پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني مشکلات اولین دولت احمدشاه اما دولت جدید با مشکلات عدیده ای روبرو بود که در اینجا به ذکر آنهامی پردازیم: 1- یکی از کارهای دولت جدید تدارک پول بود. 2- از آنجائی که عدم درخواست وام از دول بیگانه در مجلس شورای ملی تصویب شده بود، بنابراین دولت جدید نمی توانست دست گدایی به سوی دول بیگانه دراز کند و در خزانه ممکلت نیز دیناری وجود نداشت. 3- دولت جدید ناچار شد توانگران و درباریان متمول را به زور مجاهدین وادارد تا هر کدام مبلغی به دولت جدید وام بدهند. 4- چون ظل السلطان پدر سردار اسعد را کشته بود همین که دولت اجازة دریافت پول از توانگران را داد بختیاریها او را در رشت توقیف کردند و صدهزار تومان از او گرفتند و آزادش کردند. این بزرگترین رقم وامی بود که از متمکنین گرفته شد. 5- دولت جدید با مشکلات و مسائل پیچیدة گوناگون داخلی و خارجی روبرو بود. ورود سربازان روسیه تزاری به آذربایجان سپس گیلان و رشت یک نمونه از مسائل خارجی بود. 6- مسئله جواهرات سلطنتی که محمدعلیشاه نزد بانک استقراضی و بانک شاهی و دیگران گرو گذاشته بود و یا با خود برداشته بود. 7- مسئله جواهرات سلطنتی به این ترتیب حل شد که دو دولت روس و انگلیس استراد آنرا تضمین کردند ودولت جدید کلیه املاک محمدعلی شاه را تصرف نمود و قرار شد او از ایران تبعید شود و ماهانه یک صد هزار تومان برای مخارج او و خانواده اش – به غیر از احمدشاه و برادرش محمدحسین میرزا که بعدها به ولیعهدی منصوب شد – از طرف دولت ایران پرداخته شود. مشروط بر آنکه هرگز به ایران بازنگردد. 8- موضوع روابط دولت جدید با روسیه و انگلیس و سایر ممالکی که با ایران مناسبات سیاسی داشتند
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني حمله روس ها به آذربایجان در مشروطه سربازان روسی پس از سقوط دولت محمد علیشاه و روی کارآمدن احمد شاه ، به آذربایجان حمله نمودند . 1- یکی از عمده ترین مسئله پیچیده ای که بالافاصله پس از تشکیل دولت جدید اتفاق افتاد ورود سربازان روسیه به آذربایجان و سپس به گیلان و رشت و رفتار درشت خویی و عربده جویی ستمکاری آنان و مداخله آشکار آنان در امور داخلی بود. 2- هدف روسیه از این رفتارها و مداخله ها، آزمایش دوم برای برانداختن رژیم مشروطه و در صورت امکان تجزیه ایالات شمالی و شمال غربی از ایران بود. 3- این مداخله نظامی با آغاز جنگ جهانی اول گسترش یافت و نیروهای عظیم سربازان روسی و قزاق و ترک قفقازی و امثال آنان وابسته به امپراطور روس از اردبیل تا قزوین وهمدان و باختران را عرصه نبرد با نیروهای عثمانی قرار دادند. 4- آنان از هیچ گونه فجایع و جنایت خودداری نکردند. 5- بدین ترتیب در حالیکه تهران پیروزی نهایی را جشن می گرفت و در مشهد و اصفهان مردم برای فتح تهران به دست مجاهدین به سرور و شادمانی برخاسته بودند آذربایجان در زیر بار گران فشار سیاسی و نظامی روسیه تزاری دست و پا می زد و آزادیخواهان و ملیون آن ایالت با چنان مشکلی روبرو بودند. و حتی ستارخان مبجور شد که برای فرونشاندن شورش اردبیل با مجاهدین خود به آن شهر برود.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني آغاز به کار مجلس دوم پس از فتح تهران طبق طرحی که انجمن ایالتی آذربایجان به وکالت از طرف کلیه انجمنهای ایالتی ولایتی ایران قبلاً در جمادی الثانی 1327 تهیه کرده بود انتخابات در اکثر شهرستانها به صورت مستقیم آغاز شده و چون نمایندگان برگزیده شدند دومین دورة اجلاسیة مجلس شورای ملی در روز اول ذی قعده 1327 قمری / 24 آبانماه 1288 شمسی در میان تظاهرات پرشور مردم و در حالیکه پایتخت غرق در آیین بندی و چراغانی و جشن و سرور بود، افتتاح شد. 1- مجلس دوم از روز هفتم ذیقعده رسماً شروع به کار کرد. 2- مستشارالدوله به ریاست مجلس انتخاب گردید. 3- یکی از مفیدترین اقدامات مجلس دوم این بد که طی جلسة پرشور از همت و فداکاری و جانفشانی مردان آزاده و دلیر قدردانی کرد. 4- از ایستادگی علمای نحف در راه آزادی ایران و فعالیت و مردانگی طباطبائی و بهبانی و از همت و دلاوری ستارخان و باقرخان، و مجاهدین آذربایجان، تقدیر و تشکر به عمل آمد. 5- یکی از عمده ترین پدیده ایجاد شده در مجلس دوم تشکیل حزب بود.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني احزاب در مجلس دوم مشروطه 1- شور و هیجانی که بر اثر فتح تهران به دست مجاهدین در محافل مطبوعاتی و ملی کشور پدید آمده بود از یک طرف بازار جراید و مطبوعات را گرم و از طرف دیگر افراد و عناصر گوناگون را پیرامون دو حزب سیاسی متمرکز ساخت: الف: حزب انقلابی – دموکرات عامیون ب: حزب اعتدالی – اجتماعیون اعتدالیون 2- هر دو حزب در انتخابات مجلس فعالیت کردند و پس از افتتاح مجلس حزب انقلابی خود را دموکرات عامیون و حزب اعتدالی خود را اجتماعیون، اعتدالیون به مجلس معرفی نمودند. 3- احزابی مانند اتفاقن و ترقی و امثال آن تشکیل گردیدند. ولی چون در مجلس کرسیهای زیادی نداشتند نتوانستند در سرنوشت آینده کشور مؤثر واقع شوند.