1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

معرفی مانوئل آلوارز براوو - عکاس

شروع موضوع توسط para3to ‏26/11/11 در انجمن ایران و جهان

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    معرفی مانوئل آلوارز براوو - عکاس
    [HR][/HR] معرفی مانوئل آلوارز براوو● نگاهی به عکس های مانوئل آلوارز براوو
    آثار مانوئل آلوارز براوو قاطعانه در پندار و عشق انسان دوستانه‌ی او به سرزمین، و خواست‌ها و رنج‌های مردمانش ریشه دارند.


    [​IMG]

    او هرگز از تلاش برای مواجهه‌ی رو در رو با زندگی دست نکشید .... او با همان اشتیاقی از مکزیکو سخن می‌گفت که اتژه از پاریس.
    عکس‌های مانوئل آلوارز براوو رازواره‌هایی بودند با سیمایی سیاه و سپید و سکوتی همواره گویا: بی‌آنکه چیزی بگویند، به کنایه واقعیات دیگری را پیش کشیدند و بی‌آن‌که چیزی بنمایانند تصاویر دیگری را مجسم ساختند.
    شاید همین دو نقل‌قول برای ترسیم عمق پنهان دنیای عکاسی براوو کافی باشد. عکاسی که آثارش بیش از هرچیز از بطن فرهنگ سرزمینش مایه می‌گیرند. براوو در سال ۱۹۰۲ در مکزیکوسیتی به‌دنیا آمد و در سال ۲۰۰۲ در همان مکان درگذشت. اوج فعالیت‌های او به دهه‌های سی تا پنجاه باز می‌گشت و در همان زمان نیز مورد ستایش بسیار هنرمندانی چون کارتیه برسون (۳)، ادوارد وستون(۴)، پل استرند(۵)، دیه‌گوریورا(۶) و آندره برتون(۷) بود.
    در بازنگری آثار او می‌توان شاهد سنت‌های تجسمی بسیاری بود. از نظرگاه تاریخ عکاسی با هنرمندی مواجه می‌شویم که کاملاً در راستای عکاسان و شیوه‌های عکاسی متداول زمان خود قرار دارد. از میل شدید فرمالیستی هنرمندانی چون آرون سیسکین(۸)، پل استراند و ادوارد وستون گرفته تا تمایلات سورئالیستی اتژه(۹) و سودک(۱۰)؛ و نگاه شاعرانه کرتژ(۱۱) و براسایی(۱۲)؛ و طنز دوناوو(۱۳)؛ و شیوه‌ی مستند و زنده‌نمای کارتیه برسون؛ و فضاهای صحنه‌سازی شده و هدایت شده (directorial) عکاسی چون میتیارد(۱۴).
    در حقیقت، دنیای عکاسی براوو، با آگاهی عمیقی که او از هنر زمان خود داشت، ترکیب چند لایه و پیچیده‌ای است از روش‌های بیانی عکاسان نامبرده بی‌آنکه به لحاظ زیبایی‌شناسی به هیچ یک از آن‌ها وابسته باشد و استقلال شخصی خود را از دست دهد.
    براوو، در ارایه‌ی چشم‌اندازها، پرتره‌ها، لحظات زندگی روزمره و نماهای گزینشی خود از مناسک و نشانه‌های فرهنگی مکزیک بیش از هر چیز از بینش فطری و شهودی خود سود می‌جست. نگاهی که گویی به‌تنهایی نمود ناخودآ‌گاه جمعی و روح قومی یک سرزمین باستانی بود. شاید نظر دیه‌گو ریورا درست باشد که او را مکزیکی‌ترین هنرمند زمان خودش نامید. البته عشق بی‌پایان او به مکزیکوسیتی کاملاً آشکار است. (به‌ویژه با توجه به این‌که تقریباً همه‌ی آثار مهم براوو تا پایان عمر به شهر مکزیکو تعلق دارند) اما نکته‌ی بسیار با اهمیت‌تر در نگاه مکزیکی او به فرهنگ مکزیک است.
