ناهید دامن پاک مقدم عده ای معتقدند نظریه عرفی بودن زبان قرآن با اشتمال آن بر مطالب علمی ناسازگار است. زیرا براساس آیاتی از قرآن ۱همه علوم در قرآن است. چنانکه دانشمندی مانند ابن ابی الفضل المرسی و غزالی و ... سعی می کردند همه علوم را از قرآن استخراج کنند. زیرا بر این باور بودند که همه چیز در قرآن است.و لذا آیاتی را که ظاهر آنها با یک قانون علمی سازگار بود بیان می کردند و هرگاه ظواهر قرآن کفایت نمی کرد دست به تأویل می زدند و ظواهر آیات را به نظریات و علومی که در نظر داشتند بر می گرداندند. ۲ بر طبق این دیدگاه چنانچه قرآن را خالی از حقایق علمی فرض کنیم خطاب قرآن صرفاً در خور فهم عوام می گردد. و زبان قرآن نیز در خور فهم عوام خواهد بود و زبانی که صرفاً در خور فهم عوام باشد راه را برای طرح کثیری از پرسش های علمی، که در فضای علمی عالمان مطرح است، خواهد بست. زیرا کسی که معتقد باشد زبان کتاب و سنت در خور فهم عوام است، هیچگاه مضامین علمی را در آیینه الفاظ و آیات نخواهد دید و گامی در طرح پرسش علمی پیش نخواهد نهاد. از آن روی که زبان عوامانه دقت و موشکافی پرسش های عالمانه را بر نمی تابد.۳ بنابر ابن، قرآن مسلماً حاوی مطالب و حقایق علمی است که در صورت پذیرفتن زبان عرفی قرآن، باید بگوییم مردم عصر نزول، آن ها رانمی فهمیده اند و مردم معاصر با پیشرفت علم به آن حقایق پی برده اند. چنانکه برخی از نویسندگان اخیر مصر گفته اند اعجاز قرآن برای اعراب به وسیله الفاظ و ترکیب جالب و غیر قابل تقلید آن اثبات می شود و لذا قرآن تحدی کرده و گفته است« هرکس می تواند سوره ای مثل آن بیاورد» و با گذشت چهارده قرن هیچ کس نتوانسته است سوره ای مثل قرآن بیاورد»۴. لکن برای ملت های غیر عرب ، که نمی توانند اعجاز ادبی قرآن را درک کنند ، لازم است که تفسیرهای علمی از قرآن صورت گیرد تا اعجاز قرآن آنها را قانع و به طرف اسلام جذب کند۵. در این صورت اگر کسی به زبان علمی قرآن آگاه نباشد اعجاز قرآن را درک نخواهد کرد. برای مثال در آیه شریفه « هو الذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها »۶ منظور از « نفس واحده» پروتون و منظور از «زوج» الکترون معنی شده است.۷ به منظور توجه به همه جوانب شبه مذکور، ذکر مراتب ذیل در بررسی و پاسخ به آن، مناسب به نظر می رسد: الف) قرآن برای بیان علوم نازل شده است بی شک قرآن برای بیان احکام و مسائل تعبدی و معارف و حقایق معنوی و آن چه مربوط به هدایت بشر است نازل شده است، پس برای بیان علوم نیامده است و آیات شریفه هم ظهور دارد. مانند« نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء» و «ما فرطنا فی الکتاب من شیء»۸. اکثر مفسران می گویند ممکن است مراد از کتاب در آیات مذکور، قرآن ۹یا لوح محفوظ۴ یا علم خد۱۰ یا امام ۱۱ و حتی «أجل »۱۲ باشد و اگر هم منظور قرآن باشد، این آیات بر وجود تمام علوم در ظواهر قرآن دلالت ندارد بلکه مفهوم آیات این است که آنچه مربوط به هدایت و کمال انسان است، در قرآن