اموال چهارگانه در قرآن این بار اولین نبود که خلیفه دوم ،عمر اینچنین هراسان و شتابان رو بسوی علی (علیه السلام)می آورد.او می دانست اگر هر دری بسته شود اما در و باب علم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بسته نخواهد شد آخر مساله هدایت مردم مسلمان در میان است. حدیث شماره 270 : [در ایام خلافت عمربن خطاب در نزد او از زیورهای کعبه و کثرت آن سخن به میان آمد . گروهی گفتند : [1] اگر آن را می گرفتی و لشکرهای مسلمین را مجهز می ساختی اجرش بزرگتر بود کعبه زیور و زینت برای چه می خواهد ؟ [2] عمر نیز تصمیم گرفت که چنین کند و در این باره از امیرمؤمنان سؤال نمود . آن حضرت در پاسخ فرمود : این قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد در حالیکه [3] چهار نوع مال وجود داشت ،اموال مسلمانان که آنها را طبق دستور قرآن بین ورثه تقسیم فرمود [5]فیی ء که آن را بر مستحقان آن بخش نمود خمس که آنرا در مورد خود قرار داد اگر آن را می گرفتی و لشکرهای مسلمین را مجهز می ساختی اجرش بزرگتر بود کعبه زیور و زینت برای چه می خواهد ؟ [6] وصدقات که آنها را نیز در مواردش صرف کرد . و در آن هنگام زیورهای کعبه بر آن بود [7] و خداوند آنرا بر همان حال گذاشت نه اینکه از روی فراموشی آن را گذاشته باشد و وجودش بر او مخفی باشد . [8] بنابراین تو هم آن را بر همان حال که خدا و پیامبرش آنرا قرار داده اند باقی گذار . عمر گفت : اگر تو نبودی رسوا می شدیم و زیورهای کعبه را به حال خود واگذاشت . آری علی (علیه السلام)با کلام خویش حرمت کعبه را بار دیگر برای مسلمانان همچون جان مسلمانان پاسداری نمود. انید آنکه مانند علی (علیه السلام)پاسدار دین خدا باشیم -------------------------------------------------------------------------------- منبع:نهج البلاغه،حکمت 270 270 - [16] وروی انه ذکر عند عمر بن الخطاب فی ایامه حلی الکعبه و کثرته ، فقال قوم : [1] لو اخذته فجهزت به جیوش المسلمین کان اعظم للاجر، و ما تصنع الکعبه بالحلی ? [2] فهم عمر بذلک ، و سال عنه امیر المؤمنین [ع ] ، فقال [ع ] : [3] ان هذا القرآن انزل علی النبی [ص ] ، و الاموال اربعه : [4] اموال المسلمین فقسمها بین الورثه فی الفرائض ، [5] و الفی ء فقسمه علی مستحقیه و الخمس فوضعه الله حیث وضعه ، [6] و الصدقات فجعلها الله حیث جعلها و کان حلی الکعبه فیها یومئذ ، [7] فترکه الله علی حاله ، و لم یتکره نسیانا ، و لم یخف علیه مکانا ، [8] فاقره حیث اقره الله و رسوله فقال له عمر : لولاک لا فتضحنا و ترک الحلی بحاله