[TABLE] [TR] [TD="bgcolor: #ffffff, colspan: 6"][/TD] [/TR] [TR="bgcolor: #ccffff"] [TD="colspan: 6, align: center"] سوره مریم [/TD] [/TR] [TR="bgcolor: #ffffff"] [TD="width: 15, align: center"]ترتیب[/TD] [TD="width: 30, align: center"]بانوای[/TD] [TD="width: 80, align: center"]زمان[/TD] [TD="width: 15, align: center"]حجم[/TD] [TD="width: 15, align: center"]دانلود[/TD] [TD="width: 415, align: center"]پخش[/TD] [/TR] [TR="bgcolor: #fff7e1"] [TD]۹۶[/TD] [TD]هدایت فر[/TD] [TD]۰۰:۱۷:۵۱[/TD] [TD]۴.۰۹ MB[/TD] [TD] [/TD] [TD="class: style3"] [/TD] [/TR] [/TABLE] به نام خداوند بخشنده بخشایشگر کهیعص (۱) (این) یادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بندهاش زکریا... (۲) در آن هنگام که پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند... (۳) گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده؛ و شعله پیرى تمام سرم را فراگرفته؛ و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبودهام! (۴) و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسدارى از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینى به من ببخش... (۵) که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!» (۶) اى زکریا! ما تو را به فرزندى بشارت مىدهیم که نامش «یحیى» است؛ و پیش از این، همنامى براى او قرار ندادهایم! (۷) گفت: «پروردگارا! چگونه براى من فرزندى خواهد بود؟! در حالى که همسرم نازا و عقیم است، و من نیز از شدت پیرى افتاده شدهام!» (۸) فرمود: «پروردگارت این گونه گفته (و اراده کرده)! این بر من آسان است؛ و قبلا تو را آفریدم در حالى که چیزى نبودى!» (۹) عرض کرد: «پروردگارا! نشانهاى براى من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلم (با مردم) نخواهى داشت؛ در حالى که زبانت سالم است!» (۱۰) او از محراب عبادتش به سوى مردم بیرون آمد؛ و با اشاره به آنها گفت: «(بشکرانه این موهبت،)صبح و شام خدا را تسبیح گویید!» (۱۱) اى یحیى! کتاب (خدا) را با قوت بگیر! و ما فرمان نبوت (و عقل کافى) در کودکى به او دادیم! (۱۲) و رحمت و محبتى از ناحیه خود به او بخشیدیم، و پاکى (دل و جان)! و او پرهیزگار بود! (۱۳) او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ و جبار (و متکبر) و عصیانگر نبود! (۱۴) سلام بر او، آن روز که تولد یافت، و آن روز که مىمیرد، و آن روز که زنده برانگیخته مىشود! (۱۵) و در این کتاب (آسمانى)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانوادهاش جدا شد، و در ناحیه شرقى (بیت المقدس) قرار گرفت؛ (۱۶) و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم؛ و او در شکل انسانى بىعیب و نقص، بر مریم ظاهر شد! (۱۷) او (سخت ترسید و) گفت: «من از شر تو، به خداى رحمان پناه مىبرم اگر پرهیزگارى! (۱۸) گفت: «من فرستاده پروردگار توام؛ (آمدهام) تا پسر پاکیزهاى به تو ببخشم!» (۱۹) گفت: «چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى که تاکنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلودهاى هم نبودهام!» (۲۰) گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را مىآفرینیم، تا قدرت خویش را آشکار سازیم؛) و او را براى مردم نشانهاى قرار دهیم؛ و رحمتى باشد از سوى ما! و این امرى است پایان یافته (و جاى گفتگو ندارد)!» (۲۱) سرانجام (مریم) به او باردار شد؛ و او را به نقطه دور دستى برد (و خلوت گزید) (۲۲) درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایى کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «اى کاش پیش ازاین مرده بودم، و بکلى فراموش مىشدم!» (۲۳) ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است! (۲۴) و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهاى بر تو فرو مىریزد! (۲۵) (از این غذاى لذیذ) بخور؛ و (از آن آب گوارا) بنوش؛ و چشمت را (به این مولود جدید) روشن دار! و هرگاه کسى از انسانها را دیدى، (با اشاره) بگو: من براى خداوند رحمان روزهاى نذر کردهام؛ بنابراین امروز با هیچ انسانى هیچ سخن نمىگویم! (و بدان که این نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد کرد!)» (۲۶) (مریم) در حالى که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد؛ گفتند: «اى مریم! کار بسیار عجیب و بدى انجام دادى! (۲۷) اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد کارهاى!!» (۲۸) (مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوییم؟!» (۲۹) (ناگهان عیسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانى) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است! (۳۰) و مرا -هر جا که باشم- وجودى پربرکت قرار داده؛ و تا زمانى که زندهام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! (۳۱) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبار و شقى قرار نداده است! (۳۲) و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولد شدم، و در آن روز که مىمیرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» (۳۳) این است عیسى پسر مریم؛ گفتار حقى که در آن تردید مىکنند! (۳۴) هرگز براى خدا شایسته نبود که فرزندى اختیار کند! منزه است او! هرگاه چیزى را فرمان دهد، مىگوید: «موجود باش!» همان دم موجود مىشود! (۳۵) و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش کنید؛ این است راه راست! (۳۶) ولى (بعد از او) گروههایى از میان پیروانش اختلاف کردند؛ واى به حال کافران از مشاهده روز بزرگ (رستاخیز)! (۳۷) در آن روز که نزد ما مىآیند، چه گوشهاى شنوا و چه چشمهاى بینایى پیدا مىکنند! ولى این ستمگران امروز در گمراهى آشکارند! (۳۸) آنان را از روز حسرت ( روز رستاخیز که براى همه مایه تاسف است) بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان مىیابد! و آنها در غفلتند و ایمان نمىآورند! (۳۹) ما، زمین و تمام کسانى را که بر آن هستند، به ارث مىبریم؛ و همگى بسوى ما بازگردانده مىشوند! (۴۰) در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او بسیار راستگو، و پیامبر (خدا) بود! (۴۱) هنگامى که به پدرش گفت: «اى پدر! چرا چیزى را مىپرستى که نه مىشنود، و نه مىبیند، و نه هیچ مشکلى را از تو حل مىکند؟! (۴۲) اى پدر! دانشى براى من آمده که براى تو نیامده است؛ بنابر این از من پیروى کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم! (۴۳) اى پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان، عصیانگر بود! (۴۴) اى پدر! من از این مىترسم که از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتیجه از دوستان شیطان باشى!» (۴۵) گفت: «اى ابراهیم! آیا تو از معبودهاى من روى گردانى؟! اگر از این کار) دست برندارى، تو را سنگسار مىکنم! و براى مدتى طولانى از من دور شو!» (۴۶) (ابراهیم) گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برایت تقاضاى عفو مىکنم؛ چرا که او همواره نسبت به من مهربان بوده است! (۴۷) و از شما، و آنچه غیر خدا مىخوانید، کنارهگیرى مىکنم؛ و پروردگارم را مىخوانم؛ و امیدوارم در خواندن پروردگارم بىپاسخ نمانم!» (۴۸) هنگامى که از آنان و آنچه غیر خدا مىپرستیدند کنارهگیرى کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم؛ و هر یک را پیامبرى (بزرگ) قرار دادیم! (۴۹) و از رحمت خود به آنان عطا کردیم؛ و براى آنها نام نیک و مقام برجستهاى (در میان همه امتها) قرار دادیم! (۵۰) و در این کتاب (آسمانى) از موسى یاد کن، که او مخلص بود، و رسول و پیامبرى والا مقام! (۵۱) ما او را از طرف راست (کوه) طور فراخواندیم؛ و نجواکنان او را (به خود) نزدیک ساختیم؛ (۵۲) و ما از رحمت خود، برادرش هارون را -که پیامبر بود- به او بخشیدیم. (۵۳) و در این کتاب (آسمانى) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعدههایش صادق، و رسول و پیامبرى (بزرگ) بود! (۵۴) او همواره خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان مىداد؛ و همواره مورد رضایت پروردگارش بود. (۵۵) و در این کتاب، از ادریس (نیز) یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر (بزرگى) بود. (۵۶) و ما او را به مقام والایى رساندیم. (۵۷) آنها پیامبرانى بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از کسانى که با نوح بر کشتى سوار کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، و از کسانى که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنها کسانى بودند که وقتى آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده مىشد به خاک مىافتادند، در حالى که سجده مىکردند و گریان بودند. (۵۸) اما پس از آنان، فرزندان ناشایستهاى روى کار آمدند که نماز را تباه کردند، و از شهوات پیروى نمودند؛ و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند دید! (۵۹) مگر آنان که توبه کنند، و ایمان بیاورند، و کار شایسته انجام دهند؛ چنین کسانى داخل بهشت مىشوند، و کمترین ستمى به آنان نخواهد شد. (۶۰) وارد باغهایى جاودانى مىشوند که خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است؛ هر چند آن را ندیدهاند؛ مسلما وعده خدا تحقق یافتنى است! (۶۱) در آن جا هرگز گفتار لغو و بیهودهاى نمىشنوند؛ و جز سلام در آن