1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آموزش زبان عربی

شروع موضوع توسط MiTra ‏12/12/10 در انجمن زبان خارجی

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : لغات عربي دروس پیش دانشگاهی ....

    درس هفتم

    آباء: پدران «جمع أب»آذَى (يؤذى،‌ إيذاءً) : اذيت كرد

    أبَي (يأبَي، إباءُ) : اِبا كرد

    أحاسيس: احساسات

    إخماء خاموش كردن «مترادف إطفاء»

    اِرتَجَي (يَرتَجي، اِرتجاءً) : اميد داشت، اميد بست

    أزلَقَ: لغزاند

    اِنطَفأ‌(ينطَفِئُ، اِنطِفاءً) : خاموش شد

    بَدا (يَبْدو، بَدْواً) : ديده شد

    ثَلْج: برف، يخ « جمع آن ثلوج»

    ثِياب: لباس ها «جمع ثَوْب»

    ثَوْرَويّة: انقلابي

    حَلْىُ الذَّهَب: زيور طلا

    ذاخِر: ذخيره كننده

    رامَ (يرومُ، رَوماً) : خواست «مترادف أرادَ، طَلَبَ، بَغَي»

    شَفَة: لب « جمع آن شِفاه»

    صَدَمَ (يصدِم، صَدْماً) : صدمه زد

    طيلةَ: درازي

    طيلةَ حَياتِك: در طول زندگي ات

    عاتَبَ: سرزنش كرد

    عادَتْ تَبحَثُ: شروع به جست و جو كرد

    عُلَب: قوطي ها «جمع عُلْبة»

    عيدان: چوب ها «جمع عُود»

    فارغة: خالي

    فِتيان: جوانان «جمع فَتَي، مترادف شباب و شُبّان»

    لَدَيها (لَدَي + ها) : نزد او، دارد «مترادف عِندَها»

    مارّة: عابران

    مِدْفَأة: بخاري

    مَصانِع: كارخانه ها «جمع مَصنَع»

    مُعاتِب: سرزنشگر

    مُمَزَّق: پاره پاره

    وَفَّي التَّبجيلَ: احترام كرد

    وَقَي (يَقى،‌وِقايةً) : نگاه داشت

    يَبِسَ (يَيبَسُ، يُبساً) : خشك شد «مترادف جَفَّ»
     
  2. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : لغات عربي دروس پیش دانشگاهی ....

    درس هشتم

    اِبتِغاء: خواستن، جُستَناِبتَهَلَ: ناله كرد

    اِتَّجَهَ (يَتَّجِهُ، اِتِّجاهاً) : رهسپار شد، قصد كرد

    أحَسَّ (يُحِسُّ، إحساساً) : احساس كرد

    اِدَّرَعَ (يَدَّرِعُ، اِدِّراعاً) : زره پوشيده « گرفته شده از دِرْع:‌زره»

    اِدَّرَعَ تَعَباً: جامه اي از خستگي به تن كرد

    إرهاق: ستم كردن، خسته كردن

    أساءَ (يُسىءُ، إساءَةً) : بدي كرد

    أسرَي (يُسرى، إسراء) : شبانه حركت داد

    إطلاق:‌ رها كردن

    أطلَقَ السَّراح: آزاد كرد

    أعراق: ريشه ها «جمع عِرْق»

    أعطاف: پهلوها« جمع عَطْف»

    ألقَي الكلام: سخنراني كرد

    أنصاف: نيمه ها «جمع نِصْف»

    أنصافُ آلِهة: نيمه خدا

    أوفياء: باوفايان « جمع وَفـىّ»

    تَباشير: اوّل هر چيز

    تباشيرُ الصُّبح: سپيده صبح

    تَضييق: تنگ گرفتن،‌ سخت گرفتن

    تقييد: در بند و زنجير كردن

    تِلفاز: تلويزيون

    ثَنَي (يَثنـى،‌ثَنْياً) : خم كرد

    جالَ ( يجولُ، جَوَلاناً) : پَرسه زد

    حَجْب: پوشاندن و حجاب

    حُجْرة: اتاق «مترادف غُرفة»

    حجرةُ المُداوَلَة: اتاق شور

    داسَ (يدوس،‌ دَوْساً) : پايمال كرد

    دَلْو: سطل آب «جمع آن دِلاء»

    دِيار: خانه ها «جمع دار»

    رَصين: استوار محكم

    رَقَبة: گردن « مترادف عُنُق»

    زُمَلاء: همشاگردي ها، همكاران‌‌ «جمع زَميل»

    زِنزانة: سلول زندان

    سَجّان: زندانبان

    سَوافِر: بي حجاب ها « جمع سافرة»

    سُفوح الجبال: دامنه هاي كوه ها

    صائحاً: در حال فرياد زدن

    صَواعِق: صاعقه ها

    ضَغْط: فشار

    طُرُق: راه ها «جمع طريق»

    طُغاة: سركشان «جمع طاغى»

    ظَلَمة: ظالمان

    عاصِم: چنگ زننده و پناه برنده

    عُقدة: گره

    غُزاة: جنگجويان، اشغالگران «جمع غازى»

    فَطور (فُطور) : صبحانه: (به ترتيب فَطور. غَواء،‌ عَشاء)<صبحانه ،نهار، شام>

    فَكَّ (يُفكُّ، فَكّاً) : باز كرد (مترادف فَتَحَ: متضادّ أغلَقَ)

    قَطَعَ الطريقَ: راهزني كرد

    قَمْطَرير: سخت و هولناك

    كَفَّ (يكُفُّ، كَفّاً) : باز داشت ، منع كرد

    كَفَّيْهِ [كَفَّيْنِ + هُ] : دو دست او

    كُهوف: غارها « جمع كَهف»

    لا مَ (يلوم، ملامةً) : سرزنش كرد « مترادف عاتَبَ»

    مأوَي: پناهگاه

    مُتقِن: استوار كننده

    مَحكَمَة «المحكمةُ العَسكَريّةُ العُلْيا»: دادگاه «دادگاه عالي نظامي»

    مُداوَلة: گفت و گو، تبادل افكار

    مَسَحَ (يمسَح، مَسْحاً) : پاك كرد (مثلاً زمين را با پارچه اي تمييز كرد يا تخته سياه را پاك كرد.)

    مُعتَدى: متجاوز

    مَنايا: مرگ ها «جمع مَنِيّة»

    مُواطِن: هم وطن

    مُهْتَمّ: اهتمام ورزنده

    نَشَراتُ الأخبار: پخش اخبار

    وَثاق: تضمين كردن

    وُرود: گل ها «جمع وَرْد»

    وَغَي: جنگ

    هَيجاء: جنگ «مترادف وَغَي، قِتال، حَرْب»
     
  3. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : لغات عربي دروس پیش دانشگاهی ....

    درس نهم

    اِستَعاضَ (يستَعيضُ، اِستِعاضة) : عوض خواست، جايگزين

    كردأصارَ (يُصيرُ، إصارةً) : گردانيد، قرارداد

    أوقَدَ (يُوقِدُ، إيقاداً) : برافروخت

    بَطِرَ (يبطَرُ، بَطَراً) : كفران نعمت كرد، نعمت خدا را در غير راه خدا صرف كرد و گمراه شد.

    تَحَلَّي ( يَتَحَلَّي، تَحَلّى) : آراسته شد

    تُوقَدُ: برافروخته مي شود

    ثِقات: افراد مورد اعتماد «جمع ثِقة»

    حِذْر: ترس، پرهيز

    حُفّاظ: حاقطان

    خَطيب: سخنران

    دابّة: جنبنده، چارپا «جمع آن دَوابّ»

    داء: بيماري«مترادف مَرَض»

    رَعَي (يرعَي، رِعايةً) : نگاه داشت و حفظ كرد

    رَوابـى: تپّه ها «جمع رابية»

    سافيات: بادها «جمع سافية»

    سَقيم: نادرست،‌[بيمار]

    صَقْر: شاهين

    صِلات: بخشش ها «جمع صِلة»

    طابَ (يطيب، طِيباً) : خوب و دلپسند شد

    عِبْء: بار «جمع آن أعباء»

    عَثِىَ ( يعثَى، عُثُواً) : فساد برانگيخت

    عُلوّ: بزرگي و بلندي مقام

    كَأيِّن: چه بسيار « مترادف كَمْ»

    لاُ شكْرَ علي الواجِب: خواهش مي كنم وظيفه ام بود.

    مَطيّة: مركوب « حيواني كه بر آن سوار شوند براي مذكّر و مؤنّث مشترك است. جمع آن مَطايا»

    مَقيل: خوابگاه نيمروزي، خواب نيمروزي

    مَمات: مرگ «متضادّ حياة»

    نَدَي: بخشش، [شبنم] جمع آن أنداء

    نَفَرَ (ينفِر، نُفوراً) : كوچ كرد، متنفّر شد

    نيران: آتش ها «جمع نار»

    وُفود: هيأت هاي نمايندگي «جمع وَفْد»
     
  4. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : لغات عربي دروس پیش دانشگاهی ....

    درس دهم

    اِستَعادَ (يَستَعيد، استعادةً) : بازگردانيدأمارات: نشانه ها

    اُمّيّة: بي سوادي

    أواصِر: پيوندها «جمع آصِرة»

    تَباذُل: در حقّ يكديگر بخشش كردن

    تَبجيل: بزرگداشت

    تَخَلَّي (يَتَخَلَّي، تَخَلِّياً) : فراغت يافت، رها كرد،‌ترك نمود

    تَدابُر: به هم پشت كردن

    تَقاطُع: از هم بريدن، پيوند گستن

    تَواصُل: به همديگر پيوستن

    جيران: همسايگان «جمع جار»

    خَضْراوات: سبزيجات

    خَلَّي: رها كرد

    خُمول: سستي و تنبلي

    رَسَبَ (يَرسُب، رُسوباً) : مردود شد

    رَضَعَ الرجالُ (يرضَعُ، رَضاعةً) : فرومايه شدند مردان

    رَضَعَ اُمَّهُ (يرضَعُ، رَضْعاً) : شيرخورد از مادرش

    سَبَقَ (يسبِقُ، سَبقاً) : پيشي گرفت

    <شِرار> و <أشرار>: بدكاران «جمع شرّ»

    صَلاحُ ذاتِ بَينِكُم: آشتي كردن شما با هم

    طِباع: سرشت «جمع طَبْع»

    غَرَّ (يغُرُّ، غُروراً) : فريب داد

    قويمة: راست و درست، خوش قدّ و بالا

    مأتَم: ماتم ، عزا

    ناوَلَ (يناوِلُ، مُناوَلَة) : داد

    نَظَرَ الإشفاق: نگاه از روي ترحّم

    وَفَّي (يوَفِّى، تَوفيةً) : ادا كرد

    وَلَّي (يوَلِّى، تَوليةً) : عهده دار كرد

    هادِئ: آرام

    هَمّ: غم
     
  5. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : لغات عربي دروس پیش دانشگاهی ....

