [/TD]
    [TD]درخواست کردید بیرون روید [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمتکلم الوحده [/TD]
    [TD]أخرجتُ [/TD]
    [TD]بیرون آوردم [/TD]
    [TD]تخرّجتُ [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدم[/TD]
    [TD]استخرجتُ [/TD]
    [TD]درخواست کردم بیرون روم [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]للمتکلم مع الغیر [/TD]
    [TD]أخرجنا [/TD]
    [TD]بیرون آوردیم [/TD]
    [TD]تخرّجنا [/TD]
    [TD]فارغ التحصیل شدیم [/TD]
    [TD]استخرجنا [/TD]
    [TD]درخواست کردیم بیرون رویم [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    مضارع این فعل ها در بخش بعد می آید .
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    یک بار دیگه آموزش وزن کلمات برا پایه سوم راهنمایی

    [h=1][/h]

    اما یک بار دیگر وزن کلمات رو یک شکل دیگر هم ببینید .

    تو کتاب شما فقط ۳تا وزن رو اورده به اسم صفت فاعلی بروزن فاعل . صفت مفعولی بروزن مفعول . صفت مطلق بر وزن فعیل . اما کلمات برهر وزی میتونند در بیایند یاشما وزن اون کلمه ها رو پیدا کنید . حالا اول این شعرو ببینید . اینم امروز صبح به ذهنم اومد . گفته بودم که شعرها موقع نماز صبح میان تو ذهنم .
    اما وزن کلمات :
    ترازو رو که می بینم یه یادی از وزن میکنم
    کلمه ها تو ذهنم میان و میرن پشت هم
    حامد و حمید و محمود فاعل و فعیل و مفعول
    اکبرو کبری ، کبیر اَفعلُ و فُعلیَ ، فعیل
    مکتب و مجلِس ، باهم مَفعَل و مَفعِل ، باهم
    به ، به،به،ترازو رو وزنه های دقیق رو
    به من بگید اون راز رو سنگای وزنه ها رو
    اون سه تا سنگ اصلی اون سه تا حرف اصلی
    فاءالفعلُ و عین الفعلُ و لام الفعل

    بله . اون سه تا سنگ اصلی که برا کشیدن به کارمیرود با سنگ های فرعشون که وزن اصلی رو هشون میده .
    گفتیم که سه تا سنگ اصلی هستند : فای فعل . عین فعل . لام فعل که هر سه تا تو کلمه فعل وجود دارند . حالا فقط کافی است شما بر اساس همین سه تا حرف اصلی کلمه رو دربیارید و زیر هرکدوم از این سه تا بنویسید . بعد هرحرفی رو که اضافه است دقیقا تو همون جایی که از کلمه واقع شده به سه تا حرف ف. ع . ل بچسبونید تا وزن به دست بیاد . نگاه کنید

    مدرسة : سه تا حرف اصلی اون میشه درس
    مـــــــــــد ر ســــــــــــــة
    مـــــــــــفـعــلــــــــــــــة
    فعل زیر درس قرار گرفت و حروف دیگر دقیقا در همون جاهای خودشون به فعل اضافه شدن . حالا برای عکسش هم دقیقا برخلاف عمل می کنید .
    برای اینکه سه حرف اصلی رو در بیارید تا موقعی که هنوز خوب یاد نگرفتید میتونید کلمات هم خانواده اون کلمه رو پیدا کنید و سه تا حرفی رو که تو همه کلمات به ترتیب و پشت هم قرار گرفته دربیارید . این میشه سه حرف اصلی کلمه .
    حالا وزن این کلمات رو هم در بیارید خودتون . می بخشید هان! زحمت نشه براتون؟ [​IMG]

    معاملة / صدیق / صِداقة / مکتوب/ مأخوذ / مَنبَع / مصدَر/ مرجوعی/ مکاتبة/ اخراج/اجبار/ استکبار
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    فعل های صحیح و معتل و اعلال آنها