جا سخنى نیست؛ و هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت مقرر است. (۶۲) این همان بهشتى است که به بندگان پرهیزگار خود، به ارث مىدهیم. (۶۳) (پس از تاخیر وحى، جبرئیل به پیامبر عرض کرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمىشویم؛ آنچه پیش روى ما، و پشت سر ما، و آنچه میان این دو مىباشد، همه از آن اوست؛ و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده (و نیست)! (۶۴) همان پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد! او را پرستش کن؛ و در راه عبادتش شکیبا باش! آیا مثل و مانندى براى او مىیابى؟! (۶۵) انسان مىگوید: «آیا پس از مردن، زنده (از قبر) بیرون خواهم آمد؟!» (۶۶) آیا انسان به خاطر نمىآورد که ما پیش از این او را آفریدیم در حالى که چیزى نبود؟! (۶۷) سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شیاطین در قیامت جمع مىکنیم؛ سپس همه را -در حالى که به زانو درآمدهاند- گرداگرد جهنم حاضر مىسازیم. (۶۸) سپس از هر گروه و جمعیتى، کسانى را که در برابر خداوند رحمان از همه سرکش تر بودهاند، جدا مىکنیم. (۶۹) بعد از آن، ما بخوبى از کسانى که براى سوختن در آتش سزاوارترند، آگاهتریم! (۷۰) و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مىشوید؛ این امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! (۷۱) سپس آنها را که تقوا پیشه کردند از آن رهایى مىبخشیم؛ و ظالمان را -در حالى که (از ضعف و ذلت) به زانو درآمدهاند- در آن رها مىسازیم. (۷۲) و هنگامى که آیات روشن ما بر آنان خوانده مىشود، کافران به مؤمنان مىگویند: «کدام یک از دو گروه ( ما و شما) جایگاهش بهتر، و جلسات انس و مشورتش زیباتر، و بخشش او بیشتر است؟ !» (۷۳) چه بسیار اقوامى را پیش از آنان نابود کردیم که هم مال و ثروتشان از آنها بهتر بود، و هم ظاهرشان آراستهتر! (۷۴) بگو: «کسى که در گمراهى است، باید خداوند به او مهلت دهد تا زمانى که وعده الهى را با چشم خود ببینند: یا عذاب (این دنیا)، یا (عذاب) قیامت! (آن روز) خواهند دانست چه کسى جایش بدتر، و لشکرش ناتوانتر است!» (۷۵) (اما) کسانى که در راه هدایت گام نهادند، خداوند بر هدایتشان مىافزاید؛ و آثار شایستهاى که (از انسان) باقى مىماند، ثوابش در پیشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است! (۷۶) آیا دیدى کسى را که به آیات ما کافر شد، و گفت: «اموال و فرزندان فراوانى به من داده خواهد شد»؟! (۷۷) آیا او از غیب آگاه گشته، یا نزد خدا عهد و پیمانى گرفته است؟! (۷۸) هرگز چنین نیست! ما بزودى آنچه را مىگوید مىنویسیم و عذاب را بر او مستمر خواهیم داشت! (۷۹) آنچه را او مىگوید (از اموال و فرزندان)، از او به ارث مىبریم، و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد!(۸۰) و آنان غیر از خدا، معبودانى را براى خود برگزیدند تا مایه عزتشان باشد! (چه پندار خامى!) (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودى (معبودها) منکر عبادت آنان خواهند شد؛ (بلکه) بر ضدشان قیام مىکنند! (۸۲) آیا ندیدى که ما شیاطین را بسوى کافران فرستادیم تا آنان را شدیدا تحریک کنند؟! (۸۳) پس درباره آنان شتاب مکن؛ ما آنها (و اعمالشان) را به دقت شماره میکنیم! (۸۴) در آن روز که پرهیزگاران را دسته جمعى بسوى خداوند رحمان (و پاداشهاى او) محشور مىکنیم... (۸۵) و مجرمان را (همچون شتران تشنهکامى کهبه سوى آبگاه مىروند) به جهنم مىرانیم... (۸۶) آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسى که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانى دارد. (۸۷) و گفتند: «خداوند رحمان فرزندى براى خود برگزیده است». (۸۸) راستى مطلب زشت و زنندهاى گفتید! (۸۹) نزدیک است به خاطر این سخن آسمانها از هم متلاشى گردد، و زمین شکافته شود، و کوهها بشدت فرو ریزد... (۹۰) از این رو که براى خداوند رحمان فرزندى قائل شدند! (۹۱) در حالى که هرگز براى خداوند رحمان سزاوار نیست که فرزندى برگزیند! (۹۲) تمام کسانى که در آسمانها و زمین هستند، بنده اویند! (۹۳) خداوند همه آنها را احصا کرده، و به دقت شمرده است! (۹۴) و همگى روز رستاخیز، تک و تنها نزد او حاضر مىشوند! (۹۵) مسلما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبتى براى آنان در دلها قرار مىدهد! (۹۶) و ما فقط آن ( قرآن) را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بوسیله آن بشارت دهى، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار کنى. (۹۷) چه بسیار اقوام (بىایمان و گنهکارى) را که پیش از آنان هلاک کردیم؛ آیا احدى از آنها را احساس مىکنى؟! یا کمترین صدایى از آنان مىشنوى؟! (۹۸)