پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني از زنان عارف زمان سلطنت محمدشاه قاجار است. اعتمادالسلطنه در كتاب خيرات حسان درباره او چنين آورده است: "از عارفات معروفه سلطنت محمدشاه قاجار انارالله برهانه بوده. نام اصلياش حاجيه ام سلمه خانم است. بنت حاج ميرزا محمد رشتي از كبراء وزراء گيلان، زوجه حاچ ميراسماعيل رشتي از مشاهير اعيان آن سامان زماني كه مرشد كامل و سالك واصل حاج ميرجعفر كبودراهنگي (مجذوبعلي شاه) به گيلان رفته مشغول موعظت و هدايت بود، از استماع كلمات عاليه و مواعظ شافيه، ذوقي در خاطر مستعد آن صالحه به هم رسيد كه سپس وقت شريف و عمر عزير را همي به تصفيه قلب و تهذيب اخلاق گذراند و از بزرگان عصر صحبت عارف رباني و حكيم صمداني حاج موسي رضا الهمداني اعلي الله مقامه دريافت و از آن بزرگوار به نصيب ذكر دوام نايل شد ...". هنگامي كه محمدشاه قاجار كه خود نيز گرايش صوفيانه داشت وصف مقامات او را شنيد و از ذوق و استعداد و سخنوري وي آگاه شد، او را رابعه ثانيه ملقب ساخته و براي ارشاد مردم كرمان بدان سو مأمور نمود. ام سلمه زني خير و نيكانديش بود. اهتمام به ساخت چند بنا را به وي نسبت ميدهند از جمله ساخت مقبره باشكوهي براي حاج آقا رضا همداني كه در 1245هـ. ق در كرمان درگذشته بود و ديگري ساخت گنبدي براي مزار مشتاقعلي شاه. وي موقوفاتي نيز از خود به جاي گذاشته است. از جمله ششدانگ روستاي خاجان رشت و ششدانگ روستاي سوقه رشت و سه دانگ يك باب تيمچه مشهور به نام همسر وي در راسته بازار رشت و ششدانگ روستاي نارنج گل با تمام باغها و تاكستانها. وي همچنين صاحب خطي نيكو بود. ام سلمه در 1280هـ. ق در شهر قم وفات يافته و همانجا مدفون شد.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني حيران خانم از زنان شاعر ساكن در آذربايجان كه در قرن 12هـ. ق در نخجوان به دنيا آمده بود. وي دختر يا خواهر كريم خان كنگرلو، آخرين حاكم خاندان كنگرلوي دنبلي نخجوان بود. اين خانواده بعد از جنگهاي ايران و روس و با شكست ايران از روس، به دليل ارتباط و اطاعت از حكومت ايران، به ايران آمده بود و در حمايت دولت ايران قرار گرفتند. از نام واقعي و زندگي "حيران" اطلاع چنداني در دست نيست، تنها با توجه به برخي اشعار او به نظر ميآيد كه در دستگاه حكومتي عباس ميرزا رفت و آمد و با حرمخانه شاهي ارتباط نزديك داشته است. ديوان حيران حدود 4500 بيت شعر دارد كه مركب است از قصايد، غزليات، مقطعات، ترجيعات و رباعيات كه در كتابخانه مركزي تبريز نيز موجود است. وي به فارسي و تركي اشعاري دارد. با وجود آن كه در خانوادهاي اشرافي رشد يافته و با دستگاه سلطنتي نيز آمد رشد داشته ولي در اشعار خود از فقرا و طبقات محروم اجتماع نيز ياد ميكند و تأسف و اندوه خود را بابت زندگي آنها ابراز مينمايد. صد شكر مهياست سحور و شامم ليكن به خوشي نميرود ايامم چون ياد فقيران ز دلم ميگذرد پالوده چو زهر ميشود در كامم
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني اخراج آخرين بازمانده قاجار اخراج تحقيرآميز محمدحسن ميرزا وليعهد رژيم قاجار توسط رضاخان در آبان 1304 آخرين پرده از سقوط مرحله به مرحله دودماني است كه 5/1 قرن پيش از آن توسط آقامحمدخان قاجار در ايران پايهريزي شده بود. محمدحسن ميرزا در هفتم شهريور 1288 در سن 9 سالگي و در شرايطي كه برادرش احمدشاه هنوز به سن قانوني براي سلطنت نرسيده و كشور توسط «نايبالسلطنه» اداره ميشد، به وليعهدي انتخاب شده بود. اين انتصاب 40 روز پس از خلع محمدعلي شاه و جايگزيني احمد شاه پسر 13 سالهاش به سلطنت صورت گرفت. محمدحسن ميرزا تا زمان اخراج از ايران به مدت 16 سال وليعهد بود. اخراج وي در سن 25 سالگي و در شرايطي به وقوع پيوست كه برادرش در سفري بدون بازگشت در اروپا به سر ميبرد و وي قائممقامي شاه جوان را در ايران بر عهده داشت. اين زماني بودكه نزديك به 4 سال ازكودتاي رضاخان و 2 سال از نخستوزيري وي ميگذشت و احمد شاه آخرين پادشاه سلسله قاجار از بيم رضاخان جرأت بازگشت به ايران را نداشت. قصر محمدحسن ميرزا از آذر 1302 كه احمد شاه تحت فشار رضاخان تهران را به قصد اروپا ترك كرد، همواره تحت نظر مأموران شهرباني بوده و همه روزه از ورود و خروج كساني كه به آنجا تردد ميكردند. گزارشهائي تهيه ميشد و از طريق محمدخان درگاهي رئيس شهرباني به اطلاع رضاخان ميرسيد. از روز هفتم آبان 1304 و در آستانه تشكيل نشست ويژه مجلس براي انقراض قاجاريه نيز بر تعداد پليسهاي مخفي و حتي نظاميان در اطراف قصر افزوده شده بود. روز نهم آبان پس از تصويب لايحه انقراض سلسله قاجار و به محض آنكه شليك چندين توپ،خلع اين سلسله 150 ساله را اعلام كرد رفت و آمد به داخل قصر محمدحسن ميرزا ممنوع شد. دو ساعت بعد عبدالله خان اميرطهماسبي فرماندار نظامي تهران كه سابقاً رياست گارد سلطنتي احمد شاه را بر عهده داشت، به اتفاق سرتيپ مرتضي خان يزدان پناه فرمانده لشكر مركز و سرتيپ محمدخان درگاهي رئيس امنيه (شهرباني) مأمور تحويل گرفتن قصرهاي قاجار و ابلاغ دستور اخراج وليعهد، بالاترين مقام بازمانده قاجاري در ايران شدند. آنان وارد قصر محمدحسن ميرزا شده، درهاي عمارت،انبارهاي سلطنتي و ساير اماكن مهم قصر را مهر و موم و اثاثيه و اموال داخل آن را تماماً ضبط و توقيف كردند و به وليعهد اخطار كردند كه طبق دستور شاه (رضاخان) هر چه زودتر بايد از ايران خارج شود. وليعهد در پاسخ ابتدا خواستار ملاقات با رضاخان شد كه اين درخواست، رد شد. سپس گفت مذاكراتم دوستانه خواهد بود. امير طهماسبي در پاسخ گفت هيچگونه مذاكره دوستانهاي ميان ما و شما نبوده و نيست ولي اگر عرايضي داشته باشيد به اطلاع شاه خواهد رسيد. وليعهد سپس خشمگينانه گفت پولي براي رفتن به خارج ندارد و مدعي شد كه چهل هزار تومان از دولت طلب دارد كه اگر آن را دريافت كند، بار سفر خواهد بست. پيام محمدحسن ميرزا بلافاصله به اطلاع رضاخان رسيد و او درستي اين ادعا راتأييدكرد ولي گفت تنها 5 هزار تومان در اختيار وليعهد قرار گيرد! خبر اعطاي اين 5 هزارتومان كه در 20 كيسه 250 توماني در اختيار وليعهد قرار گرفت طوري در شهر منتشر شد كه گوئي رضاخان از كيسه خود مقدار زيادي پول به وليعهد بذل و بخشش كرده است. به وليعهد اخطار شد كه تا ساعات شب بايد قصر را تخليه كند و به سوي بغداد به حركت درآيد. يك اتومبيل حامل نظاميان رضاخان در جلو و يك اتومبيل نظامي در عقب، خودروهاي حامل وليعهد و همراهانش را كه توسط جاسوسان رضاخان همراهي ميشد اسكورت ميكردند. وليعهد مجبور به استفاده از لباسهاي غيررسمي و شخصي شده بود و از پوشيدن البسه تشريفاتي يا نظامي منع شده بود. اين كاروان از تهران به طرف كرج، قزوين، همدان، كرمانشاه، قصرشيرين و از آنجا در معيت مأموران عراقي به طرف بغداد به را ه افتاد. وي در بغداد از طرف فرستادگان ملك فيصل پادشاه آن كشور مورد تجليل قرار گرفت. او چندي بعد رهسپار فرانسه شد و به برادرش پيوست. پس از مرگ احمد شاه وي خودرا پادشاه قانوني ايران خواند (تير 1309) اما كمي بعد به انگلستان بازگشت و اغلب از يكي از روستاهاي اطراف لندن كه محل زندگيش بود خارج نشد و با عايدي مختصري كه به موجب وصيت برادرش به او ميرسيد با عسرت معيشت ميكرد. در اواخر عمر خود درصدد كسب اجازه براي مراجعت به ايران برآمد ولي توفيق نيافت و در 1321 ش. در لندن درگذشت. منابع تحقیق : ـ دايرهالمعارف فارسي، غلامحسين مصاحب، ج دوم (م تا ي) ـ تاريخ بيست ساله ايران، حسين مكي، ج سوم منبع: www.dowran.ir