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني مشروطه، مجلس اول، مجلس دوم در 9 سپتامبر 1906(17 شهريور 1285) قانون جديد انتخابات به تصويب رسيد. تعداد نمايندگان 156 نفر معين شد، اما تا 200 نفر قابل افزايش بود. براي ايالتها انتخابات دو مرحلهاي تعيين شد؛ اما انتخابات تهران مستقيم بود. 60 نفر از 156 نماينده مجلس از تهران بودند. به ايالتهاي مهم از جمله آذربايجان که مقر وليعهد بود هر کدام دوازده نماينده اختصاص يافت. ولايتها مثل گيلان و طوالش در منطقه خزر شش نماينده داشتند. همين عدم تناسب موجب منازعاتي در کشور شد و در مجلس بر سر آن بحث در گرفت. شش دسته از رأيدهندگان به اين صورت مشخص شدند: شاهزادگان و اعضاي ايل قاجار، علما و طلاب، اعيان و اشراف، مالکان و فلاحان، تاجران و اصناف. براي سه دستهي آخر، چه در نامزدي انتخابات و چه در رأي دادن، شرط حداقل ثروت تعيين شد. مالکان و فلاحان ميبايست ملکي با بهاي حداقل هزار تومان در اختيار داشته باشند. تاجران ميبايست حجره و تجارت معيني داشته باشند. اصناف ميبايست اهل صنف و صاحب دکاني با اجاره حد وسط در محل باشند. نمايندگان براي دو سال انتخاب ميشدند. سن آنها ميبايست حداقل سي سال و حداکثر هفتاد سال باشد و لازم بود که تجربهي سياسي و نيز سواد خواندن و نوشتن فارسي و قدرت بيان داشته باشند. زنان طبق مواد 3و 5 حق شرکت در انتخابات را نداشتند. گروهي از مشروطهخواهان نخبه با استفاده از منابع اروپايي به تنظيم پيشنويس قانون انتخابات کمک کردند. از جمله صنيعالدوله (داماد شاه) و برادرش مخبرالسلطنه. دو پسر مشيرالدوله صدر اعظم، يعني مشيرالملک (حسن پيرنيا) و موتمنالملک( حسين پيرنيا) و محتشمالسلطنه، ديپلماتي که سالها در آلمان و هند خدمت کرده بود. اما قانون انتخاباتي که توسط اين کميته تنظيم شد، از دو جانب مورد حمله قرار گرفت: علما ميخواستند مانع انتخاب دگرباوران ديني به نمايندگي مجلس شوند و به دنبال راهي ميگشتند که اين مسئله را حل کنند. شايد به همين مخاصمه بود که هيچ يک از سه روشنفکر برجستهي بالي ازلي نهضت، ملکالمتکلمين، سيد جمالالدين واعظ يا يحيي دولت آبادي وارد انتخابات نشدند. از سوي ديگر، سلطنت طلبان ميخواستند کنترل شاه بر قشون را حفظ کنند و از قدرت روحانيون در مجلس بکاهند. قانون اساسي جديد در 30 دسامبر 1906(8 دي 1285) تنها يک هفته قبل از مرگ مظفرالدين شاه به امضا رسيد و تا حدودي متأثر از قانون اساسي 1831 بل ژيک و قانون 1879 بلغارستان بود. در هر شهر شش نفر براي انجام ثبت نام اشخاص واجد شرايط و صدور اوراق رأي انتخاب شدند. حوزههاي انتخاباتي تشکيل شد و سپس جواز انجام انتخابات در محل از پايتخت دريافت شد. در روز انتخابات هر کس که رأي ميداد، اسمش در فهرست انتخاب کنندگان قلم ميخورد تا مبادا کسي دوبار به يک نفر رأي بدهد. در پايان رأيگيري تک تک ورقهها را ميخواندند و تعداد آراي هر نامزد را هر کسي که حاظر بود ميتوانست کنترل کند. نام رأي دهنده اعلام نميشد و در واقع اوراق رأي بيامضا بودند. به طوري که در سيستم انتخابات مثل انگلستان نام رأي دهندگان مخفي ميماند. در تهران، تبريز و شهرهاي ديگري که مشروطهخواهان در آنها قدرت داشتند 90 تا 95 درصد واجدان شرايط به پاي صندوقها رفتند اما در شهرهاي کوچکتر و روستاها اين نسبت حداکثر به 50 درصد ميرسيد. اگر ترکيب طبقاتي مجلس را در نظر بگيريم در مييابيم که تقسيمبنديها در مجلس اول خيلي وقتها بر اساس ايدئولوژي بود (نه صرفاً بر اساس طبقه). تقيزاده مينويسد در مجلس اول احزاب سياسي به اين معنا وجود نداشت. فقط راديکالها (تندروها) و محافظهکارها بودند. ايدئولوژي بعضي از اعضاي گروه اول شباهتهايي با سوسياليسم داشت. اما به گفته فريدون آدميت شايد بهتر باشد از چهار موضع سياسي در مجلس اول سخن بگوييم؛ از محافظهکار و ميانهرو تا ليبرال و راديکال. سعدالدوله و صنيعالدوله دو شخصيت برجستهي نگارش قانون انتخابات در نخستين سال مجلس براي کسب رهبري جنگيدند. جواد سعدالدوله ملقب به ابوالمله (پدر ملت) طراح متمم قانون اساسي 1907 (1285) و رهبر جناح ليبرال راديکال در مجلس بود (که بعداً اين مقام را به تقيزاده باخت). مرتضي صنيعالدوله داماد مظفرالدين شاه اولين رئيس مجلس بود. صنيعالدوله به تدوين قانون انتخابات کمک کرد و در مجلس اول به نمايندگي از سوي نجبا و زمينداران انتخاب شد. او ابتدا از تقيزاده در برابر سعدالدوله حمايت کرد؛ اما بازگشت تندروانه نمايندگان آذربايجان او را به اين نتيجه رساند که نميتواند با راديکالها کار کند و خيلي زود رهبر جناح ميانهرو- محافظه کار مجلس شد. بعضي از نمايندگان متنفذ ليبرال و راديکال در مجلس عبارت بودند از حسن تقيزاده. معاضدالسلطنه، ممتاز الدوله، حسين قلي نواب، حکيم الملک، شيخ ابراهيم زنجاني، احسنالدوله (نمايندگان زمينداران جزء آذربايجان) و وکيلالرعايا (نمايندگان همدان). چهار تن از آنها يعني حکيمالملک، حسين قلي نواب، ممتازالدوله و معاضدالدوله توسط مجلس انتخاب شدند. معاضدالسلطنه و ممتازالدوله همکار تقيزاده در مجلس اول بودند. دو نفر ديگر يعني حکيمالملک و حسين تقي نواب در مجلس دوم نقش مؤثرتري بازي کردند. 21درصد نمايندگان از طبقات ممتاز، 25 درصد از صنوف روحانيون، 26درصد از صنوف اصناف بودند. اما اين آمارها وابستگي ايدئولوژي آنها را روشن نميکند. بعضي از نمايندگان روحاني، يا ناراضيان مذهبي بودند يا گرايشهاي سوسيال دموکراتيک داشتند. عده زيادي از نجبا و شاهزادگان قاجار در سياست محافظهکار بودند و معدودي نظير ثقهالسلطنه ميانهرو يا نظير لسانالحکما ليبرال بودند. از اقليتهاي ارمنيان، يهوديان و زرتشتيان خواسته شد تا از حق انتخاب نماينده براي مجلس چشم بپوشند. در عوض سيد عبدالله بهبهاني و سيد محمد طباطبايي به ترتيب نماينده يهوديان و ارمنيان در مجلس شدند. پر سر و صداترين نمايندگان مجلس اعضاي اصناف بودند. سي و دو نماينده اصناف تهران به مجلس راه يافتند. اين نمايندگان از حمايت انجمن مرکزي اصناف برخوردار بودند که هفتاد صنف را در بر ميگرفت. آدميت مينويسد که مشهدي محمد باقر بقال (نماينده بقالان) و ابراهيم خياط باشي (نماينده خياطان) از مترقيترين اعضاي مجلس به حساب ميآمدند. تقيزاده نوشته است که نمايندگان اصناف پيگيرترين حاميان مجلس به حساب ميآمدند و مجلس موجوديت خود را مرهون اعضاي شريف و آگاه اين طبقه بود. از جمله مشهدي محمد باقر بقال، حسين تهراني سقط فروش ( نماينده فروشندگان چاي و شکر)، محمد تقي بنکدار (نماينده بزازان)، محمد خوانساري کتابفروش ( نماينده چاپچيان و کتابفروشان) و حسين بروجردي (نماينده آهنگران). مجلس دوم انتخابات مجلس دوم طبق قانون جديد مصوب 1 زوئيه 1909 (10 تير 1288) برگزار شد. در چند بند قانون انتخابات 1909 تشکيل مجاس دموکراتيکتري پيشبيني شده بود. پنج ايل مهم بختياري، قشقايي، شاهسون، ترکمن و عشاير خمسه فارس هر کدام نمايندهاي به انتخاب خودشان داشتند. تعداد نمايندگان تهران به 15 نفر کاهش يافت و سهميه چندين ايالت و بخصوص آذربايجان بيشتر شد. در قانون جديد حداقل سن نامزدها از بيستوپنج سال به بيست سال کاهش يافت و براي تخفيف تقلبهاي احتمالي در جريان انتخابات، شرط گذاشته شد که نامزدها حداقل شش ماه در حوزه انتخاباتي مقيم بوده باشند. انتخابات مجلس دوم انجام شد و احزاب جديدي پا گرفتند از جمله حزب دموکرات که برنامه کار سوسيال دموکراتيک داشت و حزب اعتداليون که محافظه کار به شمار ميرفت. برنامه راديکال حزب دموکرات براي ايجاد دگرگونيهاي اجتماعي شامل تصويب علني تفکيک دين از دولت، کاهش اقتدار محلي بعضي از سران عشاير و نيز تعريف جديدي از مليت بود که فراتر از وابستگيهاي مذهبي و قومي بود. اما برنامه حزب دموکرات با مخالفت ائتلافيه محافظهکارانهاي به رهبري بهبهاني و روحانيون ديگر، اشراف زميندار، سران عشاير و حتي بعضي از تاجران و اصناف مواجه شد. در پي انتخابات اکثريتي محافظهکار به مجلس راه يافت. در قانون 1906(1285) انتخابات مستقيم در تهران تصريح شده بود و در ايالات انتخابات از طريق هيئت انتخابات انجام ميشد. اما در قانون 1909(1288) انتتخابات در سراسر کشور دو مرحلهاي شد. تعداد نمايندگان مجلس از 162 نفر به 120 نفر تقليل يافت که از ميان عملاً 110 نماينده صاحب کرسي شدند. اکثريت نامتناسبي شکل گرفت که يا متعلق به اشراف و طبقات زميندار بود يا از جانب آنها پشتيباني ميشد. 29 درصد از خانوادههاي ملاک، 28 درصد از خانوادههاي روحاني و 24 درصد از خانوادههاي وابسته به دستگاه قديمي حکومت بودند که مجموعاً 81 درصد ميشدند. در مقابل فقط 7 درصد از خانوادههاي تاجران، 4 درصد از خانوادههاي وابسته به اصناف و 3 درصد از طبقات پايين بودند. دموکراتها در مجلس تشکيل اقليت دادند و براي کسب اکثريت ميبايست به ائتلاف به احزاب کوچکتر روي بياورند. بيستوشش نماينده از حزب دموکرات بودند و دو يا سه نفر ديگر پيوسته از اين حزب دفاع ميکردند. چهل و پنج نفر وابسته به حزب محافظه کار اعتداليون بودند و دو حزب کوچکتر اتفاق و ترقي و نيز ترقيخواهان جنوب هر کدام دو يا چهار نماينده داشتند. اعضاي اتفاق و ترقي، ترقيخواهان جنوب و متقلان و عده ديگري موسوم به ليبرالها در نخستين سال مجلس از دموکراتها در برابر اعتداليون حمايت ميکردند؛ اما در سال دوم وقتي اعتداليون وارد ائتلاف محافظهکارانه شصت و چهار نفرهاي با احزاب کوچکتر شدند. دموکرات ها به صورت اقليتي کوچکتر درآمدند. از نظر تحصيلات دانشگاهي و مدارک آموزشي مجلس دوم جالب توجه بود. بيستوپنج درصد تحصيلات دانشگاهي و چند نفر دکترا داشتند. پنجاه درصد تحصيل سنتي کرده بودند و ده درصد ديگر هم دبيرستان را تمام کرده بودند. زمينه قومي نمايندگان در انتخابات آنها تاثير داشت. همه دموکراتها بجز يک نفر، از مناطق شمال، شمال غربي يا شمال شرقي بودند. اعتداليون تقريباً به يکسان از جانب شمال و جنوب حمايت ميشدند. براي نخستينبار يهوديان و ارمنيان نماينده به مجلس فرستادند. نماينده يهوديان دکتر لقمان نهوراي، دموکرات بود و نماينده ارمنيان يوسف ميرزا يانس، داشناک بود که حزبش از دموکراتها در مجلس حمايت ميکرد. دموکراتها در مجلس طبق نظر ملکزاده، حزب دموکرات که برنامهي سوسيال دموکراتيک داشت، به دليل ترس از واکنش منفي مردم عنوان دموکرات را به جاي سوسيال دموکرات براي خود انتخاب کرد. بيشتر دموکراتهاي مجلس به عنوان منتقدان علني حکومت در مشروطه اول شهرت داشتند. حسينقلي نواب که ليبرال و تحصيل کرده اروپا و عضو وابسته سفارت لندن بود، عضو کميته ملي انقلاب و نماينده مجلس اول نيز بود. بعد از کودتاي 1908(1287) نواب به صورت مشروطهخواه برجستهاي در تهران قد علم کرد. شاهزاده سليمان اسکندري نوهي فتحعليشاه نيز عضو کميته ملي انقلاب و سر دبير نشريه حقوق بود. او يکي از راديکالترين دموکراتها به حساب ميآمد و در تابستان 1910(1289) رهبر حزب در مجلس شد. وحيد الملک شيباني همکار نزديک تقيزاده، در کمبريج در نزد براون در رشته تاريخ و ادبيات انگليس تحصيل کرده بود. شيباني بعد از کودتاي 1908(1287) سلسله مقالههايي در تايمز لندن نوشت. او و سليمان اسکندري دو نفر از بهترين خطيبان مجلس بودند و بارها مانع اوجگيري قدرت اعتداليون شدند. محمدرضا مساوات نيز عضو کميته ملي انقلاب و سردبير نشريه مساوات بود که يکي از روزنامههاي مهم راديکال در مشروطه اول به شمار ميآمد. ابراهيم حکيمالملک طبيب مخصوص مظفرالدينشاه، حامي هنر بود و بعداً مدرسه نقاشي کمالالملک وموزه صنايع زيبا را تأسيس کرد که پيشگام در تربيت انواع هنرمندان در رشتههاي مختلف شدند. حزب دموکرات چندين عضو برجسته مذهبي نيز داشت. هر چند که در برنامهي حزبي تفکيک دين از دولت تأييد شده بود. احمد قزويني از علماي مشروطهخواه نجف که در جنگ تبريز شرکت کرده بود، شيخ ابراهيم زنجاني که پسر يکي از روحانيون برجسته بود، اما خودش فراماسون محسوب ميشد و عضو مجلس اول هم شده بود؛ زنجاني در محکمه ويژهاي که شيخ فضلالله نوري را محکوم کرد، مدعي العموم بود. شيخ محمد خياباني که بيشتر به نفع دموکراتها رأي ميداد، عضو انجمن تبريز بود. او روحاني خوشنام و از خطباي نيرومند آذربايجان بود که در زمان جنگ داخلي به صفوف رزمندگان مجاهدين پيوسته بود و ميگفتند که عضو فرقهي اجتماعيون عاميون است. يک دهه بعد او رهبر نهضت ملي در آذربايجان شد که قيام خياباني نام گرفت. حزب اعتداليون: رهبران اعتداليون مرتضي قلي نائيني، محمدصادق طباطبايي (پسر طباطبايي بزرگ) و عليمحمد دولتآبادي (برادر کوچکتر يحيي دولتآبادي) بودند. بسياري از کسبه و اصناف که پيرو بهبهاني بودنداز اعتداليون طرفداري ميکردند و اين سخن اتهامآميز آنها را پذيرفتند که عقايد و مرام حزب دموکرات با اصول و مباني دين تطبيق نميکند. خطرات حزب دموکرات در مورد تفکيک دين از دولت، بارها و بارها از جانب اعتداليون مطرح ميشد تا اين مدعا اثبات شود که دموکراتها دشمن روحانيت هستند. حتي ستارخان و باقرخان قهرمانان تبريز که با آن شور و هيجان در تبريز به روحانيون محافظهکار انجمن اسلاميه يورش برده بودند، وقتي در تهران مستقر شدند از اعتداليون هواداري کردند. علاوه بر اين حزبها، تشکيلات کوچک ديگري از قبيل اصلاحيون اجتماعيون (سوسيال رفورميستها يا سوسياليستهاي اصلاحطلب)، اجتماعيون انقلابيون (سوسيال رولوسيونرها يا سوسياليستهاي انقلابي)، سوسيال دموکراتها (اجتماعيون عاميون) و حزبهاي هنچاک و داشناک در خارج از مجلس فعاليت داشتند. منابع: 1- انقلاب مشروطيت ايران: زانت آفاري – ترجمه رضا رضايي. 2- تاريخ انقلاب مشروطيت ايران: تأليف دکتر مهدي ملکزاده. 3- حيات يحيي: يحيي دولتآبادي. 4- تاريخ ايران: ژنرال سربکسي- جلد2. 5- ايران در دوران سلطنت قاجار: علياصغر شميم.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني حزب دموکرات 1- دموکراتها 28 تن بودند و گروه انقلابی و تندرو محسوب می شدند. 2- مرامشان الف: انفکاک کامل قوة سیاسی از قوة روحان. ب: ایجاد نظام اجباری ج: تقسیم املاک بین رعایا د: قانون منع احتکار و تعلیم اجباری و بانک فلاحتی ر: ترجیح مالیات مستقیم بر غیرمستقیم ز: مخالفت با مجلس اعیان (مجلس سنا) عمده ترین صرام حزب دموکرات بود. 2- حزب مذکور مورد هجوم علما و گروه انبوهی از رعایا وتوده قرار گرفت. 3- اما چون افراد فعال، صاحب عقیده، با ایمان و حرف زدن و چیز نویس در میان افراد این حزب زیاد بود و اساساً متنفذ و تندزبان بودند و نیز هوادار فقر و رنجبران معرفی گردیده بودند. موفق شدند در مجلس فراکسیون 28 نفری به وجود آورند. 4- حزب دموکرات در خارج افراد کثیری از جواان و غیرجوانان طبقه دوم را به خود جلب کرده بود. 5- چند روزنامه خوش قلم و موجه و مشهور به نام (ایران نو) در تهران (شفق)، در تبریز (نوبهار) در خراسان منتشر می ساخت. 6- حزب مذکور مخالفین خود را به نام محافظه کار، ارتجاعی و آخوند و سرمایه دار و اشراف و اعیان به باد انتقاد می گرفت. 7- سیدحسن تقی زاده، حسینقلی خان نواب، سلیمان میرزا، وحید الملک، سیدمحمدرضا مساوات روسای حزب دموکرات بودند ............. دهند،تاریخ تشکیل اولین احزاب سیاسی در ایران به روزهای نخستین انقلاب مشروطیت باز می گردد. متعاقب حرکت بزرگ مردم ایران در چیزی نزدیک به یک قرن پیش،مشروطه خواهان،اولین تشکیلات سیاسی ایران را پایه می ریزند. ملک الشعرای بهار،در کتاب" تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" روایت می کند، به سال اول فتح تهران در ماه رجب 1327 قمری دو حزب سیاسی در کشور ما پا گرفته اند. یکی "انقلابی" و دیگر،"اعتدالی". به گفته بهار،در همان سال پس از افتتاح مجلس دوم است که این دو حزب با اسامی "دمکرات عامیون" و "اجتماعیون اعتدالی" رسمی شده و خود را به مجلس قانونگذاری معرفی می کنند. این همه در کنار احزاب بی جان و رمق تری چون حزب "اتفاق و ترقی" جریان داشته است. پیرو اسناد تاریخی موجود،حزب دمکرات،محل تجمع "افراد تندرو" و حزب اعتدالیون آنگونه که از نامش هویداست پاتوق "محافظه کاران" بوده است. با فعل و انفعالات صورت گرفته پس از این مقطع تاریخی است که صحنه سیاسی ایران دستخوش تعقییرات می شود. دامنه فعالیت حزب دمکرات کاهش یافته اما حجم استبداد را یارای از بین بردن نطفه تشکیلات و تحزب در آن روزگار نیست. با حضور منفردین در مجلس چهارم است که با اشتراک این دو حزب،حزب اصلاح طلبان پی ریزی می شود. حزبی که همواره اکثریت مجلس را با خود همراه داشته است. در همین مقطع زمانی در طول حیات مجلس چهارم است که حزبی دیگر نیز چهره نموده است. "حزب سوسیالیست" نقش اقلیت مخالف را در مجلس چهارم قانونگذاری بازی می کند. گویا موسسین این حزب خود مستقلا به فعالیت سیاسی دست می زنند. این همه پس از سقوط قاجار و روی کار آمدن پهلوی اول در غباری از تاریکی غوطه می خورد. در دوران پهلوی اول است که احزاب سیاسی ایران محدود شده و مجالس فرمایشی به تمامی میدان را جولانگاه خود می کنند.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني تصاویری از احمد شاه و نوادگانش ========== === فریدون میرزا پسر احمدشاه: ......... مریم دخت ، دختر احمد شاه:
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني [h=2][/h] 1- حزب اعتدالیون 36 تن بودند. 2- این حزب که از طرف دموکراتها ارتجاعی خوانده می شد. هوادار روش ملایمتر و رعایت سیر تکامل بودند. 3- این حزب اعتقادی به کشتن و از میان بردن مستبدان وهوادار روش افراطی و تندرو نبود. 4- به همین دلیل بیشتر اعیان به این حزب پناه بردند. 5- سپهدارن اعظم تنکابنین، یحیی دولت آبادی، سیدعبدالله بهبانی، سیدمحمد طباطبائی و غالب متنفذین چون ناصرالملک نایب السلطنه و فرمانفرما و غالب اعیان و روحانیون چون حاج آقا شیرازی، علی اکبر دهخدا، قوام الدوله شکرالله خان و اکثریت مجلس دوم طرفدار یا عضویت این حزب شدند. 7- خوانین بختیاری خصوصاً سردار اسعد به هر دو حزب رابطه داشت زیرا مستوفی الممالک نامزد نیابت و ریاست وزرایی دموکراتها بود با خوانین بختیاری دوستی داشت. 8- حزب اعتدال با 24 نفر مؤتلفه و 4 نفر اتفاق و ترقی و 3 تن طراز اول (منظور علمای روحانی طراز اول است که بنابر متمم قانون اساسی می بایستی در مجلس حضور داشته باشند) و 7 نفر بی طرف ائتلاف داشتند. ............. در9 سپتامبر 1906(17 شهریور 1285) قانون جدید انتخابات به تصویب رسید. تعداد نمایندگان 156 نفر معین شد اما تا 200 نفر قابل افزایش بود.برای ایالتها انتخابات دو مرحله ای تعیین شد اما انتخابات تهران مستقیم بود.60 نفر از 156 نماینده مجلس از تهران بودند. به ایالتهای مهم از جمله آذربایجان که مقر ولیعهد بود هر کدام دوازده نماینده اختصاص یافت. ولایتها مثل گیلان و طوالش در منطقه خزر شش نماینده داشتند. همین عدم تناسب موجب منازعاتی در کشور شد و در مجلس بر سر آن بحث در گرفت. شش دسته از رای دهندگان به این صورت مشخص شدند: شاهزادگان و اعضای ایل قاجار.علما وطلاب. اعیان و اشراف. مالکان و فلاحان.تاجران و اصناف. برای سه دسته آخر چه در نامزدی انتخابات و چه در رای دادن شرط حداقل ثروت تعیین شد. مالکان و فلاحان میبایست ملکی با بهای حداقل هزار تومان در اختیار داشته باشند.تاجران میبایست حجره و تجارت معینی داشته باشند. اصناف میبایست اهل صنف و صاحب دکانی با اجاره حد وسط در محل باشند. نمایندگان برای دو سال انتخاب میشدند. سن آنها میبایست حداقل سی سال و حداکثر هفتاد سال باشد و لازم بود که تجربه سیاسی و نیز سواد خواندن و نوشتن فارسی و قدرت بیان داشته باشند. زنان طبق مواد 3و 5 حق شرکت در انتخابات را نداشتند. گروهی از مشروطه خواهان نخبه با استفاده از منابع اروپایی به تنظیم پیش نویس قانون انتخابات کمک کردند. از جمله صنیع الدوله(داماد شاه) و برادرش مخبرالسلطنه. دو پسر مشیر الدوله صدر اعظم یعنی مشیر الملک (حسن پیر نیا) و موتمن الملک( حسین پیرنیا) و محتشم السلطنه.دیپلماتی که سالها در آلمان و هند خدمت کرده بود. اما قانئن انتخاباتی که توسط این کمیته تنظیم شد از دو جانب مورد حمله قرار گرفت: علما میخواستند مانع انتخاب دگر باوران دینی به نمایندگی مجلس شوند و به دنبال راهی میگشتند که این مسئله را حل کنند. شاید به همین مخاصمه بود که هیچ یک از سه روشنفکر برجسته بالی ازلی نهضت.ملک المتکلمین.سید جمال الدین واعظ. یا یحیی دولت آبادی وارد انتخابات نشدند. از سوی دیگر.سلطنت طلبان میخواستند کنترل شاه بر قشون را حفظ کنند و از قدرت روحانیون در مجلس بکاهند. قانون اساسی جدید در 30 دسامبر 1906(8 دی 1285) تنها یک هفته قبل از مرگ مظفرالدین شاه به امضا رسید و تا حدودی متاثر از قانون اساسی 1831 بلزیک و قانون 1879 بلغارستان بود. در هر شهر شش نفر برای انجام ثبت نام اشخاص واجد شرایط و صدور اوراق رای انتخاب شدند.حوزه های انتخاباتی تشکیل شد و سپس جواز انجام انتخابات در محل از پایتخت دریافت شد. در روز انتخابات هر کس که رای میداد اسمش در فهرست انتخاب کنندگان قلم میخورد تا مبادا کسی دوبار به یک نفر رای بدهد. در پایان رای گیری تک تک ورقه ها را میخواندند و تعداد آرا هر نامزد را هر کسی که حاظر بود میتوانست کنترل کند. نام رای دهنده اعلام نمیشد و در واقع اوراق رای بی امضا بودند. به طوری که در سیستم انتخابات مثل انگلستان نام رای دهندگان مخفی می ماند. در تهران.تبریز و شهرهای دیگری که مشروطه خواهان در آنها قدرت داشتند 90 تا 95 درصد واجدان شرایط به پای صندوقها رفتند اما در شهرهای کوچکتر و روستاها این نسبت حداکثر به 50 درصد می رسید. اگر ترکیب طبقاتی مجلس را در نظر بگیریم در می یابیم که تقسیم بندیها در مجلس اول خیلی وقتها بر اساس ایدئولوزی بود (نه صرفا بر اساس طبقه) . تقی زاده مینویسد در مجلس اول احزاب سیاسی به این معنا وجود نداشت.فقط رادیکالها (تندروها) و محافظه کارها بودند. ایدئولوزی بعضی از اعضای گروه اول شباهتهایی با سوسیالیسم داشت. اما به گفته فریدون آدمیت شاید بهتر باشد از چهار موضع سیاسی در مجلس اول سخن بگوییم. از محافظه کار و میانه رو تا لیبرال و رادیکال. سعد الدوله و صنیع الدوله دو شخصیت برجسته نگارش قانون انتخابات در نخستین سال مجلس برای کسب رهبری جنگیدند. جواد سعد الدوله ملقب به ابوالمله (پدر ملت) طراح متمم قانون اساسی 1907 (1285) و رهبر جناح لیبرال رادیکال در مجلس بود(که بعدا این مقام را به تقی زاده باخت). مرتضی صنیع الدوله داماد مظفر الدین شاه اولین رئیس مجلس بود . صنیع الدوله به تدوین قانون انتخابات کمک کرد و در مجلس اول به نمایندگی از سوی نجبا و زمینداران انتخاب شد. او ابتدا از تقی زاده در برابر سعد الدوله حمایت کرد اما بازگشت تندروانه نمایندگان آذربایجان او را به این نتیجه رساند که نمی تواند با رادیکالها کار کند و خیلی زود رهبر جناح میانه رو-محافظه کار مجلس شد. بعضی از نمایندگان متنفذ لیبرال و رادیکال در مجلس عبارت بودند از حسن تقی زاده. معاضد السلطنه. ممتاز الدوله. حسین قلی نواب. حکیم الملک. شیخ ابراهیم زنجانی. احسن الدوله (نمایندگان زمینداران جزء آذربا یجان) و وکیل الرعایا(نمایندگان همدان). چهار تن از آنها یعنی حکیم الملک. حسین قلی نواب. ممتاز الدوله. ومعاضد الدوله توسط مجلس انتخاب شدند . معاضد السلطنه و ممتاز الدوله همکار تقی زاده در مجلس اول بودند. دو نفر دیگر یعنی حکیم الملک و حسین تقی نواب در مجلس دوم نقش موئثرتری بازی کردند. 21درصد نمایندگان از طبقات ممتاز.25 درصد از صنوف روحانیون .26درصد از صنوف اصناف بودند. اما این آمارها وابستگی ایدئولوزی آنها را روشن نمی کند. بعضی از نمایندگان روحانی.یا ناراضیان مذهبی بودند یا گرایشهای سوسیال دموکراتیک داشتند. عده زیادی از نجبا و شاهزادگان قاجار در سیاست محافظه کار بودند و معدودی نظیر ثقه السلطنه میانه رو یا نظیر لسان الحکما لیبرال بودند. ازاقلیتهای ارمنیان. یهودیان و زرتشتیان خواسته شد تا از حق انتخاب نماینده برای مجلس چشم بپوشند. در عوض سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی به ترتیب نماینده یهودیان و ارمنیان در مجلس شدند. خواسته شد تا از حق انتخاب نماینده برای مجلس چشم بپوشند. در عوض سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی به ترتیب نماینده یهودیان و ارمنیان در مجلس شدند. پر سر و صدا ترین نمایندگان مجلس اعضای اصناف بودند. سی و دو نماینده اصناف تهران به مجلس راه یافتند. این نمایندگان از حمایت انجمن مرکزی اصناف برخوردار بودند که هفتاد صنف را در بر می گرفت . آدمیت مینویسد که مشهدی محمد باقر بقال ( نماینده بقالان) و ابراهیم خیاط باشی (نماینده خیاطان) از مترقی ترین اعضای مجلس به حساب می آمدند. تقی زاده نوشته است که نمایندگان اصناف پیگیر ترین حامیان مجلس به حساب می آمدند و مجلس موجودیت خود را مرهون اعضای شریف و آگاه این طبقه بود. از جمله مشهدی محمد باقر بقال. حسین تهرانی سقط فروش( نماینده فروشندگان چای و شکر) محمد تقی بنکدار (نماینده بزازان) محمد خوانساری کتابفروش( نماینده چاپچیان و کتابفروشان) و حسین بروجردی(نماینده آهنگران). مجلس دوم انتخابات مجلس دوم طبق قانون جدید مصوب 1 زوئیه 1909(10 تیر 1288) برگزار شد. در چند بند قانون انتخابات 1909 تشکیل مجاس دموکراتیک تری پیش بینی شده بود. پنج ایل مهم بختیاری. قشقایی. شاهسون. ترکمن. عشایر خمسه فارس هر کدام نماینده ای به انتخاب خودشان داشتند. تعداد نمایندگان تهران به 15 نفر کاهش یافت و سهمیه چندین ایالت. و بخصوص آذربایجان بیشتر شد. در قانون جدید حداقل سن نامزدها از بیست وپنج سال به بیست سال کاهش یافت و برای تخفیف تقلبهای احتمالی در جریان انتخابات شرط گذاشته شد که نامزدها حداقل شش ماه در حوزه انتخاباتی مقیم بوده باشند. انتخابات مجلس دوم انجام شد و احزاب جدیدی پا گرفتند از جمله حزب دموکرات که برنامه کار سوسیال دموکراتیک داشت. وحزب اعتدالیون که محافظه کار به شمار میرفت. برنامه رادیکال حزب دموکرات برای ایجاد دگرگونیهای اجتماعی شامل تصویب علنی تفکیک دین از دولت.کاهش اقتدار محلی بعضی از سران عشایر و نیز تعریف جدیدی از ملیت بود که فراتر از وابستگیهای مذهبی و قومی بود. اما برنامه حزب دموکرات با مخالفت ائتلافیه محافظه کارانهای به رهبری بهبهانی و روحانیون دیگر. اشراف زمیندار.سران عشایر و حتی بعضی از تاجران و اصناف مواجه شد. در پی انتخابات اکثریتی محافظه کار به مجلس راه یافت. در قانون 1906(1285) انتخابات مستقیم در تهران تصریح شده بود و در ایالات انتخابات از طریق هیئت انتخابات انجام میشد. اما در قانون 1909(1288) انتتخابات در سراسر کشور دو مرحله ای شد. تعداد نمایندگان مجلس از 162 نفر به 120 نفر تقلیل یافت که از میان عملا 110 نماینده صاحب کرسی شدند. اکثریت نا متناسبی شکل گرفت که یا متعلق به اشراف و طبقات زمیندار بود یا از جانب آنها پشتیبانی میشد. 29 درصد از خانواده های ملاک.28 درصد از خانواده های روحانی و 24 درصد از خانواده های وابسته به دستگاه قدیمی حکومت بودند که مجموعا 81 درصد میشدند. در مقابل فقط 7 درصد از خانواده های تاجران.4 درصد از خانواده های وابسته به اصناف و 3 درصد از طبقات پایین بودند. دموکراتها در مجلس تشکیل اقلیت دادند و برای کسب اکثریت میبایست به ائتلاف به احزاب کوچکتر روی بیاورند. بیست وشش نماینده از حزب دموکرات بودند و دو یا سه نفر دیگر پیوسته از این حزب دفاع میکردند. چهل و پنج نفر وابسته به حزب محافظه کار اعتدالیون بودند و دو حزب کوچکتر اتفاق و ترقی و نیز ترقیخواهان جنوب هر کدام دو یا چهار نماینده داشتند. اعضای اتفاق و ترقی.ترقیخواهان جنوب و متقلان و عده دیگری موسوم به لیبرالها در نخستین سال مجلس از دموکراتها در برابر اعتدالیون حمایت میکردند اما در سال دوم وقتی اعتدالیون وارد ائتلاف محافظه کارانه شصت و چهار نفره ای با احزاب کوچکتر شدند.دموکراتها بصورت اقلیتی کوچکتر درآمدند. از نظر تحصیلات دانشگاهی و مدارک آموزشی مجلس دوم جالب توجه بود. بیست وپنج درصد تحصیلات دانشگاهی و چند نفر دکترا داشتند. پنجاه درصد تحصیل سنتی کرده بودند و ده درصد دیگر هم دبیرستان را تمام کرده بودند. زمینه قومی نمایندگان در انتخابات آنها تاثیر داشت . همه دموکراتها بجز یک نفر.از مناطق شمال.شمال غربی یا شمال شرقی بودند. اعتدالیون تقریبا به یکسان از جانب شمال و جنوب حمایت میشدند. برای نخستین بار یهودیان و ارمنیان نماینده به مجلس فرستادند. نماینده یهودیان دکتر لقمان نهورای.دموکرات بود و نماینده ارمنیان یوسف میرزا یانس.داشناک بود که حزبش از دموکراتها در مجلس حمایت میکرد. دموکراتها در مجلس طبق نظر ملکزاده حزب دموکرات که برنامه سوسیال دموکراتیک داشت به دلیل ترس از واکنش منفی مردم عنوان دموکرات را به جای سوسیال دموکرات برای خود انتخاب کرد. بیشتر دموکراتهای مجلس به عنوان منتقدان علنی حکومت در مشروطه اول شهرت داشتند. حسینقلی نواب که لیبرال و تحصیل کرده اروپا و عضو وابسته سفارت لندن بود عضو کمیته ملی انقلاب و نماینده مجلس اول نیز بود . بعد از کودتای 1908(1287)نواب به صورت مشروطه خواه برجسته ای در تهران قد علم کرد . شاهزاده سلیمان اسکندری نوه فتعلیشاه نیز عضو کمیته ملی انقلاب و سر دبیر نشریه حقوق بود. او یکی از رادیکال ترین دموکراتها به حساب می آمد و در تابستان 1910(1289) رهبر حزب در مجلس شد . وحید الملک شیبانی همکار نزدیک تقی زاده .در کمبریج در نزد براون در رشته تاریخ و ادبیات انگلیس تحصیل کرده بود. شیبانی بعد از کودتای 1908(1287) سلسله مقاله هایی در تایمز لندن نوشت . او و سلیمان اسکندری دو نفر از بهترین خطیبان مجلس بودند و بارها مانع اوجگیری قدرت اعتدالیون شدند. محمد رضا مساوات نیز عضو کمیته ملی انقلاب و سردبیر نشریه مساوات بود که یکی از روزنامه های مهم رادیکال در مشروطه اول به شمار می آمد . ابراهیم حکیم الملک طبیب مخصوص مظفرالدین شاه. حامی هنر بود و بعدا مدرسه نقاشی کمال الملک وموزه صنایع زیبا را تاسیس کرد که پیشگام در تربیت انواع هنرمندان در رشته های مختلف شدند. حزب دموکرات چندین عضو برجسته مذهبی نیز داشت.هر چند که در برنامه حزبی تفکیک دین از دولت تائید شده بود .احمد قزوینی از علمای مشروطه خواه نجف که در جنگ تبریز شرکت کرده بود.شیخ ابراهیم زنجانی که پسر یکی از روحانیون برجسته بود اما خودش فراماسون محسوب میشد و عضو مجلس اول هم شده بود. زنجانی در محکمه ویزه ای که شیخ فضل الله نوری را محکوم کرد مدعی العموم بود. شیخ محمد خیابانی که بیشتر به نفع دموکراتها رای میداد.عضو انجمن تبریز بود. او روحانی خوشنام و از خطبای نیرومند آذربایجان بود که در زمان جنگ داخلی به صفوف رزمندگان مجاهدین پیوسته بود و میگفتند که عضو فرقه اجتماعیون عامیون است. یک دهه بعد او رهبر نهضت ملی در آذربایجان شد که قیام خیابانی نام گرفت. حزب اعتدالیون: رهبران اعتدالیون مرتضی قلی نائینی.محمد صادق طباطبایی(پسر طباطبایی بزرگ) و علی محمد دولت آبادی (برادر کوچکتر یحیی دولت آبادی ) بودند . بسیاری از کسبه و اصناف که پیرو بهبهانی بودنداز اعتدالیون طرفداری میکردند و این سخن اتهام آمیز آنها را پذیرفتند که عقاید و مرام حزب دموکرات با اصول و مبانی دین تطبیق نمیکند . خطرات حزب دموکرات در مورد تفکیک دین از دولت بارها و بارها از جانب اعتدالیون مطرح میشد تا ایین مدعا اثبات شود که دموکراتها دشمن روحانیت هستند. حتی شتارخان و باقرخان قهرمانان تبریز که با آن شور و هیجاندر تبریز به روحانیون محافظه کار انجمن اسلامیه یورش برده بودند وقتی در تهران مستقر شدند از اعتدالیون هواداری کردند. علاوه براین حزبها تشکیلات کوچک دیگری از قبیل اصلاحیون اجتماعیون (سوسیالب رفورمیست ها یا سوسیالیستهای اصلاح طلب ).اجتماعیون انقلابیون (سوسیال رولوسیونرها یا سوسیالیستهای انقلابی ).سوسیال دموکراتها (اجتماعیون عامیون) و حزبهای هنچاک و داشناک در خارج از مجلس فعالیت داشتند.
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني [h=2][/h] آَشفتگی ها در زمان دولت اول احمدشاه 1- مبارزات قلمی و زبانی محافل مطبوعاتی و احزاب و کشاکش فراکسیونهای پارلمانی در حزب دموکرات و اعتدالی در مجلس و خارج از مجلس بازار تهمت و افترا را رواج داده. 2- کشمکشهای طراحی احزاب به دسته بندیها و دسیسه کاریها مبدل گردید. 3- دولت تزاری روسیه طی توطئه ای احضار ستارخان و باقرخان را از تبریز به تهران از دولت ایران خواست. 4- فاتحین تهران که روزی در کنار هم یکدل و یک جهت وارد پایتخت شده بودند، اینک که رژیم جدید استقرار یافته بود یکدلی را کنار گذاشته و هر یک راه جداگانه ای گزیده بودند. بدین ترتیب زمینه برای تشتت افکار و انحراف ملیون و آزادیخواهان از هدف، آماده شده بود. 5- دسیسه های روس و انگلیس نیز در حمایت از افراد دولتی، آتش نفاق و اختلاف را روز به روز تیزتر و شعله آن با کشاکش سیاسی و طراحی احزاب و مطبوعات سرکش تر می گردید. 6- کار آشفتگی سیاسی در پایتخت به حدی رسید که شب نهم جرب 1328 چهارتن مجاهد به خانه سیدعبدالله بهبانی ریخته و او را به قتل رساندند. 7- قتل سید عبدالله بهبانی اوضاع آشفته جامعه سیاسی را آشفته تر کرد هر کدام از گروههای سیاسی قتل را به یکدیگر نسبت می داند. 8- اعتدالیون ترور بهبانی را به حزب مخالف یعنی تقی زاده نسبت دادند و تبعید او را از دولت خواستند. 9- چندی بعد دومین ترور سیاسی در تهران اتفاق افتاد. علیمحمدخان تربیت و سید عبدالرزاق از اعضای حزب دموکرات کشته شدند. 10- اوضاع آشفته سیاسی و افزای ترور شخصیتهای عالیمرتبه نمایندگان سیاسی روسی و انگلیس به دولت فشار آوردند که هر چه زودتر اسلحه را از مجاهد بگیرند. 11- جریان خلع سلاح مجاهدین توطئه ای بود از طرف دول روس و انگلیس که منجر به دردناکترین صحنة آشفته سیاسی گردد و آن پیشامد پارک اتابک بود. ====== بحران خلع اسلحه و جنایت پارک اتابک در مشروطه 1- وقتی دولت طی جلسه ای در مجلس شورای ملی از عموم مجاهدین خواست که اسلحه های خود ظرف 48 ساعت پس از انتشار آگهی دولت به مأمورین نظمیه یا لشکر تحویل دهند. در صورت امتناع تنبیه می شوند. ستارخان و باقرخان در وهله اول و سایر سران مجاهدین در وهلة دوم با این امر موافقت کردند. 2- اما چون مسئله خلع اسلحه پیشنهاد دولت روس و انگلیس بود عده ای از سران مجاهد وابسته به دولت از تحویل اسلحه خودداری کردند. از جمله بفرم خان ارصنی، سردار اسعد، حیدرخان عموادغلو که متنفذین دستگاه دولت و پشتیبان سیاست انگلیسی در ایران بودند. 3- روز 27 رجب 1328 یعنی یک روز پس از اعلام دولت در خلع اسلحه، دولت ستارخان را از پارک اتابک (محل سکونت ستارخان و باقرخان) به مهرآباد دعوت کردند و مأمورین دولت به دربانان پارک خواستند که موضوع دعوت ستارخان به گوش مجاهدین نرسد. اما مجاهدین از این امر مطلع شده، دسته دسته به پارک اتابک هجوم آورده و شور و غوغا در پارک برپا کردند. 4- مجاهدین اجتماع کننده در پارک اتابک نسبت به اعمال تبعیضی دولت در اجرای قانون منع اسلحه اعتراض نمودند. ستارخان و باقرخان نیز از پیمان شکنی یاران قدیمی خود (سردار اسعد، بفرم خان ارمنی) و رقبای کنونی خود و رفتار دولت ناراضی بودند اعتراض کردند. 5- ایستادگی مجاهدین در پارک اتابک مأمورین دولتی را به مبارزه کشانده و پس از گفتگوی بسیار قرار شد مجاهدین اسلحه خود را تحویل دولت دهند، مشروط بر اینکه نیمی از حقوق پس افتادة مجاهدین را دولت بپردازد و نیم دیگر را ستارخان تضمین کرد که پس از چندی بپردازد. 6- درست زمانیکه مجاهدان اسلحه خود را یک یک تحویل ستارخان می دادند، دو تن از اتباع عثمانی وارد پارک شدند ضمن تحریک مردم آشوب و غوغان در پارک به راه انداختند. 7- در این موقع بختیاریهای هوادار سردار اسعد از بیرون به پارک حمله بردند و طی جنگ اندوهبار عده ای از مجاهدین کشته شدند، قریب دویست نفر دستگیر شدند. 8- ستارخان گلوله خورد و به همراه باقرخان دستگیر شده و عاقبت زحمت آن همه مبارزه و فداکاری را بر تن خسته خود احساس کرد
پاسخ : ظهور و سقوط پادشاهان قاجار و تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني آخرین تلاش محمدعلی میرزا 1- محمد علی میرزا شاه مخلوع قاجار، چند ماه پس از تبعید از ایران به فکر تصرف تاج و تخت از دست رفته شد. 2- او در پایتختهای اروپا ضمن سیر و سیاحت با ایادی و هواداران خود از ایرانی و بیگانه ملاقات و گفتگو کرده ودر ؟؟ پس از گفتگو با یکی از نمایندگان روسیه تزاری در حرکت به ایران مصمم گردید. 3- حرکت ناگهانی سپهدار، رئیس الوزراء به رشت، توقف او در آن شهر و نابسامانی کار دولت و دروغ پراکنی و شایعه سازی هواداران محمدعلی میرزا در تهران و ولایت و امتناع دولت از توقیف عناصر شناخته شده مشروط که نام چهل تن از آنان را شهربانی به هیئت دولت فرستاده و تقاضای توقیف آنان را نموده بود. این حقیقت را نشان داد که سپهدار و عده ای از وزیران او در نهان از محمدعلی میرزا هواداری می کنند. 4- در این زمان علاوه عمال دولت هوادار محمد علی میرزا عده ای از ترکمانان مرزهای شمالی هوادار محمدعلی میرزا، برای ورود او خود را بسیج کرده بودند. 5- شاه مخلوع با لباس مبدل از راه روسیه خود را به دشت گرگان رسانید. 6- او مقدار زیادی مهمات جنگی در صندوقهایی که همراه داشت و روی آنها مارک آب معدنی زده بود با خود آورده بود. 7- از طرف دیگر برادر او سالار الدوله نیروی داوطلبی از کرد و لر و شهری و دهقان در غرب ایران فراهم کرده و پس از تصرف باختران به همدان تاخت و دست به قتل و غارت تاراج اموال ملاکان آن نواحی گشود. مقابله دولت با ورود محمدعلی میرزا 1- هواداری آشکار سپهدار از محمدعلی میرزا موجب سقوط کابینه او شد وبه جای او حاجی نجف قلی صمصام السطنه وزیر جنگ به نخست وزیری منصوب شد. 2- دولت جدید وزرای طرفدار شاه مخلوع را کنار گذاشت و وزارت جنگ را نیز شخصاً برعهده گرفت. 3- دولت سه ستون برای دفع محمدعلی میرزا و سالار الدوله آماده کرد. الف: یکی را به فرماندهی سران بختیاری به همدان جلو سالار الدوله فرستاد. ب: دسته دیگر از مجاهدان گیلان را که میرزا کوچک خان جنگلی نیز همراه او بود به مازندران اعزام نمود. ج: دسته سوم را به همت یفرم خان ارمنی برای کمک و امداد به نیروی دوم با شاهرود اعزام کرد. 4- مجلس شورای ملی طی اعلامیه ای برای اعدام یا دستگیر ساختن محمدعلی میرزا، یکصد هزار تومان و برای شعاع السلطنه (برادر محمدعلی میرزا) 25 هزار تومان و برای سالار الدوله 25 هزار تومان جایزه نقدی تعیین نمود. 5- علی رغم کمکهای فراوان که روسها به محمدعلی میرزا می کردند، از جمله در اکثر نقاط آذربایجان نیروهای ضد آزادی را علیه نیروهای دولتی تقویت می کردند سرانجام شاه مخلوع خود را در محاصره نیروهای اعزامی دولت قرار گرفت. 6- اما ارشد الدوله از سران سپاه او تا 48 کیلومتری پایتخت پیش راند و سالار الدوله نیز به سوی پایتخت در حرکت بود. 7- چالاکی و هنرنمایی بفرم خان و سردار بختیاری به پیشروی نیروی ارشد الدوله پایان بخشید و با اسارت او امید و آرزوی شاه مخلوع بر باد رفت ..... شورش سالار الدوله 1- درگیرودار شکست محمدعلی میرزا، وی و برادرش شعاع السلطنه گریختند و خود را به کشتی رسانید و به جانب گوشتپه روانه شدند. 2- اما سالار الدوله، عده ای فئودالهای غرب مانند داودخان کلهر و پسرانش نظرعلی خان پشیسکوهی (پدرزن سالارالدوله) و سردار اشرف پسر والی پیشکوه و عده ای از شاهزادگان و عناصر مرتجع مناطق ایل نشین غرب ایران که همگی هوادارا سالارالدوله بودند باعث شدند که سالار الدوله بر همدان و باختران مسلط گردید. 3- سالارالدوله برادر خود عضدالسلطان را به حکومت باختران منصوب نمود. 4- سالارالدوله در اواخر شعبان 1329 از راه باختران و همدان و نهاوند و بروجرد عازم تهران شد. 5- نیروهای اصلی سالارالدوله بیش از سه یا چهار هزار تن نبودند، لیکن هر چه پیش می راند بر عدة همراهان او افزوده می شد. 6- امیرنظام حکمران همدان و امیرافخم بختیاری حاکم بروجرد که نیروی مسلح و پول کافی دولت را در اختیار داشتند در جلوگیری از سالار تعلل روا داشتند و هر دو شکست خوردند و توپخانه ومهمات دولتی به دست سالار افتاد. 7- فرماندهان دولت مشروطه یعنی سردار محتشم، سردار بهادر بختیاری و یفرم خان، یکی پس از دایگری با نیروهای زیر فرمان خود بر سالارالدوله تاختند و نیروهای او را تا حدود نوبیژن پیش رانده بودند درهم شکستند. 8- سالارالدوله از میدان جنگ به سمت غرب گریختم و بار دیگر سر راه خود به ؟؟ و غارت اموال مردم دست زد. بدین ترتیب آخرین تلاش محمدعلی میرزا و برادرانش برای اعاده رژیم استبدادی به جایی نرسید.