لوط که پسر خاله ساره همسر ابراهیم و برادرزاده ابراهیم بوده به ابراهیم ایمانآورد وبهمراه وی به فلسطین مهاجرت نمود. مردم قوم لوط درشهر سدوم در فلسطین ساکن بودند. قوم لوط بخاطربخل فاسد شدند! در باره اینکه عمل زشت لواط(وباصطلاح امروز همجنس بازی)چگونه درمیانآنان شیوع یافت - با اینکه مطابق روایات و تواریخ تا به آن روز سابقه نداشت - درحدیثی که صدوق (ره)از اامام باقر علیه السلام روایت کرده آن حضرت علت شیوعاین عمل را در میان آنها،خصلت نکوهیده بخل ذکر فرموده وبه ابوبصیر که راویحدیث ویکی از اصحاب اواست چنین گوید: ای ابامحمد!رسول خدا صلی الله علیه وآله در هر صبح وشب از بخلبه خدا پناه میبرد وما نیز از این صفت به خدا پناه میبریم،خدایتعالیفرموده:«وکسی که نفسش از بخل نگه داری شود آنان رستگارند»و اکنونسرانجام(شوم)بخل را بتو خبرخواهم داد: قوم لوط اهل قریهای بودند که بخل داشتند وهمین بخل درد بیدرمانی در مورد شهوت جنسی برایشان ببار آورد. ابابصیر پرسید:چه دردی برای آنها ببار آورد؟ امام فرمود: قریه قوم لوط سر راه مردمی بودند که به شام ومصر سفر میکردند.وچونکاروانی بر آنها وارد میشد از آنان پذیرائی مینمودند.چون این جریان ادامه پیداکرد از روی بخل وخساستی که داشتند ناراحت شده وبه فکر چارهای افتادندوهمانبخل موجب شد که چون میهمانی به خانه آنهامی آمد با او لواط میکردند بدوناینکه شهوتی به این کار داشته باشند.وتنها این عمل را انجام میداند تا مهمانی بهمنزل آنهانیاید.وهمین سبب شد تا پای مسافران از سرزمین آنها قطع شود ودیگرکسی بدانجا نیاید اما این عمل در میان آنهاعادت شد وبالاخره سبب هلاکتشانگردید. ابراهیم به لوط مأموریت داد تا برای هدایت آنان بنزدشان برود.وقتی لوط نزدآنان رفت به او گفتند:تو کیستی؟گفت:من پسرخاله ابراهیم هستم که پادشاه او را درآتش انداخت ولی خدا آتش را سرد نمود واو در نزدیکی شما ساکن است پس ازخدا بترسید واین کارها را نکنید که خدا شما را هلاک میکند!قوم لوط هم جرأتنکردند او را اذیت کنند واو در میان آنان ماند و با آنان وصلت کرد.وهرگاه شخصیگرفتار قوم لوط میشد،لوط اورا از دست آنها نجات میداد. لوط در قرآن به قسمتی از سخنان لوط ومردم سدوم توجه فرمائید: «لوط به قومش گفت:چرا تقوا ندارید؟من برای شما پیامبری امینم.پستواداشته واز من پیروی کنید.من از شما مزد نمیخواهم که مزدم با خداست.چرافقط با مردان آمیزش میکنید؟و زنها را که خدا برای شما خلق کرده رهانمودهاید؟شما ستمکارید!آنهاگفتند:اگر دست از این حرفها بر نداری تو را بیرونمیکنیم!لوط گفت:من با این کار شما دشمن هستم.» «وقتی برای لوط مهمانآمد،مردم شهر شادی کنان (برای عمل لواط بامهمانان لوط)آمدند!لوط گفت:اینها مهمان من هستند.مرا رسوا نکنید!از خدابترسید ومرا شرمنده نسازید!مردم گفتند:مگر نگفته بودیم که از مردم دنیا دوریکنی؟لوط به آنها گفت:اگر قصد (غریزه جنسی)دارید این دختران من (برای ازدواج)در اختیار شما است.بجان تو(ای پیامبر)آنها مست و گمراه بودند.ما هم در هنگامصبح صدای مهیبی بر آنها فرستاده وشهرشان را زیرو وکردیم و باران سنگ بر آناباریدیم » «لوط به قومش گفت:شماکارهای زشتی که تاکنون هیچ ملتی انجام ندادهمرتکب میشوید.شما (بجای ازدواج مردان با زنان)هم جنس بازی میکنید.شمامسرف هستید!آنهاجواب دادند که باید لوط وهمراهانش را از اینجا بیرون کنیم کهاینها میخواهند پاکدامن باشند!خداوند هم او وخانوادهاش را غیر از زنش که جزوماندگان بود،نجات داد و بر قوم لوط باران سنگ بارید.بنگرید عاقبت گناه کارانچگونه شد؟