1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

توقیف یا اجتهاد در ترتیب سوره‌ها

شروع موضوع توسط Kiana ‏13/11/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    عبدالهادی فقهی زاده
    قرآنی که اکنون در دست ماست از سوره « فاتحه » آغاز و به « ناس » ختم می‌شود. آنچه مورد اتفاق همگان است،‌جمع‌اوری سوره‌های قرآن بر ترتیبی غیر از ترتیب نزول آنهاست [۱] .
    [​IMG]
    اکثر سوره‌های ابتدای قرآن، مدنی‌اند و سور مکی در تنظیم، مؤخر افتاده‌اند. بر همین اساس کوششهای مختلفی در جهت زمان‌بندی قرآن عرضه شده است که از جمله آنها کار « نولد که » مستشرق آلمانی است. [۲]
    جدای از این، از دیر باز این سؤال در بین محققان علوم قرآنی مطرح بوده است که : آیا ترتیب حاضر را رسول اکرم (ص) معین کرده است، به طوریکه تخلف از آن جایز نیست؟ یا اصحاب خود به چنان چینشی دست زده و نهایتاً بر آن اتفاق کرده‌اند؟ به اصطلاح آیا این ترتیب، توقیفی است یا اجتهادی ؟
    در این خصوص سه عقیده کلی وجود دارد:
    ۱ـ توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها.
    ۲ـ اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها
    ۳ـ قول به تفصیل که چینش عمده سور را توقیفی می‌داند و اجتهاد و نظر صحابه را تنها در تنظیم چند سوره، دخیل معرفی می‌کند.
    طرفداران هر یک از این سه نظریه، در اثبات اعتقاد خویش به نقض و ابرامهای گوناگون پرداخته‌اند تا مدعای خویش را به کرسی بنشانند . دلایلی که درباره هر کدام از نظرات بالا ارائه شده است، سخت محتاج بررسی است که در اینجا مختصراً به بحث و گفتگو گذاشته می‌شود.
    دلایل توقیفی بودن ترتیب سوره ها
    ۱ـ نخستین دلیلی که معتقدان به توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها بر سخن خود اقامه کرده‌اند، مسأله قرائت، ختم و تدریس قرآن در روزگار رسول خدا(ص) است. آنان می‌گویند نظر به اینکه قرائت ، ختم و آموزش قرآن خواه ناخواه از جایی آغاز می‌شد و به نقطه‌ای پایان می‌یافت، ناچار باید حکم نمود که در آن زمان ابتدا و انتهای مشخصی برای قرآن وجود داشته که طبعاً به صلاحدید حضرت رسول (ص) صورت گرفته است [۳] . بنابراین اعتقاد،‌« جابجایی سوره‌ها، نظم قرآن را تباه می‌سازد [۴] ».
    مطالبی که در مقدمات این دلیل به چشم می‌خورد، هیچ ارتباطی با نتیجه استنباط شده ـ که اثبات مدعاست ـ ندارد . قرائت و آموزش قران در دوره زندگانی حضرت رسول (ص) قاعدتاً به همان کیفیتی بوده که در اعصار واپسین، مراعات شده است. گاه ممکن است در امر آموزش و قرائت، یک یا چند سوره مد نظر واقع شوند و بقیه فروگذار گردند. درباره ختم قرآن نیز باید توجه داشت که در دوران حیات پیامبر (ص)، همواره انتظار نزول وحی می‌رفت و بنابراین نمی‌توان ختم قرآن را جز به معنی تلاوت سور‌هایی قلمداد کرد که تا آن موقع تشکل لازم را یافته بودند.
    راستی بی معنا نیست که صحابه‌ای در سال ۵ هجرت قرآن را ختم کرده باشد و ما آن را تلاوت سراسر قرآن بخوانیم ؟! قرآنی که در آن هنگام هنوز بخشایی از آن فرود نیامده بود، تا چه رسد به این که جایگاه یکایک سوره‌های آن در مصحف، مشخص شده باشد. علاوه بر این گفتنی است که در هیچ یک از نقلهای موجود، از ترتیب قرائت در حضور روسل خدا(ص) خبری نیست تا احیاناً بتواند به عنوان دلیل بر توقیفی بودن چینش سوره‌ها اخذ شود.
    ۲ـ باز به نظر همین گروه از معتقدان ، برای اثبات توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها می‌توان به عرضه قرآن از سوی پیامبر(ص) بر جبرائیل استناد کرد که همه ساله یک بار و در سال حجه الوداع دوبار انجام گرفت [۵]
    عرضه قرآن از جمله مسائلی است که بارها دراحادیث مطرح شده [۶] اما در ضمن آنها هیچ جا از ترتیب عرضه و لزوم پایبندی به آن، سخنی به میان نیامده است تا مسلمانان به پیروی از آن مأمور گردند. به نظر می‌رسد حتی اگر پیامبر (ص) در عرضه خود ترتیب ویژه‌ای را مراعات می‌کرد، مادام که حکمی در این مورد صادر نشده بود ، باز تبعیت از ترتیب مورد نظر ضروری و واجب نبود؛ چه اساساً به نظر می‌رسد هیچ جنبه‌ای از جنبه‌های اعجاز قرآن به نوع نظم حاکم بر سوره‌ها وابستگی ندارد.
    ۳ـ « از جمله دلایلی که بر توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها وجود دارد حالت خاصی است که بر چینش سوره‌ها حاکم است : توالی « حوامیم » و سوره‌هایی که با « الر» شروع می‌شوند، جدایی میان « مسبحات» ، قرار گرفتن سوره « طس» میان دو سوره طسم شعراء « طسم القصص» و همچنین فاصله شدن سوره « المطففین» در بین دو سوره « الانفطار» و «الانشقاق» (حاکی از این وضعیت خاص است۹. اگر ترتیب سوره‌ای قرآن به خاطر وجود حکمتی، توقیفی نبود، بی‌گمان می‌بایست « مسبحات » پشت سر هم می‌آمدند ، «طس» پس از «قصص» ذکر می‌شد و « مطففین » قبل از « انفظار» یا بعد از « انشقاق » قرار می‌گرفت و میان سوره‌های دارنده « الر» نیز فاصله می‌افتاد [۷] ».
    خلاصه اینکه عدم وجود ملاک مشخص در ترتیب موجود، نشان می‌دهد که این ترتیب ، توقیفی است نه اجتهادی.
    اما این کجا و اثبات توقیف در تنظیم سوره‌ها کجا! زیرا با اندک تأملی روشن می‌گردد که هیچ گونه تلازم منطقی میان مقدمه و نتیجه سخن وجود ندارد.
    سیوطی،‌پس از بیان این به اصطلاح دلیل، مسأله اختلاف مصاحف ابی بن کعب و ابن مسعود را که در تضاد با رای خود می‌بیند، چنین پاسخ می‌دهد:
    » بسیار اتفاق می‌افتاد که در قرآن، نسخ، دامنگیر شکل، سور و آیات آن می‌گشت. بر این اساس، دور از واقع نخواهد بود که گفته شود: ترتیب مصحف عثمانی بر طبق توقیفی قرار دارد که سرانجام در آخرین عرضه قرآن بر جبرائیل ، تثبیت شده است. با وجود این، خبر آخرین نسخ ( که این بار شکل و ترتیب قرآن را در برگرفته بود) به اطلاع أبی و ابن مسعود نرسید [۸] ».
    از این رو مصاحف آنان بر ترتیبی که قبل از وقوع نسخ بود بر جای ماند.
    در پاسخ باید گفت با توجه به امتناع وقوع نسخ تلاوت و عدم اشتمال نسخ بر ترتیب سوره‌ها، وجه بطلان سخن سیوطی معلوم است. ولی حتی بر فرض پذیرش توجیه جلال‌الدین در این باره، باز جای سؤال باقی خواهد بود که : ترتیب مصحف امام علی (ع) را چگونه باید پاسخ گفت ؟! او پس از رحلت پیامبر (ص) و به وقوع پیوستن همه نسخها، به جمع‌اوری قرآن و تنظیم سوره‌ها مبادرت ورزید و قطعاً به هر نوع نسخی که دامن قرآن را گرفته بود آگاهی نام داشت. با این حال، ترتیب مصحف ایشان با مصحف عثمانی تفاوت بسیار دارد. [۹] »
    جالب اینجاست که سیوطی در « الاتقان » قدری بعد از بیان استدلالی مشابه آنچه در اینجا از « تناسق الدرر» به نقل آمده است، می‌نویسد:
    « آنچه آدمی در قبول آن رغبت بیشتری از خود نشان می‌دهد ، عقیده‌ای است که بیهقی بر آن رفته است،‌مبنی بر این که ترتیب همه سوره‌هاا ، توقیفی است مگر برائت وانفال [۱۰] .»
    و این چنین نهایتاً قول به تفصیل را می‌پذیرد .
    ۴ـ زرکشی که در « البرهان » موضعی مردد بین انکار و اثبات توقیف در ترتیب سور از خود بروز می‌دهد، پس از محتمل دانستن اجتهادی بودن ترتیب آنها [۱۱] ، از اسبابی که به اعتقاد وی دال بر توقیفی بودن چینش سورند ، چنین سخن می‌گوید:
    « برای ترتیب موجود سوره‌ها در قرآن کریم،‌ملاکهایی وجود دارد که نمایشگر توقیف در ترتیب آنها از سوی شخصی حکیم است: گاهی بر اساس حروف ، پشت سر هم قرار گرفته‌اند چنانکه در « حوامیم» می‌بینیم و گاه بنابر موافقت معنایی اول یک سوره با پایان سوره قبل، مانند آخر حمد و اول بقره و زمانی نیز به علت عماهنگی در وزن و ترنم، مانند آخر« تبت » و اول « اخلاص» و سرانجام گاهی بر اساس وجود شباهت کلی مطالب دو سوره پی در پی مانند «والضحی» و « الم نشرح » [۱۲] .
    زرکشی بر خلاف سیوطی ، معتقد است که تنظیم سوره‌ها بر پایه ملاکها و معیارهایی صورت گرفته است که با دقت در وجه تناسب آنها ، فهمیدنی است. این چگونگی مجموعاً می‌فهماند که ترتیب کنونی مصحف، از جانب وحی بوده و دستی از افراد بشر در آن دخالتی نداشته است.
    به نظر می‌رسد ملاکها و مناسبتهای یاد شده، بیشتر ساختگی و خیالی‌اند تا واقعی و عینی . اگر این شیوه استدلال، قابل قبول باشد ، میان هر دو سوره‌ای از قرآن که تصادفاً کنار هم گذاشته شوند، معیارهایی کما بیش از همین دست را در وجه قرار گرفتن آنها پهلوی هم می‌توان ادعا نمود.
    مسذله اجتهاد یا توقیف درترتیب سوره‌ها،‌موضوعی ادبی و شعری نیست که رد یا اثبات آن تنها با دستمایه‌ای از خیال و سخن‌پردازی. ممکن جلوه کند؛ بلکه مسأله‌ای نقلی است که باید از شواهد تاریخی برای ثابت کردن مدعا، بهره جست.
    شایان ذکر است که حتی بر فرض پذیرش سخن زرکشی و در نتیجه قائل شدن به اینکه در پشت نظم حاکم بر چینش سوره‌ها ، معیارهایی حکیمانه نهفته است که بی‌هیچ تکلفی می‌توان آنها را شناخت، از کجا معلوم می‌گردد که رعایت چنان موازینی را پیامبر (ص) مد نظر گرفته است ؟! شاید کسانی از صحابه، گرد هم نشسته و چگونگی ترتیب آنها را به شور نهاده‌اند و پس از تأملاتی در این باره، سرانجام بر نظمی اینگونه اتفاق کرده‌اند.
    ۵ـ یکی دیگر از ادله‌ای که در این زمینه عرضه شده، حدیثی است به نقل از ابی بن کعب از حضرت رسول (ص) که در آن از سوره‌های قرآن با ترتیب کنونی نام برده است. در این روایت، یکایک سوره‌ها از آغاز تا انجام ذکر شده و ثواب قرائت هر یک معین گشته است. [۱۳] می‌گویند که بنابر حدیث ابی، نام بردن همگی سوره‌ها بر طبق ترتیب فعلی از سوی پیامبر (ص) ، به روشنی می‌فهماند که قرآن کریم قبل از رحلت ، برترتیب فعلی و طبعاً با اشارات وحی، منظم گشته است.
    لازم به ذکر است که حدیث پژوهان در صحت این روایت، تشکیک‌هایی جدی وارد ساخته و بدین ترتیب آن را از اعتبار ساقط کرده‌اند. البته در منابع رجالی از ابی بن کعب به عنوان راوی ممدوح و موثقی یاد شده است [۱۴] ، اما در اینجا برخی راویان دیگر که در زنجیره سند واقع شده‌اند،‌آن را از حجیت و اعتبار انداخته‌اند [۱۵] . با توجه به اینکه حدیث ثواب قرائت سوره‌ا ، تنها از ابی منشأ گرفته است، بدین جهت دور از صحت نحواهد بود که گفته شود: این حدیث ، خبر واحدی است ضعیف که به هیچ روی نمی‌تواند مدعا را ثابت کند.
    به علاوه نظم خاصی که بر مصحف ابی بن کعب چیره بوده است، یکی دیگر از نشانه‌هایی تواند بود که بر عدم اعتبار حدیث فوق دلالت دارد . سوره‌های مریم، حج و شعراء که در مصحف عثمانی بعد از سوره یوسف ردیف شده‌اند، در مصحف ابی، بر آن مقدم افتاد بود. همچنین باید اضافه کرد که هر چند مصحف ابی چون مصاحف موجود، با « حمد» آغاز می‌گشته و با « معوذتین» خاتمه می‌یافته، اما مشتمل بر « حفد» و « خلع» به عنوان دو سروه جداگانه بوده است [۱۶] .
    بنابراین اگر حدیث ثواب قرائت سوره‌ها دارای اساس درستی بود، آیا نمی‌بایست ابی بن کعب در مصحف خویش ترتیبی را مراعات می‌نمود که در حدیث رسول‌الله(ص) مذکور آمده بود؟!
    ۶ـ باز ازجمله دلایلی که در این باب ارائه شده، حدیث زیبدن ثابت است که از « تألیف » قرآن در حضور رسول خدا(ص) سخن گفته است [۱۷] . دراین حدیث می‌خوانیم :
    « کنا عند رسول الله نولف القرآن من الرقاع [۱۸] »
    می‌گویند: از آنجا که معنی « تألیف» عبارت است از :
    « جمع اجزای پراکنده و ترتیب آنها به شکلی که هر جزء درجای حقیقی خود قرار گیرد [۱۹] ».
    بنابراین منظور زید، گزارش واقعیتی بوده است که از جریان چگونگی تنظیم آیات و سور پرده بر می‌دارد.
    دکتر صبحی صالح ، بدون ارائه هیچ گونه شاهدی بر سخن یاد شده، در نظر خود نتیجه می‌گیرد که سخن زید بدین معناست .
    لازم به یادآوری است که در این روایت، از تکرار و استمرار عمل گردآوری و تألیف سخن رفته است:« کنانؤلف» حاکی از استمرار کار تألیف در زمان گذشته است. از این رو ناچار باید به ماجرای تنظیم آیات وحیانی که هر از گاهی تجدید می‌شده و نیازمند شکل‌گیری در قالب سوره‌ها بوده است، اشعار داشته باشد . طی بیست و سه سال بعثت، در دفعاتی مکرر بر حضرت رسول (ص) وحی می‌امد و او مأمور می‌شد تا به ضبط دقیق آنها همت گمارد. بر این اساس، نویسندگان وحی را بانگ می‌داد که به نگارش آیات در سیستم سوره‌ها بپردازند. این کار،‌با نظرات کامل حضرت رسول(ص) انجام می‌شد، اما تنظیم نهایی سوره‌ها وقتی درست می‌نمود که سراسر پاره‌های قرآن فرود آمده بود و ضرورتی در این کار مشاهده می‌شد . آن وقت هم دیگر به استمرار عمل تنظیم، چندان حاجتی نبود، بلکه با یکی دو نوبت، جایگاه هر یک از سوره‌ها مشخص می‌گشت!
    مطلبی که به روشنی و بی‌هیچ تکلفی از سخن زید برداشت می‌شود،‌واقعیت توقیف آیات در بستر سوره‌هاس که در دوران زندگانی پیامبر اکرم(ص)‌و با نظارت و اشراف ایشان صورت گرفته است و در آن تردیدی نیست.
    طرفداران نظریه توقیفی بودن ترتیب سوره‌ا برای اثبات مدعای خویش، دلیل‌های دیگری نیز اقامه کرده‌اند که زا حیث اهمیت از دلایل قبلی کم‌بهاتر می‌نماید . در این بین از دلایلی چون: وجود تناسب و ارتباط کامل میان سوره‌ها ،‌یکسانی نسخه‌های کهن قرآن و نظم و ترتیب شگفت‌انگیز قرآن [۲۰] می‌توان نام برد که پیشتر اشاراتی قوی برای رد و ابطال آنها از نظر گذشت و دیگر از تفصیل بیشتر موضوع ، چشم‌پوشی می‌کنیم.
    گفتنی است برخی از محققان پارا از این هم فراتر نهاده و مسأله توقیف راحتی به نامهای سوره‌ها نیز سرایت داده‌اند [۲۱] ، حال آنکه :
    « بسیاری از این نامها در عصر پیغمبر اکرم (ص) در اثر کثرت استعمال تعین پیدا کرده و هیچ گونه جنبه توقیف شرعی ندارند [۲۲] ».
    گاهی تسمیه سوره‌ها بنابر اسمی صورت گرفته که در آغاز همان سوره آمده است، چنانکه در سوره‌های قلم، الرحمن و …. قابل ملاحظه است. گاهی این نامگذاری‌ها با توجه به موضوعاتی است که در ضمن سور مورد بحث قرار گرفته است،‌مانند سوره‌های بقره، آل عمران، اسراء، توحید و بر هیمن اساس در قرآنهای قدیمی ،‌بسیار دیده می‌شود که در سر سوره نوشته‌اند:
    « سوره تذکر فیها البقره و « سوره‌یذکر فیها آل عمران » . گاه نیز جمله نخست سوره را معرف آن قرار می‌دهند ،‌مانند سوره « اقرا باسم ربک » ، سوره « اناانزلنا» و سوره « لم یکن » و نظایر اینها .
    سرانجام زمانی هم با وصفی که سوره دارد به معرفی آن می‌پردازند، چنان که به سوره « حمد»، « فاتحه الکتاب» نیز گفته می شود.
    به شهادت اخبار و آثاری که در دست است این شیوه در صدر اسلام نیز دائر بوده و حتی عناوین سوره‌های «بقره»، « آل عمران»، «هود» و « واقعه » در اخبار نوبی زیادی به چشم می‌خورد [۲۳] .
    دلایل تفصیل در ترتیب سوره‌ها:
    ۱ـ عده‌ای از پژوهندگان تاریخ قرآن،‌برای اثبات تفصیل در ترتیب سوره‌ها به حدیث « أعطیت مکان التوراه السبع الطول و اعطیت مکان الزبور المئین و اعطیت مکان الانجیل المثانی و فضلت بالمفصل [۲۴] . استناد جسته‌اند . صورت استدلال آنان بدین قرار است: از آنجا که پیغمبر (ص) اسامی این بخشها را تعیین فرموده‌اند، خودبخود روشن می‌شود که در دوران حیات ایشان، دست کم این بخشها مرتب بوده است، بدین جهت ترتیب آنها توقیفی و غیر قابل تغییر است.
    حال برای روشن شدن چگونگی موضعی که در قبال این روایت باید اتخاذ کرد، توجه به نکات چندی را ضروری می‌دانیم: اولاً نه در این حدیث و نه جای دیگر، از لازم‌الاجرا بودن ترتیب سوره‌های قرآن سخنی در میان نیست و اصلاً حدیث فوق در پی تقسیم‌بندی قرآن نبوده است بلکه اساساً سخن از انواع سوره‌های کوتاه و بلندی است که بر ایشان فرود آمده است و خود مأمور به تبلیغ آنهاست، نه اینکه سوره‌ها حتماً بنابر ترتیبی که در حدیث فوق آمده است، کنار هم نهاده شود و اتباع از آن واجب و ضروری باشد . ثانیاً درهمه موارد نامبرده، حد و مرز مشخص و تعریف شده‌ای وجود ندارد و گاه آمیختگی در میان آنها مشهود است. البته محدوده « سبع طوال» با اندک تسامحی، مشخص و پذیرفته است [۲۵] .
    ۲ـ دسته دیگری از همین معتقدان تصریح کرده‌اند که :
    « قرآن کریم در عهد نبوی تماماً به همین ترتیب کنونی مرتب بوده است مگر برائت و انفال [۲۶] ».
    این نظریه مورد قبول بیهقی و گروه دیگری از صاحب‌نظران قرار دارد. ابن عطیه در این باره می‌گوید:
    « ترتیب قسمتهای زیادی از قرآن در حیات رسول‌الله (ص) مشخص بوده است، مانند سبع طوال، حوامیم و مفصلات، اما چه بسا که تنظیم دیگر سوره‌ها به امتهای بعدی واگذار شده باشد. [۲۷] ».
    ابو جعفر بن زبیر معتقد است:
    « بنابر گواهی آثار و اخبار، سوره‌هایی که ترتیبشان توقیفی است، تعدادشان بیش از آن است که ابن عطیه گفته است . بنابراین تعداد کمی از سوره‌های قرآن می‌مانند که در توقیفی یا اجتهای بودن ترتیبشان اختلاف هست [۲۸] ».
    قطع نظر از این که این گروه هیچ ضابطه معینی بدست نمی‌دهند که چه قسمتهایی بنابر « توقیف» مرتب شده است و چه بخشهایی طبق اجتهاد صحابه، باید دانست که احتمالاً مستند ننوشته‌ای ، آنگاه آنها را جزو « سبع طوال» ردیف کرده‌ای »؟
    عثمان هم در پاسخ می‌گوید:
    « پس از نزول هر پاره از قرآن کریم، پیغمبر (ص) کاتبان وحی را فرا می‌خواند تا آیات نازله را در مدینه نازل شده بود و سوره برائت از آخرین سوره‌های نازله در آنجا. موضوعات و داستان نزول این دو سوره به هم شباهت داشتند از این رو به گمانم رسید که این دو سوره باهم یکی باشند . رسول خدا(ص) نیز رحلت فرمود و در این مورد چیزی نگفت . از این جهت، من آن دو را کنار هم قرار دادم و میانشان « بسمله» ننوشتم [۲۹] ».
    در این خصوص باید دانست که برخی پژوهندگان برای این حدیث، اصالتی قائل نیستند و آن را جعلی و ساختگی می‌دانند. دکتر صبحی صالح در این باره می‌نویسد:
    « سلسله سند این روایت در همه طرق آن به « یزید فارسی» می‌رسد و اوست که از ابن عباس نقل می‌کند . این شخص (یزید فارسی) را بخاری در ردیف راویان ضعیف نام می‌برد. آنگاه، چگونه می‌توان از چنین کسی خبری را پذیرفت که در نقل آن منفرد است [۳۰] ».
    راجع به عقیده تفصیل از اینها هم که بگذریم ، باز این سؤالات مطرح است که : توقیفی بودن ترتیب بعضی سوره‌ها بر اساس چه عللی است که عدم لحاظ آنها در ترتیب بعضی دیگر، اشکالی ایجاد نمی‌کند؟ ضابطه تمییز اینها از هم چیست؟ حتی اگر بتوان تقریر پیامبر اکرم(ص) را در ترتیب برخی سور موثر دانست ، آیا این تقریر می‌تواند نشانگر لزوم پایبندی به ترتیب فعلی سوره‌ها باشد [۳۱] ؟!
    اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها
    در مقابل نظریه‌های توقیف و تفصیل در ترتیب سوز:
    « نظر و رأی اکثر عالمان ، اجتهاد در ترتیب سوره‌هاست [۳۲] ».
    « در ترتیب سور، توقیفی از جانب پیغمبر (ص)‌وجود نداشته بلکه رأی صحابه به سوره ها چنین نظمی بخشیده است [۳۳] ».
    با عنایت به عدم کفایت دلایل مطروحه در باب توقیف و تفصیل در تنظیم سور، طرفداران اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها، نظریه خویش را به دلایل روشنی متکی دانسته‌اند که توجه به آنها راهگشا به نظر می‌رسد. این ادله اجمالاً به قرار زیر است:
    ۱ـ قاطع‌ترین دلیلی که در این عرصه به چشم می‌خورد، اختلاف مصاحف نخستین در ترتیب سوره‌هاست [۳۴] . این اختلاف، در سطح مصاحف علی بن ابی‌طالب (ع)، عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب، ابن عباس و امام ابوعبدالله صادق(ع) قابل رؤیت است [۳۵] . بی‌گمان اگر از جانب رسول گرامی (ص) درباره چگونگی ترتیب سور توقیفی وجود داشت، مصاحف این بزرگا، جز بر نظمی همساز با ترتیب وحیانی، مرتب نمی‌گشت.
    در انکار این دلیل ممکن است گفته شود که این قبیل بزرگان پیش از آگاهی یافتن از وجود توقیف در خصوص ترتیب سور، به مرتب کردن تنظیم مصاحف خود دست زده‌اند [۳۶] . و بر این اساس اجتهادی بودن ترتیب از درجه اعتبار ساقط است.
    در پاسخ باید گفت: اینان ـ بجز امام صادق(ع) ـ از بزرگترین یاران پیامبر (ص) بوده و برخی از آنان از ملازمت با آن حضرت (ص) نیز سود جسته‌اند. با این حال، چطور ممکن است از این موضوع آگاهی نیابند؟! که اگر صحت داشت، قاعدتاً خبر آن در هر سو می‌پیچید . خبر توقیف، به اصحاب هم که نمی‌رسید! بی‌شک به دوران صحابه و تابعان گزارش می‌شد تا جعفربن محمد الصادق (ع) از آن اطلاع یابد و مصحف خود را چنان منظم کند که باید!
    ۲ـ انتساب جمع فعلی به عثمان، که در تاریخ و روایت از شهرت قابل تأملی برخوردار است، خود نشانه‌ای است که اجتهادی بودن ترتیب سوره‌‌ها را تأیید می‌کند. ابن کثیر می‌گوید:
    « ترتیب سوره‌های قرآن کریم از امیرالمومنین، عثمان بن عفان است [۳۷] ».
    ۳ـ علاوه براینها،‌مسائلی همچون عدم هماهنگی ترتیب کنونی سوره‌ها با ترتیب نزول آنها [۳۸] و نیز وارد نشدن دستوری از جانب شرع مقدس مبنی بر عدم جواز ترتیبی غیر از ترتیب فعلی، می‌تواند به عنوان علائمی برآورد شود که به اجتهادی بودن ترتیب سور حکم می‌کند.
    اکنون با توجه به آنچه در اینجا گذشت،‌تردیدی نمی‌ماند که مصحف فعلی در زمانی متأخر از روزگار نزول و بویژه در عهد خلیفه سوم مرتب شده و نوع قرار گرفتن سور در مصحف ، هیچ جنبه توقیف شرعی نداشته است.
    ________________________________________
    [۱] برای نمونه ر.ک به : قرآن در اسلام، ص ۱۵۰ .
    [۲] عبدالجلیل ، تاریخ ادبیات عرب ،‌ترجمه : آذرتاش آذرنوش ( انتشارات امیرکبیر ـ تهران ـ ۱۳۶۳ هـ . ش) ص ۸۶.
    [۳] الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱ص ۶۱.
    [۴] البرهان فی علوم القرآن، ج ۱ص ۳۲۹.
    [۵] جلال الدین السیوطی، تناسق الدررفیتناسب السور، دراسه‌و تحقیق: عبدالقادر احمد عطا، (دارالکتب العمیه ـ بیروت ـ ۱۴۰۶ هـ . ق) ص ۵۷.
    [۶] برای نمونه ر.ک به: الاتقان فی علوم قرآن ج ۱ ص ۶۲ و بحوث فی تاریخ القرآن و علومه، ص ۸۸ و پژوهشی در تاریخ قرآن،‌ص ۸۸.
    [۷] تناسق الدرروفی تناسب السور، ص ۶۰.
    [۸] همان مأخذ و صفحه.
    [۹] ر.ک به: محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، اصول کافی،ترجمه و شرح : سید هاشم رسولی ( انتشارات علمیه اسلامیه ـ تهران ـ بدون تاریخ ) ج ۴، ص ۴۴۴.
    [۱۰] الاتقان فی علوم القرآن ،‌ج ۱ ص ۶۳.
    [۱۱] البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۲۸.
    [۱۲] همان مأخذ و جلد، ص ۳۲۹.
    [۱۳] تفسیر نوین، ص ۲۰ مقدمه .
