عکسها از مد نمیافتند [HR][/HR] عکسها از مد نمیافتند استورم تورگرسوناستورم تورگرسون به خاطر عکسها و کارهای (کارهای گرافیکی و فیلم سازی) خلاقانهیی که برای گروههای موسیقی مختلف بخصوص پینک فلوید انجام داده معروف است، استورم تورگرسون (۱) را چگونه توصیف میکنید؟ بهتر است با توصیفات خودش شروع کنیم که در یکی از کتابهایی که در مورد آثارش چاپ شده آمده است. وقتی از من پرسیده میشود که من چه کاره هستم، من پاسخ مردم را به شکلهای مختلفی میدهم، من برای مجستی کاستوم (۲) یک عکاس هستم، برای نشریات موسیقی یک گرافیست، برای اهل سینما یک کارگردان، برای مادرم یک هنرمند. طرفداران واقعی من میدانند من یک تصویرسازم که ایدههای مختلفی در سر دارم و به کمک دیگران این ایدهها را به هنرهای بصری ملموس تبدیل میکنم که یا عکس است یا فیلم. به محض اینکه خودم را به استورم معرفی کردم، باران سوالاتش بر سرم فرو ریخت. چرا میخواهی با من مصاحبه کنی؟ بعد از توضیح اینکه دی.پی.آر.پی یک وب سایت است که بسیاری از گروههای موزیکی که وی با آنها کار کرده را معرفی میکند و به علاوه من شخصا از طرفداران کارهای او هستم. بعد از ادای این توضیحات بود که استورم اجازه مصاحبه را داد. چارلی: در وهله اول دلیل برگزاری نمایشگاه مرور آثار شما چیست؟ استورم: در واقع این یک نمایشگاه مروری آثارم نیست. نمایشگاه آثار مروری یک هنرمند ترجیحا باید بزرگتر باشد، کارهای بیشتر، جزئیات بیشتر. راستی چرا از نظر شما این یک نمایشگاه مروری آثار است؟ به این علت که من سالهای زیادی است که کار میکنم؟ در واقع یک شو درمورد تصاویراست نه یک نمایشگاه گرافیکی، بیشتر کارهایی که ما انجام دادیم در مورد گرافیک بوده است و این شو مربوط به عکسها است. حتما میپرسید که دلیل این کار چه چیز بوده؟ در واقع بخاطر اینکه ما خودخواه هستیم، هنرمند دوست دارد که پز بدهد و از طرف دیگراین نمایشگاه این امکان را فراهم میکند که این تصاویر در سایزهای حقیقی و اصلی خود به نمایش گذاشته شوند. انگیزه ساخت اثر از کجا میآید؟ آیا طرح و ایده به شما داده میشود یا به منظور الهام گرفتن به خود موسیقی گوش میدهید؟ سعی ما براین است که موسیقی را نمایش دهیم، بنابراین در جهت ارائه و نمایش موسیقی میتوانم بگویم در اغلب اوقات این ایده از خود موسیقی میآید، همچنین این ایده میتواند از عنوان اثر، موزیک متن و ترانهها هم بیاید. گاهی اوقات هم از گفتوگویی که با اعضای گروه دارم ایده میگیرم. اگر شما یک نمونه خاص را نام ببرید میتوانم برای شما دقیقا بگویم که این پروسه چگونه است. خب آنچه برای من جالب است استامپ ۴۴۲ است که دارای یک موسیقی بسیار متفاوت است. استورم سوال مرا بدین صورت تصحیح میکند و ادامه میدهد: این طور نیست. من با گروههای هوی متال زیادی کار کرده ام.حتی با بلک سبت هم کار کرده ام. رین بو، یوفو، آدیو اسلیو بروس دیکینسون دیگر گروهای هوی متالی بود که من با آنها کار کردهام. همچنین همکاریهای بسیاری هم با گروههایهارد راک کردهام. آنتراکس در واقع با متال جور است ولی بسیار برای کار کردن عالی است و همیشه ایدههای جالبی را به من سیخونک میزنند! من تا به حال این گروه را ندیده ام و ممکن است که خود این گروه هم بدانند که همیشه به من ایده میدهند و فکر کنم که آنها هم از این ایده دادن به دیگران خوشحال هستند. این ساختارها و ترکیبها ساخته و پرداخته خود ما است و در واقع یک جور گند زدن به متال است که انجام میدهیم. بعد از گذشت و گذاری که داشتم چیزی که باعث تعجب من شد این بود که مدلها اکثرا زیبا بودند و صورتهایشان (برای من) آرامش بخش بود.من پس از دیدن آثارآرامتر از ابتدای نمایشگاه بودم، و در کل عکسها اؤر آرامش بخشی روی من داشتند. جدا؟ خوشحالم از این که این را میشنوم، باید بگویم که کروم خیلی آرامش بخش است. نکته دیگری که برایم جالب است، این است که عکسهای شما هیچ وقت به قول معروف از مد نیافتادهاند.. بعضی از مردم به من میگویند که عکسهایم همیشه از مد افتاده بوده اند. اما من فکر نمی کنم که کاری که ما انجام میدهیم اساسا مد پذیر باشد یا در چارچوب مد بگنجد، من فکر میکنم ما چیزهایی را دوست داریم که شیک هستند و به نظر من این یکی از لذتهای اثر ناقوس جدایی است. به این دلیل که مجسمه واقعی خیلی با ابهت و دلپسند است و دور از ماهیت و عقاید. همانطور به نظر من سر درخت بسیار گیرا است، یک ایده عالی که به بهترین نحو ممکن هم انجام شده است، حداقل من امیدوارم که بینندگان اینطور فکر کنند، اما امیدی ندارم که لزوما اینطور فکر کنند.اوایل کار ما زیاد به مد فکر نمی کردیم ، به عقیده من موسیقی دانها آهنگی را میسازند که ماندگار باشد یا حداقل آرزوی چنین کاری را دارند، ما هم همین کار را در ابطه با عکس انجام میدهیم، همینطور احتمال دارد کسی که آن را میخرد به سمت آن عکسها گرایش پیدا کند و در دام مد نیافتد، به بیان دیگر در طی ۵ سال از مد افتاده است. حتی اگر که فکر کند که چرا این عکس اینطور است و یا شبیه به چیست؟ و این سوالی است که من دوست دارم مردم جواب بدهند چرا این اینجوریه؟ نمی دانم مردم این پرسش را ار خود میپرسند یا نه؟ من آنها را به موسیقی ارجاع میدهم و این تقریبا وابسته به موسیقی است، وابسته به عنوان و وابسته به ترانه هم هست. در حقیقت منظور من یک سوال ساده نیست، منظورم سوالی عمیق و پیچیده است. معمولا داستانی پشت این افکار و عکسها وجود دارد و ما باید راجع به این چیزها فکر کنیم. روزنامه اعتماد