1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پرسشها و پژوهشهاى باسته قرآنى در زمینه فلسفه اخلاق

شروع موضوع توسط Kiana ‏15/11/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    مقوله اخلاق ازکهن ترین روزگاران, همپاى دلمشغولى هاى بسیار, درطول تاریخ دراز آهنگ تمدن انسانى, ذهن و ضمیر آدمى را به خود مشغول داشته و درکارنامه علوم بشرى مکالمات و مجادلات بسیارى را به همراه داشته است.
    از هزاره هاى پیش ازمیلاد تا پایانه سده بیستم, آیینها و مکتبهاى گوناگون به تبیین اخلاق و دفاع از قلمرو آن پرداخته اند واهل بصیرت و فکرت به تأمّل و نظریه پردازى در زوایاى گوناگون آن نشسته اند. در هند, هندوئیسم, در چین, تائوئیسم و نیز تعالیم کنفوسیوس, در ژا پن, آیین شینتو و درایران باستان, دین زرتشت و سرانجام درآشوبستان دوران جدید و عصر انسان بحران زده معاصر, آدمى به تعالى و رهایى روح از ارتکاب مناهى و ملاهى و سیر در جنبه روحانى و سلوک اخلاقى دعوت شده است.
    همپاى اقبال عالمان و اندیش ورزان به تحلیل و تبیین رفتار اخلاقى انسان و بلکه پیش ازآن, صورتى از اخلاق دینى و نظامهاى اخلاقى وحیانى وجود داشته است و اساساً اخلاق و نگره عملگرایانه آنان همواره انسان را ازمعیشت ومعرفت زمینى به ادراک و رفتارى ماورایى و قدسى ف راخوانده اند و روشنا وگرماى شعله ایمان را همراه با سیر و سلوک کریمانه اخلاقى دانسته اند.
    مطالعه درکارنامه اخلاقى تعالیم انبیا از ابراهیم خلیل(ع) و موساى کلیم(ع) ونیز رسولان بنى اسرائیل و عیسى مسیح(ع), تا سالار ومهتر این قافله پیامبراکرم(ص), گویاى روشن نقش اخلاق در ادیان توحیدى و آسمانى است. بویژه توفیق آیین پیامبر(ص) دربرپایى جامعه اى فرهیخت ه و اخلاقى در یخبندان استخوان سوز جاهلیت و شرک, درخور تأمّل و اندیشه است.
    این که قرآن چگونه از مردمى که زشت خویى و بدسیرتى را جمال وجلال مى انگاشتند! اسطوره هایى ساخت که تا دورترین افقهاى فکر بشریت را روشنى دادند و در نشر دعوت, توفیقمند گشتند, بارى است عظیم بر دوش پیروان ادیان و تکلیفى گران در برابر خیل عظیم فلسفه ها و فکرهاى الحادى و چشم فروبسته از آسمان!
    امروز پاسخگویى به پرسشهاى ریز و درشتى که ذهن و ضمیر انسان این عصر را به خود مشغول ساخته, تکلیفى بر ذمه عالمان و قرآن پژوهان دینى است. پرسشهایى ازاین دست که مرز میان دین واخلاق کجاست وآیا بنیانهاى اخلاقى را باید بر دین استوارکرد ویا اخلاق, بنیانى مستقل دا رد؟ ونیز آیا قرآن, تمامى مکارم اخلاقى انسان را امضا مى کند؟ ویا مواردى از اختلاف میان گزاره هاى اخلاق دینى واخلاق انسانى را مى توان مشاهده کرد؟
    آیا پایگاه نهایى اخلاق درنگاه قرآن, عقل است یا وحى؟ آیا اخلاق دینى جنبه انحصارى و نزاع برانگیز دارد ومصالح متدینان و دینداران را برمصالح بشرى مقدم مى دارد یا خیر؟و…
    پرسشهایى ازاین دست درحوزه فلسفه اخلاق دستمایه سیر و سلوک محققانه در حوزه تفکر قرآنى و رودبار معرفت شناختى وحى دراین مقال گشته است, وامید این نوشتار, دستیابى به ادراک و رهیافت خاص قرآنى در زمینه مباحثات نوین فلسفى اخلاق و داورى ارزشى رفتار است.
    اینک آنچه در ادامه مى آید, مهم ترین پرسشها در این زمینه است:
    تعریف اخلاق
    فیلسوفان و نظریه پردازان اخلاق, در تبیین ماهیت اخلاق تعریفهاى مختلفى را ارائه کرده اند.
    (ارسطو) فضیلت اخلاقى را ملکه اى نفسانى دانسته که برپایه اعتدال وحدّ وسط در قواى وجودى استوار است.
    (فارابى) درنظریه اى متأثر از دیدگاه ارسطویى در زمینه اخلاق وسعادت, وظیفه وکارکرد عقل فعال را راهنمونى انسان به نهایت مراقبت کمال ویژه خود دانسته که همان سعادت است.
    (امام محمد غزالى) اخلاق را صورت باطن و هیئت راسخه درنفس مى داند که صدور و ایجاد اعمال و رفتار ارزشى را موجب مى گردد.
    (ابن مسکویه) اندیشور بلند پایه قرنهاى چهارم و پنجم هجرى, خُلق را حالتى نفسانى دانسته است که پیدایش بدون درنگ اعمال و رفتارهاى اخلاقى بدان مستند است واین حالت, خود برخاسته از طبیعت وجودى آدمى است که درمواردى به کم ترین محرّکها پاسخ مثبت مى دهد ویا ریشه در امور اکتسابى حاصل آمده از تمرین و ممارست دارد.
    فلیسوف شهیر, (بوعلى سینا) براساس تقسیم عقل وحکمت به دوبخش نظرى وعملى, سعادت را والاترین خیر, و عبارت از به سربردن همیشگى درجوار حق تعالى مى داند.
    (خواجه نصیر طوسى) با نگاشتن کتاب گرانسنگ اخلاق ناصرى, دیدگاههاى فارابى, ابن مسکویه و بوعلى سینا را تحکیم کرده است.
    (مجلسى) درنظریه اى ناظر به دیدگاه ارسطو و با تکیه بر روایات, خُلق را ملکات وصفات رسوخ یافته در روح مى داند که نیک یا بد بوده و در برابر رفتار قرار دارد.
    (فیض کاشانى) به پیوست نظریه ابوحامد, خلق و خوى را هیئتى استوار در نفس مى داند که صدور و پیدایش افعال را به آسانى موجب مى گردد ونیک و بد آن درگرو داورى و تعیین عقل و شرع است.
    در سده هاى اخیر (ملامهدى نراقى) درمقام تعریف اخلاق آورده است که اخلاق, عبارت از ملکه اى نفسانى است که مقتضى انجام کارهایى به آسانى مى شود. وى سرچشمه خُلق را سرشت انسانى ونیز حالات پیدا شده ازتمرین و ممارست دانسته است.
    تعریف اخلاق در آموزه هاى قرآن
    پس از مرورى بر تعریفهاى گوناگون از اخلاق, باید دید:
    ۱. کدام یک از تعریفهاى یادشده با آموزه هاى وحى هماهنگ تر و نزدیک تر است؟
    ۲. آیا از تعریفهاى یادشده براى اخلاق, مى توان مفاهیم کلى اخلاق را نتیجه گرفت؟
    ۳. تفاوت تعریفها مى تواند نشانگر منشأهاى متفاوت اخلاق باشد؟
    ۴. آیا اخلاق, امرى نفسـانى و ملکه درونى است, یا بر رفتـار نیز اطلاق مى شود؟
    ۵. ازنظر قرآن, اخلاق امرى اختیارى و اکتسابى است, یا مربوط به سرشت و طبیعت انسان است؟
    ۶. آیا مى توان از آیه هاى زیر در رسیدن به تعریف قرآنى اخلاق بهره جست؟
    ـ (ونفس وما سوّاها. فالهمها فجورها و تقواها) شمس/ ۷ -۸
    سوگند به نفس وجان آدمیان و آنچه نفس آدمى را سامان بخشیده, سپس بدکارى (پرده درى و ارزش ستیزى) و پرهیزکارى (رعایت ارزشها و خویشتن دارى از فروغلطیدن در بدى) را به او الهام کرد.
    ـ (قد أفلح من زکّیها. و قد خاب من دسّیها) شمس/ ۹ ـ ۱۰
    رستگار آن کس است که نفس خویش از پلیدیها دورداشت و نومید و وامانده آن کسى که نفس خود را در بدیها وانهاد.
    ـ (قل کلّ یعمل على شاکلته) اسراء/ ۸۴
    بگو, هرکس براساس روش و ساختار خود عمل مى کند.
    واژه (شاکله) درآیه, نیاز به تأمّل فزون تر دارد, تا مشخص شود آیا منظور از آن, چیزى است مانند سرشت که گرایشهاى عملى را تعیین مى کند, یا حقیقتى دیگر است؟ وآیا آن ساختار و طرح درونى که اعمال بیرونى را جهت مى دهد و رقم مى زند, امرى است اختیارى یا جبرى