    به یقین برای درک درست مطلب باید به ژرفنا و زیرساخت‌های این فرهنگ دقت کنیم، اما حداقل‌ترین نتیجه‌ی تجسمی این است که ماهیت مکزیکی عکس‌های براوو به‌دلیل صرفِ استفاده از نمادها، نشانه‌ها و نقش‌مایه‌‌های مکزیکی نیست. آثار او از روحی برخوردارند که از جهان‌بینی ویژه‌ای حکایت می‌کنند. اعتقاد به این مسئله آن‌جایی سویه‌ی شادمان کننده‌ای به خود می‌گیرد که در می‌یابیم عکاس با فراست تمام از راهبردهای رسانه‌ی عکاسی برای بیان خود سود می‌جوید. به‌نظرم یکی از نکات محوری کاربست نور است.
    نورهایی که من آن را مکزیکی می‌خوانم. نوری شدید، گاه آزارنده و گاه نوازش‌گر، نوری که گاه بی‌رحمانه به حذف بسیاری از جزییات می‌انجامد و گاه از سر ترحم چیزهایی را از دل تاریکی بر ما آشکار می‌سازد.
    دنیای عکاسی براوو غرقِ در نور است. این عکس‌های سیاه و سفید با چاپ‌های به غایت هنرمندانه‌اشان گوشه و کنار زندگی درفرهنگی را به ما می‌نمایانند که گویی برساخته‌ای است از جدال و آشتی دائمی تاریکی و روشنایی. اگر کاربست نور را به نگاه جست و جو گر و گزیده‌وگوی بیافزاییم، ماحصل، عکس‌هایی می‌شود که به آسانی و به‌گونه‌ای فطری و به‌دور از هر گونه برداشت تحمیلی، زندگی گذشته و امروز مردم مکزیک را به هم پیوند می‌دهد.
    نگاه اسطوره‌ای عکاس در هر با توقف شاتر دوربین به واژگان مشترکی می‌رسد. من آن را یک زبان بصری عامیانه می‌نامم. زبانی که با لحنی آرام و آهسته برش‌هایی از زندگی مردمی کهنسال را روایت می‌کند: دختری رقاصه، طرح یک نقاشی دیواری، درختی خشکیده، یک سنگ قبر، گل‌های کاکتوس، پنجره‌ای بر دیوار، پرتره‌های زنان، شمایل‌های مسیح، جوان مقتولی بر کف خیابان، قایقی به گل نشسته و ... . در کنار برداشت اسطوره‌ای از آثار آلوارز براوو ذکر دو نکته دیگر را نیز لازم می‌دانم.
    اول، ارجاعات سیاسی و اجتماعی عکس‌ها که در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیز از ساده‌انگاری‌های افراطی رئالیسم سوسیالیستی به‌دورند. از همه‌ی آن کلیشه‌هایی که می‌توانست در زمان فعالیت عکاس سرمشق او قرار گیرد.
    می‌توان قاطعانه از وجود تدابیر سیاسی نمادین و آگاهانه‌ای در آثار براوو با خبر بود اما از شعارگرایی و عوام‌زدگی خبری نیست. دوم، عنوان گذاری‌های بسیار هوشمندانه‌ی عکاس برای آثارش که گاه ماهیت آن را دگرگون کرده و به آن جلوه‌ای رازآمیز می‌بخشد. تلاشی که به هر حال از تمایلات سورئالیستی و نمادگرایانه‌ی هنرمند حکایت می‌کند و تصدیق‌گر این نکته است که براوو در چاره‌جویی خود برای هم‌نشینی واژگان و عکس‌ها از بسیاری از هنرمندان هم‌عصر خود پیشروتر بود.
    از همین روی، عکس‌های براوو همواره پذیرای معانی تازه‌ای است و مادامی که دادو ستد ذهنی لازم میان مخاطب و اثر صورت گیرد به‌تازگی آن افزوده نیز خواهد شد.

    دوهفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس