1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دعاى صاحبان باغ سوخته

شروع موضوع توسط Kiana ‏12/11/11 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    در زمان‏هاى دور، در سرزمین یمن مرد با ایمانى زندگى مى‌کرد. او باغ و بستان بزرگ و آبادى داشت و به هنگام برداشت محصول، فقیران و تهى‌دستان به باغ او مى‌آمدند و بهره مى‌بردند.
    [​IMG]​
    وقتى که پدر از جهان رخت بر بست پسران مالک باغ شدند و تصمیم گرفتند از میوه و ثمره باغ به مستمندان چیزى ندهند. زمان برداشت محصول فرارسید، آنان با خود گفتند:
    فردا صبح بى سر و صدا به باغ مى‌رویم و به سرعت محصول را جمع مى‌کنیم و تا تهى‌دستان از شروع برداشت محصول بى‌خبر هستند ما کار را تمام کرده و آن را به خانه و انبار مى‌آوریم. آنان بدون آن ‏که توجه کنند که نعمت‏ها همه از خداست و خداوند در محصول آنان براى فقرا سهمى قرار داده است، با این تصمیم، شب خوابیدند تا پگاه به باغ روند.
    همان شب آتش الهى، باغ را سوزاند به گونه‏اى که صبحگاهان وقتى که آنان به باغ رسیدند با خود گفتند: اشتباه آمدیم، این باغ ما نیست. برادر عاقل‏تر گفت: مگر به شما نگفتم تسبیح الهى گویید و به یاد خداوند باشید و جانب حق را پاس دارید!
    آنان از غفلت به در آمدند و هشیار شدند و به اشتباه خود پى بردند و گفتند:
    سُبْحانَ رَبِّنا إِنّا کُنّا ظالمِین(۱)؛​
    منزّه است پروردگار ما، همانا ما ستمکارانیم.
    آنان یکدیگر را ملامت کردند و به گناه خود اقرار و اعتراف کردند و تصمیم گرفتند راه راست و درست، و روش پدر خردمند خود را در پیش گیرند و گفتند:
    عَسى رَبُّنا أَنْ یُبْدِلنا خَیْراً منْها إِنّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ(۲)؛​
    امیدواریم پروردگار ما بهتر از آن باغ؛ به ما دهد، ما به سوى پروردگار خود رو مى‌کنیم.
    _____________________
    ۱- قلم/ آیه ۲۹.
    ۲- قلم/ آیه ۳۲.
    منبع: کتاب دعاهاى قرآن، حسین واثقى.