1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

معرفی روبرت ای همرزتیل - عکاس

شروع موضوع توسط para3to ‏25/11/11 در انجمن ایران و جهان

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    معرفی روبرت ای همرزتیل - عکاس
    [HR][/HR] معرفی روبرت ای همرزتیلبسته‌بندی‌های پلاستیکی لباس عروسک‌ها بخشی از واقعیت روزانه‌ی دنیای بازار است. این بسته‌بندی‌ها الگوهای مصرف بزرگ‌سالان را به کودکان معرفی می‌کند.

    [​IMG]

    تاکتیک همرزتیل، عکاسی و باز تولید چنین بسته‌های کوچک مینیاتوری در مقیاس بزرگ است به گونه‌أی که برای بیننده, تفکر انگیز می‌شوند.
    استراتژی او عموماً نمایش نحوه‌ی تولید چیزهایی است که آن را واقعیت می‌دانیم و بیان این مطلب است که؛ تمام فرآیند تولید، واقعیت طبیعی نیست بلکه ساختگی است. در نتیجه او به نمایش کالاها و خود کالاها علاقه‌ی فراوان دارد. در سری عکس‌های «Make it up» که کارهای او جزئی از آن‌‌هاست، تصاویری از عروسک‌هایی که به شکل‌های مختلف ساخته شده‌اند و یا این‌که تیپ لباس‌های بسته‌بندی شده را به نمایش می‌گذارند.
    مجموعه آثار گذشته‌ی این هنرمند همچون Grune Heimat ۱۹۸۸-۱۹۹۰ اشیایی از جنس اشیا شهری و خانگی را به‌تصویر کشیده است. در مجموعه‌ی دیگری Mittagsportvates ۱۹۸۸-۱۹۹۰ به عکاسی از فضاها و جاهایی می‌پردازند که برای مقایسه کنار هم قرار داده شده‌اند. در مجموعه عکس‌های «صمیمیت عمومی» (۱-۱۹۹۰) موضوع عکس‌های او بیشتر, محل‌های ملاقات و میز و صندلی‌ها در فضاهای معماری است.
    ● اکسل هوت Axel Hutte
    برف برجا مانده در شیار نشان می‌دهد که عکس, اواخر بهار گرفته شده است چرا که همه چیز در عکس به‌جز لکه‌های برف بسیار سبز است. شاید شیار, آن‌قدر عمیق است که آن را از اشعه‌ی آفتاب مصون نگه‌دارد. گرچه نمی‌توان از عکس چنین قضاوتی کرد. و باز نمی‌دانیم چرا باید به جزییات چشم‌اندازی که در حال تغییر است چنین علاقه‌مند باشیم. هوت دوست دارد درباره‌ی هویت و چشم‌انداز, ایجادِ سوال کند. به‌نظر می‌رسد او در این عکس این سوال را مطرح می‌کند که آیا ممکن است شیار کوه را به‌عنوان محلی با هویت خاص و ویژه‌ی خود قلمداد کرد.
    مگر نه آن که شیار کوه فقط یک خط انتقالی است که بر روی مسیری قرار دارد؟ بیشتر چشم‌اندازهای هوت محل‌هایی را به تصویر می‌کشد که حتی اسم هم ندارند. محل‌هایی که همانند عکس, بخشی از یک گستره‌اند و یا مناظری هستند که اغلب در دسترس‌تر از پس‌زمینه خود می‌باشند.
    ● جوهان ون در کوکن Johan van der Keuken
    ▪ فروشندگان گل زنبق
    این زوج در حال فروش گل زنبق وحشی در خیابان‌های پاریس هستند. عکس به سالروز پیروزی در جنگ جهانی در اواخر دهه‌ی ۵۰ تعلق دارد. زوج, شباهتی به فروشندگان خیابانی ندارند. شاید هر دوی آن‌ها در آرزوی بازیگری در سینما بودند و یا موقعیتی بهتر در دنیای هنر _ این را شاید بتوان از مدال دور گردن مرد و جواهرات زن دریافت - مرد مشغول تماشای خیابان است اما زن از حضور دوربین آگاه است. از نگاه آن‌ها آروزها، تمناها و گذشته‌ی هر یک را می‌توان دید و می‌توان هر یک از آن دو را به راحتی در فیلمی که متعلق به آن دوره است، تصور کرد. در داستانی عاشقانه و مرگبار.
    «ون در کوکن» با چنین عکس‌هایی، شاهدی بر عمق شخصیت انسانی به‌دست می‌دهد و این واقعیت که زندگی مادی ما مملو از رویا هست. این عکس در کتاب Paris Morlel که مجموعه عکس‌های او از خیابان‌های پاریس‌اند در سال ۱۹۶۳ در پاریس به چاپ رسید.
    ● ژوزف کودلکا Josef Koudelka
    در این عکس معروف‌، کولی دست‌بند به دست در پی بازسازی صحنه‌ی قتل است. در پس‌زمینه پلیسی دوربین را آماده می‌کند تا از این صحنه عکس بگیرد و گروه کوچکی در فاصله‌ای از صحنه مشغول تماشا هستند. کودکان با عکاسی از مناطق کولی نشین که عمدتاً در شرق اسلواکی و در خلال سال‌های ۱۹۶۲ و ۱۹۶۳ انجام شده است منظره‌ای را به تصویر می‌کشد که گِل و تاریکی آن را فرا گرفته است. گویا آخرالزمان است. فقر مفرط هیچ نشان و اثری از جامعه برجا نگذاشته است و کاملاً آن را از بین برده است. چهره‌ی بسیاری از سوژه‌های «کودلکا» در اسلواکی و بعدها در اسپانیا، عمدتاً آدم‌های نیمه فراموش شده و ناشناخته‌ی جامعه‌اند. او یکی از عکاسان اروپایی بود که به مسئله‌ی فروپاشی فرهنگی توجه کرد و در کارش (کولی‌ها که در سال ۱۹۷۵ انتشار داد) فضایی را به‌دست می‌دهد که بعدها به‌شکل روزافزونی در عکاسی مستند دهه‌ی ۸۰ مورد توجه قرار می‌گیرد.
    ● دان مک گولین Don McGullin ویتنام
    تصویر, متعلق به یک سرباز ویتنام شمالی است با وسایل داخل جیب‌اش که جلوی جنازه‌ی او ریخته شده است. وسایل او شامل کیسه‌ای از فشنگ‌های جنگی، نشانه‌هایی از زندگی خانوادگی و کارش می‌باشد.
    این عکس به‌وضوح درباره‌ی مصائب و وحشت جنگ, سخن می‌گوید و به‌خوبی مرگ را در مقابل زندگی قرار می‌ دهد و رقابتی بین صورت سرباز مرده و دختری که هنوز زنده است وجود دارد و هر یک از این دو به‌گونه‌ای متفاوت مسئله‌ی خود را بیان می‌کنند. و در این میان سخن دختر به این دلیل ساده که هنوز زنده است _ گرچه در شکلی سایه‌دار در این عکس دیده می‌شود _ برتری دارد و بیان‌کننده‌ی بخشی از هدفی است که سرباز برای آن می‌جنگیده است. «مک کالین» را یکی از بزرگ‌ترین عکاسان جنگ می‌‌شناسند, گرچه این ارزیابی بسیار بیشتر از آن چیزی است که در عکس می‌بینیم. چرا که درک جنگ دربردارنده‌ی درک متضاد آن یعنی زندگی هم هست که عکاس به‌خوبی آن را در تصاویر کوچک, جلوی سرباز به‌نمایش گذاشته است.

    دوهفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس