1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قرآن از نگاه امام علی (علیه السلام)

شروع موضوع توسط Kiana ‏19/11/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    در آن روزگار، که عصر بیان و سخن بود، قرآن در قالبی بس زیبا، دلربا و فصیح عرضه شد. علی (ع) در مقام فصیح ترین و بلیغ ترین سخنگوی زمان، به ترسیم و تصویر شگفتیها و زیباییهای این کتاب آسمانی پرداخت و در توصیف قرآن، زیبا ترین و شگفت ترین واژه ها و الفاظ را به کار گرفت.
    او در جایگاه مفسری بی بدیل و نگهبان راستین معارف قرآن، به تبیین و توصیف چگونگی های کتاب خدا پرداخت و قرآن، این برنامه هدایت انسانها را بخوبی معرفی کرد، تا قرآنمداران و جستجوگران حقایق الهی، کتاب آسمانی خود را بشناسند و قدر و ارزش آن را بدانند و در معضلات و مشکلات فکری، به این ملجأ بزرگ و نجاتبخش پناه برند. اوصافی که حضرت (ع) از کتاب خدا برمیشمارد، در نهایت فصاحت و زیبایی و بسی دلپذیر و خواندنی است. آنچه که علی (ع) در توصیف جایگاه قرآن بیان داشته اند و تبیین و تفسیری که از ابعاد کتاب آسمانی به دست داده اند؛ فراتر از آن است که در این سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) ۹۶ بار کلمه قرآن، کتاب الله، کتاب ربکم و امثال آن تکرار شده است».(۱) در این قسمت در جستجوی اوصاف و ویژگی های کتاب خدا، چشم جان را با کلمات گهربار و فصیح حضرتش شستشو میدهیم.
    تلفیق زیبایی و ژرفای در قرآن
    ... فیه تبیان کل شیء و ذکر ان الکتاب یصدق بعضه بعضاً و انه لااختلاف فیه، فقال سبحانه: «ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» و أن القرآن ظاهره أنیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و لا تکشف الظلمات الا به. خداوند گوید در قرآن بیان هر چیزی است و یاد آور شده است که بعض قرآن، گواه بعض دیگر است و اختلافی در آن نیست و فرمود: «اگر از سوی خدای یکتا نیامده بود، در آن اختلاف فراوان می یافتند» ظاهر قرآن زیباست، باطن آن ژرف ناپیداست. عجایب آن سپری نگردد، غرایب آن پایان نرسد و تاریکی ها جز بدان زدوده نشود. (۲)
    استاد محمد تقی جعفری در شرح این خطبه، ویژگیهایی را که حضرت(ع) از قرآن، برشمرده اند، اینگونه بیان میدارد:
    ۱ - عدم تناقض در آیات قرآن: با اینکه قرآن در دوران پرتلاطم و مملو از رویدادهای ضد و نقیض زندگی پیامبر (ص) نازل شده است، ولی لحن آیات و سبک و محتوای آنها به هیچ وجه مختلف و متضاد نیست و موضوعات مختلف بدون هیچ گونه تناقضی شرح داده شده است.
    ۲ - نفوذ شگفت انگیز معانی آیات قرآن در تمام سطوح روان آدمی: مفردات و ترکیب آیه های قرآن در درجهای از فصاحت و زیبایی است که موجب بروز جذبه روانی مافوق شعر میگردد.
    ۳ - عمق معانی قرآن: منظور از این بیان (باطن عمیق)، دشوار بودن و غیر قابل فهم بودن آیات نیست بلکه بدین معناست که قرآن، همه مسائل نهائی مربوط به انسان و جهان را در آیاتی که کلمات و جملات آن ساده و زیباست، مطرح مینماید.
    ۴ - استمرار و جاودانگی مفاهیم قرآن: قرآن، فوق تغییرات و دگرگونی ها قرار دارد. آیات قرآن بیان کننده ثابتها در صحنه جهان هستی و قلمرو انسانی است. پدیده هایی که قرآن برای شناسایی انسان و رابطه او با خدا و دیگر انسانها مطرح کرده است، هرگز تغییر نمیکند. (۳)
    قرآن، نور جاودان و مصباح هدایت
    علی (ع) قرآن ناطق و پیشوای فصاحت، در یکی از خطبه های شگرف خود، قرآن را اینگونه توصیف میکند: «پس فرو فرستاد بر پیامبر (ص)، قرآن را، نوری که چراغهای آن فرو نمیرد و چراغی که افروختگی اش کاهش نپذیرد و دریایی که ژرفای آن کس نداند و راهی که پیمودنش رهرو را به گمراهی نکشاند و پرتویی که فروغ آن تیرگی نگیرد و فرقانی که نور برهانش خاموش نشود و تبیانی که ارکانش ویرانی نپذیرد و بهبودی که در آن بیم بیماری نباشد و ارجمندی که یارانش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد. پس قرآن، معدن ایمان است و میانجای آن و چشمه سار دانش است و دریاهای آن و باغستان داد است و انگیزه های آن و بنیاد استوار اسلام است.
    قرآن، وادی های حقیقت است و سبزهزارهای آن و دریایی است که بردارندگان، آب آن را خشک نگردانند و چشمه سارها که آب کشندگان، آب آن را به ته نرسانند و آبشخورهاست که در آیندگان، آب آن را کم نکنند و منزلگاه هاست که مسافران، راهش را گم نکنند و نشانه هاست که روندگان، از نظرش دور ندارند و پشته هاست که روی آورندگان، از آن نگذرند و آن را نگذارند. خدایش مایه سیرابی دانشمندان کرده است و بهار دلهای فقیهان و مقصد راه های پارسایان و دارویی که از پس آن بیماری نیست و نوری که با آن تاری نیست و ریسمانی که گرفتنگاه آن استوار است و پناهگاهی که قله آن پناهنده را نگاهدارست و ارجمندی هر که با او دوستی ورزد و امان آن کس که بدان در شود و راهنمای هر که بدان اقتدا کند و عذرخواه آن که آن را مذهب خود گیرد و برهان هر کس که بدان سخن گوید و آن را پذیرد و گواه هر که در مخاصمت، پشتیبان خویشش شمرد و پیروزی آن کس که بدان حجت آرد و راهبر آن که آن را به کار دارد و برنده آن که آن را کار فرماید و نشان آن که در آن بنگرد چنانکه باید و نگهدار کسی که خود را بدان از آسیب پاید و دانش کسی که آن را نیک به خاطر سپارد و حدیث کسی که از آن روایت کند و حکم آن کس که خواهد حکم دهد». (۴)
    آیت الله خویی در شرح این خطبه عظیم مینویسد: این خطبه، مشتمل بر نکات قابل توجه و مهمی است. حضرت علی (ع) در این خطبه، ویژگیهای قرآن را اینگونه برمیشمارد:
    ۱ - قرآن چراغ روشنی است که نور آن به خاموشی نمیگراید: مقصود حضرت (ع) از این جمله این است که دوران حقایق و مفاهیم آیات قرآن سپری شدنی نیست. آیات و احکام آن، جاودانه و همیشه و تازه است. مثلاً برخی آیات قرآن در مورد خاص یا درباره شخص و گروه معینی نازل شده است؛ ولی در عین حال مفهوم این آیات عمومیت دارد و تا روز قیامت بر همگان شامل است.
    ۲ - بیان واضح و روشنگری است که اصول آن خلل ناپذیر است: درباره این جمله امام (ع) دو احتمال وجود دارد: یکی اینکه اساس و پایه های معارف و تعالیم قرآن و زیربنای تمام حقایق آن بر پایه فطرت بشر و قانون طبیعت، چنان محکم و استوار است که به هیچ روی، تزلزل و انهدام نمیپذیرد. دیگر اینکه الفاظ و کلمات قرآن که نشان دهنده حقیقت قرآن است، تغییرپذیر نمیباشد و هیچ گونه خلل، زیادت و نقصانی در آن راه ندارد. بنابراین احتمال، این جمله به مصون بودن قرآن از تحریف اشاره نموده است.
    ۳ - قرآن پایگاه و بوستان عدالت است: قرآن مرکز و محور عدالت و محل پرورش نهال عدل و داد است. عدالت در عقیده و افکار، در عمل و اخلاق و انواع عدالتها در قرآن جمع گردیده است و از آنجا به جوامع بشری وارد میشود.
    ۴ - قرآن، وادیهای پهناور حق است: تنها قرآن است که منبت و چمنزار حق است. حق را به جز در قرآن در جای دیگر نتوان یافت. هر کس به غیر قرآن تمسک جوید و از راه دیگر، حق را پیجویی کند، هرگز بدان نخواهد رسید.
    ۵ - قرآن دریایی است که آبکشان نتوانند آب آن را تمام کنند: معنای این جمله و جملات بعدی، این است که کسانی که در راه فهم دقیق و معانی قرآن تلاش میکنند، نمیتوانند به عمق آن برسند و به مفاهیم قرآن احاطه یابند، زیرا رموز و اسرار قرآن پایانناپذیر و تمام ناشدنی است و هیچگونه نقصانی در آن راه ندارد.
    ۶ - تلهای بلندی است که قصدکنندگانش نتوانند از آن بگذرند: قرآن پژوهان و جستجوگران کتاب آسمانی، که در پی حقایق و مفاهیم قرآنی اند، نمیتوانند به قله های مرتفع آن دست یابند. (۵)
    قرآن سرچشمه هدایت و رستگاری آدمی
    «بدانید که این قرآن، پندگویی است که فریب ندهد و راهنمایی است که گمراه نکند و حدیث خوانی است که دروغ نگوید و کسی با قرآن ننشست جز این که چون برخاست، افزون شد یا از وی کاست: افزونی در رستگاری و کاهش از کوری و دل بیماری و بدانید کسی را که با قرآن است نیاز نباشد و بیقرآن بی نیاز نباشد. پس، بهبود خود را از قرآن بخواهید و در سختیها از آن طلب یاری نمایید که قرآن، بزرگ ترین آزار را موجب بهی است و آن کفر و دورویی و بیراه ه شدن و گمراهی است. پس از خدا بخواهید به وسیلت قرآن و بدان روی آرید به دوستی آن و به قرآن خیری مخواهید از آفریدگان که بندگان روی به خدا نکردند با وسیلتی مانند قرآن و بدانید که قرآن میانجیای پذیرفته است و گویندهای گواه شده. هر که را روز رستاخیز، قرآن میانجی شود، بپذیرد و آن را که سعایت کند، گواهیاش به زبان او گیرند.
    همانا روز رستاخیز منادی بانگ برآرد که: هر کس حساب هر چه را اندوخته است بر عهده دارد و پایان کار خود را پایندان بود، جز اندوزندگان قرآن - که حسابی نبود بر آنان - پس در شمار گرد آورندگان قرآن باشید و پیروان آن. و قرآن را دلیل گیرید بر شناخت پروردگارتان و آن را نصیحتگوی خود شمارید و رایهاتان را - که با قرآن سزاوار نیست - متهم دارید و خواهشهای نفسانی خویش را خیانتکار انگارید».(۶)
    کتابی خاموش و سخنگویی آگاه

    علی (ع) مفسر آگاه قرآن، در مقام توصیف کتاب خدا در جایی دیگر، دستورات و معارف آن را بازدارنده و هدایتگر بیان میکند و این هدیه آسمانی را سخنگویی بی بدیل و آگاه، ولی آرام و صامت معرفی میدارد. او میفرماید:
    «فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق. حجه الله علی خلقه. أخذ علیهم میثاقه و ارتهن علیه أنفسهم. أتم نوره و أکمل به دینه و قبض نبیه صلی الله علیه و آله و قد فرغ الی الخلق من أحکام الهدی به.
    قرآن فرماندهنده است و بازدارنده، خاموش است و گوینده. حجت خداست بر آفریدگانش که بدان پیمان گرفته است از ایشان و همگان را نهاده است در گرو آن. نور - هدایت - خود را با قرآن تمام گرداند و دین خود را بدان به کمال رساند و جان پیامبر خویش را هنگامی ستاند که از رساندن احکامی که موجب رستگاری آفریدگان است، فارغ ماند».(۷)
    ابن ابی الحدید شارح بزرگ نهج البلاغه، در توضیح این جمله حضرت که قرآن خاموش است و گوینده، مینویسد:
    قرآن از آن جهت که مشتمل بر حروف و الفاظ است صامت و خاموش است و از آن جهت که در بردارنده اخبار، اوامر و نواهی و خطاب و نداست، بسان سخنگویی میماند که با بندگان خدا سخن میگوید و این کلام حضرت (ع)، از باب مجاز است. (۸)
    امیرالمؤمنین (ع) در کلام فصیح دیگری بدین معنا اینگونه اشاره مینماید:
    «و کتاب الله بین اظهرکم ناطق لا یعیی لسانه و بیت لاتهدم أرکانه و عز لاتهزم أعوانه. کتاب خدا در دسترس شماست، زبان آن کند نیست، گویاست. خانهای است که پایه هایش ویران نشود و صاحب عزتی است که یارانش را هزیمت نبود». (۹)
    از نگاه مولا علی (ع) باید از محضر این هدایتگر بزرگ یاری جست و از آموزه های آن بهره گرفت و با بصیرت و آگاهی از قرآن پرسید و پاسخ سؤالات و ابهامات را گرفت. به بیان این بزرگوار بنگرید: «ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ینطق و لکن أخبرکم عنه. ألا ان فیه علم ما یأتی و الحدیث عن الماضی و دواء دائکم و نظم ما بینکم، آن کتاب خدا، قرآن است، از آن بخواهید تا سخن گوید و هرگز سخن نگوید. اما من شما را از آن خبر میدهم. بدانید که در قرآن، علم آینده است و حدیث گذشته. درد شما را درمان است و راه سامان دادن کارتان در آن است». (۱۰)
    کلام عظیم و سخن هدایت آفرینی است. علی (ع) به جویندگان طریق هدایت، توصیه مینماید درمان دردها و پاسخ سؤالاتتان را از قرآن بخواهید تا او، برای شما سخن گوید و بسان پیشوای هدایتگر و رهبر سخنوری که به ظاهر خاموش است، برایتان نغمه های هدایت را بسراید.
    تعبیر به استنطاق (به سخن در آوردن) که در کلام امام علی (ع) فرزند راستین قرآن آمده، لطیف ترین تعبیر از تفسیر موضوعی است که عنوان گفتگو با قرآن، به قصد دستیابی به پاسخهای این کتاب آسمانی، از آن یاد شده است. (۱۱)
    قرآن، رشته پیوند استوار انسان و خدا
    مولا علی (ع) قرآن را بسان حبل متین و رشته پیوند انسان و خالق خود میداند و زدودن زنگار دل و بهاری شدن قلب و دستیابی به چشمه های دانش را، تمسک به این رشته استوار آسمانی میداند و میفرماید: «... و ان سبحانه لم یعظ أحداً بمثل هذا القرآن، فانه حبل الله المتین و سببه الامین و فیه ربیع القلوب و ینابیع العلم و ما للقلب جلاء غیره... همانا خدای سبحان کسی را به چیزی پند نداده است چون قرآن، که آن ریسمان استوار خداست و وسیلت اوست که امین است و مصون از خطاست، در آن بهار دل است و چشمه های دانش و زنگار دل را تنها مایه جلاست و موجب فروزش...». (۱۲)
    علی (ع) بندگان خدا را به چنگ زدن به این ریسمان استوار و تمسک به کتاب خدا، توصیه میدارد و میفرماید: «... و علیکم بکتاب الله فانه الحبل المتین و النور المبین و الشفاه النافع و الری النافع و العصمه للمتمسک و النجاه للمتعلق. لا یعوج فیقام و لا یزیغ فیستعتب و لا تخلقه کثره الرد و ولوج السمع. من قال به صدق و من عمل به سبق...بر شما باد به کتاب خدا که ریسمان استوار است و نور آشکار و درمانی است سود دهنده و تشنگی را فرو نشانند. چنگ در زننده را نگهدارنده و در آویزنده را نجات بخشنده. نه کج شود تا راستش گردانند و نه به باطل گراید تا آن را برگردانند. کهنه نگردد به روزگار، نه از خواندن و نه از شنیدن بسیار. راست گفت آن که سخن گفت از روی قرآن و آن که بدان رفتار کرد. پیش افتاد از دیگران...». (۱۳)
    قرآن، درمان روح و روان آدمی
    قرآن در نگاه علی (ع) شفای دردها و آلام آدمی است که باید با رهنمودهای آن از زشتیها و نارواییها، رهایی جست و با فهم معارف و عمل به دستورات نورانی آن، بیماریهای نفاق، کفر و کژ اندیشی را از صفحه جان و روح زدود. آن بزرگوار میفرماید:
    «...تعلموا القرآن فانه أحسن الحدیث و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور...قرآن را بیاموزید که نیکو ترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که دلها را به ترین بهار است و به روشنایی آن بهبود خواهید که شفای سینه های بیمار است...»(۱۴)
    و در جایی دیگر میفرماید:
    «واعملوا أنه لیس علی أحد بعد القرآن من فاقه و لا لاحد قبل القرآن من غنی فاستشفوه من ادوائکم و استعینوا به علی لاوائکم فان فیه شفاه من اکبر الداء و هوالکفر و النفاق و الغی و الضلال...و بدانید کسی را که با قرآن است نیاز نباشد و بی قرآن بی نیاز نباشد. پس بهبودی خود را از قرآن بخواهید و در سختیها از آن طلب یاری نمایید که قرآن، بزرگ ترین آزار را موجب بهی است و آن کفر و دورویی و بیراه ه شدن و گمراهی است...». (۱۵)
    تأکید بر پند پذیری و عبرت آموزی از قرآن
    امام علی (ع) بندگان را به پند پذیری از قرآن و شنیدن مواعظ و نصایح این کتاب عظیم توصیه میکند و میفرماید:
    «انتفعوا ببیان الله و اتعظوا بمواعظ الله و اقبلوا نصیحه الله فان الله قد أعذر الیکم بالجلیه و اتخذ علیکم الحجه. از بیان خدا سود برید و از موعظتهای او پند گیرید و اندرز وی را بپذیرید. همانا خدا آشکارا برای شما جای عذر نگذاشت و آن را که خوش میدارد یا ناخوش میشمارد برایتان بیان داشت که پی آن روید و از این دور شوید». (۱۶)
    تأثیر سازندگی قرآن بر شخصیت تقوی پیشگان و مجاهدان در راه خدا
    علی (ع) قرآن ناطق و پیشوای متقیان، در توصیف پارسایان، به انس همیشگی آنان با قرآن اشاره و تأثیر این انس و ارتباط را با بیانی زیبا، ترسیم میدارد:
    «اما شب هنگام! راست بر پایند و قرآن را جزء جزء، با تأمل و درنگ بر زبان دارند و با خواندن آن اندوهبارند و در آن خواندن، داروی درد خود را به دست میآرند و اگر به آیهای گذشتند که تشویقی در آن است، به طمع بیارمند و جانهاشان، چنان از شوق برآید که گویی دیده هاشان بدان نگران است و اگر آیهای را خواندند که در آن بیم دادنی است، گوش دلهای خویش بدان نهند، آنسان که پنداری، بانگ برآمدن و فرو شدن آتش دوزخ را میشنوند...». (۱۷)
    همچنین حضرت علی (ع) در کلامی دیگر، رمز تحرک و پویایی مجاهدان را در خواندن قرآن و شنیدن معانی بلند آن، با گوش جان میداند و از تأثیر این امر بر جهاد پیگیر آنان، اینگونه سخن میراند:
    «أن القوم الذین دعوا الی الاسلام فقبلوه و قرأوا القرآن فأحکموه. و هیجوا الی القتال فولهوا و له اللقاح الی أولادها و سبلوا السیوف أغمادها. و أخذوا بأطراف الارض زحفاً زحفاً و صفاً صفاً، کجایید مردمی که به اسلامشان خواندند و آن را پذیرفتند و قرآن خواندند و معنی آن را به گوش دل شنفتند؟ به کارزارشان برانگیختند و آنان همچون ماده شتر که به بچه خود روی آرد، شیفته آن گردیدند. شمشیرها از نیام برآوردند و گروه گروه و صف صف روی به اطراف زمین کردند». (۱۸)
    ترغیب بر تلاوت، تدبر و انس با قرآن
    تلاوت و انس همیشگی با کتاب خدا در اقوال و سیره علوی، جایگاه خاصی دارد. او مؤمنین و جویندگان طریق هدایت را به نیکو خواندن و انس دائمی با قرآن دعوت میکند و راه نجات و رستگاری را، در تمسک به این کتاب آسمانی میداند. او میفرماید:
    «اقراءوا القرآن و استظهروه فان الله لا یعذب قلباً وعی القرآن» (۱۹) قرآن را بخوانید و از کتاب خدا یاری بجویید، خداوند قلبی که قرآن را در خود جای داده است، عذاب نمیکند.
    در جای دیگر میفرماید: «علیکم بتعلیم القرآن و کثره تلاوته و کثره عجائبه تنالون به الدرجات فی الجنه» (۲۰) بر شما باد به تعلیم قرآن و تلاوت همیشگی این کتاب و شگفتیهای آن که بدین وسیله به درجات بهشت دست خواهید یافت.
    همچنین در یکی از خطبه های نهجالبلاغه، بیانی زیبا و فصیح در این باره به چشم میخورد:
    «و تعلموا القرآن فانه أحسن الحدیث و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و أحسنوا تلاوته فانه أحسن القصص» (۲۱) و قرآن را بیاموزید که نیکو ترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که دلها را به ترین بهار است و به روشنایی آن بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است و آن را نیکو تلاوت کنید که سودمند ترین بیان و تذکار است.
    حضرت علی (ع) علاوه بر ترغیب به تلاوت، یادگیری و آموختن قرآن، به تعلیم و آموزش کتاب خدا توصیه میکند و حتی تعلیم قرآن را به عنوان حق مسلم فرزند بر پدر ذکر میکند و میفرماید:
    «ان للولد علی الوالد حقاً و ان للوالد علی الولد حقاً، فحق الوالد علی الولد أن یطیعه فی کل شیء الا فی معصیه الله سبحانه و حق الولد علی الوالد أن یحسن اسمه و یحسن أدبه و یعلمه القرآن». (۲۲)
    فرزند را بر پدر حقی است و پدر را بر فرزند حقی. حق پدر بر فرزند آن بود که فرزند در هر چیز، جز نافرمانی خدای سبحان، او را فرمان برد و حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نیکو نهد و قرآنش تعلیم دهد.
    امام (ع) قرائت قرآن از روی مصحف را توصیه مینماید و اهمیت تدبر و خشوع در حین خواندن آیات الهی را اینگونه بیان میدارد:
    هر کس در روز، صد آیه را از روی مصحف و با ترتیل، خشوع و تأنی تلاوت کند، خداوند ثوابی به او عطا میکند که به اندازه پاداش اعمال نیک اهل زمین است و اگر دویست آیه را با این کیفیت، تلاوت نماید، پاداش او به اندازه پاداش اعمال اهل زمین و آسمان است. (۲۳)
    در همین زمینه، روایت دیگری از امام (ع) میخوانیم: «ألا لا خیر فی قراءه لیس فیها تدبر، ألا لا خیر فی عباده لیس فیها تفقه». (۲۴)
    آگاه باشید در قرائتی که تدبر و اندیشه نباشد، هیچ خیری نیست و در عبادتی که فهم و تفقه نباشد نیز خیری نیست.
    امام (ع) نه تنها پیروان خود را به تدبر و تعمق در آیات قرآن توصیه میکند، بلکه به احکام حلال و حرام این کتاب آسمانی و عمل کردن بدانها اهمیت فراوان میدهد و سفارشهای مؤکدی در این باره دارد. حضرت (ع) در مقامی میفرماید:
    «من استظهر القرآن و حفظه و أحل حلاله و حرم حرامه أدخله الله به الجنه و شفعه فی عشره من اهل بیته کلهم قد وجب له النار». (۲۵)
    هر که از قرآن مدد جوید و در حفظ و قرائت آن بکوشد، حلالش را روا و حرامش را ناروا شمارد ؛ خداوند او را داخل بهشت گرداند و درباره ده نفر از خاندانش که مستحق آتش باشند، شفاعت دهد.
    امام (ع) همچنین در جایی دیگر، قاریان قرآن را که عمل به آیات قرآن نمیکنند و از گناه و معصیت نمیپرهیزند، عذاب شدیدی وعده میدهد. (۲۶) و در مقابل، قاریان قرآن که اهل تدبر و عمل به کتاب خدا باشند را میستاید و جایگاه رفیعی برایشان معین میدارد، آنجا که میفرماید:
    حاملان قرآن در سایه خدا خواهند بود، روزی که جز سایه او سایهای نیست. اهل قرآن، اهل خدا و از خواص بندگان او هستند. (۲۷)
    بدین سان، با تأمل در سخنان امام(ع)، این نکته رخ مینماید که تلاوتی ارزشمند است که همراه با تأمل، تأنی و درک معانی و عمل به دستورات نورانی قرآن باشد. حاملان حقیقی کتاب خدا و اهل قرآن، آنان هستند که حرام خدا را انجام ندهند و از گناه و معصیت دوری گزینند. اصولاً هدف نزول قرآن و بعثت پیامبران، در این راستا بوده و تلاش و از خود گذشتگی پیشوایان دین، برای دستیابی به این مقصد مقدس انجام گرفته است. امام علی(ع) در مقامی این مطلب را اینگونه بیان میدارند: «من میخواهم قرآن، این کتاب آسمانی، در جامعهای که مدیریتش را به عهده دارم، مورد عمل قرار گیرد».(۲۸)
    همچنین از آخرین وصایای آن حضرت (ع) به حسین (ع)، تأکید بر همین مطلب است، آنجا که میفرماید: «و الله الله فی القرآن لا یسبقکم بالعمل به غیرکم، خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگری در عمل به احکام آن بر شما پیشی گیرد.(۲۹)
    معنای ترتیل
    امام(ع) در معنای ترتیل میفرمایند: بینه تبیاناً و لا تهذه هذا الشعر و لا تنثره نثر الرمل و لکن فزعوا قلوبکم القاسیه و لایکن هم أحدکم آخر السوره.».(۳۰)
    ترتیل آن است که قرآن به روشنی و وضوح خوانده شود و در قرائت آیات آن، مانند خواندن شعر سرعت گرفته نشود، به گونهای که الفاظ و کلمات آن، مانند دانه های شن پراکنده شود. بلکه (با قرائتی آرام و با تأنی) قلبهای سخت خود را بترسانید و نرم کنید و سعی شما در هنگام قرائت، رسیدن به آخر سوره نباشد.
    حضرت (ع) با این سخن ارزشمند، به قاری قرآن می آموزد که تلاوت آیات الهی نباید تند و سریع و بدون تأمل و تأنی باشد. قرائتی که تنها به منظور ختم سوره ها و بدون اندیشه و عبرت آموزی و دریافت معانی و مفاهیم کتاب خدا صورت میگیرد، ارزش و پاداش زیادی به دنبال نخواهد داشت. چنانکه امام (ع) در مقامی دیگر، به این نکته تصریح فرمودهاند:«من قرأ کل یوم مائه آیه فی المصحف بترتیل و خشوع و سکون کتب الله له من الثواب بمقدار ما یعمله جمیع أهل الارض».(۳۱)
    هرکس در روز، صد آیه قرآن را به ترتیل، خشوع و آرامش تلاوت کند، خداوند پاداشی به اندازه پاداش اعمال نیک اهل زمین، به او عطا مینماید.
    در روایتی دیگر، از معنای ترتیل در آیه «ورتل القرآن ترتیلاً» از امام(ع) سؤال شد. ایشان در پاسخ فرمودهاند: «الترتیل تجوید الحروف و معرفه الوقوف» ترتیل عبارت است از رعایت قواعد تجوید حروف و شناخت محلهای وقف در حین قرائت قرآن.(۳۲) امام(ع) تجوید را رعایت صفات حروف مانند: جهر، همس، اطباق، استعلا و...میدانند و حفظ الوقوف را آگاهی بر وقف تام و حسن معنا کنند.(۳۳)
    آداب تلاوت و قرآن
    امام(ع) پیشوای تقوی پیشگان، آداب و شرایطی را برای تلاوت قرآن بیان میکنند و قاریان قرآن را ترغیب به رعایت این آداب میدارند که به بیان آنها میپردازیم.
    حضرت(ع)، قاری قرآن را به «استعاذه» در آغاز تلاوت، توصیه میکند و میفرماید: استعاذه لفظی است که خداوند فرمان داده است هنگام تلاوت قرآن بر زبان آورده شود:«فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم». آنگاه امام(ع) به تفسیر و توضیح لفظ استعاذه میپردازند و میفرمایند: «اعوذ بالله» یعنی به خداوند پناه میبرم.«السمیع» از صفات خداوند و به این معناست که او خیر و شر و همه امور آشکار و نهان را میشنود. «علیم» یعنی خداوند بر افعال نیکو کاران و بدکاران و تمام آنچه وجود داشته و دارد آگاه است و کیفیت و چگونگی اشیاء را میداند. «الشیطان الرجیم» نیز به این معناست که شیطان از هر خیری دور و ملعون و رانده شده در درگاه خداوند است.(۳۴)
    امام(ع) در بیان آدابی دیگر که شایسته است قاری قرآن خود را بدان مؤدب نماید، از مسواک زدن یاد میکند و میفرماید: دهانهایتان راه هایی برای قرآن است، آنها را با مسواک زدن خوشبو سازید.(۳۵)
    دعا کردن، حزن و خشوع، گریه کردن و تباکی هنگام قرائت قرآن از امور مستحب و پسندیده و مورد تأکید پیشوایان دین است. امیرالمؤمنین (ع) نیز در سخنان خود به این امر توجه دارند و قرائت قرآن را فرصتی مغتنم برای دعا کردن میشمارند و در آداب ختم قرآن، دعا کردن را توصیه میدارند.(۳۶) زربن حبیش در این باره نقل میکند:
    از ابتدا تا آخر قرآن را در مسجد کوفه بر علی(ع) خواندم. چون به حوامیم رسیدم، آن حضرت(ع) فرمود به عرایس قرآن رسیدی. وقتی به بیستمین آیه از حم عسق (والذین آمنوا و عملو الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عندربهم ذلک هو الفضل الکبیر) رسیدم، حضرت (ع) به قدری گریست که صدای ناله او شنیده میشد. آنگاه سرش را بلند کرد و دعایی را خواند که پیامبر (ص) به او آموخته بود این دعا چنین است: أللهم انی أسألک اخبات المخبتین و اخلاص الموقنین و مرافقه الابرار و استحقاق حقایق الایمان و الغنیمه من کل بر و السلامه من کل أثم و وجوب رحمتک و عزایم مغفرتک و الفوز بالجنه و النجاه من النار.(۳۷)
    همچنین روایت شده که علی(ع) هنگامی که قرآن را ختم مینمود، اینگونه دعا میکرد: أللهم اشرح بالقرآن صدری و استعمل بالقرآن بصری و أطلق بالقرآن لسانی و أعنی علیه ما أبقیتنی فأنه لا حول و لا قوه ألابک.(۳۸)
    آن حضرت (ع) در آداب تلاوت برخی آیات و سور نیز توصیه هایی دارند که خواندنی است. به عنوان نمونه میفرماید: چون سوره تین را خواندیم، در پایان بگوئید: و نحن علی ذلک من الشاهدین. چون به آیه «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً.(۳۹) رسیدید، حتی اگر در نماز هم بودید، بر پیامبر(ص) صلوات فرستید. چون آیه: قولوا آمنا بالله و ما انزل الینا و...»(۴۰) را تلاوت نمودیم، بگویید: آمنا بالله... تا آخر آیه.
    یا در روایتی دیگر میخوانیم، امام(ع) پس از قرائت سبح اسم ربک الاعلی میفرماید: سبحان الاعلی.(۴۱)
    از جمله آداب دیگری که مورد تأکید حضرت(ع) بوده، استماع و انصات هنگام قرائت قرآن است. امام علی (ع) گوش دادن به آیات الهی و سکوت هنگام شنیدن قرآن را حسنه و انجام آن را موجب ثواب و پاداش الهی میدانند و میفرمایند:
    «من استمع آیه من القرآن خیرله من ثبیر ذهباً و الثبیر اسم جبل عظیم باالیمن»(۴۲) کسی که به آیهای از قرآن گوش فرا دهد، بهتر است از اینکه کوهی عظیم از طلا برای او باشد.
    علی(ع) نه تنها با گفتار خود، بلکه با عمل و رفتار به موقع، به مردم درسهایی ارزنده میدادند و عملاً به تفسیر معارف قرآن میپرداختند.
    چنانکه ذیل آیه شریفه«و اذا قریء القرآن فاستمعواله و انصتواله لعلکم ترحمون»(۴۳) امام صادق(ع) پس از توصیه به سکوت هنگام شنیدن آیات قرآن حتی در نماز، به این سنت پسندیده علوی اشاره میکنند و میفرمایند: ابن الکوا روزی پشت سر امام(ع) مشغول نماز بود. او آیه «لئن أشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین» را تلاوت نمود. علی(ع) در تأسی به آیه: و اذا قری القرآن فاستمعواله انصتوا» سکوت کردند و به آیه قرآن گوش فرا دادند.(۴۴)
    آداب نگارش قرآن
    ابوعبیده از آن حضرت (ع) نقل کرده است که اکراه داشت قرآن در مصحفهای کوچک نوشته شود. همچنین ابوحکیم عبدی گفته است: علی (ع) بر من گذشت در حالیکه مصحفی مینوشتم، فرمود: قلمت را بزرگ کن. آن را اندکی شکستم تا درشت نوشت، سپس به نوشتن پرداختم. فرمود: بله این چنین آن را منور کن، چنانکه خدایش آن را نورانی ساخته است.(۴۵)
    فضایل و خواص آیات و سور قرآن
    درباره فضایل آیات و سور قرآن، روایات متعددی از پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) نقل شده و در کتب تفسیر و روایات، ابوابی به این موضوع اختصاص داده شده است. البته جعل و وضع، در این بخش از روایات نفوذ کرده و متأسفانه احادیث جعلی فراوان با انگیزه های مختلف در زمینه فضایل قرآن، در آثار و روایات ما وارد شده است. روایات منقول از امام علی(ع) در این زمینه، نسبتاً معدود است که نمونه هایی از آثار وارد شده آن حضرت(ع) را نقل میکنیم:
    اصبغ بن نباته از علی(ع) نقل میکند که فرمود: سوگند به کسی که محمد (ص) را به حق، مبعوث نمود و اهل بیت او را گرامی داشت، هیچ چیز از حرز و دعاهایی که برای محافظت از سوختن، غرق شدن، دزدی، گریختن چارپا از دست صاحبش، گمشده یا بنده فراری نیست، مگر اینکه در قرآن وجود دارد؛ هر که خواهد، از من سؤال کند تا به او بگویم. در اینجا مردی برخاست و پرسید یا امیرالمومنین درباره چاره گمشده در قرآن چه چیزی وجود دارد. امام (ع) فرمود: دو رکعت نماز بگذار و سوره یس را در آن بخوان و بگو خدایا، ای هدایت کننده به سوی گمشده، گمشده مرا به من بازگردان. مرد چنین کرد و گمشده اش را بازیافت.(۴۶)
    امام (ع) در فضیلت قرائت سوره نساء میفرماید: من قرأ سوره النساء فی کل جمعه أمن ضغطه القبر، کسی که هر جمعه سوره نساء را قرائت کند، از تنگی و فشار قبر ایمن خواهد بود.(۴۷)
    در فضیلت قرائت سوره توحید، از آن حضرت (ع) نقل شده است که: من قرأ قل هو الله احد حین یأخذ مضجعه وکل الله به خمسین الف ملک یحرسونه لیلته، هر آنکه سوره توحید را هنگام خواب تلاوت نماید، خداوند پنجاه هزار ملک را مأمور نگهبانی و محافظت از او در طول شب مینماید. همچنین امام(ع) خواندن سوره های توحید، قدر و آیه الکرسی را قبل از طلوع خورشید، موجب ایمن شدن مال آدمی میداند.(۴۸)
    علی(ع) درباره آداب خروج از خانه میفرماید: خواندن آیاتی از سوره آلعمران، انا انزلناه، حمد و آیه الکرسی در هنگام خروج از خانه، برآورده شدن حوایج دنیوی و اخروی را به دنبال دارد.(۴۹)
    در روایاتی دیگر میخوانیم که امام (ع) قرائت آیه الکرسی را برای رفع درد چشم، قرائت آیه «ان ولی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین.»(۵۰) را برای امان از آتش سوزی و غرق شدن و قرائت آیه «لقد جائکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم...»(۵۱) را به منظور ایمن شدن از حیوانات وحشی نافع میدانند.(۵۲)
    امیرالمؤمنین (ع) در سخنان دیگر، درمان برخی دردها و بیماریها و ایمن شدن از آفات و بلاهای دنیوی را در تلاوت آیات قرآن میدانند.(۵۳) و به پیروان خود میآموزند که قرآن، درمان دردها و شفای آلام و بیماریهاست و در گرفتاریها و مشکلات زندگی، پناه بردن بدان و تلاوت و انس با ایات کریمهاش، نجات بخش آدمی و موجب آرامش و سعادت دنیوی و اخروی است.
    پاسداری از قرآن
    علی (ع) فرزند راستین قرآن و نگهبان حقیقی کتاب خدا، یا تصویرهایی بسیار زیبا و شگرف از قرآن که در این مجال کوتاه بدان پرداختیم، گویا حجت را بر آدمی تمام میدارد و راه هدایت و نجات انسان را در تمسک به کتاب خدا معرفی میکند.
    از نگاه علی (ع)، قرآن پیشوایی سخنگو، کتابی ناطق، حبل متین، درمان دردها، بهار دلها، نیکو ترین گفتار، نور مبین، طریق نجات، بنایی استوار، چراغی روشن، پند گویی راستگو، بوستان عدالت، دریای دانش، فرقانی استوار، تبیانی پایدار، معدن ایمان، چشمه سار معرفت و...است که بندگان خدا باید به دامان این ملجأ عظیم پناه برند، آن را پاس دارند و حقوقش را ادا کنند او میفرماید:
    «فالله فالله أیها الناس فیما استحفظکم من کتابه و استودعکم من حقوقه. فان الله سبحانه لم یخلقکم عبثاً و لم یترککم سدی و لم یدعکم فی جهاله و لا عمی، پس ای مردم! خدا را! خدا را! بپایید و در آنچه از کتاب خود، شما را نگاهبان کرده و حقوقی که نزد شما به ودیعت سپرده - وظیفه امانت را رعایت نمایید - که خدای سبحان، شما را بیهوده نیافریده و رها نگذاشته و در نادانی و کوریان نداشته».(۵۴)
    اما دریغ که حضرت(ع) روزگاری را پس از خود پیش بینی و توصیف میکند که مردم، این گنجینه اسمانی و کتاب بر حق را پاس نمیدارند و از آن بهره نمیجویند و حتی به تحریف معانی آن میپردازند، بنگرید:
    «وزودا که پس از من بر شما روزگاری اید که چیزی از حق پنهانتر نباشد و از باطل آشکارتر و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بیشتر و نزد مردم آن زمان، کالایی زیانمندتر از قرآن نیست - شهرها، چیزی از معروف ناشناختهتر نباشد و شناختهتر از منکر. حاملان کتاب خدا آن را واگذارند و حافظانش آن را به فراموشی بسپارند. پس در آن روزگار، قرآن و قرآنیان از جمع مردمان دورند و رانده و مهجور. هر دو با هم در یک راه، روانند و میان مردم پناهی ندارند. پس در این زمان، قرآن و قرآنیان میان مردمند و نه میان آنان، با مردمند نه با ایشان. چه، گمراهی و رستگاری سازوار نیایند هر چند با هم در یکجا بپایند. پس آن مردم در جایی متفقند. از جمع گریزان. گویی آنان پیشوای قرآنند، نه قرآن پیشوای آنان. پس جز نامی از قرآن، نزدشان نماند و نشناسند جز خط و نوشته آن و از این پیش چه کیفر که بر نیکوکاران نراندند و سخن راستشان را دروغ بر خدا خواندند و کار نیک را پاداش بد دادند.»(۵۵)
    امام علی(ع) از روزگاری شکوه میکند که در آن، قرآن نزد مردم، کالایی زیانمند است و حاملان و حافظان کتاب خدا، آن را وا میگذارند و به فراموشی میسپارند. او در جای دیگر نیز از این گروه، نزد خداوند شکوه میبرد و میفرماید:
    الی الله أشکوه معشر یعیشون جهالا و بموتون ضلالا لیس فیهم سلعه أبور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته. و لا سلعه أنفق بیعاً و لا أغلی ثمناً من الکتاب اذا حرف عن مواضعه و لا عندهم أنکر من المعروف و لا أعرف من المنکر، گله خدا را با خدا میکنم از مردمی که عمر خود را به نادانی بسر میبرند و با گمراهی، رخت از این جهان بدر میبرند.کالایی...
    کالایی خوارتر از نزد آنان از کتاب خدا نیست، اگر آن را چنانکه بایست خوانند و پر سودتر و گرانبهاتر از آن نباشد، اگر آن را از معنی خویش برگردانند و نه نزد آنان چیزی از معروف است، ناشناخته تر و شناخته تر از منکر».(۵۶)
    و بدین سان امام (ع) به ما میآموزد که راه یافتن حق و قرار گرفتن در صراط مستقیم و دوری از کجی و انحراف به تمسک به قرآن و سنجش قول و فعل آدمی با کتاب خداست. اگر کلام و رفتار انسان در تمام جوانب زندگی از مفاهیم و مقاصد قرآنی به دور باشد، ارزشی ندارد و اگر موافق و همسر با کتاب خدا باشد. ارزشی والا پیدا میکند و در مسیر هدایت و تقرب الهی مفید میافتد. از نگاه علی (ع) قرآن برنامه زندگی است. کتابی است برای خواندن و اندیشیدن، اندیشیدن و فهمیدن؛ فهمیدم و عمل کردن. آری تأمل در سخنان آن بزرگوار، این حقیقت را پیش روی ما قرار میدهد که راه نیکبختی و سعادت آدمی، ارتباط و انس همیشگی یا قرآن و دریافتن معارف و دستورات این کتاب اسمانی است و این امر، تنها محدود در مشکلات و ججهات امور زندگی نیست، بلکه باید در سراسر زندگی آدمی مصداق داشته باشد و سیره عملی پیشوای بزرگ نیز چنین بوده است که حضرت(ع) نه تنها در برخورد با مشکلات یا سؤلات مهم و بزرگ، بلکه در تمامی امور مربوط به دین و دنیا به قرآن مراجعه میکردند و به الفاظ یا مفاهیم قرآنی، استشهاد مینمودند.
    پیشوای متقیان، افزون بر آمیخته نمودن کلمات و سخنان خود به الفاظ و مفاهیم قرآنی، در شرایط و موقعیتهای مختلف، برای روشن نمودن یک امر و اسکات مخطب، به آیات قرآن استناد، مینمود، او همواره با قرآن بود و قرآن نیز همیشه با او بود و جدایی میان آن دو وجود نداشت. او در تمام شوؤن زندگی از قرآن کمک میگرفت و کتاب خودا را شاهد اعمال و اقوال خود میدانست. امام (ع) در اثبات حق و مصاحبه با طرف مقابل در گفتگوها و مناظرات، در دعاها و عبارات، در بسار بیماری، در جنگها و غزوات، در سختیها و شرائد زندگی، در نامه ها و مکاتبات خود و بطور کلی در سیره عملی به آیات قرآن استشهاد و اسناد میکرد و از مفاهیم و مضامین قرآن بهره میگرفت. تجلی قرآن در ابعاد مختلف سیره آن حضرت به چشم میخورد و برای هر مورد، شواهد و مصادیق روایی متعددی وجود دارد که پرداختن به آنها در این مجال نمیگنجد.
    حتی روایت شده است که امیرالمؤمنین (ع) در بازار حرکت میکرد، گمراهان و ضعیفان را راهنمایی و یاری مینمود. نزد بقالان و فروشندگان میرفت. قرآن را بر آنان میگشود و آیات قرآن را تلاوت میفرمود.(۵۷)
    آن حضرت (ع) منتظر آن نمیماند که مسألهای دشوار یا مفصلی بزرگ روی میدهد و به قرآن کراجعه کند، بلکه این قرآن ناطق پیشوا و سرآمد مفسران کتاب الهی، در تمام مسائلی که پاسخ آنها به نوعی در کتاب خدا وجود داشت، از قرآن مدر میجست و به آیات الهی استهشاد مینمود و این سودمند ترین درس است که میتوان از سیره علوی فرا چنگ آورد.
    امیرمؤمنان (ع) حتی دلواپسین زندگی، آنگاه که قاتل وی، ابن ملجم را نزد او حاضر کردند، مفاهیم و مضامین قرآنی را فراموش نکرد و خطاب به اطرافیان فرمود: امروز او نزد شما اسیر است، با او به تیکی رفتار کنید، طعام و غذایش دهید،...نسبت به او عفو و گذشت روا دارید. آنگاه به تلاوت ایه ۲۲ نور فرمود: «ولیعفوا و لیصفحوا ألاتحبون ان یغفرالله لکم والله غفور رحیم». و باید عفو کنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است.(۵۸)
    امید آنکه همه ما از حافظان و قاریان همیشگی قرآن باشیم و مفاهیم و معارف این کتاب هدایت، در ابعاد زندگی ما به بهترین شیوه تجلی یابد.
    وسلام الله علیه یوم ولد فی الکعبه و یوم مات شهیداً فی سبیل الله و یوم یبعث حیاً للشفاعه».
    مهسا فاضلی
    ________________________________________
    ۱- سید جواد مصطفوی، رابطه نهج البلاغه با قرآن، چاپ اول، تهران، انتشارات بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۵۹، ص ۲۲۱.
    ۲- نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی، چاپ دوم، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰، خطبه ۱۸، ص ۲۰.
    ۳- محمد تقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، چاپ اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵، ج ۴، ص ۲۶۴-۲۷۱.
    ۴- نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸، ص ۲۳۴
    ۵- سید ابوالقاسم خوئی، بیان در مسائل کلی قرآن، ترجمه صادق نجمی، هاشم هریسی، قم، مجمع ذخایر اسلامی، ۱۳۶۰، ص ۴۶-۴۳
    ۶- نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶، ص ۱۸۲
    ۷- همان، خطبه ۱۸۳، ص ۱۹۴
    ۸- ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، چاپ اول، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ هـ.ق، ج ۱۰، ص ۱۱۷
    ۹- نهج البلاغه، خطبه ۱۳۳، ص ۱۳۱
    ۱۰- همان، خطبه ۱۵۸، ص ۱۵۹
    ۱۱- ر.ک: شهید سید محمد باقر، سنتهای تاریخ در قرآن، ترجمه سید جمال موسوی اصفهانی، انتشارات اسلامی، قم بیتا، ص ۹۴
    ۱۲- نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶، ص ۱۸۴
    ۱۳- همان، خطبه ۱۵۶، ص ۱۵۶
    ۱۴- همان، خطبه ۱۱۰، ص ۱۰۷
    ۱۵- همان، خطبه ۱۷۶، ص ۱۸۲
    ۱۶- همان
    ۱۷- همان، خطبه ۱۹۳
    ۱۸- همان، خطبه ۱۲۱، ص ۱۱۹
    ۱۹- محمد باقر مجلسی، بحارالنوار، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳هـ.ق، ج ۸۹، ص ۱۹ ۲۰- هندی، علاءالدین علی النتقی، کنز العمال فی سنن القوال و الافعال، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ هـ.ق، ۱،۵۲۹
    ۲۱- نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰، ص ۱۰۷
    ۲۲- همان، حکمت ۳۹۹، ص ۴۳۳
    ۲۳- محمد باقر مجلسی، ج ۸۹، ص ۲۰
    ۲۴- همان، ص ۲۱۱
    ۲۵- همان ص ۲۰
    ۲۶- حاج میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، چاپ اول، مؤسسه آل البیت لا حیاء التراث، ۱۴۰۸هـ.ق، ج ۴، ص ۲۵۱
    ۲۷- ابن حسام هندی، پیشین، ج ۱، ص ۵۱۳
    ۲۸- محمد تقی جعفری، پیشین، ج ۱، ص ۲۶۶.
    ۲۹- نهج البلاغه، نامه ۴۷، ص ۳۲۱
    ۳۰- محمد باقر مجلسی، پیشین، ص ۲۱۶
    ۳۱- همان، ص ۲۰
    ۳۲- ابن جزری، النشر فی الفزاءات العشر، ج ۱، بیروت، دارالفکر، بیتا، ص ۲۰۹
    ۳۳- ملامحسن فیض کاشانی، تفسیر صافی، بیروت، منشورات مءسسه العلمی للمطبوعات ۱۴۰۵ هـ.ق، ج ۱،ص ۷۱
    ۳۴- محمد باقر مجلسی، پیشین، ص ۲۱۴
    ۳۵- جلال الدین عبدد الرحمن سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۲۹
    ۳۶- محمد باقر مجلسی، ج ۹۰، ص ۳۴۵
    ۳۷- همان، ج ۸۹، ۲۰۶
    ۳۸- همان، ص ۲۰۹
    ۳۹- احزاب، ۵۶
    ۴۰- بقزه، ۱۳۵
    ۴۱- محمد باقر مجلسی، ج ۸۹، ص ۲۱۷
    ۴۲- همان، ص ۲۰
    ۴۳- اعراب، ۲۰۴
    ۴۴- همان، ص ۲۲۱
    ۴۵- جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، ج ۲، ص ۱۱۸۰
    ۴۶- علی بن جمعه العروس حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج ۴، ص ۳۷۳
    ۴۷- همان، ج ۱، ص ۴۲۹ و مجلسی، ج ۸۹، ص ۲۷۳
    ۴۸- همان، ص ۲۶۲ و ۳۵۱
    ۴۹- همان، ص ۲۶۲
    ۵۰- اعراف، ۱۹۶
    ۵۱- توبه، ۱۲۸
    ۵۲- عروسی حویزی، ج ۲، ص ۱۱۰ و ۲۸۷
    ۵۳- ر.ک: همان، ج ۳، ص ۲۳۳ و ۲۵۰ و ۴۲۷
    ۵۴- نهج البلاغه، خطبه ۸۶، ص ۶۷
    ۵۵- همان، خطبه ۱۴۷، ص ۱۴۳
    ۵۶- همان، خطبه ۱۷، ص ۱۹
    ۵۷- ر.ک: عروسی مویزی، ج ۴، ص ۱۴۴
    ۵۸- ر.ک: محمدری شهری و همکاران، موسوعه الامام علی لبن ابیطالب فی الکتاب والسته و التاریخ، چاپ اول، مؤسسه دارالحدیث، ۱۴۲۱ هـ.ق، ج ۷، ص ۲۴۹ و ۲۵۰