مرتضى ترابى درک عظمت قرآن کریم، منوط به معرفت قرآن در تمامى ابعاد است. یعنى شناخت حقایق و معارف غیبى، اسرار و حکم، شرایع و احکام، قصص و امثال، محکم و متشابه، تأویل و تنزیل و ظاهر و باطن آن، که هر کدام بُعدى از ابعاد و جلوهاى از جلوههاى قرآن کریم است . قرآن کریم در برگیرنده عالىترین معارف الهى در زمینه شناخت خداوند متعال، اسما و صفات الهى، اسرار توحید، ویژگیهاى سفیران و پیامبران الهى، اسرار جهان غیب، سنتهاى حاکم بر جامعههاى بشرى، شناخت انسان و فرجام کار او، اخبار غیبى مربوط به گذشتگان و آیندگان است و همچنین حاوى نظامهاى اجتماعى، حقوقى، اقتصادى و سیاسى است که بشر براى سعادت و خوشبختى جاودانه خود به آن نیاز دارد. قرآن کریم نشانگر راهى است که پیمودن آن انسان را از یوغ بردگى ستمگران نجات مىدهد و از اسارت در زنجیر جهل، خرافه و هواهاى شیطانى مىرهاند و او را در مسیر سلامت قلب، پاکى ظاهر و باطن و پیشرفت مطلوب انسانى و معنوى قرار مىدهد. قرآن حاوى معیارهاى جاودانه براى شناخت حق از باطل و سره از ناسره است. با شناخت این ویژگیها و خصوصیات است که درک عظمت و رفعت ذاتى قرآن کریم و برترى آن بر دیگر انوار الهى روشن مىشود. علاوه بر همه این ویژگیها، اتصال قرآن به معدن عظمت الهى، عظمت و رفعتى فراتر از اندیشههاى عادى به آن بخشیده، و این کتاب را داراى برکات و آثار خاصى در جسم و روح انسان ـ بلکه در تمام جهان هستى ـ قرار داده است. از آنجا که شناخت و استفاده از این کتاب الهى به فراخور استعداد انسانها متفاوت است، درک عظمت قرآن نیز متناسب با این درک متفاوت خواهد بود. شناخت حقیقت قرآن کریم و احاطه کامل بر همه ابعاد آن جز براى کسانى که قلب مطهر آنها وعاء تجلى نور قرآن بوده، میسر نیست. از این رو، براى شناخت ابعاد گوناگون عظمت وفضیلت قرآن، ناگزیر باید به حاملان علوم الهى و آگاهان به اسرار این کتاب عظیم که همانا پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند، مراجعه کرد و در سایه آموزههاى آنها به فهم تعالیم قرآن نایل آمد و عظمت آن را درک کرد. به عبارت دیگر، رابطه مستحکم بین قرآن کریم و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به گونهاى است که شناخت یکى از آنها، تنها با شناخت آن دیگرى، و استعانت از آن میسر است؛ چون از یکسو قرآن کریم عهده دار ارائه تصویرى کامل از چهره نورانى حجتهاى الهى در روى زمین و بیان رسالت آسمانى آنها است و از سوى دیگر، حجتهاى الهى مسئولیت حفظ، حراست، نشر معارف و تبیین حقایق باطنى قرآن راـ براى مردمـ به عهده دارند. پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از یک سو با آشنا کردن مردم با معارف قرآن سعى کردند که زمینه درک عظمت قرآن را در خود مردم فراهم آورند و از سوى دیگر، به عنوان گواهان راستگو، فضیلت و عظمت قرآن را بازگو کردند تا مردم را جهت استفاه بیشتر از قرآن ترغیب کنند. در حقیقت، بازگویى عظمت و فضیلت قرآن کریم توسط اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مقدمهاى است براى ایجاد زمینه فکرى و روحى در مردم در جهت توجه شایسته به قرآن کریم و استفاده از معارف حیات بخش آن. در این نوشتار بر آن هستیم که بخش هایى از سخنان پیامبر اعظم صلىاللهعلیهوآله و اهل بیت علیهمالسلام را راجع به عظمت قرآن نقل و بررسى کنیم. قرآن کریم، خورشید هدایت پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله درباره جایگاه و نقش قرآن کریم در زندگى انسان فرمودهاند: «اى مردم! شما در منزل آرامش و صلح هستید و شما در حال سفرید، شما را به شتاب مىبرند. شاهدید که (گذر) شب و روز، هر نوى را کهنه مىکند و هر دورى را نزدیک مىگرداند و هر وعدهاى را به سر مىآورد. پس، براى میدان مسابقه دور و درازى که در پیش دارید، آماده کوشش شوید.» مقداد عرض کرد: اى پیامبر خدا! آرامش و صلح یعنى چه؟ پیامبر فرمود: «دنیا» سراى تلاش و سپرى شدن است، پس، هر گاه فتنهها همچون پارههاى شب تار شما را فرا گرفت به قرآن روى آورید، که آن شفیعى است که شفاعتش پذیرفته است و شاکى و خصمى است که شکایتش قبول مىشود. هر که آن را پیش روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت راهنمایى کند و هر که آن را پشت سر خود قرارش دهد، او را به دوزخ کشاند. قرآن راهنمایى به سوى بهترین راه است. آن کتابى است که در آن تفصیل، روشنگرى و تحصیل(حقایق) است، و جدا کننده (میان حق و باطل)است و شوخى نیست. ظاهرى دارد و باطنى، ظاهرش حکم و دستور است و باطنش دانش. ظاهرش زیبا و باطنش ژرف و عمیق است. ستارگانى دارند، و ستارگانش نیز ستارگانى دارند ستارگانى که شگفتیهایش بى شمار است، و عجایب و غرایبش کهنه و تمام نمىشود. در قرآن چراغهاى هدایت و پرتوگاه حکمت است، براى کسى که صفت (حق) را بشناسد راهنماى معرفت است. پس، باید آدمى دقت نظر کند و صفت(حق)را پیش چشمش آرد، تا از هلاکت رهایى یابد و از تنگنا به در آید؛ زیرا که اندیشیدن، مایه حیات دل شخص بینا و با بصیرت است، همچنان که آدمى به نور چراغ در تاریکیها راه مىپیماید. پس بر شما است که نیکو برهید و کم (در شبهات و تاریکیها) منتظر بمانید.» پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ در این بیان، به جهتهاى مهمى از عظمت قرآن کریم اشاره فرمودهاند. جمله «هر گاه فتنهها همچون پارههاى شب تار شما را فرا گرفت، به قرآن روى آورید» به مهمترین رسالت قرآن کریم که هدایت و راهنمایى انسانهاست، اشاره دارد. قرآن کریم این رسالت را در همه شرایط و دورههاى زندگى بشر حتى سختترین شرایط ظلمانى به عهده دارد. در شرایطى که انسان هیچ روزنه نورى در جامعه پیدا نمىکند و هیچ راهنماى امینى را نمىشناسد، این قرآن است که مىتواند او را به سوى سعادت و کمال هدایت کند، و چون چراغى روشن در دست وى، راه سعادت را به او نشان دهد. از این روى فرموده است: «هر که آن را پیش روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت راهنمایى کند و هر که پشت سر خود قرارش دهد، او را به دوزخ کشاند. قرآن راهنما به سوى بهترین راه است که در آن است تفصیل، روشنگرى و تحصیل (حقایق).» همچنین فرموده است: «چراغهاى هدایت و پرتوگاه حکمت در آن است، براى کسى که بشناسد صفت (حق) را راهنماى معرفت است پس باید آدمى دقت نظر کند و صفت (حق) را پیش چشمش آرد، تا از هلاکت رهایى یابد و از تنگنا به در آید...» پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ در این حدیث با اشاره به عظمت علمى قرآن کریم فرمودند: «(قرآن) ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش حکم و دستور است و باطنش دانش، ظاهرش زیبا و باطنش ژرف و عمیق است.» این بخش از حدیث به این نکته اشاره دارد که همان گونه که انسان موجودى است داراى ظاهر و باطن، قرآن هم که براى راهنمایى انسان است بر همین منوال نازل شده است تا هم تأمین کننده نیازهاى ظاهرى و هم تأمین کننده نیازهاى باطنى او باشد. ظاهر قرآن همان احکام و شرایع خدا است که نسخه اصلاح رفتار و ظاهر انسانها است و باطن آن معارف الهى است که نیازهاى درونى و فکرى او را تأمین کند. حضرت در جایى دیگر درباره قرآن فرمودهاند: «فضل القرآن على سائر الکلام کفضل الله على خلقه.» «برترى قرآن بر دیگر سخنان، چون برترى خدا بر مخلوقاتش است.» آرى! قرآن بر همه کتابهاى آسمانى و همچنین تمام معارف بشرى برترى دارد. یعنى هیچ شاهکار ادبى در بلاغت و شیوایى، و هیچ سخنى حکیمانه در حکمت و استوارى و هیچ کتاب علمى در تبیین حقایق عالم هستى به پایه این کتاب نمىرسد. پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ در سخنى دیگر درباره عظمت قرآن چنین فرموده است: «من أعطاه الله القرآن فرأى أن رجلا أعطى أفضل مما أعطى فقد صغر عظیما و عظم صغیرا.» «اگر خدا قرآن را به هر کس عطا کند و او گمان کند که به دیگران نعمتى بزرگتر از این نعمت داده شده است، بى گمان چیز کوچکى را بزرگ شمرده و بزرگى را کوچک شمرده است.» اعطا قرآن که بر اساس این حدیث برترین نعمتى است که خداوند به انسانها داده است، مراتب گوناگونى دارد که مرتبه کامل آن یعنى اعطا قرآن با تمام معارف باطنى آن، مخصوص پیامبر و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است ولى به قرینه این که این حدیث در مقام بیان فضیلت قرآن است معلوم مىشود که مراد از آن تنها مرتبه بالاى اعطا نیست، بلکه معناى گسترده آن است که شامل قرائت و حفظ قرآن هم مىشود. این برداشت مطابق با حدیثى است که به همین مضمون در مجمع البیان نقل شده است. بنابر این، هر کسى که جهت فراگیرى قرائت یا حفظ قرآن کریم، امکان تشرف به محضر آن را پیدا کند، باید بداند که خداوند بالاترین نعمت را در اختیار او قرار داده است، چرا که قرائت قرآن مقدمهاى براى استفاده از قرآن و نیل به معارف آن است؛ پس باید در جهت استفاده کاملتر از آن و رسیدن به مقام فهم معارف عالى آن تلاش کند. پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به گسترش تعلیم قرآن کریم اهتمام خاصى داشتند. حضرت پیامبرـ صلى الله علیه و آله ـ اهمیت آموزش قرآن را با ذکر مثالى قابل فهم براى مردم چنین بیان فرمودهاند: «أیکم یحب أن یغدو الى العقیق أو الى بطحاء مکه، فیؤتى بناقتین کوماوین حسنتین، فیدعى بهما الى أهله من غیر مأثم و لاقطیعه رحم؟ قالوا: کلنا نحب ذلک یا رسول الله!.. قال: لأن یأتى أحدکم المسجد فیتعلم آیه، خیر له من ناقه، و أیتین خیر له من ناقتین، و ثلاث خیر له من ثلاث.» «کدام یک از شما دوست دارد که صبحگاهان به سرزمین عقیق یا بطحا در مکه برود، و دو شتر بزرگ کوهان به او بدهند، و او آن دو شتر را به میان اهلش بیاورد بدون آن که گناه و یا قطع رحمى مرتکب شده باشد؟ مردم پاسخ گفتند: اى رسول خدا! همه ما چنین چیزى را دوست مىداریم، حضرت فرمود: اگر یکى از شما به مسجد بیاید و آیهاى را فرا گیرد، برایش بهتر از یک شتر است و اگر دو آیه فرا گیرد بهتر از دو شتر است و اگر سه آیه فرا گیرد بهتر از سه شتر است.» شتر کوهان بلند در عربستان از ارزش زیادى برخوردار بود، به طورى که هر کس براى به دست آوردن چنین ثروتى رنج رفتن به وادى عقیق و یا بطحاى مکه را بر خود هموار مىکرد. پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ فرمودند: همان گونه که براى به دست آوردن نعمتهاى مادى زودگذر و ناپایدار که نگهدارى آن با رنجهاى فراوانى همراه است با کمال میل تلاش مىکنید، باید براى به دست آوردن نعمتهاى پایدار معنوى که همواره به آن نیاز دارید و همیشه شما را همراهى مىکند، بیشتر تلاش کنید. حضرت على ـ علیه السلام ـ از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ چنین نقل کردهاند: «خیارکم من تعلم القرآن و علمه.» «بهترین شما آن کسانى اند که قرآن را فرا گیرند و به دیگران آموزش دهند.» در توضیح این حدیث باید گفت که برترین و والاترین دستآورد زندگى انسان علم و معرفت است و در میان علوم و معارف، قرآن کریم برترین علوم است. بنابر این، تلاش براى تعلم و تعلیم آن بهترین تلاش است، و صاحبان این تلاش برگزیدهترین و بهترین انسانها هستند؛ چرا که سعى خود را در کارى به کار مىبرند که هیچ تلاشى به پایه آن بازده معنوى براى انسان ندارد، اما آموختن علوم دیگر غیر از قرآن هر چند هم خوب باشند به علت وجود برخى ناخالصىها در آنها به این حد بازدهى ندارند. به بیان دیگر، هر کسى که براى برداشت محصولات فکرى از غیر قرآن، تلاش کند در قیامت گرفتار نتایج کار خود خواهد بود؛ چرا که حق خالص در غیر قرآن کریم وجود ندارد. از این روى، محصولات فکرى که از آن برداشت مىکند و تأثیر هایى که در اثر ممارست با آن در روح ایجاد مىشود، نمىتواند کاملا عارى از شوب جهل بوده باشد. پس به مقتضاى آیه (کل نفس بما کسبت رهینه) در آخرت مسؤل و گرفتار اندوختههاى خود خواهد بود. اما قرآن کریم نورى است که در آن ظلمت راه ندارد. از این رو، اگر کسى به گرفتن معارف قرآن همت گمارد و در این راه از شیوهاى شایسته، یعنى شیوهاى که خود قرآن کریم و آورنده آن یعنى حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و اوصیاى معصوم ـ علیهم السلام ـ مقرر کردهاند، استفاده بکند، این تلاش او هیچ گونه اثر منفى در روحش ـ که موجب گرفتارى وى در عالم آخرت باشد ـ نخواهد داشت. بر این اساس است که على ـ علیه السلام ـ فرمودند: «در روز قیامت گویندهاى صدا مىزند: آگاه باشید امروز هر کشت کارى گرفتار کشت خود و گرفتار سرنوشت کارى است که انجام داده، جز حارثان قرآن [آنان که به فراگیرى و مطالعه قرآن و بذر افشانى آن مشغول بودند] پس شما از فراگیران و بذر افشانان قرآن و پیروان آن باشید! با قرآن خدا را بشناسید و خویشتن را با آن اندرز دهید. هر گاه(نظر شما بر خلاف قرآن بود) خود را متهم کنید، و خواستههاى خویشتن را در برابر قرآن نادرست بشمارید.» البته این ویژگى که در مورد قرآن کریم ذکر شده است شامل مطالعه وتحقیق در سخنان پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیز مىشود؛ زیرا اصولا سخنان پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به منزله تفسیر و تبیین حقایق و معارف قرآن کریم است و چیزى مستقل از قرآن نیست. از این رو است که تحقیق و تدبر در قرآن، بدون مراجعه و بررسى سخنان و احادیث اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نمىتواند انسان را به حقیقت و عمق معناى قرآن برساند. یکى از ابعاد عظمت قرآن کریم فراگیر بودن آن بر تمام معارفى است که بر پیامبران قبلى در کتابهاى الهى نازل شده است، چون قرآن وجه نهایى و کامل آن کتابها است و به هیچ وجه محتواى این کتاب الهى گسسته از آن کتابها نیست، قرآن بر محتواى آنها احاطه و نظارت دارد، چه در مواردى که احکام آنها را نسخ کرده و چه در مواردى که ابقا کرده است. این ویژگى باعث مىشود که پذیرش معارف قرآن براى پیروان حقیقى ادیان الهى آسان باشد. پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ در اشاره به این معنى فرمودند: «اعطیت السور الطوال مکان التوراه و اعطیت المئین مکان الانجیل و اعطیت المثانى مکان الزبور و فضلت بالمفصل ثمان و ستون سوره و هو مهیمن على سائر الکتب و التوراه لموسى و الانجیل لعیسى و الزبور لداود.» «سورههاى بلند به جاى تورات به من داده شد، و سورههاى صدگانى به جاى انجیل، و سورههاى "مثانى" به جاى زبور و سورههاى مفصل نیز مایه برترى من است، و قرآن خود گواه کتابهاى آسمانى است و مشرف بر آنها.» همچنین نقل شده است که فرمود: «و أعطیت جوامع الکلم.» «سخنان جامع به من داده شده است.» عطاء از امام باقر ـ علیه السلام ـ پرسید: منظور از «جوامع الکلم» چیست؟ امام علیه السلام فرمود: «مراد از جوامع الکلم، «قرآن» است.» قرآن شامل سخنان فراگیر و پرمحتوى است ؛ چرا که قرآن در هر موضوعى از موضوعهاى مربوط به هدایت انسان در بردارنده کلیات و ضوابط مربوط به آن موضوع است که از آن مىتوان مطالب زیادى را استخراج کرد و احتمال دارد که منظور از جوامع الکلم بودن قرآن، جامعیت قرآن براى همه طبقات انسانها از صاحبان دانش و مردم عادى باشد. یعنى هر کسى به حسب کمال و ضعف ادراک خود و درجهاى که از علم دارد مىتواند از آن استفاده بکند. بنابراین، یکى از ابعاد عظمت و رفعت قرآن این است که معارف الهى را با روشهاى متفاوت و در سطوح گوناگونى تبیین کرده است، تا هم ژرف اندیشان خود را از آن بى نیاز نپندارند، و هم ساده اندیشان به بهانه پیچیدگى مطالب آن، خود را از آن محروم نبینند. قرآن سفره گسترده الهى است که همه اصناف مردم، در هر سطح علمى که باشند، مىتوانند به فرا خور همت و استعداد خود از آن بهره ببرند. پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ فرموده است : «القرآن مأدبه الله، فتعلموا من مأدبه الله ما استطعتم، انه النور المبین و الشفاء النافع، تعلموه؟ فان الله شرفکم بتعلمه.» «قرآن سفره خداست، پس تا مىتوانید از میهمانى او فرا گیرید، آن نور روشن و درمان سودمند است، آن را فرا گیرید؛ چرا که خدا با آموختن آن به شما شرافت مىبخشد.» در توضیح این حدیث شریف باید گفت: روح انسان در حرکت تکاملى خود نیازمند غذاى روحانى است که نیاز انسان به معارف حیات بخش و هدایتگر را پاسخ گوید استعدادهاى فطرى او را شکوفا سازد و حتى ظرفیت و قابلیتهاى جدیدى در او ایجاد مىکند، قرآن کریم چنین تغذیهاى را براى همه انسانها فراهم مىکند، قرآن سفره گسترده الهى است که در اختیار انسان قرار داده شده است و هر کس به فراخور حال خود به بهره بردارى از آن دعوت شده است، و قرآن نور و شفاست، تاریکیهاى جهل و دردهاى ناشى از جاهلیت را از بین مىبرد. بنابراین، رسیدن به کرامت و شرف انسانى در گرو فراگیرى آن است. براى فهم عمیقتر عظمت قرآن کریم، به بررسى دو صفت از صفتهاى قرآن کریم که در این حدیث به آنها اشاره شده است مىپردازیم: ۱ ـ مأدبه الله «مأدبه الله» به سفره میهمانى گفته مىشود: همچنین ممکن است به معناى جاى فراگیرى ادب نیز به کار رود. بنا بر معناى اول، اطلاق وصف «مأدبه الله» بر قرآن کریم به لحاظ این است که معارف و علوم قرآن کریم تأمین کننده غذاى روح است، روح انسان به لحاظ فطرى نیازمند معارف و علوم راستین است، به خصوص علوم و معارفى که مربوط به شناخت مبدأ و معاد و سیر حرکت او به سوى جهان ابدى است و قرآن به عنوان منبع این معارف با عرضه غذاى سالم و مطمئن نیاز روح را رفع مىکند، اگر بشر نیازمند معارف، سر این سفره ننشیند و غذاى مورد نیاز خود را از آن اخذ نکند، براى رفع نیاز خود به غذاهاى آلوده روى مىآورد و روح خود را با آن مسموم مىکند. اما برمعناى دوم، به قرآن کریم به این لحاظ «مأدبه الله» است که جایگاه ادب آموزى انسان است که از سوى خداوند متعال براى انسان مهیا شده است. سید مرتضى، از بزرگان شیعه در قرن چهار هجرى در بیان این صفت و وجه اطلاق آن بر قرآن کریم سه بیان را ذکر کردهاند: «مأدبه به ضم دال یا به فتح آن از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده و به غذایى گفته مىشود که انسان براى کسى که دعوت کرده آماده کند. بنابراین، پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ فایدهاى را که انسان از قرائت و حفظ قرآن کسب مىکند به انتفاع شخص دعوت شده از غذایى که برایش آماده مىکند، تشبیه فرموده است. ممکن است وجه تشبیه این باشد که خواسته شده به گرد قرآن فراهم آیند، چنان که دعوت شدگان بر سر سفره جمع مىشوند و ممکن است که هر دو وجه مراد باشد. اگر مأدبه به فتح دال از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده باشد پس معناى جمله " قرآن، مأدبه خداست " این خواهد بود که قرآن براى نگه داشت ادب خلق نازل شده است.» برخى از این اوصاف به شفا بودن قرآن دلالت دارد. توضیح این که قلب ـ که تعبیرى است از روح و شخصیت واقعى انسان ـ اگر سالم باشد، مىتواند حقایق جهان هستى، به خصوص حقایق مربوط به خود را درک کند، و به مبدا و معاد ایمان بیاورد، و به خوبیها میل پیدا کند، و از هر چیزى که مانع رسیدن او به کمال است، به خصوص کفر و شرک دورى بجوید، اما اگر در اثر کردار بد، قلب انسان مریض شود، نمىتواند حق را بشناسد و اگر هم بشناسد، نمىتواند به آن گزارش پیدا کند و پایبند آن شود، بلکه همواره به کارهاى باطل میل پیدا مىکند، تا جایى که تمام استعدادهاى الهى خود را براى کمال از دست مىدهد و براى ابد گرفتار بدبختیهایى مىشود که به دست خود براى خود ساخته است. امراض روح، چون امراض جسم انواع و اقسامى دارد که هر کدام نیاز به درمان خاص خود دارد، برخى از این امراض چنان سخت است که هر طبیبى نمىتواند آن را مداوا کند، و هر درمانى در آن مؤثر واقع نمىشود. ۲ ـ الشفاء النافع قرآن کریم جامعترین و موثرترین نسخه امراض روحى است. از این رو، قرآن به «دواء لیس بعده دواء»، «دارویى که بالاتر از آن دارویى نیست»، توصیف شده است. پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ فرمود: «ان القلوب تصدا کما یصدأ الحدید قیل: یا رسول الله: و ما جلاؤها؟ قال: قراءه القرآن و ذکر الموت.» «دلها چون آهن زنگ مىزند. سؤال شد: اى رسول خدا! جلاى دلها چیست؟ حضرت فرمود: خواندن قرآن و یاد مرگ.» قرآن کریم نه تنها مرضهاى روحى را شفا مىدهد بلکه حتى قلب مرده را زنده مىکند. پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ به انس فرمود: «یا بن أم سلیم! لاتغفل عن قراءه القرآن صباحا و مساء، فان القرآن یحیى القلب المیت، و ینهى عن الفحشاء و المنکر.» «اى پسر ام سلیم! از خواندن و تلاوت قرآن در صبح و شام غافل مباش! چرا که قرآن دل مرده را زنده مىکند، و از کار زشت و ناپسند باز مىدارد.» مقام پیامبر صلىاللهعلیهوآله و عظمت معنوى قرآن کریم قرآن کریم کتابى عادى چون کتابهاى دیگر نیست که ابتدا و انتهاى آن در اختیار ما باشد، بلکه کتابى است که از ساحت قدساللّه، با جلال و شکوه خاصى نازل شده است و در عوالم قبل از نزول و حین نزول و پس از آن تجلیات خاصى داشته است. از این رو، غیر از جنبههاى شناخته شده آن، اتصالش به معدن عظمت الهى، عظمتى فراتر از اندیشههاى عادى بشرى به آن بخشیده است. براى درک عظمت معنوى قرآن کریم بررسى عظمت متکلم و پدید آورنده آن، عظمت حامل و مرسل الیه آن، عظمت حافظ و نگهبان آن، عظمت شارح و مبین آن، عظمت وقت ارسال و کیفیت ارسال آن، عظمت مطالب و محتویات آن، عظمت رسالت آن و عظمت جایگاه آن در روز قیامت لازم است، برخى از این امور ذاتا و برخى عرضا در عظمت معنوى دخیل قرآن بوده و برخى کاشف از عظمت آن است. قرآن کریم از همه این ابعاد، بالاترین رتبه عظمت را داراست؛ چون گوینده آن: خداوند متعال، و حامل آن: ملک مقرب، جبرئیل است، گیرنده و مخاطب آن اشرف مخلوقات، خاتم پیامبران، حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و حافظ و نگهبان آن خداوند متعال است، و شارح، مفسر و معلم آن، اهل بیت اطهار ـ علیهم السلام ـ هستند، و زمان ارسال آن، شب قدر است، پس همه جهت هایى که در عظمت قرآن دخیل است، خود از بعد عظمت بى نظیرند. در احادیث اهل بیت ـ علیهم السلام ـ جهتهایى که در عظمت معنوى قرآن کریم دخیل بوده و یا بیانگر آن است به مناسبتهاى مختلف تبیین شده است. این احادیث را مىتوان در چند دسته زیر مورد بررسى قرار داد: ۱ ـ روایاتى که راجع به کیفیت نزول قرآن کریم و برخى سورههاى آن آمده است؛ ۲ ـ احادیثى که راجع به عظمت محتوى قرآن وارد شده است؛ ۳ ـ احادیثى که بر تمثل قرآن کریم در روز قیامت دلالت دارد؛ ۴ ـ روایاتى که از وجود آثار خاصى براى برخى از سورهها و آیههاى قرآن کریم خبر مىدهد؛ ۵ ـ احادیثى که از حاوى بودن قرآن کریم بر اسم اعظم الهى حکایت مىکند. اسم اعظم حقیقتى که است تمام مخلوقات خدا مسخر آن هستند و کسى که علم مربوط به اسم اعظم خدا به او داده شود، هر کارى را به اذن خداوند متعال مىتواند انجام دهد. ما در بخش قبلى به احادیثى که بیانگر قرآن کریم در بعد محتوا و رسالت بود، اشاره کردیم و در این جا تنها به ذکر چند نمونه از سخنان ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ در باره عظمت مخاطب قرآن، یعنى حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ اکتفا مىکنیم: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: «خداوند چون خلق را آفرید آن را دو دسته کرد و برگزیده خویش را در میان یکى از دو دسته قرار داد و آن گاه آنان را سه دسته کرد و برگزیده خویش را در میان یکى از سه دسته قرار داد آن گاه همچنان برگزید، تا آن که عبد مناف را انتخاب کرد و از عبد مناف هاشم را آن گاه از هاشم، عبدالمطلب و از عبدالمطلب عبدالله و از عبدالله، محمد رسول خدا را برگزید، در نتیجه پیامبر ولادتى پاکتر و پاکیزهتر از همه مردم دارد، خداوند او را نسبت به حق بشارت داد وبیم دهنده برانگیخت و کتاب را بر وى فرو فرستاد و هر چه که باشد در کتاب تبیین شده است.» از امام هادى ـ علیه السلام ـ درباره عظمت آورنده قرآن کریم، یعنى خاتم الانبیاء ـ صلى الله علیه و آله ـ چنین نقل شده است : «چون پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ چهل سالش تکمیل شد، خداوند عزوجل به قلب او نگریست و دید که قلب پیامبر از همه دلها برتر، والاتر، مطیعتر، خاشعتر، و خاضعتر است، به درهاى آسمان اجازه داد، آنها گشوده شدند و محمد به آسمانها نگریست، خداوند به فرشتگان اجازه داد، آنان فرود آمدند و محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ آنان را مىدید، و خداوند به رحمت دستور داد و رحمت از ساق عرش تا سر محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ فرود آمد و او را فرا گرفت، وى به جبرئیل روح الامین ـ که گردنبندى از نور دارد و طاووس فرشتگان است و به سوى او فرود آمده بود ـ نگاه کرد، جبرئیل شست پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: اى محمد! بخوان وى گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد! "بخوان به اسم پروردگارت که آفریده است، انسان را از علق آفریده، بخوان به نام پروردگار گرامىات، هم او که با قلم، به انسان آنچه را که نمىدانست یاد داد." آن گاه آنچه را که خداوند به وى گفته بود به پیامبر وحى کرد و سپس به بالا صعود کرد. پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ از کوه پایین آمد و عظمت جلال خدا او را فرا گرفت و از بزرگى مقام الهى که به دل او راه یافته بود، تب و لرز بر او عارض گردید. ترس از تکذیب قریش و اتهام جنون و اتهام به این که شیطان بر او مسلط شده است بر پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ سخت و گران آمد.پیامبرى که از روزهاى نخستین زندگى اش عاقلترین خلق خدا و گرامىترین، بزرگوارترین آفریده او بود هم او که شیطان و کارهاى دیوانگان و گفتارشان نزد وى از هر چیزى مبغوضتر بود. پس خدا خواست تا سینه پیامبر را فراخى دهد و دل وى را قوى سازد و در این راستا کوهها و صخرهها و سنگ ریزهها را به سخن واداشت و پیامبر به هر چه از اینها که مىرسید ندایش مىدادند: درود بر تو اى محمد! درود بر تو اى ولى خدا! درود بر تو اى رسول خدا! بشارت باد تو را، چرا که خداوند عز و جل تو را بر فراز خلائق از اولین و آخرین برترى داده، زینت کرده و گرامى داشته است.» در این دو حدیث با اشاره به برخى از مقامات معنوى حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ این نکته بیان شده که نزول قرآن کریم به وى به این جهت بوده که وى برگزیدهترین و پاکترین و والاترین انسان روى زمین بوده است. فضیلت پیامبر صلىاللهعلیهوآله و اهل بیت علیهمالسلام در مقایسه با قرآن پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله و اهل بیت علیهمالسلام براى تعلیم راه دیندارى به مردم موظف به احترام به کعبه و قرآن کریم بودند و حتى براى حفظ آنها حاضر به گذشتن از جان خود بودند، ولى این به معناى بالاتر بودن مقام آن دو از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیست بلکه چنان که از احادیث خلقت نور حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و على ـ علیه السلام ـ قبل از خلقت همه عالم ـ فهمیده مىشود که مقام حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از همه مخلوقات عالم حتى از قرآن کریم و کعبه معظمه نیز بالاتر است. مرحوم کاشف الغطاء که از علماى بزرگ شیعه است و در این باره آورده است: «قرآن از همه کتابهاى آسمانى و از سخنان انبیا و اصفیا برتر است، ولى از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ و جانشینانش ـ علیه السلام ـ برتر نیست، هر چند احترام و با بزرگداشت آن، بر آنان واجب باشد، چرا که بر مملوکان ـ هر چند به سلطان هم نزدیک باشند ـ لازم است که سخنان و خاندان و فرزندان و خانه و لباس سلطان را احترام کنند؛ چرا که این در حقیقت بزرگداشت سلطان است. بنابر این، تعظیم ایشان به حجر الاسود و ارکان کعبه و قرآن و نوشتههاى آن از قبیل اسمها و صفات از همین حیث است، نه این که منجر به زیادت شرافت آنها شود.» البته این مطلب نسبت به نمود ظاهرى و کتبى قرآن کریم است اما مراتب بالاى قرآن کریم به حکم آیه کریمه «بل هو آیات بینات فى صدور الذین اوتوا العلم» با نور وجود حضرت پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ متحد است و از یکدیگر جدایى ندارند.