1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دلگیر که می شوم ....
    اما نه ....
    دیگر نه ، دریای آبی چشمانت پیداست
    و نه حتی ،
    قاب شیشه ای هراس و تردید ...
    کویر گونه هایم تَرک برداشته و
    نسیم روح نوازِ گیسوانت را ندارم
    که بوته های حسرتم را بنوازد ..
    به کدامین ساحل دل بستی ،

    که اینچنین بیــــــزار ،
    از احساس خروشانم شده ای ؟!


    { زهره طغیانی }
     
    وضعیت سفید، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. تلخ منم ،
    هم‌چون چای سرد
    که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی .
    تلخ منم ؛
    چای یخ ...
    که هیچ‌کس ندارد هوس‌اش را...
     
    وضعیت سفید، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    تنها مرز میان ما
    همین پیراهنی‌ست
    که بر تن کرده‌ام ...
    مرا فتح کن ...
    این جغرافیا را تغییر بده !

    { مهران پیرستانی }
     
    وضعیت سفید، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. لیلی!
    تو بزرگ ترین اشتباهِ تاریخ را مرتکب شده ای
    مردی را آواره ی کوچه و بیابان کردی
    که مردانه پایِ تو ایستاد
    این روزها هیچکس پایِ هیچکس نمی ایستد
    چه برسد مردانه!!
     
    وضعیت سفید، میترا، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    مخترع چراغ خواب اگر کار مهمی هم نکرده باشد در حق کسانی که از تاریکی می ترسند لطف بزرگی کرده است.

    در حق کسانی که بر عکس بقیه باید چراغ را روشن کنند تا بخوابند.

    چراغ خواب کارهای عجیب زیادی بلد است.

    می تواند یک هیولای شال و کلاه پوشیده را بدل به چوب لباسی کند

    یا مانع ورود اشباح به اتاق شود.

    می تواند دید به بیرون پنجره را محدود و موجودات بیرون از خانه را محو کند.

    می تواند سقف بالای سرت را سر جایش نگه دارد.

    می تواند در نقش قرص خواب هم عمل کند.

    حتی گاهی می تواند صداهایی را که در تاریکی شنیده می شوند قطع کند.

    شاید صدای ساعت هم از نور چراغ خواب حساب می برد.


    اینها را فقط کسانی می فهمند که شب ها را به امید چراغ شان می گذرانند.

    امیدی که گاهی به رشته های تنگستن داخل حباب لامپ بسته است.


    کاش آدم هایی هم که گاهی به آنها امید می بندیم بلد باشند کارهای خارق العاده ای انجام دهند

    و در عین حال به سستی رشته های تنگستنی نباشند تا در لحظه هایی که ترسیده ای خاموش نماند.
     
    وضعیت سفید، میترا، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مــن و تــو
    هـم رزمیــم
    بیــا سنــگربگیریم
    در آغــوش هــم

    در نبــردی عــلیه جــدایی
     
    سایه، وضعیت سفید و میترا از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. از دست های تو
    کارهای خارق العاده ای بر می آید
    همانجا که هستی، بمان
    اجازه‌ بده شعرها از من برایت بنویسند
    اجازه بده برایت بخوانم،
    تا چه اندازه‌ از بَدوِ دوست داشتنت
    پیراهنِ فصل ها
    زیباتر شده است.

    کنارِ لبانت، کناره می‌گیرم
    وَ تمامِ حرف‌های دلم را
    از دهان‌ات می‌شنوم
    در فاصله‌ی پیشانیِ تو
    تا سایه‌ات
    جنگلِ سبزی‌ست
    که پرنده‌های من
    آنجا آرام می‌گیرند.
     
    سایه، میترا و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. ﺑﺎ ﮐﺮﺍﻭﺍﺕ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
    ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
    ﺭﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯ ﺍﺩﺏ ﺻﺎﻑ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ
    ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﻕ ﻭﺻﻔﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ


    ﻣﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩ ...
    *ﻧﻨﻤﻮﺩﻡ ﺯ ﺗﻪ ﺣﻠﻖ ، ﺍﺩﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
    ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻗﺎﺳﻢ ﻭ ﺟﺒﺎﺭ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺳﺨﻨﯽ
    ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺻﻔﺎ، ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ


    ﻫﻤﭽﻮ ﻭﺍﻋﻆ ،ﻧﻪ ﻋﺼﺎ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻧﻪ ﻧﻌﻠﯿﻦ
    ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻭﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ
    ﻣﺪﻋﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺭﻓﺘﯽ ﻭﮐﯽ؟
    ﻣﻦ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ، ﺑﯽ ﭼﻮﻥ ﻭﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ


    ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒﺎﻥ ﺧﻢ ﺷﺪ ﻭﺭﺍﺳﺖ
    ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﺭﻗﺺ ﮐﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ *

    ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ
     
    سایه، میترا و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. بگذر از،نی
    'من'حکایت میکنم
    وزجدایی ها شکایت میکنم
    نی'کجااین نکته هاآموخته؟ نی کجا داند،نیستان سوخته؟
    بشنو،از،من بهترین راوی منم'
    راست خواهی،هم نی وهم نی زنم،
    نشنو،از،نى، نى حصیرى'بیش نیست!
    بشنوازدل،
    دل حریم دلبریست'
    نى'چو،سوزد خاک و خاکستر شود
    دل'چوسوزد،لایق دلبر شود.
     
    سایه، میترا و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. من همیشه در خواب
    تو را می بینم
    گاهی تو هم
    سری به بیداری ام بزن...
     
    سایه، میترا و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.