    درس یازدهم

    آثَرَ (يؤثِرُ، إيثاراً) : ترجيح و برتري داد

    أذكياء: باهوشان «جمع ذَكّى»

    اُسُود: شيران «جمع أسد»

    أعذار: عُذرها

    اِكتِساح: كنار زدن

    أنعام: حيوانات «مانند شتر، گاو خر، گوسفند، بز، جمع نَعَم»

    بَرَّرَ: توجيه كرد

    بُطولة: قهرماني

    بُلوغ: رسيدن، درست يافتن

    تَعَلُّل: بهانه آوردن

    تَفَوَّقَ: برتري يافت

    تَلَذَّذَ: لذّت برد

    تَوَلَّى ( يَتَوَلَّى، تَوَلّياً) : بر عهده گرفت

    ثَقيل: سنگين «ضدّ خفيف»

    جافّة: خشك

    جَحيم: جهنّم

    حَثَّ (يحُثُّ، حَثّاً) : برانگيخت

    حَضَّ (يحُضُّ، حَضّاً) : برانگيخت

    حَطَّ (يَحُطُّ، حَطّاً) : فرود آورد

    حَظّ: شانس، بخت

    حَليف: هم پيمان، همراه

    خامِل: تنبل «مترادف كَسِل و مُتَكاسِل»

    خَدَشَ (يخدِش، خَدْشاً) : خدشه دار كرد

    خَلَقَ العُذر: بهانه تراشيد

    دَعَّ (يَدُعُّ، دَعّاً) : به درشتي راند

    دَعة: آرامش

    رُقِىّ: بالا رفتن

    شُجْعان: شجاع ها

    صِدقُ الرغبة: تمايل راستين

    صِفْرُ اليَد: تهي دست

    طَغَي (يطغَي، طغياناً) : طغيان كرد، از حدّ معمول در گذشت

    طُموح: دورنگري، بلند پروازي، چشم دوختن

    ظُفْر: ناخن «جمع آن أظفار»

    عاتِق: دوش، كتف

    عَبيد: بردگان

    عَدَلَ (يعدِل، عُدولاً) : عدول كرد، منصرف شد

    عَلَي عاتِق: بر عهده ي

    عَوَّضَ: عوض داد

    فَشا (يفشو، فُشُوّاً) : رايج شد، شايع شد

    فَشَل: ناكامي، شكست

    قُوّاد: فرماندهان «جمع قائد»

    قوّادُ‌ الجُيوش: فرماندهان سپاه

    كَدّ: تلاش

    كفاءة: توانايي و استعداد

    كَيد: نيرنگ

    لا تَقومُ قائمتُها: بر پاي نمي ماند، استوار نمي ماند

    لامحالة: بدون شك

    مالَ (يميل، ميلاً) : متمايل شد

    مُثابَرَة: استقامت و پابرجايي

    مَرافِقُ الحياة: شؤونات زندگي

    مُستَهجَن: زشت و ناپسند

    مُعَبَّد: هموار شده، صاف شده

    مَقْت: كينه

    مَلاذ: پناهگاه «جمع آن مَلاوِذ»

    مُمِلّ: ملال آور

    مِن حُسنِ الحَظّ: خوشبختانه

    نَحْر: قسمت بالاي سينه، پايين گردن «جمع آن نُحور»
     
  6. زبان عربى ديروز و امروز -

    [HR][/HR][​IMG]


    1 - فاصله ميان عربى متداول امروزى با عربى قديم چه مقدار است؟ آيا اين دو، مراحل تطور يك زبان است‏يا ميان آنها تفاوت جوهرى وجود دارد؟
    2 - وجوه تمايز اين دو گونه زبان عربى چيست؟
    3 - پايبندى عربى متداول به قواعد صرف و نحو به شكل سنتى آن، به چه ميزانى است؟
    4 - ديدگاه اديبان و زبانشناسان امروز درباره صرف و نحو به ارث رسيده از گذشتگان چيست؟
    5 - سير تحول زبان عربى چگونه بوده است؟ تكاملى يا قهقرايى؟
    6 - آيا به صرف داشتن واژه‏هاى جديد زبان عربى يا معانى جديد واژه‏هاى قديم، مى‏توان از عربى متداول بهره گرفت؟
    7 - ديدگاههاى زبانشناختى در غرب بر عربى متداول چه تاثيرى داشته است؟
    8 - زبان عربى متداول از كداميك از زبانهاى اروپايى بيشتر متاثر است؟
    9 - نظر شما درباره كتب صرف و نحو عربى متداول در حوزه علميه و برخى مراكز دانشگاهى چيست؟ و اساسا عربى متداول در حوزه‏هاى علميه به چه ميزانى از زبان فارسى تاثير پذيرفته است؟
    سردبير محترم فصلنامه حوزه و دانشگاه
    موفقيت آن فصلنامه وزين و دست‏اندركاران آن را از خداوند متعال، خواستارم. پاسخ پرسشهاى شما را در حد مقدور مى‏نويسم .
    1 - دقيقا نمى‏توان فاصله ميان زبان عربى قديم وامروزى را تعيين نمود; همچنانكه دقيقا نمى‏توان گفت كه دوره جاهليت از چه زمانى آغاز شده است واينكه در كتب ادب عرب، پيشينه آن را به يكصد وپنجاه سال پيش از اسلام رسانيده‏اند، حدس وتخمين است .
    فصاحت و بلاغت زبان عربى با نزول قرآن در ميان مردم عرب، به سرحد كمال رسيد، اما از هنگامى كه مردم ملل غير عرب به ميان مردم عرب وارد شدند، تداخل الفاظ شروع شد و موضوع «لحن‏» پيش آمد، كه افرادى همچون ابوالاسود دئلى، به خدمت امام اميرالمؤمنين، على بن ابى‏طالب، عليه‏السلام، رسيد و گفت: بيم آن دارم كه زبان عربى با ورود اين « اعاجم‏» به فساد و تباهى كشيده شود و امام(ع) دستورالعملى را براى صرف و نحو بدو دادند .
    در قرن دوم هجرى، بغداد بعد از كوفه، اقامتگاه عناصر مختلف نژادى شد، تا حدى كه بر عنصر عربى نيز غلبه داشتند . موضوع لحن و غلطگويى را جاحظ در يكى از كتابهايش بنام «البيان والتبيين‏» مورد گفتگو قرار داده; و از نويسندگان معاصر نيز «يوهان فوك‏» خاورشناس آلمانى، به طورى گسترده و جالب به بحث و بررسى پرداخته و «عبدالحليم النجار » مصرى آن را به زبان عربى برگردانيده، و آن كتاب را به نام «العربيه‏» به چاپ رسانيده است .
    از آن هنگام كه ايرانيان در كار ترجمه، و كتابت و خدمات ديوانى وارد شدند، علاوه بر به كارگيرى پاره‏اى الفاظ فارسى در زبان عرب، روش نگارش و بلاغت فارسى نيز به زبان عرب وارد شد كه بيشتر از طريق سالم مولاى هشام بن عبدالملك اموى، و عبدالحميد، كاتب آخرين خليفه اموى بود .
    با نفوذ تركها، كه از زمان معتصم عباسى رو به فزونى گذارد، ادبيات عرب سير قهقرايى داشت، و زبان عربى دچار هرج و مرج شد; همچنانكه در اندلس «الزجل‏»، «العتابى‏» و «الموشحات‏» اندلسى مالامال از واژه‏هاى عاميانه‏اند .
    با سقوط بغداد، در زمان هلاكو، و رونق دولت مماليك در مصر، و دولت عثمانى در آناتولى (تركيه)، زبان عربى به انحطاط كشيده شد .
    ولى روشنفكران عرب، از زمان مدحت پاشا، به خود آمدند، و با ورود ناپلئون به مصر، كه دانشمندانى را در رشته‏هاى مختلف علم و ادب و تاريخ و جغرافيا، و هنر و اقتصاد و ... با خود آورده بود، نهضتى نوين در مصر پديد آمد، كه نخست در زمان ابراهيم پاشا و به دنبال او در زمان محمدعلى پاشا تقويت گرديد، و اديبانى از سوريه و لبنان به مصر رفتند، و در نهضت ادبى نقش بسزايى ايفا كرده و روزنامه‏هايى همچون روزنامه المقطم و غيره تاسيس نمودند و در بيدارسازى مردم عرب كوشيدند .
    زبان عربى جديد از بعد از ورود ناپلئون به مصر جلوه كرد، و از همان هنگام در بهبود و بهسازى آن كوشيدند. استادانى در الجامع الازهر الشريف، و همچنين جامعة الازهر، از جمله محمد عرفة، شيخ محمد عبده، طه حسين و شوقى ضيف در زيباتر كردن زبان عربى تلاش نمودند و حتى براى برطرف نمودن الفاظ غريب و پيچيده و روش تدريس نيز تلاش شد و كتابهايى با عناوين: «تسهيل اللغة العربيه‏»; «تيسير اللغة‏»; «يسروا اساليب التعليم‏»... نوشته شد .
    زبان در هر دو مرحله «قديم‏» و «جديد» يكى است، و همچنانكه آقاى سعيد نجفى، گفته‏اند، دو زبان نيست، بلكه سير زمان، و نياز به الفاظ جديد ووانهادن واژه‏هاى غريب و نامانوس، تحولى در زبان عرب پديد آورد; بنابراين ذائقة و سائغه گونه جديد را پذيرفت كه فهم و هضمش آسانتر است .
    2 - وجوه تمايز ميان اين دو گونه زبان عربى، به نظر مى‏رسد كه تمامى جوانب را داشته است. در واژه‏ها: مثلا در قرآن مجيد «كالعهن المنفوش‏» را مى‏بينيم، كه حتى برخى از مردم عرب زمان پيامبر(ص) نيز معنى عهن را نمى‏دانستند، ولى از لفظ «منفوش‏» مى‏فهميدند كه منظور «الصوف المندوف‏» يعنى «پشم از هم باز شده‏»، مانند پنبه زده شده وحلاجى شده است، و لذا مى‏خواندند «كالصوف المنفوش‏» و پيامبر(ص) در آن هنگام مى‏فرمود اشكالى ندارد، تا اينكه الفاظ درست جا افتاد، و قرار شد كه همگى قرآن را يكسان بخوانند، امروزه هيچ عربى، واژه عهن را در گفتار ونوشتار بكار نمى‏برد، زيرا بر زبان سنگين است .

    __________________

     
  7. پاسخ : زبان عربى ديروز و امروز -



    و اما كاربرد الفاظ در معانى مستحدثه :واژه رحيق در قرآن به معناى شراب ناب و خالص است; اما در ادبيات امروز آن را براى شيره ميوه، عصاره و افشره و نوشيدنى دلپذير و مطبوع نيز به كار مى‏برند; مانند: «رحيق النحل العسل; رحيق العنب ماء العنب; رحيق السكر افشره نيشكر; رحيق رضاب آب دهان يار; رضب رضبا ديق الجارية رشفه و امتصه!... كه در قرآن و چه بسا پيش‏از نزول قرآن، تنها براى شراب معنى داشت، كه خليل بن احمد فراهيدى گفته است: هى افضل الخمر و اجودها .
    اما در ساختار و الگوها، يا قواعد صرف و نحو: امروزه در اثر تاثير پذيرى از فرهنگهاى ملل ديگر، كاربرد دستورى زبان عربى هم تحولى يافته است. پيشوند و پسوندها، فعل سازى و صرف آن ومصدرسازى با الفاظ بيگانه، در آن راه يافته، همچنان كه در زبان فارسى نيز مى‏بينيم، مثلا واژه تلفن‏را از زبان بيگانه گرفته‏اند، و از آن فعل رباعى وافعال ماضى، مضارع و امر ساخته‏اند و در لبنان مى‏گويند: تلفن فلان...; يتلفن...; تلفن يا فلان...; تلفنت...; غدا اتلفن...; كه البته مصدر آن تلفنة‏مى‏شود !
    واژه‏هاى ديگرى را نيز به همين صورت در آورده‏اند، مانند پاستوريزه كردن كه گفتند: بستر، يبستر، بسترة، كه (اسم فاعل) آن «مبستر»، و (اسم مفعول) آن «مبستر» است و شما در كشورهاى عربى چون مصر و عربستان... روى شيشه‏هاى نوشابه و شير واژه (مبسترة) را مى‏بينيد، يعنى ميكرب كشى شده است، (كه در فارسى براى اين كار واژه سترون كردن وجود دارد) در حالى كه واژه عربى بسيار جالب «تعقيم‏» يعنى عقيم كردن را در فرهنگستان زبان عربى، براى اين منظور وضع نموده‏اند، و در بسيارى از موارد مانند: الماء المعقم، تعقيم الماء... به كار مى‏برند; كه از «عقم‏» (نازايى) از واژه‏هاى اصيل عربى گرفته شده وشاعر عرب گفته است :
    عقم النساء، فلا يلدن بمثله ان النساء لمثله عقم
    و در مثال قديم: «البعرة تدل على البعير» بود كه به جاى آن «الاثر يدل على المؤثر» آمد .
    اما در تركيب جمله عربى نيز تجدد و تحولى پديد آمد، كه بر اثر تاثيرپذيرى از زبانهاى ديگر است، براى نمونه، در زبان زياد به كار مى‏رود كه از لحاظ مفهوم و معنى يكى از اين دو There كافى است، ولى در عرف زبان انگليسى به كار گرفته شده است و در فارسى آنجا كتابى است همچنانكه در زبان عربى: هناك كتاب... معنى را مى‏رساند; اما امروزه در بعضى نوشتارهاى عربى ديده مى‏شود كه مثلا مى‏نويسند: هناك، كتاب هناك على الرحلة...; در فارسى هم حمام گرفتن، درست گرته‏بردارى از To takea bath انگليسى است! كه درست آن حمام رفتن; شستشو كردن... مى‏باشد; همچنين: آيا مى‏توانم بروم؟ دقيقا گرفته شده از عبارت انگليسى May I go?است . ولذا شوقى ضيف به منظور رهايى از دشوارى و پيچيدگى قواعد زبان عربى، كتابى نوشته و براى اين موارد ارائه طريق نموده است .
    3 - ميزان پايبندى عربى متداول در نوشتارها و گفتارهاى اديبان (نه روزنامه‏ها و مجلات بازارى و نمايشنامه‏هاى معمولى...) تا آنجا كه من خوانده‏ام، و شنيده‏ام و حضور داشته‏ام جالب، متعهدانه و آبرومندانه مى‏باشد، و به نظر من، اديبان سوريه رقابت‏خوبى با مصريان دارند «وبذلك فليتنافس المتنافسون‏». آنان حتى از لحاظ اصالت زبانى (عربى ) تعصب مى‏ورزند، همچنانكه از لحاظ مذهبى; در پايبندى مردم مسلمان سوريه به زبان عربى، كه زبان قرآن است، همين بس كه كتابهاى پزشكى را هم به زبان عربى برگردانيده‏اند .
    4 - اديبان و زبانشناسان امروز عرب در مورد صرف و نحو قديم ديدگاه خوبى دارند، با اين تفاوت كه به تحول معتقدند، تا يادگيرى آن براى همگان آسانتر گردد، ولذا در مقدمه كتاب «قطر الندى‏» گفته ابن خلدون را مى‏خوانيم «مازلنا و نحن بالمغرب، نسمع انه ظهر بمصر عالم بالعربية يقال له: ابن هشام، انحى من سيبوية..» بنابراين صرف و نحو زبان عربى امتداد همان است كه سيبويه و فراهيدى نوشته‏اند، ولى روشن‏تر; سيبويه صرف و نحو را مطابق با زمان قرن دوم هجرى نوشت، و ابن هشام مناسب قرن هشتم هجرى، و شوقى ضيف; تعديلهايى را پيشنهاد مى‏نمايد كه با عصر حاضر مطابقت داشته باشد .
    5 - توانايى زبانى عربى امروزى را اگر در ميان اديبان ومترجمان برجسته، شاعران و نويسندگان برازنده جستجو كنيم بسيار خوب و مناسب زمان است; به نظر من در مجموع زبان عربى سير قهقرايى نداشته است، ولى يك نكته را يادآور مى‏شوم كه زبان عربى، ملك طلق مردم عرب نيست، بلكه از آن تمامى مسلمانان است، يعنى به همان اندازه كه يك فرد عرب در پيشبرد آن زبان سهيم است، من مسلمان ايرانى نيز سهيم هستم. زيرا عربى، زبان قرآن و زبان دينى ماست و مى‏بينيم كه بسيارى از بزرگان ما آثار خود را به زبان عربى نگاشته‏اند و مى‏نگارند، در اينجا تذكر نكته‏اى را لازم مى‏دانم و آن اين است كه مسئولين بخش فرهنگى كشور بايد در مورد رايزنى فرهنگى در كشورهاى عربى دقت داشته باشند تا بتوانيم به ميزان كافى از پيشرفتهاى علمى فرهنگى و ادبى و... اين كشورها آگاه شده و بهره ببريم .
    8- همانگونه كه در پيش اشاره كردم، ورود ناپلئون به مصر تاثير فوق‏العاده‏اى بر زندگى كلى مصريان، كه از پيشروان عرب هستند، گذارد، و با شكست‏سياست فرانسه در مصر و ورود انگليس، نوبت‏به زبان انگليسى رسيد. زبان يونانى هم يكى از زبانهايى بود كه فرهيختگان بايد آن را مى‏دانستند، و لذا زبانهاى لاتين، يونانى، فرانسه و انگليسى در زبان عربى مصرى بيشترين بيشترين تاثير را گذاشتند .
    البته زبان عربى متداول بيشتر از دو زبان فرانسه و انگليسى متاثر است، در لبنان لفظ «پاردن‏» به كار مى‏رود، و حتى مى‏گويند: «پاردن شويه‏» يعنى اندكى معذرت مى‏خواهم، كه منظور اين است كه اندكى راه بدهيد تا رد بشوم و «مرسى كثير» يعنى خيلى متشكرم; و همانگونه كه گفته شد «تلفن لى‏» يعنى به من تلفن كن; و «باص‏» كه همانBus يا اتوبوس است; موقف الباص: ايستگاه اتوبوس; بوليس: پليس; بوليوار: بولوار; كورنيش: سالن; كوبرى: پل. (در مصر) به جاى « جسر»; باسبورت جاى «جواز السفر»; اطوموبيل به جاى «سياره‏»; شوفير به جاى «سائق‏»; كازينو به جاى «مقهى‏»; اوتيل به جاى «فندق‏»; تياترو به جاى «ملهى‏»; سكرتاريه به جاى ملاحظية‏»; بوى به جاى «خادم‏»; پريموس به جاى مشعل طباخ‏»... پنكه به جاى مروحه (در عراق); در بحرين كيف پول را «بوك‏ » Book مى‏گويند!خلاصه همانگونه كه جواليقى كتابى درباره معربات آن زمان نوشته، اگر امروز هم كسى كتابى بنويسد شايد حجم آن چند برابر كتاب جواليقى بشود .
    درباره تاثيرپذيرى از زبانها اين نكته جالب است كه براى تلفظ حرف (V) حرف (ق) يا (ق) را ابداع نموده‏اند و در ميان حروف چاپخانه گنجانيده‏اند، تا خواننده‏عرب اين حرف لاتينى را كما هو حقه بخواند، و لذا كلمات: نيقادا، يوغوسلاقيا، قينا،... ديده مى‏شود; در حالى كه با توجه به حجم بسيار زياد تاثير زبان فارسى در زبان عربى براى حروف (پ، چ، ژ و گ ) در ميان حروف چاپخانه هيچ علامتى وجود ندارد .
    9 - عربى متداول در حوزه‏هاى علميه ايران پايبندى زيادى به زبان عربى قديم دارد; هر وقت‏به قم مى‏روم، در حرم مطهر فاطمه معصومه(س) گروههاى مختلف و پراكنده‏اى را مى‏بينم كه به يادگيرى زبان عربى و علوم عربى و دينى در رواق و محوطه حرم مشغولند; هر يك از معلمين، عربى را با لهجه، تلفظ، بيان و سبك خود درس مى‏دهد، در حالى كه عده‏اى دانشجويان چينى در مشهد (دانشگاه رضوى) و تهران مى‏بينم، كه مقدمات عربى را در مساجد مسلمانان چين آموخته‏اند، و به قدرى فصيح و زيبا صحبت مى‏كنند، كه انسان غبطه مى‏خورد، حتى اهل تسنن ايران هم در كردستان و تركمن صحرا و زاهدان عربى را بهتر از ما شيعيان تدريس مى‏كنند .
    از جمله كتب درسى حوزه، جامع المقدمات كه شامل چندين كتاب است، بحمد الله به تفكيك چاپ شده و همچنين در گذشته عارى از تمرين بود كه اين كار نيز توسط استادانى به انجام رسيده است، البته بعضى قسمتهايش را نبايد به مبتدى آموخت. كتب ديگر از قبيل شرح الفيه سيوطى، شرح ابن عقيل، مختصر و... نيز گرچه خوب و مفيدند، شيوه تدريس آنها مهم است .
    عبد المهدى يادگارى
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    الامثال و الحکم
    [FONT=&quot]1 . [FONT=&quot]رُبَّ بعیدٍ أنفَعُ مِن قریب : چه بسا دوستِ دوری که منفعتش بیشتر از نزدیکان است .[/FONT][/FONT]​
    [FONT=&quot] [/FONT]
    [FONT=&quot]2 . قد یؤخذ الجارُ بذنب الجار : گاهی همسایه ، به خاطر گناه همسایه گرفتار می شود .[/FONT]
    « خشک و تر باهم می سوزد »
    [FONT=&quot]3 . لا تؤخِّر عملَ الیوم لغد : کار امروز را به فردا میفکن .[/FONT]
    [FONT=&quot] [/FONT]
    [FONT=&quot]4 . رُبَّ أخِ لم تِلدْهُ امّک : بسا برادری که مادرت او را نزائیده دوست خوب است .[/FONT]
    « بیگانه اگر وفا کند خویش من است »
    [FONT=&quot]5 . الادبُ مالٌ و استعمالُه کمال : ادبل ، ثروت است و بکار گرفتن آن از کمالات است .[/FONT]
    « با ادب باش تا بزرگ شوی »
    [FONT=&quot]6 . بالأرضِ ولدتْکَ اُمّک : مادرت تو را روی زمین زائید .[/FONT]
    « از دماغ فیل افتاده است »
    [FONT=&quot]7 . آفة العلمِ نِسیان : آفت علم فراموشی است .[/FONT]
    [FONT=&quot] [/FONT]
    [FONT=&quot]8 . أکلَتُم تمری و عَصَیتُم أمری : خرمای مرا خوردید امّا از فرمانم سرپیچی کردید .[/FONT]
    « نمک خوردن و نمکدان شکستن »
    [FONT=&quot]9 . یأکُلُ التمر و أرحَمُ بالنوی : خرما را او می خورد ولی من با هسته اش سنگسار می شوم .[/FONT]
    « گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری »
    [FONT=&quot]10. یأکُلنی سبعٌ و لا یأکُلنی کلبٌ : درنده ای مرا بخورد اما سگی نخورد .[/FONT]
    « همه را برق میگیرد ما را چراغ موشی »
    [FONT=&quot]11. أکلٌ و حمدٌ خیرٌ مِن أکل و صَمْتٍ : خوردن با حمد بهتر از خوردن با سکوت است .[/FONT]
    « شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند »
    [FONT=&quot]12. الأمرُ یَعرِضُ دونَه الأمر : در حل این مشکل ،مشکلات دیگری ظاهر میشود .[/FONT]
    « قوز بالا قوز ، حالا آب بیار و حوض پر کن »
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : آموزش زبان عربی

    مترادف و متضاد ( کتاب عربی سال اوّل )
    [TABLE="class: MsoTableGrid"]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 1
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 2
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الدنیا
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الآخرة
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] آخرت
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] أ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] هل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] آیا
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] العَسْر
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الیُسر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] راحتی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] نهض
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] قام
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] برخاست
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الباطل
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الحق
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] حق
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الصدیق
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الحبیب
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] دوست
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الخیر
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الشرّ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بدتر
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الدار
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] البیت
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] خانه
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] السبیل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الطریق
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] راه
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] خالفَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] وافقَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] موافقت کرد
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 3
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 4
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] أنیقة
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] جمیلة
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] زیبا
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] خَلفَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] وراء
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] پشت
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] اهلاً و سهلاً
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] مرحباً
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] خوش آمدید
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] مَعاصی
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] ذنوب
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] گناهان
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الرخیص
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الباهِظ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] گران
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الکافر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] المؤمن
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] باایمان
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] البشیر
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] النذیر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بیم دهنده
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] المعلوم
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] المجهول
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] ناشناخته
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] السیئات
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الحسنات
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] خوبی ها
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] المُبَشِّر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] المُنذِر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بیم دهنده
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الصَّغیر
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الکبیر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بزرگ
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 5
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 7
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الحُسن
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الجَمال
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] زیبایی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] أجر
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] ثواب
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] پاداش
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الخلیل
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الصدیق
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] دوست
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] قمیص
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] ثوب
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] پیراهن ، لباس
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الصَعب
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] السهل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] آسان
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الناقص
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الکامل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] کامل
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 8
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 9
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بَرَزَ
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] ظَهَرَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] ظاهر شد
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] وَزَّعَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] قسَّمَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] تقسام کرد
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] النعیم
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الجنَة
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بهشت
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] العاقل
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الجاهل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] نادان
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] ینجَحُ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] یَفْشِلُ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] شکست می خورد
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الافراط
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] التفریط
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] کوتاهی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الظُّلمة
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] النُور
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] روشنایی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] رَفَضَ
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] قَبلَ
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] قبول کرد
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الحَسَنة
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] السیِّئة
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] بدی
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] البعید
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] القریب
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] نزدیک
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الصّادق
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الکاذب
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] دروغگو
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] درس 10
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] عربی اوّل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الفُوم
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الثُوم
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] سیر
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] المرء
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الرجل
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] مَرد
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    کلمه
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"]
    متضاد
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    معنی
    [/TD]
    [TD="width: 36, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"]
    [FONT=TNC_F1] [/FONT]
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] الرطْب
    [/TD]
    [TD="width: 96, bgcolor: transparent"] الیابس
    [/TD]
    [TD="width: 84, bgcolor: transparent"] خشک
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : آموزش زبان عربی

    ابتسـامـات

    الطفل : هل لک أسنان یا جدّی ؟
    الجدّ : لا ، یا ولدی .
    الطفل : إذن ، اِحتَفِظْ لی بهذه التفّاحة حتی الغدّ
    ______________________________________________
    سأل المعلمُ التلمیذَ : اذا کان فی جیبک عشرون دیناراً ضاعت منک عشرةُ دنانیر . . . فماذا فی جیبک؟
    أجاب التلمیذ : فی جیبی ثقبٌ

    سألتِ الأُمُّ ولدَها و هی غاضبة : مَن کسر زجاجَ النافذة
    أجاب الطفل : القطّة یا أمّاه ، لقد اختفتْ بسرعة عندما غذفتُها بحجرٍ .
    _____________________________________________________
    منصوبات (مفعولٌ به )
    [FONT=&quot]در گروه نصب ها مفعـول ها سـت اوّلـی « مَفعولُ بِه » ای که آشناسـت [/FONT]
    [FONT=&quot]معـنیـش بـا «را » بیایـد غالبـــاً چــون رَأیْـتُ فـی الـزُّقـاقِ طـالِبـاً »[/FONT]
    [FONT=&quot]گاه این مفعول می باشد « ضمیر » چــون رآهُ النـاسُ فـی قصـرِ الأمیــر[/FONT]
    منصوبات (مفعولٌ لَه )
    [FONT=&quot]گـر بخواهـی علّـت انجـام کــار مصــدر « مفعـولُ لـه » نامـی بیــار[/FONT]
    [FONT=&quot]چـون « تَعَـلَّمتُ العُلـومَ رَغبَـةً » مثـــل « قـــومٌ عَبَـــدُهُ رَهْبَـــةً »[/FONT]
    منصوبات (مفعولٌ فیه )
    [FONT=&quot]اسمهایی چون غَد و خَلف و أمام قَبـل و بَعـد فـوق را ظـرف است نـام[/FONT]
    [FONT=&quot]نیـز « المَفعـُولُ فیهِ » آمـده است معنـی « فـی » را همـاره واجـد اسـت [/FONT]
    [FONT=&quot]چـون « رأیْتُ رَجُلاً تَحتَ شَجَر » و « رَأیْــتُ طـائــِراً فـــَوقَ حَجَـــر »[/FONT]
    [FONT=&quot] ______________________________________________[/FONT]
    [FONT=&quot] [/FONT]
    « عیــد الغـــدیر »
    [TABLE="class: MsoTableGrid"]
    [TR]
    [TD="width: 230, bgcolor: transparent"] [FONT=&quot]فهلّا زَجَرتم (1) طائرَ الجهلِ قبلَ أن[/FONT]
    [FONT=&quot]فَعلتــم بـابنـاء النبــیِّ و رَهـطِــه[/FONT]
    [FONT=&quot]و مِــن قَبلــه أَخلفتــم لـوصیّــه[/FONT]
    [FONT=&quot]اخـوه اذا عُـدَّ الفخــارُ و صِهــرُه[/FONT]
    [FONT=&quot]و شُــدَّ بـه أزرُ النبــیِّ مـحـمّـدٍ[/FONT]
    [FONT=&quot]و ما زال مشّفاً دیاجیرَ (5) غمرةٍ (6)[/FONT]
    [FONT=&quot]هو السَّیف سیف الله فی کلِّ مشهدٍ[/FONT]
    [FONT=&quot]ثـَوی (9) و لِأهل الدّینِ أمنٌ بحـدِّه[/FONT]
    [FONT=&quot]بأُحـدٍ و بَـدرٍ حیـنَ مـاجَ بـرِجْلِـه[/FONT]
    [FONT=&quot]و یـوم حُنیـنٍ و النضیـرِ و خبیــرٍ[/FONT]
    [FONT=&quot]و یومَ الغدیر استوضح الحقَّ أهلُـه[/FONT]
    [FONT=&quot]اقـام رسـول الله یدعـوهــم بِهــا[/FONT]
    [FONT=&quot]یَمـدُّ بِضبعَیـه (19) و یُعـلِـم أنّــه[/FONT]
    [FONT=&quot]یـروح و یغــدو بـالبیـان لمعشــرٍ[/FONT]
    [FONT=&quot]فکــان لهـم جهــرٌ باثبـات حقِّــه[/FONT]
    [FONT=&quot]أثمّ(21) جعـلتـم حظَّـه حــدَّ مرهــفٍ[/FONT]
    [FONT=&quot]بکفَّــی شقــیٍّ و جَّهتـه ذنـوببُــه[/FONT]
    [/TD]
    [TD="width: 55, bgcolor: transparent"]
    [/TD]
    [TD="width: 275, bgcolor: transparent"] [FONT=&quot]یجـیءَ بمـا لا تَبســأونَ (2) به الـزجــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]أفـاعیـــلَ أدنـاهـا الخیـانـةُ و الغـــدرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]بـداهیــةٍ دهیـاءَ (3) لیـسَ لهـا قَـــــدر[/FONT]
    [FONT=&quot]فـــلامثلَــــه أخٌّ و لا مثلَـــه صِهــــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]کما شُدَّ مِـن موسـی بهـارونِــه الأزرُ (4)[/FONT]
    [FONT=&quot]یُمـزّقـها عــن وجهــه الفتـحُ و النَّصْـــرةُ[/FONT]
    [FONT=&quot]و سیـف الرَّسـول لا دَدانٌ (7) و لادثــرُ(8)[/FONT]
    [FONT=&quot]و للواصمینَ (10) الدّینَ فی حدِّ ذعـرُ (11)[/FONT]
    [FONT=&quot]و فُـرسانِـه أُحــدٌ و مـاجَ (12) بهـم بــدر[/FONT]
    [FONT=&quot]و بالخندق الثّاوی (13) بعَقوتِه (14) عمـرو[/FONT]
    [FONT=&quot]بِضَحیـآء (15) لا فیهـا حجـابٌ ولا ستـــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]لِیَقربهم عُرفٌ (16) و یَناهم ( 17) نُکرُ(18)[/FONT]
    [FONT=&quot]ولـــیٌ و مــولاکُــم فهـل لکــم خبــــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]یـروحُ بهــم غمـرٌ و یغـدو بهــم غمــــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]و کـان لهـم فـی بزِّهـم (20) حقَّـه جهـــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]من البیضِ (22) یومـاً حـظُّ صاحبِـه القبــرُ[/FONT]
    [FONT=&quot]الــی مرتــعٍ یُـرعـی بـه الغـیُّ والـــوِزرُ[/FONT]
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]

    [FONT=&quot]« ابوتمام »[/FONT]
    [FONT=&quot] [/FONT]
    [FONT=&quot]المفردات :[/FONT]
    [FONT=&quot]1 . زجرتم : راندید . 2 . لاتبسأون : انس نمیگیرید . 3 . داهیه دهیاء : مصیبتهای بزرگ . 4 . الازر : پشت . [/FONT]
    [FONT=&quot]5 . دیاجیر : تاریکیها[FONT=&quot] . 6 . غمره : زیاد . 7 . ددان :کُند . 8 . دثر : زنگ زده . [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot] 9 . ثوی : مستقر شد . 10 . الواصمین : عیبجویان . 11 . ذعر : ترس . 12 . ماج : پریشان شد . [/FONT]
    [FONT=&quot] 13 . الثاوی : اقامت کننده . 14 . عقوه : اطراف . 15 . ضحیآء : آفتاب چاشتگاه . 16 . عرف : آشنایان . [/FONT]
    [FONT=&quot] 17 . ینآ : دور شوند . 18 . نکر : انکار کنندگان . 19 . الضبع : زیر بغل . 20 . بز : غصب کردن [/FONT]
    [FONT=&quot] 21 . ثم : آنجا . 22 . حد مرهف من البیض : لبه تیز شمشیر . [/FONT]