    [۱۴] ر.ک به: مولی عنایه‌الله القهبائی، مجمع الرجال( موسسه مطبوعاتی اسماعلیان ـ قم ـ بدون تاریخ ) ج ۱ ص ۸۳ و نیز، محمد تقی النستری، قاموس الرجال(موسسه النشر اسلامی ـ قم ـ ۱۴۱۰ هـ . ق) ج ۱، ص ۳۵۲ و نیز،‌ابوالقاسم الخوبی، معجم رجال الحدیث(دارالازهراء ـ بیروت ـ ۱۴۰۹ هـ . ق) ج ۱، ص ۳۶۴ و ۳۶۵ و نیز: محمد بن علی الاردبیلی، جامع الرواه و ازاحه الشبهات عن الطرق و الاسناد (شرکت چاپ رنگین ـ ؟ ـ ۱۳۳۴ هـ ق). ج ۱ ص ۳۹.
    [۱۵] ر.ک به: البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۸ و ۲۹ به نقل از : تفسیر الفرطبی، ج ۱، ص ۷۸ و ۷۹.
    [۱۶] ر.ک به: الزنجانی، تاریخ القرآن ص ۸۸ و التمهید فی علوم القرآن ج ۱، ص ۲۶۴.
    [۱۷] صحبی صالح، مباحث فی علوم القرآن ( انتشارات الشریف الرضی ـ قم ـ ۱۳۶۸ هـ . ش) ص ۷۰.
    [۱۸] الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱ ص ۵۷.
    [۱۹] المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۱.
    [۲۰] ر.ک به: تفسیر نوین، ص ۲۰ و ۲۱ مقدمه.
    [۲۱] پژوهشی در تاریخ قرآن کریم،‌ص ۹۸.
    [۲۲] قرآن در اسلام،‌ص ۱۸۸.
    [۲۳] ر.ک به : همان مأخذ ، ص ۱۸۷ و ۱۸۸.
    [۲۴] البرهان فی علوم القرآن ج ۱ ص ۳۲۶.
    [۲۵] در تعیین هفتمین عضو مجموعه « سبع طوال» ، این اختلاف به چشم می‌خورد که آیا این عضو، « انفال » است یا « برائت» یا هر دو،‌چون میانشان« بسمله» ای فاصله نشده است.
    [۲۶] مناهل العرفان فی علوم القرآن ج ۱ ص ۳۵۲.
    [۲۷] مناهل العرفان فی علوم القرآن ج ۱ ص ۳۵۶ و ۳۵۷ و مباحث فی علوم القرآن، ص ۷۲.
    [۲۸] مناهل العرفان فی علوم القرآن ، ج ۱ ص ۳۵۷.
    [۲۹] جلال الدین السیوطی، التحبیر فی علم التفسیر (دارالکتب العلمیه ـ بیروت ـ ۱۴۰۸ هـ . ق ) ص ۱۷۳ و ۱۷۴ .
    [۳۰] مباحث فی علوم القرآن، ص ۷۲ و ۷۳.
    [۳۱] محمد رضا المظفر در کتاب « اصول الفقه» درباره دلالت تقریر چنین می‌نویسد: « التقریر... فلاشک فی انه یکون ظاهراً فی کون الفعل جائزاً فیما إذا کان محتمل الحرمه » : ( محمد رضا المظفر، اصول الفقه ـ نشر دانش اسلامی ـ تهران ـ ۱۴۰۵ هـ . ق ـ ج ۲، ص ۶۲) که متعلق تقریر را امری معرفی می‌کند که احتمال حرمت در آن برود، ولی آیا هیچ حرمتی در نوع ترتیب گرفتن سوره‌ها در مصحف متصور است؟!
    [۳۲] الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱ ص ۶۲.
    [۳۳] مناهل العرفان فی علوم القرآن ج ۱ ص ۳۵۳.
    [۳۴] حقائق هامه حول القرآن ، ج ۱ ص ۶۲.
    [۳۵] داود العطار، موجز علوم القرآن (موسسه الاعلمی للمطبوعات ـ بیروت ـ ۱۳۹۹ هـ . ق) ص ۱۷۶.
    [۳۶] مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج ۱ ص ۳۵۳.
    [۳۷] موجز علوم القرآن، ص ۱۷۵.
    [۳۸] قرآن در اسلام، ص ۱۵۰
    .