1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,044
    امتیاز دستاورد:
    128
    - داری به چی فکر میکنی؟
    - به تو....



    نه کسی منتظر است
    نه کسی چشم به راه…
    نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!
    بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
    وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه
     
    jESi، M @ H @ K، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    روزگار نبودنت را دیکته می کند…
    و من مثل همیشه صفر شده ام..
    هنوز نبودنت را
    یاد نگرفته ام

     
    Anoosh، jESi، M @ H @ K و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    کاش ادمها چون ایینه بودند
    ان وقت انعکاس دوست داشتن
    همان دوست داشتن بود
    نه سکوت
    نه تنهایی و نه دلتنگی
     
    توماس شلبی، M @ H @ K و Farzane از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,044
    امتیاز دستاورد:
    128
    با همه فرق داشتم،
    شبیه به هیچ‌کس نبودم،
    برای همین با انگشت اشاره مرا به هم نشان می‌دادند و سرخی لباسم را وسط سیاهی یکدست لباسشان انگشت‌نما می‌کردند.
    من تنهایی را انتخاب کردم،
    چون لباسی بود که به قامتم‌دوخته بودند، پیش از آنکه به دنیا بیایم.

     
    Anoosh، jESi و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,044
    امتیاز دستاورد:
    128
    کافه‌ای تاریک
    بیست و چهار دقیقه روبروی هم
    بیست و چهار دقیقه سکوت
    رنگ‌های رفته را مجسم کن
    رویاهای گمشده در مه را

    راست می‌گفت
    نبودن بیشتر از بودن بود
    بلند شدم
    قهوه را حساب کردم
    و بیرون آمدم از دنیا


    [​IMG]
     
    Anoosh، jESi و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. یک نفر رو دوبار پیدا نمیکنی.
    حتی توی همون آدم...!
     
    توماس شلبی از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    آدم ضعیفی نیستم.کسی که دیگران بخوان دستش و بگیرن و راه و نشونش بدند هیچ وقت نبودم.و هیچ چیز تو این دنیا خب نمیتونه خم به ابروم بیاره.

    اما ...یه وقتایی هست که میشینم فکر میکنم و میبینم که یه خستگی ای نامفهومی که ناشی از یه خلآ پیچیده و مرموز که هر کاری میکنم که از این حالت بیرون بیام و نمیشه ،وجود داره.
    من خودم میدونم که مشکل چیه.من خودم میدونم که باید یه کاری انجام بدم،اما نمیتونم.شرایط یه طوری دست به دست هم داده که مجبورم کرده بشینم و نگاه کنم .
    حس ضعیف بودن بهم دست میده.میخوام برم ولی پاهام بستس.نه اینکه نتونم،ولی عامل رفتنم،نرفتنه.
    این جور زندگی کردن مثل یه اتفاق بدیه که قراره لحظه به لحظه رخ بده.
    کاش می‌شد، برای ساعتی مُرد!
     
    توماس شلبی و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    کاری که باید خیلی وقت پیش اتفاق میفتاد.ولی درست و غلطش نامعلوم بود.
    راهی و که به یک پیچ و خم میشد رفت،الان باید روزها برای رفتنش نقشه کشید.
    خیلی وقته خسته ام.ولی یه نور امیدی همیشه هست که بهت قوت بده،از جا بلندت کنه.
    از سخت شدن اوضا معلومه که یه مرحله جلوتر رفتم.
     
    توماس شلبی و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    این راه و باید برم.هر چند که شاید ته مسیر ممکنه دیگه کسی منتظرت نباشه.
     
    Anoosh، M @ H @ K و توماس شلبی از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    هر چند که بدترین و سخت ترین مشکل این راه ،
    بی انگیزه گی و دل سردی ونبودن شوق هستش وگرنه بقیش حل شدنیه.
     
    Anoosh، M @ H @ K و توماس شلبی از این ارسال تشکر کرده اند.