1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با آمدنت فریبم دادی
    یا با رفتنت ؟

    کاش هرگز تو را نمی‌دیدم
    تا همیشه سراغت را
    از فرشتگان می‌گرفتم
    تا تلخ‌ترین شعرم را هرگز
    در گوش خدا نمی‌خواندم ..

    کاش هرگز تو را نمی‌دیدم
    آن‌وقت
    نه بغضی در گلویم بود
    نه دل‌شدگی
    و نه مشتی شعر ..

    { واهه ارمن }
     
    s@har، jila_s، Mastaneh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    ما چند دوست بودیم که قرارمان، قرار بود
    اما فرار را انتخاب کردیم
    وَ آنقدر دویدیم که باز به هم رسیدیم
    از کنارِ هم رد شدیم
    چرا که همدیگر را نشناختیم
    موهامان ریخته بود
    دل هامان گرفته بود
    وَ می دانستیم
    بَرنده مان آن است که پایش را پیدا کرده
    ما هرگز ندانستیم
    کدام یکی مان بازنده است.

    ما از هم به اشتباه گریخته بودیم
    آنقدر که پیش از آنچه همدیگر را گُم کنیم
    در خود گم شده بودیم.

    سیدمحمد مرکبیان
     
    s@har، Mastaneh، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. چه غریب ماندی ای دل !
    نه غمی ، نه غمگساری
    نه به انتظار یاری ،
    نه ز یار انتظاری
    غم اگر به کوه گویم
    بگریزد و بریزد
    که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری..
     
    s@har، !!AMINKHAN!!، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    احساس می کنم کمی بی تفاوتی بد نیست
    حس می کنم که انگار
    نامم کمی کج است
    و نام خانوادگی ام نیز
    از این هوای سربی خسته است.
    امضای تازه ی من
    دیگر
    امضای روزهای دبستان نیست
    ای کاش آن نام را دوباره
    پیدا کنم
    ای کاش آن کوچه را دوباره ببینم
    آنجا که ناگهان
    یک روز نام کوچکم از دستم افتاد و لابه لای خاطره ها گم شد ..
     
    s@har، !!AMINKHAN!!، میترا و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏27/7/15
    ارسال ها:
    63
    تشکر شده:
    373
    امتیاز دستاورد:
    53
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برق
    حرف‌هایی هست‌ برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی‌گوییم..
    و حرف‌هایی هست برای نگفتن، حرف‌هایی که هرگز‌ سر‌ به ابتذال گفتن فرود نمی‌آورند.
    حرف‌های شگفت، زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد،

    حرف‌های بی‌تاب و طاقت‌فرسا، که هم‌چون زبانه‌های بی‌قرار آتش‌اند و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند؛
    کلماتی که پاره‌های بودن آدمی‌اند.
    اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند، اگر یافتند، یافته می‌شوند و در صمیم وجدان او آرام می‌گیرند..
    و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند..
    و اگر او را گم کردند، روح را از درون به‌ آتش می‌کشند و دمادم، حریق‌های دهشتناک عذاب بر می‌افروزند.

    دکتر علی شریعتی
     
    سایه، s@har، !!AMINKHAN!! و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    گاهی
    حرفهایم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم

    شاید
    گنجشکان هضمش کنند
    ...
     
    سایه، وضعیت سفید، s@har و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مــن و تــو
    هـم رزمیــم
    بیــا سنــگربگیریم
    در آغــوش هــم

    در نبــردی عــلیه جــدایی ....
     
    سایه، میترا، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    ﺭﻭﯼ ﻣـﺮﺯ ﺑﺎﺭﯾﮑــﯽ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ...

    ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟــــم ﻧﻪ ﺑﻮﺩﻧــــــــــﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ...!


    ﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧــــــﺖ ﺭﺍ ...
     
    سایه، میترا، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    کاش دردهکده عشق فراواني بود توي بازارصداقت کمي ارزاني بود

    کاش اگر گاه کمي لطف به هم ميکرديم مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود
     
    سایه، میترا، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏6/8/15
    ارسال ها:
    38
    تشکر شده:
    283
    امتیاز دستاورد:
    53
    جنسیت:
    زن
    افسوس میخورم برای دیروزی که بدون تو گذشت
    وبه فردایی می اندیشم که بدون تو چگونه خواهد گذشت!
     
    Mastaneh، سایه، نگار بانو و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.