به تفصیل یا به اجمال ذکر شده است. علاوه بر آن، خداوند با آدمی با شیوه ای سخن گفته است که هم عوام و هم عالمان از آن بهره می برند و به نوعی زبان عام و خاص را جمع کرده است. پس اینطور نیست که عده ای آن را عوامانه و عده ای آن را در خور عالمان بدانند و به این طریق با مسلم پنداشتن قوانین و نظریات علوم تجربی سعی کنند آیاتی موافق آنها در قرآن بیابند و به نوعی آیات را برخلاف معانی ظاهری حمل نمایند. بنابراین می توان گفت : « تفسیر علمی در حقیقت تفسیر نیست، زیرا معنی و مقصود آیات را روشن نمی کند بلکه نوعی تطبیق است»۱۳ دکتر «ذهبی » در یکی از دلایلش در ردتفسیر علمی می گوید: «از نظر لغوی تفسیر علم معقول نیست؛ چه معنای الفاظ در طول قرون و اعصار تغییر می کند و معانی لغوی و شرعی و اصطلاحی پدید می آید و بسیاری از این معانی جدید است که در صد اسلام نبوده است. معهذا آیا می تواند معقول باشد که خداوند با همان الفاظ این معانی را که نسل ها بعد پیدا شده اراده کرده باشد، این مطلب را کسی قبول نمی کند مگر آنکه عقل خود را انکار کند»۱۴. زیرا معیار در فهم قرآن همانا استعمال لغات در نظر اعراب است. پس برای درک هر آیه ای لازم است به فهم عرب خالص (اعراب صد ر اسلام) اکتفا کرد و توسعه های بعدی را که در لغات و اصطلاحات زبان عرب داده شده است در نظر نگرفت. و لکن در تفسیر علمی ، خلاف این معیار عمل می شود؛ پس تفسیر صحیحی نیست. برای مثال از« نفس واحده» معنی « پروتون» را می گیرند، در حالی که عرب چنین استعمالی نکرده است. و علاوه بر آن موار مذکور در ارجاع لفاظ به معنی خلاف ظاهر به علت نداشتن قرینه عقلی یا نقلی قطعی صحیح نیست. از طرف دیگر اگر قرآن را یکپارچه مطالب علمی بدانیم که در پس پرده الفاظ آن قرار دارد، بلاغت قرآن مخدوش می شود. زیرا بلاغت عبارت است از «مطابقت کلام با مقتضی حال» در حالی که در این صورت خداوند، معانی از الفاظ قرآن اراده کرده که اعراب به آن معانی جاعل بوده اند و این موجب می شود یکی از خصایص مهم قرآن را از آن سلب کنیم.۱۵ ب) حقایق علمی در ساختار برقراری ارتباط بی شک قرآن کریم در آیات بی شماری دعوت به دقت نظر و تأمل در آیات آفاقی و انفسی کرده، تا از این رهگذر بشر خاکی به عظمت صنع و قدرت خالق کریم بپردازد: « سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق»۱۶. براساس آیه مذکور و نظیر آن، قرآن کریم ژرف نگری در پدیده های بزرگ و خرد جهان هستی را به انسان توصیه می کند؛ گاه به تدبر در چگونگی آسمانها و کهکشهانها و مدارات و حرکات منظم آنها فرمان می دهد و گاه به دقت در احوال کوهها و زمین و آنچه در دل زمین است امر می فرماید۱۷ آفرینش مورچه زنبور عسل ، شتر، موجودات در اعماق دریاها، گیاهان و جزء اینها همگی رانشانه هایی معرفی می کند که خداوند تعالی دقت و چگونگی آنها را از بندگان خواسته است. از این رو ، برخی زبان شناسان معتقدند بر اساس ساختار برقراری ارتباط که از چهار عنصر پیام، فرستنده پیام، مخاطب و وسیله ارتباطی تشکیل می یابد، شناخت جهان و انسان ضروری است. زیرا بعثت انبیا نیز یک ارتباط است که در آن عنصر پیام ، قرآن است. و شناخت فرستنده پیام و مخاطب پیام در فهم پیام موثر است. لذا شناخت خداوند (به عنوان فرستنده پیام ) از طریق شناخت فعل او (جهان و مخلوقات او) میسر است. پس برای فهم بیشتر پیام خداوند (کتاب) باید جهان و انسان را بیشتر شناخت.«کتاب طبیعت و کتاب شریعت ، کاتب واحدی دارند و هر دو فعل باری اند و شناخت یکی قطعاً در شناخت یکی موثر است»۱۸ حتی برخی بر یان باورند که قرآن کریم در بیان برخی مطالب شیوه ای در پیش می گیرد که ایجاد شک کند تا به این وسیله مخاطبان خود را به تعقل و تدبر وادارد. در واقع از نظر آنان قرآن نه تنها به تفکر دعوت کرده، بلکه زمینه آنرا هم فراهم آورده است.۱۹ لذا با توجه به دعوت قرآن از مخاطبان - اعم از خاص و عام - در تفرکر و تدبر در آیا انفقی و انفسی روشن است که مسلماً قرآن از حقایق علمی سخن گفته است منتهی برخی از مصادیق آنرا مردم عصر نزول می فهمیدند و برخی از مصادیق دیگر را بشر معاصر با پیشرفتعلم شناخته است. و به هر حال این طور نیست که مخاطبین تنها عوام باشند و زبان آن نیز تنها در خور آنان در نظر گرفته شده باشد. چنانکه برخی معنای لغوی کلمه «کفاتاً»۲۰ حرکت زمین به دور آفتاب را فهمیده اند. حال آنکه در زمان نزول قرآن مسلماً کشف نشده بود. ج) تفکیک بین تطبیق و تفسیر علمی تطبیق در این جا به معنی این است که مفسر در ابتدا یک نظریه علمی را انخاب کند و سپس آیات موافق آنرا از قرآن بجوید و آیات مخالف را تأویل کند. این عمل در نهایت منجر به تفسیر به رای می شود. علامه طباطبایی ضمن رد روش تطبیق در تفسیر آیات ، خود در موارد متعدد در تفسیر آیات از علوم جدید کمک می گیرد.۲۱ نیز آیه ... مصباح یزدی همین دیدگاه را پذیرفته و می گوید: رعایت این نکته بسیار مهم است که واقعاً در صدد فهم آیه باشیم ، نه این که پیشاپیش چیزی را پذرفته باشیم و بعد بخواهیم همان را بر آیات تطبیق کنیم و معنای دلخواه خود را بر قرآن تحمیل کنیم خواه آن پیش داوری ناشی از مفاهیم فلسفی باشد یا عرفی یا علوم تجربی یا جامعه شناسی یا غیر آن. ۲۲ بنابر این ، در تفسیر آیات چنان چه ظواهر قرآن با علوم تجربی قطعی موافق باشد می توان در تفسیر از آن مطلب علمی استفاده کرد، ولی اگر علوم ظنی مثل نظریه های علمی باشد ، نمی توان از آنها در تفسیر قرآن استفاده کرد. زیرا این نظریات در معرض تغییر و تبدیل هستند. و انطباق قرآن با آنها موجب می شود که پس از تغییر آن علوم ، مردم در حجیت و صدق قرآن شک کنند . آیت ا... مکارم شیرازی در این مورد می نویسد: «گاهی مشادهده می شود که علم به میدان علم می آید و قرآن را تفسیر می کند وقتی می گویم « علم » منظورم کشفیات ثابت شده و قطعی علمی است نه فرضیات . که فرضیه ها با گذشت زمان ، دستخوش تغییر و دگرگونی می شود و نمی توان ثابت و تغییر ناپذیر را به فرضیات دگرگون شونده تطبیق داد.»۲۳اما برخی از افراد در فهم قرآن ، آنچنان خودباخته دستاوردهای پیوسته در حال تغییر دانش نوین شده اند که برای رفع اتهام و واپسگرایی از دین و قرآن و دینداران با ناشیگری به توجیه قرآن و تأویل ذیغ گرایانه ، به تطبیق مندرجات قرآن با فرضیه های علمی دست زده اند و با این اقدام نه تنها رفع اتهام پنداری خود و دیگران را نکرده اند، بلکه پندار خود را تبثیت هم می کنند. آیه ا... طالقانی ، این خودباختگی و احساس حقارت در علوم جدید را سرزنش می کند۲۴ مثلاً در مورد تفسیر طنطاوی نوشته اند. « متأسفانه طنطاوی در راهی که برای بیان بسیاری از حقایق دارد حتی به ظاهر عبارات و کلمات آیه پایبند نمی ماند و به نقل سخن خویش می پردازد . او نمی کوشد تا در قالب معنای حقیقی یا مجازی کلمات و به استناد قرائن لفظی و غیر لفظی متصل یا منفصل یا به استنا سیاق سخنان خود را بازگوید . از این رو تفسیر او از آیه ها بی قاعده و دل به خواهی به نظر می رسد.۲۵ از این رو می توان از تفسیر علمی دو تلقی جداگانه داشت: یکی تفسیر علمی جایز، مثل این که در آیه «و خلق کل شیء فقدره تقدیراَ »۲۶با توجه به کشفیات علمی امروز در نظم دقیق و حساب شده ای که در شکل زمین و فاصله آن از خورشید و ماه است و ... است مدلول آیه توسعه می یابد و باعث تعمیق در تصور ما می شود ۲۷دیگر تفسیر علمی غیر جایز مثل آن که آیه « و لقد خلقنا الانسان من سلاسه من طین»۲۸حمل بر نظریه پیدایش تکامل موجودات گردد. لذا با توجه به ملاحظات مذکور گاه تحمیل و تحمیق برخی نظریات علمی بر قرآن باعث ایجاد شبه تعارض بین آیات قرآن و علم شده و بر عرفی بودن زبان قرآن اشکال وارد می سازد. مثلاَ در مورد آیه« ثم استوی فسو اهنَّ سبع سموات»۲۹ و آیات دیگری که به هفت بودن آسمانها اشاره می کند. مفسرآن و قرآن پژوهانی که در صدد تطبیق آن با هیئت بطلمیوسی برآمده اند ، به خاطر رفع تعارض موجود بین آن دو، به انحاء، مختلف دست به توجیه زده اند. مثلاَ فخر رازی ضمن تطبیق « سموات سبع » با افلاک نه گانه بطلمیوسی می گوید: « نص قرآن کریم بر « آسمانهای هفت گانه » دلالت بر آن ندارد که ستارگان نمی توانند بیش از هفت باشند»۳۰ طنطاوی نیز یرای رفع این مشکل ناسازگاری آیه مذکور با علم می نویسد: « عدد هفت مفهومی ندارد و مفید حصر نیست و چه این آسمانها هفت باشد یا هزار .... تمام آنها فعل خداوند هستند که بر جمال و کمالش دلالت دارند»۳۱در مقابل آیت ا... معرف ضمن رد توجیه آسمانهای هفتگانه با هیئت بطلمیوسی در اضافه نمودن عرش و کرسی معتقد است مقصود از «سماء» فلک نیست. و از این رو باید در مورد هر آیه که این تعبیر بکار رفته، معنا و مصداق را یافت.۳۲ اما به نظر می رسد بیان قرآن در این مورد صرفاً سخن گفتن با مردمان صدر اسلام بر مبنای اعتقادات خودشان است. نه این که در اینجا قرآن در صدد بیان واقع باشد. زیرا هنگامی که اسلام آمد، مردم هنوز در باورهای عمومی شان بر نظر صائبه باقی بودند؛ از جمله این عقیده که معبودهای هفت گانه بر دنیا تسلط دارند از این رو هم ستارگان هفت هستند، هم آسمانها هم روزها و همین طور تا پایان . پس در زمانی که قرآن بر اساس لحجه شناخته شده بین مردمان نازل گردید، عدد هفت اهمیت خاصی داشت . به همین دلیل در آیات آمده «سبعاً شداداً» (هفت آسمان محکم) و «الله الذی خلق سبع السموات و من الارض مثلهنّ» روشن است که بین قدما سرزمین ها هم هفت بودند . بر طبق این دیدگاه قرآن هم در پایان دوره علم قدیم آمده ، به مقتضای آن سخن گفته است. طنطاوی نیز با مطرح کردن این نظریه می گوید: « قرآن با آوردن«و یخلق مالا تعلمون » در پی این آیات در واقع به طور پنهانی اشاره می کند که این طور نیست که آسمانها هفت باشند، به این مقدار که مردم آن زمان می دانستند، اشاره شده است و بقیه واگذار شده تا مردمان خود دریابند»۳۳ شایان ذکر است عده ای از قرآن پژوهان ضمن پذیرفتن این دیدگاه بر این باورند که قرآن در بیان مقاصد خود با عقاید باطل عقاید عهد عرب رسول خدا مماشات کرده است. حال آنکه باید توجه داشت که هیچ یک از این الفاظ د رمعنای حقیقی شان که باطل و خرافی است در قرآن به کار نرفته تا حمل بر مماشات با عقیده آنان گردد. ۳۴ د) تمایز زبان قرآ از زبان علمی همچنان که گفته شد ، خداوند به منظور هدایت مردم از انواع شیوه های بیانی در رساندن مقاصد خود در قرآن بهره گرفته است. لذا اشتمال قرآن بر برخی مطالب و حقایق علمی مسلم است. ولی این بدان معنی نیست که زبان قرآن ، زبان علمی اس زیرا زبان علمی دارای ویژگیهایی است که انطباق آن را با زبان قرآن ناسازگار می نماید: ۱- در شیوه زبان علم غیر از علوم ریاضی، مطالب به طور احتمال و تردید بیان می شود و قابل صدق و کذبند. حال آنکه زبان قرآن در ارائه مطالب به طور قطع و یقیین و بدون تردیدو احتمال سخن گفته است. از طرف دیگر وجود چنین ویژگی در زبان قرآن با فلسفه نزول قرآن و ارسال رسل مغایرت دارد . زیرا انبیاء برای هدایت و تذکر مردم مبعوث شده اند و این معنا با تردید و دودلی و احتمال سازگاری ندارد.۱ ۲- زبان علمی زبانی است دانشمندان در رشته های مختلف مطالبشان را با آن بیان می کنند و هدفشان توصیف واقعیت نیست. ۳- در هر علم، مطالب آن دانش را در قالب الفاظ و اصطلاحات خاص بیان می کنند. و به آن اصطلاح می نویسند. به طوری که بیشتر کلمات در معنای اصلی استعمال نمی شود. حال که بر طبق نظر اکثر دانشمندان علوم قرآنی و مفسرین، قرآن قابل فهم همه است و این مطلب با کتاب هدایت و تربیت بودن قرآن متناسب است. ۴- در زبان علمی، مجاز کنایه و مبالغه تقریباً یافت نمی شود، زیرا مقصود تفهیم و تفهم آن مطالب علمی است و این ویژگیهای زبانی در مفاهمه علمی خدشه وار می سازد. لذا از مجاز گویی احتراز می کنند و کلمات مشترک به کار نمی برند. حال آنکه قرآن از سبکهای فوق استفاده نموده است. از این رو، قرآن در مطالب علمی از زبان علمی بهره ای نگرفته است و عهده دار هیچ بار مثبت یا منفی برای حوزه های علوم طبیعی و زیستی نیست. در این صورت تعارضی که برخی میان آیات و نظریات علمی قائل آند منتفی می گردد ________________________________________ ۱- نحل: ۹۹ و انعام: ۳۸ و انعام: ۵۹. ۲- ر. ک: ابوحامد غزالی « جواهر القرآن»، ابن ابی الفضل المرسی، « التفسیر و المفسرون» ، به نقل از بدر الدین زرگشی، پیشین، ۲/۱۸۲ و ۱۸۱ ۳- سید هدایت جلیلی «روش شناسی تفاسیر موضوعی قرآن» پیشین،ص ۲۰۰. ۴- بقره: ۲۳. ۵- عبد الرزاق نوفل«القرآن و العلم الحدیث» ، بیروت، دارالکتاب العربی ، سال ۱۹۷۳ م ، ص ۲۶ ۶- اعراف : ۱۸۹ . ۷- همان، ص ۱۵۶. ۸- نحل: ۸۹. ۹- انعام:۳۸. ۱۰- فضل بن حسن طبرسی، پیشین،۴/۲۸۹ و ۶/۳۸. زمخشری، پیشین، ۲/۶۲۸ . و محمد حسین طباطبایی ، المیزان، پیشین ۴/۳۲۵. ۱۱- فضل بن حسن طبرسی، همان، ۴/۲۸۹ ، زمخشری، پیشین۲/۲۱ و ۳۱ ، و طنطاری جوهری« الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم»، جلد چهارم ، چاپ چهارم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، سال ۱۴۱۲ هـ. ق، ص ۳۷ ۱۲- زمخشزی، پیشین،۲/۳۱. ۱۳- سید هاشم بحرانی، پیشین، ۱/۵۲۸ . ۱۴- فضب بن حسن طبرسی، پیشین ۴/۲۹۸. ۱۵- ر.ک: کلام محمد حسین طباطبایی ، المیزان، پیشین، ۱/۶ و ۸. ۱۶- محمد حسین ذهبی، پیشین ، ۲/۲۹۴-۴۹۱. ۱۷- همان، ص ۴۹۴ . ۱۸- فصلت: ۵۳. ۱۹- آیات: یونس: ۱۰۱ و ذاریات: ۲۰و۲۱ . جهت اطلاعات بیشتر ر.ک: عبد الکریم سروش « قبض و بسط تئوریک شریعت» پیشین، ص ۲۰۲ الی ۲۰۴ ( فهم بهتر سخن باری به فهم وقعیت بی نهایت متکی است). ۲۰- سیدهدایت جلیلی ، روش شناسی تفاسیر موضوعی قرآن ، پیشین، ص ۲۳۹. ۲۱- الجواهر، ۵/۶ به نقل از زهرا نفیسی«عقل و علم در تفسیر الجواهر » بیّنات ، شماره ۶ ، دوره دوم ، سال ۷۴ ، ص ۱۵۳- ۱۳۶. ۲۲- مرسلات: ۲۵«الم نجعل الارض کفاتاً» (کفات و کفت به معنی جمع کردن و ضمیمه کردن چیزی به یکدیگر است و به پرواز سریع پرندگان نیز «کفات » گفته می شود زیرا به هنگام پرواز سریع بالها را جمع می کنند تا تا با سرعت بیشتری به پیش رود ر.ک: ناصر مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ، پیشین، ۲۵/۴۱۱. ۲۳- ر.ک: محمد حسین طباطبایی«المیزان» پیشین، ۸/۱و ۷و ۱۸/۳۸۲ و ۱۴/۲۷۹. ۲۴- محمد تقی مصباح یزدی ، معارف قرآن، پیشین ص ۲۲۹ ۲۵- مکارم شیرازی ، « مجله پیام قرآن» پیش شماره ، قم ، انتشارات دارالقرآن کریم، ذیل آیه مربوطه. ۲۶- سید محمد مهدی جعفری ، « شیوه تفسیری پرتوی از قرآن» پیشین، ص ۱۰۷ و ۱۰۶ ۲۷- زهرا نفیسی، پیشین، ص ۱۵۲ ۲۸- فرقان: ۲ ۲۹- و۲- سید قطب «تفسیر فی ضلال القرآن» چاپ بیست و چهارم ، بیروت، دارالشرق، سال ۱۴۱۵ هـ.. ق ذیل آیه مربوطه . ۳۰- ۲- مومنون: ۱۲. ۳۱- ۳- بقره: ۲۹. ۳۲- ۴- فخر رازی، « التفسیر الکبیر »جلد اول ، چاپ دوم ، بیروت ، دارالحیاء التراث العربی ، سال ۱۴۱۷ هـ. ق. ذیل آیه مربوطه. ۳۳- ۵- ر.ک: طنطاوی جوهری ، پیشین، ۱/صص ۴۷. ۳۴- محمد هادی معرفت، زبا قرآن ، پیشین ، ص ۲۴و ۲۵. ۳۵- نباء: ۱۲. ۳۶- طلاق: ۱۲. ۳۷- طنطاوی ، پیشین ،۴/۶۲. ۳۸- جعفر نکونام ، پیشین، ص ۴۴ . ۳۹- آیه ا... موسوی اردبیلی ، پیشین، ص۱۵ ۴۰- ر.ک: ابراهیم کلانتری ، پیشین، ص ۸۳