1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نحوه نصب یك هارد دیسك جدید بر روى لینوكس

شروع موضوع توسط minaaa ‏16/11/11 در انجمن لینوکس

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    [h=1][/h]
    [​IMG]
    حدود یك سالی بود كه با كمبود فضا بر روی كامپیوترم مواجه شده و به همین دلیل من مجبور بودم بر اساس نیازم بازی‌ها،داده‌ها، برنامه‌های كاربردی و عكس‌های دیجیتال موجود در سیستم خود را مدام جابجا و یا حذف كنم. روی دو درایو سیستم اصلا" جای كافی وجود نداشت و وقت آن فرا رسیده بود كه چاره‌ای اندیشیده شود.. و این همان مطلبی است كه در اینجا مطرح می‌كنم: یعنی افزودن یك هارد درایو جدید به سیستم لینوكس‌ .
    مشكلاتی كه چند سال پیش هنگام یك ارتقا این در سیستم برایم به وجود آمد را به خاطر داشتم. اما این بار امیدوار بودم كه روند كار كمی ساده‌تر پیش رود. و این كار البته با یكسری مسائل حاشیه‌ای انجام شد. شاید خواندن راهنماهای HowTo در آن هنگام كارم را ساده‌تر نمود. به این منظور نسخه آموزشی Linux Planet را تحت عنوان "افزودن یك هارد جدید (خالی) دنبال كردم. برای شروع، باید در مورد محل نصب درایو جدید تصمیم می‌گرفتم .


    كامپیوترم با پیكربندی فعلی‌اش توانایی استفاده از چهار درایو IDE را دارا بود، كه سه تا از این مكان‌ها توسط دو هارد درایو موجود و درایو CD-RW مدل 9100 از كمپانی HP اشغال شده بود. كنترلر IDE اصلی به درایو بوت به عنوان master و درایو HP CD-ROM به عنوان slave متصل شده بود. لینوكس این دو ابزار را به عنوان /dev/hda و /dev/hdb شناسایی كرده بود و من آنها را به عنوان هارد درایو a و هارد درایو b می‌شناختم. كنترلر IDE ثانویه نیز (هر كنترلر فقط قادر به پشتیبانی دو درایو می‌باشد) به هارد درایو دوم به عنوان master متصل بود و قبلا برای مدتی یك درایو DVD را نیز به عنوان درایو ثانویه به آن متصل كرده بودم .

    قوانینی همچون DMCA یك درایو DVD را بر روی سیستم لینوكس كمی ناكارآمد می‌كند. بنابراین تصمیم گرفتم كه بیشتر از این از درایو DVD مزبور استفاده نكنم. لینوكس به هارد درایو دوم من به عنوان /dev/hdc نگاه می‌كرد. بر طبق الگویی كه قبلا دیدید حتما می‌توانید بفهمید كه من این درایو را به عنوان هارد درایو C در نظر گرفته بودم. حال اگر توانستید پیش بینی كنید كه لینوكس هارد درایو جدید من را هنگامی كه آن را به عنوان slave به كنترلر ثانویه متصل كردم با چه نامی شناخت؟ درست است، این درایو به عنوان /dev/hdd شناخته شد. هنگامی كه به سخت افزار موجودم نگاهی انداختم این فكر به ذهنم خطور نمود كه بهتر است ابتدا از این موضوع اطمینان یابم كه آیا بایستی درایو جدید را به كانكتور میانی كابل وصل كنم یا كانكتور انتهایی كابل. پس برای یافتن پاسخ خود به یكی از كانال‌های help موجود در irc.freenode.net مراجعه كردم. نتیجه آنكه به شرطی كه درایو را به صورت صحیح به عنوان master یا slave به سیستم متصل كرده باشید این مسئله اهمیتی ندارد. اما اگر آنرا در حالت Cable Select به سیستم ببندید آنگاه این موضوع فرق می‌كند. سال‌ها پیش، زمانیكه درایو های جدید 20 مگابایتی Seagate MFM را به سیستم 80286 خودم می‌افزودم فكر می‌كنم این موضوع اهمیت داشت. اما این مسئله در مورد درایوهای IDE امروزه صادق نیست. جامپر درایو جدید من روی CS به عنوان Cable Select تنظیم شده بود. پس من جامپر آن را از پین های CS به پین های SL (برای حالت Slave) منتقل كردم. سپس كامپیوترم را خاموش كرده و شروع به نصب سخت‌افزاری درایو جدید كردم. چون در اینجا كانكتوری كه در میانه كابل قرار داشت در دسترس بود (كانكتور انتهایی كابل به هارد درایو دومی كه بر روی سیستم نصب بود وصل شده بود) پس برای انجام كارم از آن استفاده كردم. لبه رنگی كابل كه سمت پین شماره 1 را مشخص می‌نماید، همیشه به طرف كابل برق در پشت درایو قرار می‌گیرد. با وجود این قاعده كلی دیگر جای هیچ اشتباهی برای من وجود نداشت. پس از آن یك كابل برق را كه از منبع تغذیه خارج می‌شد به پشت درایو وصل نمودم. پس از نصب آن در جای خود، بخش سخت‌افزاری نصب درایو به اتمام رسید. زمان صرف شده برای این مرحله حدود پنج دقیقه بود. بعد از راه اندازی سیستم، ادامه راهنمای HowTo را دنبال نموده و بخش نرم‌افزاری كار را آغاز كردم. اولین گام از مرحله نصب نرم‌افزاری درایو، پارتیشن بندی آن بود. كه به این منظور Fdiskرا به كار بردم. برای آغاز Fdisk دستور زیر را بعد از login كردن با كاربر root تایپ كردم :
    #/sbin/fdisk /dev/hdd
    اگر با نحوه استفاده از Fdisk آشنا نیستید، به سادگی و با تایپ دستور m می‌توانید لیست تمامی دستوراتی را كه در دسترس شما قرار دارند مشاهده نمایید. اولین دستوری كه من وارد كردم دستور p بود كه برای نمایش جدول پارتیشن موجود به كار می‌رود. اما در این حالت به دلیل نو بودن درایو نصب شده هیچ چیز نمایش داده نشد. سپس با وارد كردن دستور n یك پارتیشن جدید ایجاد كردم و پس از آن به وسیله دستور P آن را به یك پارتیشن اصلی (primary) تبدیل كرده و عدد 1 را به عنوان شماره پارتیشن وارد نمودم. به سادگی آب خوردن، و تا اینجا تقریبا به نیمه راه رسیدیم. پس از آن در جواب Fdisk ، حجم مورد نظر خود را برای پارتیشن وارد كردم. برای انجام این كار چندین راه مختلف وجود دارد اما روش پیش فرض، دادن یك شماره برای سیلندر شروع و یك شماره به عنوان سیلندر پایان است. دستور Fdisk در این مرحله برای هر كدام از این دو گزینه از شما سوال می‌كند و اولین سیلندر را به عنوان نقطه شروع، آخرین سیلندر را به عنوان نقطه پایان به شما پیشنهاد می‌نماید. تنها كاری كه در این مرحله انجام دادم، زدن كلید Enter و تایید هر دو پیشنهاد بود. حال تنها یك مسئله باقی مانده بود و آن نوشتن جدول پارتیشن جدید توسط Fdisk بود. تا به اینجا اگر اشتباهی در خط فرمان باعث ناراحتی شما شده، احتمالا دانستن این مطلب كه هیچ كدام از كارهای انجام گرفته توسط شما در دستور Fdisk به سیستم اعمال نمی‌شود مگر آنكه به Fdisk بگویید یك پارتیشن جدید بنویسد، به آرام شدن شما كمك خواهد كرد. این ویژگی به شما امكان كنترل بیشتر هر مرحله از Fdisk را به منظور كسب اطمینان از صحت انجام آن را می‌دهد. حال مجددا دستور نمایش جدول پارتیشن را به منظور حصول اطمینان از وجود پارتیشن شماره 1 بر روی درایو صادر كردم، و پس از آن دستور w را برای ذخیره جدول وارد نمودم. حال نوبت به فرمت كردن درایو جدید رسیده بود. برای انجام این قسمت من از مثال "دستور mkfs برای ایجاد یك سیستم فایل ext3" موجود در راهنمای HowTo به وسیله تایپ خط زیر در root استفاده كردم :
    mkfs –t ext2 –j /dev/hdd1
    به خاطر داشته باشید كه ما علاوه بر اینكه به دستور mkfs اعلام می‌كنیم كه قصد فرمت كدام درایو را داریم، بایستی پارتیشن مورد نظر خود را نیز برای آن مشخص كنیم. كه در این حالت تنها یك پارتیشن یعنی پارتیشن شماره 1 بر روی درایو جدید قرار داشت. و این دلیل تایپ كردن دستور /dev/hdd1 به جای دستور ساده‌تر /dev/hdd در فرمان بالا است. اكنون فقط دو كار كوچك باقی مانده بود و پس از آن دیگر درایو جدید من به طور كامل نصب و آماده استفاده می‌شد. در این مرحله من تصمیم گرفتم به دلیل اندازه آن نسبت به درایوهای قدیمی موجود در سیستم درایو جدید را bigdog بنامم. اولین قدم ایجاد یك دایركتوری بود كه بتوانم از آن به عنوان یك نقطه اشتراكی استفاده كنم. من این عمل را به وسیله وارد كردن دستورات زیر در ریشه انجام دادم . دستور اولی دایركتوری را ایجاد می‌كند در حالیكه دستور دوم تمام حقوق دسترسی مربوط به آن را به من می‌دهد :
    mkdir/bigdog
    chown warthawg.warthawg /bigdog
    حال برای انجام آخرین مرحله نصب آماده بودم: افزودن bigdog به /etc/fstab كه نتیجه انجام این كار شناسایی آن در هنگام بوت می‌شود. در این صورت من مجبور نبودم تا هر بار در هنگام راه اندازی سیستم آن را به صورت دستی بشناسانم. این عمل به سادگی افزودن این خط به پایان فایل انجام گرفت :
    /dev/hdd1 /bigdog ext3 defaults 1 2
    در نهایت سیستم را بوت كرده و آغاز كار درایوها را تماشا كردم. من قادر به استفاده از درایو جدید بلافاصله پس از نصب آن بودم، در واقع همه چیز دقیقا همانگونه كه تصور می‌شد پیش رفت. تمام فرایند مزبور تنها حدود 15 یا 20 دقیقه طول كشید. مطمئنا انجام آن برای اولین بار كار ساده‌ای به نظر نمی‌رسید اما حالا من می‌دانم كه خیلی بیشتر از قبل در مورد لینوكس آموخته‌ام، البته ناگفته نماند كه از نظر من در این میان افتخار اصلی نصیب راهنمای HowTo كه برای انجام این كار از آن كمك گرفتم، شد .