1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

♂♥♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂♥♀

شروع موضوع توسط Am!R~Mr ‏7/11/11 در انجمن کودک و نوجوان

  1. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    شما جذب چه مردی می شوید؟ ( طالع بینی )

    ازطریق 3رنگ: جذب چه مردی می شوید؟
    میتوانید از طریق 3 رنگ، سرنخ های شگفت انگیزی بدست آورید آیا تا بحال میدانستید که رنگهای سبز و بنفش و نــارنجی -رنگ های فرعی) میتوانند نشان دهنده آرزوها و نیازهای شما در روابط عاطفی باشند؟ اگر یکی از این رنگ ها را انتخاب کنید می توانید از روی آن تشخیص دهید که شخصیت شما جذب چه تیپ مردهایی می شود، که البته شامل مرد ایده آل شما نیز می شود! اگر می خواهید از اسرار رنگها سر در بیاورید، و بفهمید که تاثیر و معنای آنها در زندگی شما چیست این تست کوتاه را انجام دهید مرحله 1: رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید
    به رنگ های زیر نگاه کنید، و هر یک را که بیشتر از سایرین دوست می دارید انتخاب کنید: -البته لازم نیست رنگی را انتخاب کنید که در لباس پوشیدن و آرایش خود به کار می برید

    سبز بنفش نارنجی

    مرحله 2: نتیجه

    حال که رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کردید، نگاهی به تفسیر آن بیندازید تا با شیوه های عشق ورزی خود آگاه شوید، و بدانید که خصوصیات اخلاقی مرد ایده آلتان چگونه است

    اگر رنگ منتخب شما سبز باشد

    زمانی که برای اولین بار با مردی ملاقات می کنید رفتار شما باعث می شود که او از همان آغاز سفره دلش را برای شما باز کنید و در مورد زندگیش با شما صحبت کند. شما راحتی و آرامش را به فرد مقابل منتقل می کنید و او احساس می کند که تحت حمایت کامل و همه جانبه شما قرار گرفته است
    شما از همان آغاز به راحتی می توانید تشخیص دهید که فرد مقابل چه نیازهایی دارد. شما به غرایز خود اعتماد می کنید و به نداهای درونیتان گوش می سپارید و از همین طریق متوجه می شوید که او در رابطه چه چیزی را طلب می کند
    نکته قابل توجهی که در شما وجود دارد توانایی کسب اطلاع از طرف مقابل است. شما از این طریق حس کنجکاوی خود را تطمیع می کنید
    در نهایت شما با کسی ازدواج می کنید که بتواند آسایش و امنیت را برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب خانه ای پر از بچه می شوید، از نظر مادی بی نیاز هستید، برای همسر خود ارزش قائل می شوید و او نیز به شما احترام می گذارد. مرد ایده آل شما باید دارای یک شخصیت ثابت باشد"سبزی ها" با مردهای با ثبات و قاطع ازدواج می کنند
    اخطار: شما همواره با روی باز با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار می کنید و انسان پاک و معصومی هستید. داشتن این خصوصیات اندکی کار شما را در پیدا کردن مرد ایده آلتان دشوار می کند. بیشتر افراد نمی توانند شخصیت واقعی شما را به درستی بشناسند به همین دلیل زمانی که با خود واقعی شما مواجه می شوند ممکن است شکه شده و نا امید گردند، زیرا ممکن است که شما با معیارهای ذهنی آنها مطابقت نداشته باشید

    اگر رنگ منتخب شما بنفش باشد

    در اولین ملاقات بیشتر جذب انرژی و تحرک فرد مقابل می شوید، اما در واقع شما به مردی علاقمند هستید که در کنار او احساس راحتی کنید و از او آرامش بگیرید. رمز موفقیت شما در مقابل مردها گیرایی، جذبه و هیجانتان است. شما سرشار از ذوق و اشتیاق هستید به همین دلیل آقایون نیز احساس می کنند که زندگی شان در کنار شما مهیج و جالب خواهد شد
    شما وفادار و وظیفه شناس هستید و ارتباط عاطفی برای شما یک امر جدی تلقی می شود

    اگر فردی را برای ازدواج انتخاب کردید، به این معناست که او تمام معیارها و ملاک های مورد نظر شما را دارا بوده که توانسته به این مرحله راه پیدا کند. در ضمن لازم به ذکر است که شما برای وضعیت ظاهری افراد اهمیت خاصی قائل هستید. "بنفشی ها" با مردهای خوش تیپ و قیافه ازدواج می کنند
    اخطار: بهتر است اگر فرد مناسب پیدا شد اندکی به او فرصت دهید و شروع نکنید به حدس زدن خصوصیات اخلاقی او. بهتر است وی را بر اساس رفتارش ارزیابی کنید نه اینکه او را با مرد ایده آل ذهنی خود مقایسه کنید

    اگر رنگ منتخب شما نارنجی باشد

    شما یک فرد جذاب، دوست داشتنی، مهربان و خونگرم هستید و با این خصوصیات می توانید دل مردها را بدست آورید. باید حقیقت را لمس کنید تا بتوانید آنرا باور کنید. با رفتار خود به دیگران نشان می دهید که به حرف های آنها گوش می دهید و برایشان ارزش قائل هستید
    به راحتی فریفته ظاهر افراد می شوید اما جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چراکه ازدواج شما همیشه از روی عقل و منطق می باشد
    شما جذب مردهای با هوش می شوید و هنگامیکه به او بله گفتید، بله شما به معنای تا ابد و همیشه و در رنج و شادی است. شما با مردی ارتباط برقرار می کنید که بتوانید از او چیزی بیاموزید. "نارنجی ها" با مردهای با هوش ازدواج می کنند
    اخطار: شما فردی هستید که سعی می کنید نقاط ضعف و منافذ حساس و نفوذ پذیر خود را پنهان کنید، تنها چیزی که فرد مقابل می تواند در شما ببیند استحکامات زیرکانه است. او احتمالا در مورد شخصیت اصلی شما دچار اشتباه می شود. سعی کنید در طول زمان وی را با کاراکتر واقعی تان آشنا کنید
     
  2. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    سی باور غلط در ازدواج





    * ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.

    * اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).

    * عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.

    * ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.

    * ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).

    * ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.

    * ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.

    * ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.

    * دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق است.

    * حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.

    * باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.

    * زن باید وارد یک زندگی کامل شود.

    * مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.

    * یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.

    * کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.

    * ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).

    * اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.

    * ازدواج یعنی خوشبختی و رفاه.

    * ازدواج یعنی اسارت.

    * مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.

    * شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.

    * زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.

    * زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.

    * زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.

    * زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.

    * شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.

    * به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)

    * چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.

    * زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.

    * مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.

    * افرادی که طلاق می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.

    * والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.

    * هر نوع زندگی بهتر از طلاق است.

    * طلاق یعنی بدبختی.

    * رابطه جنسی پدیده ای گناه آلود یا زشت است.





    دکتر صبحی - فوق دکترای روان شناسی
     
  3. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    با چه افرادی ازدواج نکنیم


    نوشته جفری اچ. لارسن (Jeffry H. Larson) کارشناس مسائل خانواده

    من در طی پنج سال گذشته، به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام که به تشکیل یک زندگی مشترک رضایت بخش و استوار می انجامند. این بازخوانی نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی به خصوصی وجود دارند که میتوان آنها را قبل از ازدواج شناسایی کرد و از طریق آن ناموفق بودن یک ازدواج را پیش بینی نمود. این نوع ویژگیهای شخصیتی میتوانند زمینه را برای بروز رفتارهای اغراق آمیز و ناهنجار یک فرد در برابر وقایع عادی یک رابطه، آماده کنند. به قول دکتر لارنس کوردک (Lawrence Kurdek)، روانپزشک، این ویژگیها "میتوانند به دو شریک زندگی کمک کنند تا به افرادی مبدل شودن که زندگی با آنها بسیار مشکل است." حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست "کسانی که نباید با آنها ازدواج کرد" قرار میگیرند. تحقیقات نشان داده است که اگر شخصی بیش از حد افسرده، کمرو، مضطرب، متخاصم، تکانشی (کسی که بدون فکر کردن عمل میکند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمیرسد، ضمن اینکه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود. فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی که دارای ویژگیهای خطرناک هستند اشاره شده است و تکرار میکنم که در چنین شرایطی، بهترین کار ازدواج نکردن است!

    • اگر یکی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح میکند : "مطمئنی که دوستم داری؟" یا " واقعا برایت اهمیت دارم؟"(تیپ تایید خواه)

    • اگر زمانی که با هم هستید، بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت میگذرد. (رابطه عشق - تنفر(

    • اگر با وجود اینکه زمان بسیاری را با هم میگذرانید، واقعا یکدیگر را به عنوان یک فرد نمی شناسید یا با افکار یکدیگر ارتباط برقرار نمیکنید.

    • اگر با پدر یا مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما "درست شبیه" این والد نامطلوب شما است.

    • اگر دلیل ازدواج شما، یافتن کسی است که برایتان "مادری" یا "پدری" کند.

    • اگر احساس میکنید که تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.

    • اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان میچرخد: "شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود"

    • اگر فرد مورد نظرتان میخواهد که همه دوستان قدیمی خود را ترک کنید و یک زندگی اجتماعی تازه برپا کنید(تیپ مالکیت طلب)

    • اگر او همه تصمیمهای مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ میکند و شما از این کار بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)

    • اگر بعد از یک گفتگوی رو راست با خودتان به این نتیجه رسیدید که تنها به خاطر مسائل جنسی با او ازدواج میکنید.

    • اگر او بارها "از کوره در میرود" و در کنترل خلق و خوی خود ناموفق است.

    • اگر احساس میکنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.

    • اگر این فرد شما را از نظر جسمی یا روحی آزار میدهد.

    • اگر یک روز کامل (و بدون تلویزیون) را تنها با این شخص گذرانده اید و متوجه شده اید که روزی غیرقابل تحمل داشته اید.

    در نهایت، سه توصیه برای شما دارم که میتوانند در جلوگیری از ازدواج با چنین

    خصوصیاتی مفید باشند :

    ۱. بیاموزید که این ویژگیها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امکان قبل از ازدواج، به دنبال درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید که ازدواج مشکلات شخصیتی را حل نمیکند که هیچ، در بسیاری از موارد آنها را شدیدتر هم میکند.

    ۲ در سن پایین ازدواج نکنید، که در واقع منظورم زیر ۲۳ سال است.

    ۳. قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید و تا زمانی که حداقل یک سال با او معاشرت نکرده اید، ازدواج نکنید.
     
  4. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    چگونه بهترین همسر را برای آینده انتخاب کنیم


    اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله میخواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنیدخیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید.



    خیـلیهای دیـگرتان هم فکر میکنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید.خیـلیها هم هستنـد کـه در رابـطههایی به سر میبرند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر میکنند هر عشقی بهتر از بی عشق بودن است. .اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله میخواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

    خیلی از آهنگها، فیلمها، کتابها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان میدهند. آنها شما را مجاب میکنند که باور کنید میتوانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است. درست است، این اتفاق میافتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومونها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.

    فرومونها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک dna خاص را کشف میکند، تولید میشوند. بدن ما این dna را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف میکند. اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومونها پدید میآید، فقط نشاندهنده یک چیز میتواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه میکنند میتوانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب dna آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد.

    آنچه که فرومونها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه میتوانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.

    یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی میکند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. این کشش باعث میشود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد

    رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.
    یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست

    . اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول میانجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوجها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور میکنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کردهاند باید با هم بمانند

    .
    اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد میشود. اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود

    . تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی میخواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلمها و آهنگها در مورد آن دیده و شنیده ام.

    حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است


    اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟

    یکی از نشانههای عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد

    . وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد

    . البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها میکنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت میکنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.

    اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل میگویم به کمی کشش هم نیاز است

    . الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش میدهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان میگذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش میگذرانید.

    هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر میشود.

    . در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر میتوانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.

    افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند
    .
    یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد. یک ضرب المثل است که میگوید، افراد متضاد همدیگر را جذب میکنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج میکنند و آخرسر میفهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند
    گرچه یعضی از زوجها به مرور زمان یاد میگیرند که تفاوتهای همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزشها، مشغولیات و سرگرمیهای مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.

    هیجان اولیه تفاوتهای زیاد، سرانجام وقتی ماهها تبدیل به سالها میشوند رنگ و بوی خود را از دست میدهد

    و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه میشد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک میکرد یا حداقل همیشه با حرفهای شما مخالف نبود. درنتیجه هر چه زمان جلوتر میرود شما وقت کمتری را با هم سپری میکنید و آخر کار محبور میشوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.

    وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین میرود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم میمانید.

    . اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر میکنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین میبرد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که میتوانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل میشود و همه باید از گلایهها، دعواها، و جنجالهای همیشگی شما در عذاب باشند.

    صبر و گذشت نشانههای عشق واقعی هستند

    وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتیها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما شنان خواهد داد

    . اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوجهایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشن

    وقتی میفهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کردهاند، واقعاً ناراحت و پشیمان میشوند.
    .
    هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید

    . ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادنها و گرفتنها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه میکنید، همدیگر را ناز و نوازش میکنید یا به چشمان هم خیره میشوید؟

    خودتان را در کنار همسرتان در ۲۰ سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس میکند یا از تصور آن لبخند میزنید؟

    اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین میکند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان میآید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.

    دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است]


    عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت میبرید، پس او بهترین دوست شماست.

    . این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا میبرد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک میکند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک میکنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر میتوانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید

    songsara.net
     
  5. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    راهنمایی ها برای پرسش های پیش از ازدواج




    بیشتر مشاجره*های لفظی میان زن و شوهرها از حرف*هایی که میان آن*ها رد و بدل می*شود، برمی*خیزد؛ حرف*هایی که یا نشان*دهنده*ی اختلاف نظر درباره*ی عقاید و سلایق آن*هاست یا قرار است منجر به یک تصمیم مشترک برای یکی از امور زندگی شود. اما چرا این اختلافات در دوران آشنایی پیش از ازدواج مجال بروز پیدا نمی*کنند؟ دلیل اول آن است که تا زمانی که دو نفر زیر یک سقف نروند و زندگی مشترکشان را شروع نکنند، کمتر ممکن است حرف*هایی از این دست پیش بیاید و دلیل دیگر آن*که اگر هم پیش بیاید، رودربایستی*ها و ملاحظات باعث می*شود، طرفین حرف خود را فروبخورند.
    پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقع*بینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، می*توانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند

    دقت کنید که هیچ*یک از محورهای پیشنهادی گفت*وگو که در ادامه می*خوانید، برای ارزش*گذاری رفتار شما یا طرف مقابلتان نیست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوت*ها است. تفاوت*هایی که اغلب یکی از این سه حالت را دارند: مفید و مکمل هم، قابل اغماض و مدیریت، غیرقابل اغماض و مدیریت*.

    محاسن خانواده*ها؛ محور اول
    هر یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده*ای را که در آن بزرگ شده* است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که به*عنوان ارزش*ها و محاسن خانواده*ی همسر آینده*اش شنیده است، «ارزش» و «حُسن» می*داند؟
    نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه به*عنوان یکی از خوبی*های خانواده و اقوام خود می*پنداشته*اید، در نظر همسر آینده*تان، یک رفتار ناپسند یا مشکل*ساز تلقی شود.


    معایب خانواده*ها؛ محور دوم
    هریك از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانواده*ای را كه در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید كه آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترك با همسر آینده*اش مشكل*ساز خواهد بود یا نه؟ (اگر مشكل*ساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)
    همچنین صادقانه بگوید كه افكار و رفتار خودش نیز تحت تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ (اگر تحت تأثیر است، تا چه اندازه؟)
    سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید كه آیا می*تواند با چنین روحیاتی كنار بیاید یا نه؟


    زمان بچه*دار شدن؛ محور سوم
    هریك از طرفین باید نظر خود را درباره*ی زمان بچه*دار شدن بگوید.
    ممکن است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچه*دار شد. این عقیده تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج می*کنند و نگران فاصله*ی سنی خود و فرزندشان هستند نیست، بل*که کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بیشتر وابسته*ی هم می*شوند و رفتارهای کودکانه*ی خود را زودتر کنار می*گذارند.
    در این میان عده*ای هم معتقدند همین*طور که زندگی سر و سامان می*گیرد، بچه*ی زودآمده هم از آب و گل در می*آید و همه*ی دردسرهای اول زندگی با هم تمام می*شود.
    اما شاید طرف مقابل شما از آن*هایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آن*هایی که عقیده دارند تا رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچه*دار شد. پس در این موارد به صراحت صحبت کنید.


    تعداد بچه*ها؛ محور چهارم
    هریك از طرفین باید نظر خود را درباره*ی تعداد بچه*ها بگوید.
    ممکن است شما معتقد به تک*فرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و یا اصلا حوصله*ی بیش از یک بچه را نداشته باشید.
    شاید هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچه*ی یکی*یک* دانه، خل و دیوانه می*شود و بچه باید هم*بازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر تنهایی شما را بیش*تر پر کند.
    حالت دیگر این است که شما معتقد به جوری جنس باشید؛ یعنی بگویید بچه*دار شدن را باید حتی*الامکان تا وقتی هم که فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد.
    پس عقیده*ی *خود را ـ هرچه که هست ـ در این مورد پنهان نکنید.


    تربیت بچه*ها؛ محور پنجم
    هریك از طرفین باید نظر خود را درباره*ی نحوه*ی تربیت بچه*ها بگویند.
    ممکن است شما معتقد باشید که هنوز هم روش*های سنتی تربیت و سخت*گیری به بچه از همان سنین طفولیت، مطمئن*ترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.
    شاید هم معتقد به روش*های نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه را مستلزم مطالعه*ی کتاب*های روان*شناسی تربیت بدانید.
    کسانی هم هستند که می*گویند باید کتاب*های تربیتی را خواند اما این روش*ها را با در نظر گرفتن واقعیات و شرایط فرهنگی جامعه به*کار بست.
    در هرحال فراموش نکنید که در بحث تربیت، جدال سخت*گیران و آسان*گیران و نیز نبرد سنت و مدرنیزم یکی از زمینه*های بروز اختلاف است.


    دایره*ی همدلی و پایبندی؛ محور ششم
    همدلی و پایبندی برای هرکس تعریف خاص خود را دارد.
    ممکن است شما نوع برخورد یا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشان*دهنده*ی میزان پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.
    یا ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم به*خاطر ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیرفامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات* خود با آن*ها باشید.
    این هم ممکن است که شما نگران گذشته*ی نامزدتان باشید.*
    اما درهرحال دو چیز را از یاد مبرید:
    اول این*که؛ هرگز نمی*توانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید.
    دوم این*که؛ از ماجراهای گذشته*ی خود، آن*چه را که ممکن است در آینده برای زندگی مشترکتان مشکل*ساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را یادآور شوید، اما در گذشته*ی یکدیگر بیش از این جست*وجو نکنید.


    خرج کردن؛ محور هفتم
    از نظر شما چه هزینه*هایی خرج لازم و چه هزینه*هایی خرج زائد هستند؟
    ممکن است کاری که شما به حساب صرفه*جویی خود می*گذارید، همسر آینده*ی شما به پای خساست شما بگذارد.
    در اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر می*دانید؟ نمونه*هایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آن*ها را مثال بزنید.
    مثلا ممکن است شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصه*ای برای بروز چشم و هم*چشمی*ها تلقی کنید.
    شاید هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال عمل کرد.
    یا ممکن است صرف ناهار و شام را در بیرون از منزل، یک تفریح خوب یا یک ولخرجی بی*مورد به حساب آورید.
    نظرتان در مورد خرج کردن برای سرگرمی*هایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالری*های هنری و کنسرت*های موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟


    پیشرفت مالی؛ محور هشتم
    آیا شما فکر می*کنید که طی هر یک* سال باید پیشرفت*های مهمی در زندگی*تان محقق شود یا در عرض کمتر از یک *سال؟
    آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر برنامه*های کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به *عنوان کسی که از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای برنامه*های*تان می*دانید؟
    به عنوان مثال؛ آیا شما فکر می*کنید فعلا بیش از این نمی*توان برای تغییر شرایط مالی و ارتقای وضعیت شغلی کاری کرد یا معتقدید که دو فکر بهتر از یک فکر جواب می*دهد و همفکری با همسرتان در این مورد، می*تواند منشاء تحول باشد؟
    آیا شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از خانه شغلی داشته باشد؟
    نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانه*ی مناسب و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدل*بالا و یک ویلا در منطقه*ای خوش* آب و هوا؟ یا...؟


    اوقات فراغت و امور منزل؛ محور نهم
    به نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟
    امور منزل و کارهای عقب*افتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما چه*قدر است؟ بیشتر اهل کدام*یک از این کارها هستید؟
    آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصله*تان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟
    به نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل ـ جمع *و جور، رُفت *و روب، شست *و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچه*ها و... ـ تا چه** اندازه باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.
    چه کارهایی برای اوقات فراغت روزانه و چه کارهایی برای ایام تعطیل مناسب*اند؟
    تماشای فیلم را در منزل ترجیح می*دهید یا سینما؟
    مطالعه را مفید می*دانید یا ضروری؟
    چه*قدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟
    دوست دارید چه*مقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چه*مقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟
    چه*قدر اهل سفر هستید و چه* گونه مسافرتی را دوست دارید؟
    آیا قدم زدن در کوچه*ها و خیابان*های شهر را دوست دارید؟
    آیا...؟


    صمیمیت و احترام؛ محور دهم
    دایره*ی پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجره*های لفظی را چه*گونه ترسیم می*کنید؟
    آیا درصورت بروز مشاجره* با یک شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او می*کنید، یا کل شخصیت و کل رابطه*ای را که با او دارید، زیر سوال می*برید؟
    ابراز علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما باید چه*گونه باشد؟ با حرف*های محبت*آمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهای زناشویی؟
    توقع دارید همسرتان هرکدام از این کارها را با چه فواصل زمانی و در چه اوقاتی برای شما انجام دهد؟
    تا چه اندازه آمادگی پیش*قدم شدن برای انجام هرکدام از این کارها را دارید و تا چه اندازه متوقع* هستید همسرتان در این موارد پیش*قدم شود؟
     
  6. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    ازدواج*تان را معنادار کنید

    ازدواج تنها به دست کردن یک حلقه نیست - ازدواج پیوندی عاطفی میان دو نفر است که باید در طول زمان رشد کند و به ارزش زندگی شما بیفزاید.
    روانشناس و روان*دمانگر دانشگاه هاروارد، دکتر مارک اوکانل می گوید ازدواج تنها وارد کردن یک حلقه به انگشت* نیست. ازدواج رابطه*ای صمیمی و مداوم است که در طول زمان رشد می*کند و شما را به شخص بهتری بدل می*کند.
    او که نویسنده کتابی با نام "مزیت ازدواج: پاداش*های غافلگیرکننده با هم ماندن در میانسالی" است، می گوید: "ما عقیده محافظه*کارانه* نگرش به ازدواج به عنوان گزینه*ای ایمن اما ملال*آور را حفظ کرده*ایم. اما دلیل قانع*کننده*تری برای ازدواج و تداوم ازدواج وجود دارد، تجربه من از ارزش صمیمیت و رشد شخصی حکایت می*کند."
    اوکانل می*گوید: "لازم است افراد به رابطه با همسرشان فرصتی برای نه تنها برای درک کردن شخصی دیگر بلکه برای درک کردن بهتر خودشان از طریق شخص دیگر بشمارند."
    به گفته او اولین گام با فکر کردن پیش از ازدواج شروع می*شود: به این موضع بپردازید که چرا ازدواج برای شما اهمیت دارد و چرا می*خواهید بقیه عمرتان به این رابطه اولویت دهید.
    یک پرسش ساده این است: "این رابطه برای ما چه چیزی را به دنبال دارد؟"
    اوکانل می*گوید: "ازدواج یک رابطه مداوم و باید محیطی را ایجاد کند که در آن شما بتوانید تغییر کنید و رشد پیدا کنید. با اینکه فرهنگ ما بیشتر بر مسائل آنی و لحظه کنونی متمرکز است. مهم است که دو نفر نه تنها به لحظه کنونی، بلکه به 10 سال بعد هم فکر کنند تا بتوانند درک بهتری از آنچه ازدواج به زندگی*شان در درازمدت می*افزاید، پیدا کنند."
    ازدواج چیزی بیشتر از با هم کنار آمدن و داشتن رابطه*ای خوب یعنی دو جزئی از یک ازدواج است با روش*های ازدواج*درمانی "سنتی" می*توان آن را بهبود بخشید. ازدواج درمانی معمولا برای کمک به زوج*ها برای ارتباط برقرار کردن بهتر، حل وفصل اختلافات به شیوه*ای خلاقانه**تر و یافتن راه*های برای سازش کردن با یکدیگر است.
    اما رسیدن به سطوح بالاتر صمیمیت به کار بیشتری نیاز دارد.
    اوکانل می*گوید: "روابط صمیمی ما باید ما را تغییر دهد. این روابط باید باعث رشد دادن*مان شود، و اگر این چنین نباشد، پس چیزی در رابطه ما مفقود است."
    آغاز ساختن ازدواج بهتر
    ساختن ازدواجی قوی و صمیمی از درون خود شما شروع می*شود، و بعد به پیوندی عاطفی میان شما و همسرتان بدل می*شود که برای یک عمر به طول می*انجامد.
    اوکانل می*گوید: "موضوع این نیست که دو نفر باید صرف نظر از هر شرایطی با هم بمانند، اما صمیمیت مداوم می*تواند به افراد بخت شناختن خودشان و یکدیگر را به طریقی صادقانه*تر و واقعی*تر بدهد."
    به گفته او چه شما یک رابطه مستحکم با همسرتان داشته باشید که بر اساس مصالحه و فداکاری شکل گرفته باشد، و چه رابطه*ای مشکل*ساز داشته باشید که از اختلافات و نومیدی*های دائمی آسیب دیده باشد، شگرد اصلی این است که خودتان را بشناسید تا بتوانید چگونگی سازگار شدن با همسرتان را بهتر درک کنید.
    او می*گوید راهی که یک زوج برای شروع بهبود بخشیدن به رابطه*شان انتخاب می*کنند، با برخی کارهای بدیهی اما مهم باید شروع شود.
    گرچه ممکن است به نظر رسد این قواعد سردستی هستند، اما برای بهبود صمیمیت حیاتی هستند:

    تفاوت*های*تان با همسرتان را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

    با یکدیگر صحبت کنید.

    به هم احترام بگذارید.

    نکات مثبت را تقویت کنید و نکات منفی را به کاهش دهید.

    تقصیر به گردن یکدیگر نیندازید.

    نسبت به یکدیگر صادق باشید.

    مسائل را از دیدگاه همسرتان هم ببینید.

    قضاوت نکنید.

    به سوی ازدواجی پرمعناتر
    این نکات تنها برای شروع هستند. اما هنگامی رابطه*ای با همسرتان ساختید که کنارآمدن با یکدیگر جزء اساسی آن است، و به به میانه میدان مسائل عمده مربوط به زندگی مشترک*تان پا گذاشتید، ساختن حس قوی صمیمیت به هردوی شما و همسرتان امکان می*دهد از مزایای ازدواج بهره ببرید.

    این توصیه*ها به شما کمک می*کند، همسرتان را بهتر درک کنید، و ازدواج**تان را به واقع معنادار کنید:

    تعریفی درازمدت*تر از عشق را بپذیرید: به گفته اوکانل عشق تنها رابطه*ای کوتاه*مدت و آنی نیست. بر معنای ازدواج*تان و عشق*تان در طول سال*ها و اینکه چگونه زندگی*تان به خاطر همسرتان بهتر شده است، متمرکز شوید.

    از تفاوت*های*تان استقبال کنید: به جای این برداشت که افراد به خاطر عادت کردن به یکدیگر، از دست هم خسته می*شوند، این مسئله را انسان*ها به نحوی بی*نهایت پیچیده و همیشه در حال تغییرند، را درک کنید.


    زمان بزرگترین هدیه است: زمان یکی از پرارزش*ترین هدایایی است که می*توانید به دیگری، و از همه مهم*تر به همسر و خانواده*تان بددهید. ترتیبی بدهید که دست کم 20دقیقه در روز با همسرتان خلوت کنید و آن را صرف بهبود رابطه*تان کنید، و این مدت کمترین زمانی است که برای این کار لازم است. در این مدت بدون تلویزیون و بدون کامپیوتر بر یکدیگر متمرکز شوید و از این زمان برای صمیمی*شدن و ارتباط هم استفاده کنید.

    به روابط جنسی اهمیت بدهید: راه*هایی وجود دارد که همسران با افزایش سن*های*شان هم چنان رابطه جنسی خود را گرم نگه دارند. با افزایش سن در حالیکه رابطه*تان تکامل پیدا کنید، به دنبال راه*هایی باشید که رابطه جنسی*تان را زنده نگه داید.

    تعادل را حفظ کنید: اختلافات زیادی در زندگی زناشوی به وجود می آید. هردوی شما و همسرتان باید این اختلافات را به شیوه*ای خلاق که به رشد شما کمک کند، حل کنید. سعی کنید بین تعامل*های مثبت و منفی*تان با همسرتان تعادلی برقرار کنید- یک قاعده ساده این است که این تعادل بین موارد مثبت و منفی باید 4 به یک باشد تا ازدواج تداوم پیدا کند.

    آزادی را از طریق متعهد بودن بیابید: اوکانل می*گوید: "تعهد به دیگری شامل کنار گذاشتن برخی چیزهاست، اما لازم است دریابید که متعهد بودن در هنگام ازدواج به معنای گرفتن چیزی در عوض آن هم هستم. به جای آن بر چیزهایی متمرکز شوید که ندارید، بر چیزهایی متمرکز شوید که ازدواج به زندگی شما آورده است.

    ببخشایید و تشکر کنید: به گفته اوکانل به مشکلاتی که در طول ازدواج به طور مکرر پیش می*آید، نه به عنوان مشکل بلکه به عنوان فرصت نگاه کنید. از این مسائل به عنوان فرصتی برای تلاش دونفره و پیش رفتن همگام با هم استفاده کنید.

    به تفریح بپردازید: دو جزء اساسی یک ازدواج صمیمی رفاقت و دوستی است. و به تفریح و سرگرمی پرداختن جزء اساسی هر دوی اینهاست.این کار به شما خواهد کرد با گذشت زمان و سالمندتر شدن رابطه*تان را گسترش دهید، نه اینکه رابطه*تان نزول پیدا کند.


    منبع: WebMD

     
  7. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    عشق کافی نیست!
    عاشق شدن تجربه ای جادویی است. هر بوسه، هر گفتگو و هر لحظه در ابتدا به نظر معقول و منطقی می رسد. اما چیزی نخواهد گذشت که این مجذوبیت و شیفتگی تنها به رابطه ای عادی تبدیل خواهد شد و دشواریهای زندگی مشترک خود را نشان خواهند داد. هفته ها و ماهها می گذرند تا روزی فرا برسد که از خود بپرسیم: واقعاً این شخص مناسب من است؟

    چرا تا این اندازه کور بودم:
    می خواهیم در زندگی زناشویی احساس خوشبختی کنیم و آن را ادامه دهیم. بنابراین هرگز نمی خواهیم کسانی را انتخاب کنیم که نا مناسب باشند. گاهی واقعاً متقاعد می شویم فرد منتخب ما شایسته است ولی بعد متوجه می شویم که اشتباهی تلخ مرتکب شده ایم. عده زیادی فرد نا مناسب را بر می گزینند و بعد نمی دانند چرا زندگی زناشویی موفق نداشته اند .

    آیا عبارات زیر را به ذهن یا به زبان آورده اید:
    - چرا تا این اندازه کور بودم؟ چرا چشمانم را نگشودم تا واقعیت وجودی این فرد را ببینم؟
    - مطمئن بودم که این بار موفق خواهم بود. مگر چه اشتباهی مرتکب شدم؟
    - در نخستین ملاقات بی نظیر بود. نمی دانم چرا ناگهان مبدل به شخصی غیر قابل تحمل شد؟
    - همدیگر را خیلی دوست داشتیم ولی بدلیل عدم توافق و سازگاری از روز نخست باهم درگیر بودیم.
    - تردیدی نداشتم که با مردان دیگر متفاوت است. تقریبا دو سال طول کشید تا توانستم فردی مشابه با او را بیابم. چرا تا این اندازه وقت تلف کردم؟
    - به یاد می آورم که در آن موقع واقعا عاشق بودم. ولی پس از مدتی خجالت می کشیدم حتی به دیگران بگویم با چنین زنی ازدواج کرده ام.
    این ضرب المثل جالب را شنیده ایم که: نگاه به گذشته تجربه ای کامل است. اگر به گذشته بنگریم همه چیز را به آسانی می بینیم.

    چرا بعضی از روابط سرانجام درستی ندارند:
    روابط به دلایلی به جدایی و شکست می انجامد:

    1-فرد مناسب را یافته اید ولی نحوه مهرورزی شما درست نیست.
    -شما و همسرتان رابطه عاشقانه ضعیفی دارید.
    -نمی دانید چگونه می توان صمیمیت واقعی ایجاد کرد.
    -آنچه را می خواهید مطالبه نمی کنید و در نتیجه دچار انزجار می شوید.
    -رابطه خود را نادیده می انگارید.

    2-فرد نامناسبی را یافته اید.
    -عشق یا شیوه ی زندگی شما با عشق یا شیوه زندگی همسرتان ناسازگاری دارد.
    -ارزشهای مشترکی ندارید و پایبند به اصول مشترکی پایبند نیستید.
    -همسرتان معایب زیادی دارد که ادامه زندگی زناشویی را به مخاطره می اندازد.
    -نمی توانید نیازهای یکدیگر را براورده سازید.
     
  8. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    آیا تو نیمه گمشده من هستی؟ (2)



    چرا عاشق می شویم؟

    اگر از دیگران بپرسید که چرا عاشق شده اند یا می شوند احتمالاً جواب می دهند:
    -جدیتی که در کار داشت و انرژی فراوانی که بکار می برد مرا شیفته کرد.
    -در مهمانی او را دیدم. به اندازه ای در لباسش محجوب بود که مطمئن شدم همسر مورد علاقه ام را پیدا کرده ام.
    -او را از کودکی می شناختم و همه می گفتند که ما وقتی بزرگ شدیم با هم ازدواج می کنیم. من هم تصور می کردم او بهترین است و هرگز تردیدی نداشتم.
    -با هم در طرحی شریک بودیم. چنان خلاق . باهوش بود که مرا شیفته کرد.
    -من به موسیقی علاقه داشتم. وقتی نحوه گیتار زدن او را دیدم متوجه شدم که همسر مطلوب خود را یافته ام.
    -همواره در رؤیاهایم مردی با چنین مشخصاتی را تصور می کردم بنابراین حالا که او را یافته ام سایر چیزها برایم اهمیتی ندارد.
    -شوهر سابق من بداخلاق و مستبد بود. اکنون شیفته اخلاق و رفتار دلنشین این فرد شده ام و مهرش در دلم جای گرفته است.
    شاید دلایل فوق برای شروع زندگی مشترک بنظر مناسب بیاید اما واقعیت این چنین نیست. در واقع افراد بالا تردیدی در گزینش خردمندانه خود ندارند اما واقعیت اینست که پس از یک ماه یا چند سال متوجه خواهند شد فردی نامناسب را برگزیده اند. زیرا برای انتخاب، اینکه شما تنها بدانید طرف شما انرژی و جدیت زیادی دارد یا محجوب است یا تحت تأثیر القائات دیگران باشید و ندانید چرا او را دوست دارید یا اینکه شیفته خلاقیت وی باشید و چیزی از خصوصیات روحی او ندانید یا اینکه عاشق اندام و قیافه ظاهری وی شده و شخصیت پنهان شده در پشت این ظاهر را نبینید کافی نیست.

    اصول مرگ آور عشق:
    اصول عاشقانه باورهایی هستند که بسیاری از ما در مورد عشق داریم و موجب عدم گزینش هوشمندانه ما می شوند. این باورها یا رفتارها از سه راه در ما ایجاد می شوند:
    تماشای فیلمهای عاشقانه
    خواندن رمانهای عاشقانه
    عدم شناخت عشق

    همه ما آگاهانه یا ناآگاهانه تمیمات مربوط به رواب خود را بر اساس این اصول اتخاذ می کنیم.این اصول 5 گانه عبارتند از:
    -عشق واقعی بر همه چیز غلبه می کند.
    -اگر عشق واقعی باشد در همان نخستین ملاقات مشخص می شود.
    -تنها در دنیا یک عشق واقعی وجود داردکه برای انسان مناسب است و می تواند او را خوشبخت کند.
    -همسر مطلوب از هر نظر مطلوب است.
    -رابطه جنسی مناسب و مطلوب همان عشق است.

     
  9. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر و به نيت ازدواج


    وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصيات رفتاري از مهمترين عواملي است كه ارتباط بين دخترها و پسرها را در جامعه ما توجيه مي كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستي مي دهند.

    اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چيست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشي، عشق يا ...؟

    روان شناسان معتقدند، ميل و كشش به جنس مخالف از نظر فيزيولوژي يك نياز طبيعي، فطري و رواني است. آنان مي گويند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولين نگاه و گرايش را به سوي جنس مخالف ابراز مي كنند. اما مرز اين كشش در هر فرهنگي تعريف شده است، براي مثال در جوامع غربي و ساير جوامع غير مسلمان ارتباط ميان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلي از اين ارتباط مورد پذيرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهاي مسلمان و برخي فرهنگها اين ارتباط محدود است و در مواردي به فضاي سياسي و اجتماعي جامعه بستگي دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ي ما چگونه است؟

    در گذشته هاي نه چندان دور ارتباط بين پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پايين بود ارتباطات به شكل وسيع نبود، از اين رو كنترل بيشتري بر جوانان صورت مي گرفت، اما واقعيت اين است كه بسياري از جوانان امروز در ارتباط هاي خود به ازدواج فكر نمي كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزشهاي ديني نيست، احساس دو گانه اي را در اين نسل پديدار كرده است.

    يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: غرايز احساسي عاطفي و اخلاقي جوان برگرفته از فضيلت هاي نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالي و دستورات حيات بخش اسلامي مي تواند مورد سنجش عميق قرار گيرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ايران طلب مي كند، مسلماً آشفتگي ها و نابساماني هاي غربي نيست. وظيفه ي والدين ، مربيان و مسئولان است كه در زمينه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعي آنان را مدنظر قرار دهند و بر اين محور كه بسيار حساس و پيچيده است، برايشان تعيين تكليف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحيح را به جوان آموزش ندهيم، غرايز جواني او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بيراهه بكشد.

    اما آيا ارتباط بين دو جنس هميشه به پيوندهاي عاطفي و صميمانه منجر مي شود؟ آيا اين نوع ارتباط نمي تواند به زمينه هاي علمي، فرهنگي و ... محدود باشد؟ يك صاحبنظر در اين باره مي گويد:

    «از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد، نتوانسته ايم به تعريف قابل قبولي در اين باره برسيم به همين دليل نوع نگاه به دو جنس مخالفي كه كنار يكديگر قرار مي گيرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نيت همراه است و به معناي ناخوشايند موضوع يعني دوست دختر و پسر تعبير مي شود. در حالي كه مي توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با يك غير همجنس در صورتي كه بر محوري صحيح انجام گيرد، شايد حتي مزيت اخلاقي و اجتماعي و شخصيتي براي او و جامعه در برداشته باشد.»


    چرا ارتباط ناسالم

    برخي كارشناسان تربيتي تحليل اينگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدوديت هاي غير منطقي به جوانان نسبت مي دهند و مي گويند كه وقتي جوان عرصه را بر خود تنگ ببيند و نتواند خود را از نظر عاطفي و اخلاقي با محيط تطبيق دهد و مربيان، معلمان و برنامه ريزان نهادهاي آموزشي و تربيتي نيز نتوانند به احساسات و تمايلات منطقي و احساسي او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه مي برد و سعي مي كند چيزهايي را كه طي سالهاي زندگي از او دريغ شده است به هر ترتيب ممكن حتي با هنجارشكني به دست آورد.

    عده اي نيز تنگناهاي اقتصادي ، گسترش ارتباطات، فردگرايي و بي تفاوتي به ارزش ها را دليل اين گونه رفتارهاي اجتماعي مي دانند و معتقدند اين دلايل موجب شده بسياري از جوانان امروزي نسبت به ازدواج ديد مثبتي نداشته باشند و به نوعي از زير مسئوليت تشكيل خانواده شانه خالي كنند. يك روان شناس در اين باره مي گويد:

    «متأسفانه مشكلات مالي و تصويب قوانيني كه به نوعي حقوق زنان را در جامعه تضمين مي كند از عواملي است كه موجب شده پسران زير بار ازدواج نروند. از سوي ديگر بسياري از جوانان در اين زمانه ترجيح مي دهند خوش باشند. از اين رو به ازدواج با نگاه منفي مي نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نيازمندند و رفع نيازهاي عاطفي و احساسي آنان در حال حاضر از طريق ازدواج به سختي امكان پذير است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستيم.»

    اين روان شناس دليل اين گونه نگرش نسل جديد به ارزشها را بي توجهي مسئولان به نيازهاي جوانان مي داند و مي گويد:

    «از آنجا كه در موقع بحران نتوانستيم مسائل روز را به موقع هنجاريابي كنيم اغلب جوانان امروزي اين حق را براي خود قائل شده اند كه به سوي رفتارهاي فرد گرايانه گرايش يابند و هنجارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند.»

    وي سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقي، رواج بي بندوباري، پريشاني و بي ثباتي احساس و عواطف را از عواقب بي حد و حصر ارتباط جنس ها نام مي برد و مي گويد:

    «اگر اينگونه ارتباطات به عادت تبديل شود ديگر چيزي به نام هسته يا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا مي رود، جنس ها نسبت به هم بي اعتماد و بي تفاوت مي شوند و در نهايت خانواده اي شكل نمي گيرد و به اين ترتيب شاهد گسترش بسياري از مسايل رفتاري، ناهنجاري هاي اخلاقي و حتي بهداشتي در جامعه خواهيم بود. اينجاست كه نقش كارشناسان علوم ديني و تربيتي در هنجاريابي و جايگزيني هنجارهاي متعادل و مرام تربيتي صحيح و متعالي كه مورد پذيرش خانواده، فرد و نهادهاي اجتماعي باشد روز به روز آشكارتر مي شود.

    ديدگاه اسلام

    به طور طبيعي زن و مرد به عنوان دو پيكره جامعه انساني به زندگي مشترك با يكديگر نيازمندند . در شرع نيز به پيوند ميان اين دو سفارش بسيار شده است، از اين رو اخلاقي ترين، معنوي ترين و انساني ترين جلوه پيوند زن و مرد در ازدواج تجلي پيدا مي كند و هر نوع رابطه (جنسي) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددي را از لحاظ اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي به بار مي آورد.

    در جوامع غربي كه پايه هاي اخلاق ديني و مذهبي سست و ضعيف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانين و هنجارهاي موجود تجاوز مي كند . به طوري كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبيعي و غريزي جريان دارد و از اينجاست كه ريشه هاي فساد اخلاقي شكل مي گيرد و بنياد اجتماعات بشري را متزلزل مي كند.


    اما اسلام چه حد و مرزي براي ارتباط بين زن و مرد قائل است؟

    خداوند در قرآن مي فرمايد: زنان پليد براي مردان پليدند و مردان پليد براي زنان پليد و زنان پاك براي مردان پاك هستند و مردان پاك براي زنان پاك . اينان از آنچه درباره ي ايشان مي گويند بركنارند ، براي آنان آمرزش و روزي نيكو خواهد بود. ( نور / 26)

    از ديدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صميمي ميان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعايت موازين اسلامي و حفظ حجاب ظاهري و دروني در عرصه هاي علمي و مشاركت هاي اجتماعي قابل قبول است. اما خارج از اين چارچوب براي ايجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت يا دائم را توصيه مي كند. از اين رو در اسلام رابطه دوستي بين دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعايت ضوابط اسلامي منعي براي اين ارتباط نيست و چه بسا اينگونه ارتباطات زمينه ساز دوستي هاي فكري ، معنوي و عقلي هم بشود.

    اما وقتي جوانان تن به ازدواج دائم نمي دهند و جامعه قدرت پذيرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، براي پاسخ به نياز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه بايد كرد؟

    خداوند در اين باره مي فرمايد : به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنها پاكيزه تر است ، زيرا خدا به آنچه مي كنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو كه ديدگان خود را از هر نامحرمي فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست.... ( نور / 30 و 31)

    و در ادامه مي فرمايد : كساني كه وسيله ي زناشويي نمي يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند... ( نور 33 )

    اساس هر نظمي در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر مي گردد. اگر اين نظم برقرار نشود جامعه به سوي انحطاط مي رود. مشكل اين است كه ما در بسياري از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادي از غرب الگو گرفته ايم كه اين مورد موجب بسياري از ناكامي هاي اقتصادي و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه شده است، در حالي كه اگر موازين الهي و اسلامي در جامعه پياده شود، شاهد اين بحرانها نيستيم. يك جوان وقتي عدالت اسلام را ببيند، خودش مي خواهد روابط آزاد نداشته باشد و اين قيد را با طيب خاطر مي پسندد. اين يك اصل رهايي بخش است كه نبايد با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنيم. در عين حال جامعه نيز بايد بسترسازي كند تا شرايط ازدواج دائم فراهم شود. اما در يك كلام براي حل بحران هاي اجتماعي ، راهي جز بازگشت به مباني سنتي و سنت هاي اصيل ديني نداريم
     
  10. پاسخ : ♂❤♀معیــــارهای انتخاب همسر ♂❤

    خانواده شما نامزدتان را تایید نمی کنند؟


    یکی از بدترین اتفاقاتی که ممکن است برایتان بیفتد این است که وقتی می خواهید کسی که تازه با او آشنا شده اید را به خانواده یا دوستانتان معرفی کنید، مورد تایید و خوشایند آنها قرار نگیرد. در چنین موقعیتی چه باید بکنید؟ آیا باید به حرف آنها که می گویند این فرد به درد شما نمی خورد گوش دهید؟ یا با میل خودتان پیش بروید؟ این اتفاق ممکن است برای همه بیفتد و شما چه فردی باشید که رابطه جدیدتان را معرفی کرده اید یا جزء خانواده یا دوستان فردی باشید که رابطه جدید خود را به شما معرفی کرده است، کنار آمدن با این موقعیت برایتان سخت خواهد بود.

    یک نمونه آن یکی از دوستان نزدیکم است که همیشه با اشک و ناله درمورد نامزد خود برای من حرف می زد، نامزدی که می دانستم رابطه ای متلاطم اما عاشقانه داشت. طبیعتاً سعی می کردم همیشه هوای او را داشته باشم و اصلاً دوست نداشتم که او را ناراحت ببینم اما می دانستم هم که وقتی همه چیز در رابطه اش خوب پیش می رود، خیلی کم از آن برای من تعریف می کند و فقط می گفت که شاد و خوشبخت است اما وقتی مشکلی برای او پیش می آمد، روزها درمورد آن با من حرف می زد و همه جزئیات را مو به مو برایم تعریف می کرد. من هیچوقت با چیزهایی که درمورد نامزدش می گفت درمورد او قضاوت نمی کردم چون می دانستم فقط حرف های یک طرف قضیه شنیده ام. بنابراین بااینکه می دانستم این رابطه خیلی از نظر احساسی برای سلامت او مفید نیست، به خودم حق دخالت نمی دادم و همیشه سعی می کردم که نظرم را بی طرفانه ابراز کنم.

    نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که دوستان و خانواده تان می خواهند همیشه شما را شاد و سرحال ببینند و یک دوست واقعی همیشه خوب شما را می خواهد. اما هیچ کس واقعیت رابطه شما را نمی داند و درک نمی کند مگر خودتان و طرف مقابلتان چون فقط شما دو نفر هستید که می دانید دقیقاً در آن رابطه چه می گذرد. نصیحت های دوستان و خانواده همیشه بنابر چیزهایی است که شما درمورد رابطه تان به آنها می گویید به همین علت دیدگاه آنها همیشه محدود است. با این وجود این نگرش به آنها امکان می دهد الگوهایی را در رابطه شما پیدا کنند که خودتان آنها را نمی بینید چون دوستان و خانواده تان کسانی هستند که بهتر از بقیه شما را می شناسند. بعضی وقت ها وقتی عاشق کسی هستیم، از خیلی چیزها می گذریم، خیلی چیزها را نمی بینیم و دوستانتان اولین کسانی هستند که پاهایتان را دوباره روی زمین برمی گردانند و جنبه های خاص رابطه تان که خودتان چشمتان را روی آن بسته اید را به شما نشان می دهند.

    وقتی دوستان یا خانواده تان نصیحتتان می کنند، یادتان باشد که آنها از تجربیات خودشان استفاده می کنند. اگر شک دارید که طرف مقابلتان به شما خیانت می کند و آنها هم قبلاً خیانت دیده باشند، خیلی سخت است که تجربه خودشان را در نصیحتی که به شما می کنند وارد نکنند. اگر خیلی صدمه دیده باشند، احساسات حل نشده ای دارند که آن را در نظراتشان پیاده می کنند که ممکن است اصلاً در مورد شما موقعیت شما کاربردی نداشته باشد. دوستتان می خواهد شما تجربه بدی که آنها داشته اند را تکرار نکنید. بنابراین به یاد داشته باشید که وقتی دوستی شما را نصیحت می کند، باید به حرفهایش خوب گوش کنید، آن را بررسی کنید و چیزهایی را که فکر می کنید به درد شما و موقعیتتان می خورد را از آن بیرون بکشید و از آن برای بهتر کردن رابطه تان استفاده کنید.

    وقتی می خواهید به دوستی درمورد رابطه جدیدش توصیه کنید، مهمترین چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که بی طرف و صادق باشید. دوست دارید دوستتان به شما اعتماد کند و درمورد رابطه اش آزادانه با شما دردودل کند و خیلی مهم است که احساس نکند که او را قضاوت می کنید. یکی از دوستانم در رابطه ای بود که خانواده اش اصلاً از آن راضی نبودند و تا آخر هم خانواده اش آن رابطه را نپذیرفتند. این مسئله باعث شده بود که سختی های زندگی برای دوست من سخت تر شود چون نمی توانست به خانواده اش که نزدیک ترین کسانش بودند تکیه کند. اگر دوستتان با کسی وارد رابطه شده است که فکر می کنید به درد او نمی خورد، نگرانی خودتان را حتماً ابراز کنید و بعد انتخاب را به خود او واگذار کنید و یادتان باشد که دستی بین شما از همه اینها مقدم تر است. همیشه این احساس را به آنها بدهید که هر زمان که دوست داشتند می توانند برای دردودل و کمک روی شما حساب کنند.
    نکته مهم این است که توصیه مهمترین کسی که باید همیشه گوش دهید خودتان هستید. اگر به دوستتان می گویید که کاری اشتباه است چرا باید خودتان آن را بپذیرید؟ پس همیشه به حرف دوستان و خانواده تان گوش دهید و توصیه هایشان را نادیده نگیرید اما خودتان بهتر از هر کسی می دانید که چه چیز به نفعتان است. فقط یادتان باشد که همیشه با خودتان صادق باشید.