    فعل هایا صحیح هستند یا معتل
    صحیح : مهموز . مضاعف . سالم
    معتل : مثال . اجوف . ناقص. لفیف مقرون . لفیف مفروق
    فعل های صحیح رو نخواستید . بنابراین به توضیح معتلات اكتفا می كنم .
    معتل فعل است كه یكی از حروف آن الف . واو . ی باشد
    اگر این حرف در اول فعل باشد به آنمثال می گویند . مثل : وعد
    اگر حرف دوم باشد به آن اجوف میگویند : مثل قول كه میشودقال . یا خوف كه میشود خاف
    اگر حرف سوم باشد ناقص است . مثل سعی .رضی
    اگر دوحرفعله داشته باشد و نزدیك به هم باشند لفیف مقرون است . مثل : سوی. طوی
    اگر دوحرف عله باشد واز هم دورباشند لفیف مفروق است . مثل : وقی .
    ان چه كه مهم است اینكه در این حروف اعلال هایی صورت می گیرد و گاهی اوقات واقعا تشخیص كلمه سخت است .
    اگر به ریشه فعل اشنا باشید به راحتی میتوانید ان را پیدا كنید وگرنه دچار دردسر میشوید
    وبهترین راه این است كه یك نمونه از فعل معتل رو در هر كدام حفظ كنید و مابقی فعل هارا برهمان اسلوب حفظ شده در جمله به كار ببرید .
    نكات:
    1- حرف الف به شكلی جزء حروف معتل نیست . بلكه واو یا ی هستند كه قلب به الف می شوند . مثل : قول : قال
    2- اعلال تغییراتی است كه در فعل های معتل به وجود میاید تا تلفظ ان اسانتر شود
    3- فعل مثال معتل مثل وعد : در فعل ماضی هیچ اعلالی ندارد . ولی در فعل مضارع و امر مخاطب حرف عله در تمام صیغه ها حذف می شود . مثل : وعد . یعد . عد كه به ترتیب ماضی . مضارع و امر هستند
    4- درفعل اجوف حرفعله در ماضی تبدیل به الف میشود و از صیغه 6 به بعد یعنی جمع مونث غایب حرف عله حذف میشود . مثل قول كه شد قال و از صیغه 6 به بعد میشود قلن . قلت والی اخر
    در فعل مضارع اجوف در تمام صیغه ها به جز 6و12 یعنی جمع های مونث حركت حرف عله به ماقبلمنتقلمیشود و در دو صیغه جمع مونث حرف عله حذف میشود . مثل : یَبْیِعُ كه میشود یَبیعَ و در صیغه 6 میشود یبعن و در دوازده میشود تبعن درامر مخاطب اجوف در صیغه اولی و ششمی یعنی مفرد مذكر مخاطب و جمع مذكر مخاطب حرف عله حذف میشود . مثل : بیع كه امر ان میشود : بع . بیعا و بیعوا . بیعی . بیعا . بعن
    5- در فعل ناقص مثل دعو در صیغه اول به الف تبدیل میشود كه البته اگر حرف عله به شكل ی باشد فقط در خواندن به صورت آ می خوانیم . مثل دعو كه میشود دعا
    در صیغه های شماره 3. 4. 5 . حرف عله حذف میشود . دعوا . دعت . دعتا
    در فعل مضارع ناقص : در صیغه های 1.. 4. 7. 13و14 حرف عله ساكن میشود . مثل : یهدیُ كه میشود یهدی
    در صیغه های 3. 9. 10 حرف عله حذف میشود : مثل یهدون . تهدون . یهدین . در یهدین شما دوتا ی باید داشته باشید درواقع باید باشد یهدیین ولی حرف عله ی حذف شده و اون ی كه مونده علامت مفرد مونثمخاطب مضارع است
    درفعل امر در اولین صیغه مخاطب حرف عله حذف میشود . یدعو كه در امر میشود اُدعُ و در بقیه صیغه ها باقی میماند . حالا برای هر كدام یك فعل رو در نظر بگیرید و صرفش كنید و تمام این تغییرات رو هم توش پیاده كنید . امید دارم كه به نتیجه مطلوب برسید . افعال لفیف رو هم تا اون جایی كه من دیدم كمتر به كار میبرند و همون تغییرات رو باتوجه به جمع بین مثال وناقص یا جمع بین اجوف وناقص میتونید برای لفیف ها به كار ببرید . مثل : وقی كه میشه : ق