عبارات پرکاربرد در متن ها و اخبار زبان انگلیسی در صورت وقوع In the event of حملات جنگ و گریز Hit and run attack برای خسته و فرسوده کردن To wear down قطع خطوط تدارکاتی اش Cut its supply lines به طور فزاینده اطمینان دارند Are increasingly confident ------------------------------------------ بازی موش و گربه The cat-and-mouse game آسیب پذیر vulnerable از شکست نظامی جان سالم به در برد Survived the military defeat موقعیت خودش را استحکام بخشیده است Strengthened his position ------------------------------------------ انتخابات ریاست جمهوری Presidential elections تحریم به رهبری امریکا US-led embargo کالاهای بسیار ضروری Much-needed goods شایعات الهام گرفته از غرب Western-inspired rumors حاکمیت / حکومت صدام Saddam’s authority این بدان معنا نیست که This is not to suggest that جناح مخالف به حد کافی قوی نیست تا او را از حکومت برکنار کند The opposition is not strong enough to dislodge him وزارت کشاورزی The agriculture ministry