نفر تو آخرین ثانیه ها از راه رسید اون با آخرین ستاره، دست مهتابو بوسید اون ،تو اولین قرارِ عاشقی پیشم نشست اون با چشمای قشنگش غم قصه رو شکست اون همون لحظه رسید که عاشقی میخواست بمیره اون اومد تا عاشقی رونق بگیره میدونست لحظه ی دیدار منه میدونست هنوز ستاره روشنه اون سرِ ساعت عاشقی من، جوونه کرد اون منو عاشق ِ آشیونه کرد اولین قرارِ عشقو تو چشای اون نشستم آخرین شبای عشقو تو چشای اون شکستم دل من هنوز نداره اینو باور که قشنگترین بهارم، برسه لحظه ی آخر تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد تنهایی بگو چگونه اسمت را بنویسم؟ وقتی اشک نمی گذارد اسمت را به همراه ستاره می نویسم چون مرا به یاد شبهای تارعشق می اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقی را؟ بگو چگونه بعد از این تحمل کنم لحظات تنهایی را؟ با نوشتن تنهایی گریه ام می گیرد چه برسد به اینکه تنهایم بگذاری بگو چگونه احساسم رابنویسم که دیگر دلم از تنهایی و بدون تو بودن خسته شده....؟؟؟ زندگی هنر نقاشی كردن است بدون استفاده از پاك كن سعی كن همیشه طوری زندگی كنی كه وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاك كن نداشته باشی. و در پایان... آلبرت انیشتین می گوید: تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست فرو افتادن در عشق .
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از من گرفت ♕ می شه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی.... اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری می شه...... - از تو نماند تاب جدایی دگر مرا بهر خدا مرو به سفر یا ببر مرا ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ جــــان و تـنـم استـمـاع رفــتـن تـُسـت مرو که گر بروی خون من به گردن تُست ای کاش ...ای کاش می توانستیم از آفتاب یاد بگیریم که بی دریغ باشیم در دردها وشادیهایمان حتی با نان خشکمان و کارهایمان را جز برای قسمت کردن بیرون نیاوریم ای کاش می توانستیم در غروب مبهم شهری غریب هیچ کس تنهایم را حس نکرد هیچ تفسیری به جز چشمهای تو وسعت شیدای ایم را حس نکرد فصل سردی که ویران می شدم هیچ کس در خوابها یش هم ندید هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا این قدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ... اگر هم دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی.
دلت رو به کسی بسپار که لیاقت داشته باشه.نگاهت رو به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه.چشمات رو با نگاه کسی اشنا کن که زندگی رو درک کنه.سرت رو روشونه های کسی بذار که از صدای تپشای قلبت تو رو بشناسه.ارامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریا ترین باشه.لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده گاه یك لبخند آنقدر عمیق میشود كه گریه میكنم گاه یك نغمه آن قدر دست نیافتنی است كه با آن زندگی میكنم گاه یك نگاه آن چنان سنگین است كه چشمانم رهایش نمیكنند گاه یك عشق آن قدر ماندگار است كه فراموشش نمیكنم آموختم که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ..... زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها بالا بزرگترین سرمایه ی یک دل حرفهایی است که برای نگفتن دارد
اگه یه روزعاشق شدی وخواستی بهش بگی دوسش داری اول ببین چقدرآمادگی داری ببین میتونی بهش دروغ نگی ببین میتونی باهاش صادق باشی یانه اگه دیدی هنوزیه چیزایی داری که نمیتونی بهش بگی هیچوقت پا جلو نذار یه چیزدیگه اگه یه موقع دیدی عاشق شدی جلو نره چون عشق مساوی با هوسه ولی اگه دیدی باتمام وجوددوسش داری برو جلو ومطمئن باش به نتیجه میرسی من با تو مفهوم عشق,دوست داشتن,محبت؟گذشت و وفاداری را درک کردم.دستهای گرمت به من مهربانی و مهر و صفا هدیه کرد.تا آخرین نفس با تو هستم زندگی گل سرخی است كه گلبرگهایش خیالی و خارهایش واقعی است دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی چشمانم برای تو بارید و تو نبودی ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی چشمانم تمنای نگاه تو میکرد در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی ان قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی ♕ بود شمعی در غم پروانه ای روشن و تنها به فکر چاره ای شاپرک پروانه ای در فکر او آتشی در جان او افکنده بود درد پروانه ز درد شمع بود شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود
ای شمع آهسته بسوز شب دراز است **** ای اشک آهسته بریز غم زیاد است یادت باشه ...یادت باشه... یادت باشه !!! و بالاخره یادت باشه که ...!!! دل تخته ســـــــــــیاه نیست که هر کی اومد روش بنویسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک ♕ خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود. لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند. زندگی هنر نقاشی كردن است بدون استفاده از پاك كن سعی كن همیشه طوری زندگی كنی كه وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاك كن نداشته باشی. ♕ اگه تو خدا را فراموش كردی این رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمی كنه چون دوست داره خوشبختی و بدبختی برای یه مرد شجاع مثل دست راست و چپش می مونه . اون هر دوشونو به كار میبره مردم به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصمیم میگیرند. خوشبختی به سراغ كسی میرود كه فرصت اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد. دریا باش كه اگر كسی سنگی به سویت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوی اگر نماز گزار بداند كه چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نمی دارد... بسیج قزوین چه بسا اشخاصی که تنها با طنین کلنگ گورکن از خواب غفلت بیدار می شوند. ناپلون بناپارت عشق را دوست دارم ولی نه در قفس بوس را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرین نفس
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم...یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم...یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم...یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم روزی عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد ♕ دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داری؟گفت نوچ؟گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نیستی زیبا ترین هستی.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم میمیرم به این غروب غریبم بخند حرفی نیست طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست زندگی اجبار است/ مرگ انتظار است/ عشق یك بار است/ فكر تو تكرار است/ جدائی دشواراست/ روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد . مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب بار دیگر او را نیش زد . رهگذری او را دید و پرسید : برای چه عقربی را که نیش می زند نجات میدهی ؟ مرد پاسخ داد : این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش میزند ؟؟
دربیكران زندگی دوچیز افسـونـــم كــرد آبــــــــــی آســمان وخدا آبی آسمان را میبینم و میدانم كه نیست خدارا نمی بینم و میدانم كه هست كاش گناهی كنم كه مجازاتش تبعید به قلب تو باشد ♕ دیگر نمی خواهم صدای ملامت رااز حنجره ی شقایق های وحشی بشنوم من تو را می خواهم.من دست سبز تو را برای شکوفایی گل های وجودم می خواهم بیا که اشکهایم بهانه ی تو را می گیرند بیا که پریان احساسم پرواز را فراموش کرده اند بیا که حوریان اشکهایم قسم خورده اند که راه قدم هایت را نمناک کنند عشق من شعر و شراب عشق تو نقش بر اب عشق تو یک گل زرد دستایی که سرد سرد عشق من مثل جنون ابی رنگ اسمونه مثل یک ماهی به دریاست عشق من ببین چه زیباست به همه لبخند بزن اما با1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه ♕ بیـا كـه در غم عشقت مشوشـم بى تو بیا ببین كه در این غم چه ناخوشـم بى تو شب فـراق تو مىنالـم اى پرى رخسار چو روز گـردد گویـى در آتشـم بى تو دمى تـو شربت وصلـم ندادهاى جانـا هـمیشه زهر فراقت هـمى چشـم بى تو اگر تو با من مسكیـن چنین كنـى جانا دو پایـم از دو جهان نیـز دركشـم بى تو پیـام دادم گفتـم بیا، خوشـم میـدار جواب دادى و گفتى كه من خوشـم بى تو ♕ بین من و تنهایی فقط یک کلمه ست اونم تویی تو نباشی من خیلی خیلی تنهام
و اما...یك واقعیت تلخ در كشور ما: اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكونه و میره . دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكونی كه انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه ...... اینطوریه كه دل همه آدما میشکنه ♕ وقتی گلدان شکست مادرم گفت حیف بود پدرم گفت قشنگ بود خواهرم گفت مال من بود برادرم گفت گرون بود مادر بزرگم گفت دوستش داشتم ولی وقتی دلم شکست کسی آه هم نگفت وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان چشمهایش را بست و آرام گریست,گریست,گریست آدم های اطرافتو همون طور كه هستند ببین نه اون طوری كه خودت میخوای ♕ حقیقت و عشق تنها مفاهیمی هستن که ارزش زندگی کردن برای آنها وصد البته ارزش مردن برای آنها وجود دارد ♕ دوست داشتن کسانی که دوستمان میدارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند زنی می رفت ، مردی او را دید و دنبال او روان شد . زن پرسید که چرا پس من می آیی ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده ای ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من می آید ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زنی بدصورت دید ، بسیار ناخوش گردید و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتی ؟ زن گفت : تو راست نگفتی . اگر عاشق من بودی ، پیش دیگری چرا می رفتی ؟ مرد شرمنده شد و رفت
عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یك تمنا , یك نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق یعنی ماتهب از یك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان عشق یعنی هر چه داری نیم كن از برایش قلب خود تقدیم كن کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقت قسمت کردن شادی کنیم کاش وقتی آسمان بارانی ست از زلال چشمهایش تر شویم وقت پائیز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شویم ♕ یه روز دل تصمیم می گیره سنگ شه تا دیگه عاشق نشه میره و سنگ می شه و میره قاطی سنگ ها اما اونجاهم عاشق یه سنگی میشه روی قبرم بنویسید مسافر بوده است/ ........ بنویسید كه یك مرغ مهاجر بوده است ...... بنویسید زمین كوچه ی سرگردانیست ..... او در این معبر پرحادثه عابر بوده است ...... صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست ...... در رثایم بنویسد كه شاعر بوده است ....... بنویسید اگر شعری ازاومانده بجای ...... مردی از طایفه ی شعر معاصر بوده است ...... مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست ...... بنویسید در این مرحله كافر بوده است ...... غزل حجرت من را همه جا بنویسید ...... روی قبرم بنویسیدمهاجر بوده است ♕ عاشقی یك شب است و پشیمانی هزار شب حالا هزار شب پشیمانم كه چرا یك شب عاشق نبوده ام *.*.*.*.*.* دخترک همیشه میگفت: من برای نجابت وفا و زیباییت عاشق تو شدم. پسرک برای روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد... اسب سگ و یک پرنده زیبا! تا دخترک خواست دلیل اینکار را بپرسد... پسرک رفته بود. برای همیشه... ♕ عشق نمی پرسه عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی . عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم *.*.*.*.*.* اگر كلید قلبی را نداری قفلش نكن اگر خداحافظی در راه است سلام نكن اگر دستی را گرفتی رهایش نكن دفتری كه بسته شد دیگه بازش نكنید قلبی كه شكسته شد دیگه نآزش نكنی
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی. *.*.*.*.*.* همیشه تو یک ارتفاع بالایی از جو، دیگه ابر وجود نداره. اگه یک وقت دیدی آسمون دلت ابری بود بدون به اندازه کافی اوج نگرفتی. ♕ آدم ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... و گنجشکها جدی جدی می میرند... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند... و قلبها جدی جدی می شکنند... و تو شوخی شوخی لبخند می زنی... و من جدی جدی عاشق میشم. *.*.*.*.*.* ازش پرسیدم چه قدر منو دوست داری؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم: خیلی نامردی چون جوهر خودكارت یه روز تموم می شه لبخند زد و گفت: خودكار من اصلا جوهر نداره. ♕ روزگاریست همه عرض بدن میخاهند همه از دوست فقط چشم و دهن میخاهند دیو هستند ولی مثل پری میپوشند گرگهایی که لباس پدری می پوشند . *.*.*.*.*.* بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم. تو دیگری را..... دیگری مرا..... و همه ما تنهاییم . *.*.*.*.*.* بر دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع!! عشق با خنده كنان آمد و گفت: من بیسوادم . ♕ عشق همانند پروانه است كه اگر سفت بگیری له می شه و اگر سست بگیری می گریزه . *.*.*.*.*.* دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند . *.*.*.*.*.* یا رب این شمع دلفروز زکاشانه کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست .