1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

شروع موضوع توسط para3to ‏5/11/11 در انجمن گل و گیاه

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    [h=2]تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی [/h]

    توجه به آینده ما را به‌طور جدى محتاج تجهیز به ابزار اصلى توسعهٔ کشاورزى یعنى ترویج و آموزش کشاورزى و منابع طبیعى نموده است و لازم خواهد بود که به‌جاى باقى‌گذاردن مشکلات ریشه‌اى براى نسل آتی، به سرمایه‌گذارى وسیعى که متضمن ثمره‌اى ارزنده باشد، اقدام گردد و از این طریق در اسرع وقت به ارتقاء فرهنگ حرفه‌اى روستائیان توجه شود. به‌همین منظور کنفرانس جهانى تحول کشاورزى و توسعهٔ روستائى در سال ۱۹۷۹ از طریق سازمان خواربار و کشاورزى جهانى در رم تشکیل گردید که ۱۴۵ نماینده شامل ۸۹ وزیر، ۲۵ معاون وزیر و ۱۳۴۳ نماینده و ناظر از کشورهاى عضو در آن شرکت داشتند. در این کنفرانس ضمن تأکید بر لزوم آموزش زنان روستائی، بر اولویت بررسى وضعیت تحقیق و ترویج و آموزش در خصوص توسعهٔ روستائى و حذف فقرا از این جوامع و توجیه آنها به‌سمت پذیرش نوآورى‌ها و پیشرفت‌هاى فنى مناسب با موقعیت تولید‌کنندگان جزء (کشاورزان خرده‌پا) تأکید شد و دولت‌ها را به اجراء سیاست‌هاى آموزشی، چه از لحاظ سیاست‌ها و اولویت‌هاى آموزشى و چه از لحاظ توسعهٔ ادراک و رشد نیروى کار از جمله موارد زیر مقید نمود:

    ۱- اولویت دادن به تحقیق آموزش و سوادآموزى جهانى مرتبط با سایز اجزاء توسعه و ست‌یابى به تمامى یا بخشى از اهداف عمدهٔ آموزشى عمومى تا سال ۲۰۰۰ و تنظیم برنامه‌هاى آموزشى مربوط به بهداشت و تغذیه، به‌ویژه براى دانش‌آموزان، به‌منظور تسهیل تحقیق اهداف مزبور.


    ۲- تأکید بر سوادآموزى و مرتبط کردن برنامه‌هاى آموزشى با شرایط خاص مناطق روستائی، مزارع و سایر منابع باید به مدارس اختصاص یابند.


    ۳- تقویت آموزش‌هاى غیررسمى با تأکید بر سوادآموزى عملی، بهداشت، اقتصاد خانه، تغذیه، تنظیم خانواده، قوانین کشاورزی، خدمات حقوقی، تعاون و مدیریت مزرعه و نیز تمرکز جدى بر تعالى مهارت‌ها و تجارب حرفه‌اى کشاورزان.


    ۴- تقویت آموزش‌هاى غیررسمى براى بالا بردن مهارت‌هاى مورد نیاز براى صنایع روستائی، تأسیسات و تگهدارى آنها.


    ۵- توسعهٔ آموزش ترویج کشاورزی، جنگل‌دارى و ماهیگیرى به‌خصوص در حد متوسط جامعه با تأکید بر مشکل‌گشائى و تطبیق با شرایط محلى و تجارب عملی، ارتباط تحقیق و ترویج و آموزش رشد مهارت‌هاى فنى
    روستا و تقویت این ارتباط و جلب مشارکت روستائیان در تنظیم اولویت‌هاى تحقیقى و آموزشى ترویج.


    از طریق این کنفرانس، همکارى طولانى و موفق سازمان خواربار و کشاورزى جهانی، یونسکو و سازمان جهانى کارگرى در زمینهٔ آموزش کشاورزى وارد مرحلهٔ جدیدى شد؛ سه سازمان مزبور توافق کردند که براى تقویت و پیگیرى نتایج کنفرانس تلاش کنند.


    این همه، در نهایت یک نکتهٔ کاملاً جدى را در جهت توسعهٔ روستائى و کاربرد آموزش در این مسیر روشن مى‌کند که وضع نابسامان کنونى و نیز فقر اطلاعاتی، مهارتى و امکاناتى تولیدکنندگان محصولات زراعى و دامى به‌ هیچ‌وجه صحنه خوبى براى ورود به دنیاى جمعیتى آینده نیست از این رو لازم است در سطح جهانی، و دست کم دربارهٔ موضوع مورد بحث در این مجموعه براى توسعهٔ آموزش‌هاى فنى و حرفه‌اى رسمى و غیررسمى در کشاورزى و منابع طبیعى تمهیدات اساسى اندیشیده شود و هر چه سریع‌تر قواى فرتوت این افراد که به واقع پشتوانهد تأمین نیازهاى اولیهٔ کشور هستند بازسازى و دائماً تقویت شود.


    سازمان خواربار و کشاروزى جهانى در این زمینه لااقل در سال ۱۹۷۹، که کنفرانس مزبور تشکیل شد، ۲/۷۲ درصد از طرح‌هاى خود را به فعالیت‌هاى آموزشى کشاورزی، نزدیک ۸ درصد را به ماهیگیرى و شیلات، ۲/۶ درصد را به جنگل‌دارى و ۶/۱۳ درصد بقیه را به سایر آموزش‌هاى مربوط به کشاورزى و منابع طبیعى اختصاص داده است. اما با توجه به آنچه در زمینهٔ حیاتى بودن ترویج و آموزش کشاورزى مطرح شد چرا هنوز در بسیارى از کشوردهاى در حال رشد:


    ۱- در قالب آموزش‌هاى مؤثر تربیت نیروى انسانى سرمایه‌گذارى‌هاى کلان بازدهٔ اندکى دارد؟.


    ۲- صدها زن و مرد جوان فارغ‌التحصیل از مدارس و دانشکده‌هاى کشاورزى هیچ‌جا به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم در امر توسعهٔ کشاورزى دخالت ندارند؟.


    ۳- کشاورزانى که عمرى در کار کشاورزى اشتغال داشته‌اند و به‌شدت نیازمند افزایش کارآئى حرفه‌اى هستند از آموزشى که واقعاً بدان احتیاج دارند دور مانده‌اند؟.

    علاوه بر پرسش‌هاى فوق باز هم باید دریافت که چرا، به‌ویژه در کشور ما، کشاورزى که حیاتى‌ترین نقش را در تأمین احتیاجات کشور و رفع نیازهاى جمعیت انبوه آن دارد على‌رغم تأئید همه متخصصان، صاحب‌نظران، سیاست‌مداران و مسؤولان دوره‌هاى مختلف تاریخ کشور هنوز هم کمترین رشد را دارد و آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نمى‌گیرد.
    ​
     
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    ترویج و آموزش کشاورزی (ترویج و آموزش کشاورزی)​


    ترویج و آموزش کشاورزی نوعی آموزش غیر رسمی به روستائیان و علاقمندان به کشاورزی برای آشنائی و استفاده از فناوری‌های نو جهت افزایش تولید و بهره‌وری و درآمد و ارتقای سطح زندگی تولیدکنندگان کشاورزی و رسیدن به اهداف توسعه کشاورزی و روستائی است.

    ترویج کشاورزی یاری هدفدار در تصمیم‌گیری و شکل گیری نظرات تعریف شده است. کارشناسان آن را نوعی مداخله گری ارتباطی حرفه‌ای می‌‌دانند که توسط یک نهاد به منظور ایجاد تغییرات داوطلبانه رفتاری در کشاورزان با فرض داشتن منافع جمعی یا اجتماعی بنا می‌شود.

    هدف ترویج کشاورزی رسیدن به اهداف توسعه کشاورزی و ارتقاء سطح زندگی کشاورزان بویژه کشاورزان خرده‌مالک و تهیدست است تا از طریق آشنائی با یافته‌های پژوهشی و فناوری بصورت ساده و کاربردی بتوانند با افزایش تولید و کاهش هزینه و کسب درآمد بیشتر سطح زندگی خود و خانواده را فراهم نمایند. ترویج کشاورزی در کشورهای در حال توسعه برای رسیدن به اهداف توسعه کشاورزی و روستائی یکی از عناصر ضروری است که بیشتر در قالب نظامهای دولتی و اخیرا در برخی کشورها بصورت فعالیتهای ترویج خصوصی کشاورزان را تحت آموزش به روشهای مختلف قرار می‌دهند. البته در کشور ما این هدف آنگونه که انتظار میرود محقق نگردیده است زیرا کارشناسان ما پس از تحصیل به خاطر کم تجربگی و تئوریک بودن مطالب درسی تدریس شده در دانشگاه اکثرا یا بیکارند یا هنگام ورود به عرصه کار و در عمل به جای کمک به رشد و توسعه کشاورزی و ترویج کشاورزی بین کشاورزان به پشت میز نشینانی تئوری پرداز و آمارساز مبدل می شوند که حتی کشاورزان نیز بر ناکار آمدی بسیاری از آنان در عرصه عمل به علوم آموخته شان شاهدند. و توجه به نابسامانی ها و عدم پیشرفت چشمگیر در این عرصه تاییدی بر این مدعااست .
    ​
     
  3. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    تعریف کار آفرینی​


    بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی « وبستر » کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. اما این تعریف به نظر می رسد که همه انواع رفتارهای کارآفرینانه را در بر نمی گیرد، لذا برای رفع این نقص اینگونه تعریف می کنیم که: کارآفرینی فرایند خلق چیز جدید با ارزش، از طریق اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، در نظر گرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی همراه، رسیدن به پاداشهای منتج پولی و رضایت فردی و استقلال می باشد.

    با توجه به تعریفی که ارایه شد و نیز مطالعات صورت گرفته، کارآفرین دارای ویژگیهایی است که به چند مورد ذکر می کنیم:

    نیاز به موفقیت ( Need for achievement ):

    عبارت از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی. کارآفرین کارهایی را انتخاب می کند که دارای ریسک و سختی متوسط و حساب شده باشد.

    برخورداری از مرکز کنترل درونی ( Locus of control ):

    افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنانست، سرنوشت آنان را تعیین می کند، این عقیده که شانس یا سرنوشت، زندگی شخصی فرد را کنترل نمی کند، از خصوصیات کارآفرینان است.

    مخاطره پذیری ( Risk taking ):

    کارآفرینان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره زیادی داشته باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی « معمولی » تلقی می شود، داشته باشد.

    استقلال طلبی ( Need for independence ):

    در واقع، نیاز به استقلال را می توان با عبارتی نظیر « کنترل داشتن بر سرنوشت خویش » ، « کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن » تعریف کرد. و این عاملی است که سبب می شود که کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.

    خلاقیت ( Creativity ):

    یعنی توانایی فکرهای جدید. خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است
     
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    هدفهاي ترويج كشاورزي ايران​


    هدف ترويج كشاورزي در اولين دهه تاسيس عبارت بود از:

    فراهم آوردن موجبات ارتقاء بر سطح زندگي كشاورزان و تامين رفاه اقتصادي و اجتماعي بهتر براي جامعه توليد كننده محصولات كشاورزي كشور به طوري كه با تجهيز نيروي انساني و افزايش درجه اگاهي و كارايي و مهارت آنها از روشهاي پيشرفته توليد و استفاده از تكنيك هاي جديد بتوانند به نفع يك اقتصاد پيشرفته روستايي از منابع توليد كشاورزي و انساني خود به بهترين وجه بهره برداري نموده و از مظاهر زندگي جديد برخوردار گردند. بديهي است رسيدن به چنين هدفي منافع كلي از نظر همه طبقات را در بر خواهد داشت و كمك به پيشرفت اقتصاد كشور خواهد بود.

    اينك، پس از گذشت نزديك به چهار دهه از عمر ترويج كشاورزي در ايران، دريافته ايم كه به صرف تجهيز نيروي انساني شاغل در بخش كشاورزي به منظور افزايش ميزان توليد در واحد سطح نمي توان به هدف «ارتقاء سطح زندگي كشاورزان و روستائيان» نايل شد. زيرا مشهود است كه اين ارتقاء تنها تابعي از افزايش ميزان توليد نيست،بلكه عوامل متنوعي شرط بالا رفتن سطح زندگي كشاورزان است، كه افزايش ميزان محصول هم مي تواند يكي از آنها باشد. از جمله عواملي كه در اين رابطه مي توان نام برد عبارتند از فرهنگ جامعه، سطح آموزش و پرورش در جامعه، بهداشت عمومي، تغذيه خانواده ها، ارتباطات، مديريت توليد، بازاريابي محصولات، اعتبارات توليد، بيمه محصول و تضمين قيمت ها و عوامل متعدد ديگري از اين قبيل.

    تاريخ چند ساله ترويج در ايران نشان داده است كه تنها آموزش و بالا بردن سطح معلومات و اطلاعات فني و علمي كشاورزان در رشته هاي كشاورزي كافي نبوده، بلكه اجراي برنامه هاي آموزشي ترويج نياز به تهيه و در اختيار گذاشتن نهاده هاي توليد و هم چنين تامين اعتبار مورد لزوم جهت عمليات زراعي دارد.

    يعني زارع بر اثر آموزش به نتيجه مصرف كودهاي شيميايي، بذور اصلاح شده و مبارزه با آفات و ساير عوامل كشاورزي واقف شده و آماده براي مراحل بعدي كه احتياج به آموزش در سطح بالاتر و اخذ تجربه و دانش بيشتر است مي باشد. در اين مرحله براي زارع ميزان استفاده حداكثر از انواع مختلف كود شيميايي در واحد سطح و انتخاب بهترين ارقام بذور اصلاح شده براي برداشت محصول بيشتر تا بكار بردن ماشين هاي كشاورزي و مكانيزه كردن زراعت و محدود كردن كشت هاي متنوع و مختلف مطرح مي باشد كه مسئله آموزش مديريت مزرعه براي كشاورزان جزو برنامه هاي آموزشي ترويجي در اين مرحله پي ريزي شده است.

    و سرانجام، در سازمان دهي اداره ي امور كشاورزي كشور از طريق تشكيل مراكز خدمات كشاورزي، روستايي و عشايري طي قانون مصوب چهاردهم خرداد 1359 شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ايران چنين آمده است:

    هدف و منظور از تشكيل مركز خدمات كشاورزي و روستايي و عشايري دهستان عبارت است از: توسعه فعاليتهاي كشاورزي، روستايي، عشايري و ارايه خدمات فني، اعتباري، زيربنايي، رفاهي، آموزشي و تحقيقي و ترويجي و تهيه و تجهيز و توزيع وسايل و لوازم و نهاده هاي كشاورزي و تسهيلات خدمات بازرگاني و ساير فعاليتهاي مرتبط با امور مذكور، با توجه به نيازهايي كه از طريق شوراها اعلام مي شود با جلب همكاري و مشاركت مستمر مردم.
     
  5. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    اصول کشاورزی زیستی​


    مقدمه:

    دلايل تقاضا براي محصولات ارگانيك در سطح جهان:

    1- اولين دليل مهم براي تقاضاي جهاني نسبت به محصولات ارگانيك وجود خواص غذايي بهتر و طبيعي اين محصولات نسبت به محصولات توليد شده در سيستم زراعي رايج و محصولات اصلاح شده است .مطالعات نشان مي‌دهد ارزش غذايي و ويتامينها در غالب محصولات ارگانيك و اصلاح نشده بسيار بيشتر از محصولات سيستم رايج است از اين جمله مي‌توان به محتوي بيشتر ويتاميهايي مانند ويتامين B-C و ويتامين E و ليكوپن و مواد معدني همچون منيزيم آهن و روي در محصولات باغي مانند گوجه‌فرنگي و وجود آنتي‌اكسيدانها و اسيدهاي آمينه مفيد در ساير محصولات اشاره كرد.

    2- دومين دليل تقاضا براي اين محصولات مطابقت زيست محيطي اين محصولات چه از فرايند توليد تا انتقال به مصرف كننده و نيز سيستم جامع اكولوژيكي مديريت اين مزارع است كه حداقل آسيب زيست محيطي و حداكثر تطابق آن با سيستم‌هاي طبيعي در بر دارد.

    3- آخرين دليل براي درخواست توليد محصولات ارگانيك در سطح دنيا وجود باورهای مذهبی و اخلاقی است که این باور ها محيط زيست را بعنوان محيطي براي پرورش نسل‌هاي گذشته حال و آينده و به جهت توليد غذا براي نسل‌هاي مختلف در نظر مي‌گيرد وهر گونه صدمه زدن به آن را از لحاظ اخلاقي و يا مذهبي را محكوم مي‌كند . اخبار حاكي از آنست كه حتي مسيحيان آمريكا در سال جديد ميلادي اقدام به خريد كاج‌هاي نوئلي كه بصورت ارگانيك توليد شده بود مي‌كردند و تمايل بيشتري نسبت به خريد اين محصولات و وجود داشته و اين تمايل تنها در مواد غذایی خلاصه نمی شود.


    تعريف كشاورزي زيستي

    با اينكه كشاورزي زيستي به سيستمي اطلاق مي‌شود كه از واريته‌هاي اصلاح نژادشده ژنيتيكي و كودها و سموم شيميايي استفاده نمي‌كند. ليكن اين تعريف جامعي براي كشاورزي زيستي نيست. كشاورزي ارگانيك يك سيستم مديريتي جامعي است كه كميت و كيفيت محصولات از توليد تا فرآوري و انتقال به مصرف كننده، سلامت خاك، گياه، حيوان، انسان، ميكروارگانيسم‌ها و محيط سياره زمين بعنوان يك موجود زندة واحد، اصول اكولوژوكي و محيط زيست، اصول عدالت و روابط اجتماعي و احترام به مخلوقات و اصول پايداري زيستي در آن مد نظر است.
    تعريف فوق توسط فدراسيون بين‌المللي جنبش كشاورزي ارگانيك ارائه شده است(IFOAM) .

    روند افزايش سطح زيركشت مزارع ارگانيك در جهان

    همانطور كه در آمار جهانی ملاحظه می گردد از سال 1985 ميلادي كه اولين برآورد از مزارع ارگانيك و سطح زيركشت آن در دنيا صورت گرفت تاكنون تعداد زيركشت مزارع ارگانيك در دنيا سيري صعودي داشته و اين نشان‌دهندة تقاضاي روزافزون براي محصولات زيستي در جهان است. در بين كشورهايي كه اقدام به كشت ارگانيك نموده‌اند استراليا و كلاً قارة اقيانوسيه بيشترين ميزان و كشورهاي آفريقايي داراي كمترين ميزان سطح زير كشت براي محصولات ارگانيك مي‌باشند اين مطالعات توسط شركت SOEL كه مركز آن در كشور آلمان بوده و تحقيقات و فعاليتهاي خود را در زمينة كشاورزي ارگانيك و آموزش و سلامت انجام مي‌دهد صورت گرفته است.
    در كشورهاي آسيايي چين بيشترين ميزان سطح زيركشت محصولات ارگانيك بوده و كشورهايي مانند ايران تاكنون فعاليت ثبت شده‌اي در اين زمينه در سطح دنيا نداشته‌اند.


    اصول و روشها


    حفاظت خاك بعنوان يك موجود زندة واحد بعنوان اولين و اصلي‌ترين هدف در كشت ارگانيك مد نظر قرار مي‌گيرد. بطوريكه ساير عوامل و نهادها بايد به گونه‌اي باشد كه در دراز مدت سبب حاصل‌خيزي بيشتر خاك و احياي اكوسيستم زندة آن گردد.

    اقداماتي كه در كشاورزي ارگانيك انجام مي‌شود به قرار زير است:

    - كشت مخلوط
    - كود سبز
    - مالچ‌هاي زيستي
    - تناوب زراعي
    - شخم حداقل يا عدم شخم
    - استفاده از عناصر غذايي مكمل مجاز
    - استفاده از بقاياي گياهي و دامي
    - تغذيه موجودات مفيد خاكزي
    - گياهان پوششي


    نهاده‌ها در كشاورزي زيستي
    - كود دامي
    - كود سبز
    - مالچ‌هاي كاه و كلش
    - ميكروارگانيسم‌هاي مفيد
    - حشرات مفيد
    - استفاده از سموم زيستي
    - نيروي انساني

    در مطالعاتي كه صورت گرفته است نشان مي‌دهد ميزان دومادة فلاوينوئيد و آنتوسيانين‌ها د ر4 سيستم مورد مطالعه از اين قرارند:

    الف- سيستم رايج كه تيمار آن با kg40 كود نيتروژن شيميايي در هكتار
    ب- سيستم ارگانيك نوع اول كه با kg300 كود دامي در هكتار تيمار شده است.
    ج- ارگانيك نوع دوم كه به جاي كود دامي از kg100 در هكتار باكتري ريزوبيوم و قارچ مايكو ريزا استفاده كرده است.
    د- ارگانيك نوع سوم كه تلفيقي از ارگانيك نوع اول و دوم است.
    - آسيب‌پذيري گياه زراعي در سيستم رايج:
    استفاده از سموم شيميايي سيستم تك كشتي و دادن كودهاي شيميايي باعث مشكلاتي براي گياه زراعي شده .

    مديريت آفات و بيماريها:


    - كنترل بيولوژيكي
    - تناوب زراعي
    - كشت مخلوط
    - كمربندهاي حفاظتي
    - كشت گياهان تله
    - مديريت علفهاي هرز
    - گياهان مانع
    - حفظ موازنة عناصر غذايي
    - گزينش واريته مناست با شرايط منطقه
    - بذر پاك
    - حذف گياهان بيمار
    - استفاده از مواد طبيعي براي كنترل پاتوژن‌ها
    - تاريخ كاشت مناسب

    مديريت علفهاي هرز

    - تناوب زراعي و كشت مخلوط
    - محصولات علوفه‌اي چند ساله
    - آللوپاتي
    - انتخاب گياه زراعي مناسب
    - مديريت گياه زراعي(تاریخ کاشت، عمق کاشت،تراکم و ...)
    -كنترل مكانيكي و استفاده از شعله

    مقايسه انرژي ورودي در كشاورزي رايج و ارگانيك براي بعضي محصولات زراعي در تمامي محصولات بررسي شده بسيار بيشتر از سيستم ارگانيگ است. كه اين امر خطرات زيست محيطي بسياري كه تو سط سيستم رايج اكوسيستم را تهديد مي‌كند را نمايان مي‌سازد.




    محتوي كربن خاك براساس كوددهي در صورتيكه تناوب مورد كشت براي سيستم زراعي بصورت غله و علوفه تكرار شود:
    همانگونه كه در نمودار مشخص است محتوي كربن خاكي كه با كود دامي تغذيه شده است بسيار بيشتر از سيستم هاي داراي كوددهي شيميايي و بدون كود بوده همچنين روند افزايش آن در 3 دهه قابل ملاحظه است.


    مقايسه ترسيب كربن در خاك

    طبق نمودار زير كشاورزي ارگانيك ترتيب كربن در خاك بسيار بيشتر از كشاورزي رايج است.

    جنبه‌هاي اقتصادي جنبه‌هاي اقتصادي كشاورزي زيستي يك‌نظام‌كشاورزي‌پايدار،� ��طبق‌تعريف‌بايدجواب‌گوي� �‌نيازهاي‌نسل‌حاضر،بدون� �مخاطره‌انداختن‌نيا‌زهاي ‌‌ نسل ‌آينده‌‌باشد،ضمن‌اين كه بايدازنظر اقتصادي‌براي‌كشاورزان وجامعه‌ به ‌طوركلی.‌ پايدار و امكان‌ پذير باشد.

    كشاورزان زيستي‌باكشت‌چندين‌محصول� ��دريك‌زمان‌كه‌اغلب با‌دامداري‌همراه‌است‌تن وع‌شغلي‌خودرا افزايش‌مي‌دهند. تنوع، مخاطرات‌اقتصادي‌راكاهش‌� �ي‌دهد و باعث خودكفايي ‌در زمينه ‌عناصر غذايي، تغذيه‌دام، موادآلي خاك ‌و انرژي‌ مي‌شود.


    عملكرد
    بسياري‌ازكشاورزان‌باتجرب ه‌زيستي‌،عملكردمحصولشان� �برابريابالاترازمتوسّط‌عم لكرد‌نظام‌‌هاي كشاورزي‌رايجاست.باوجوداين ،متوسّط‌ عملكردمحصولات زيستي ‌‌اغلب‌ از متوسّط‌ عملكرد زراعت‌هاي ‌رايج کمتر است. تفاوت‌بين‌متوسّط ‌عملكردها،نه تنهاعمليات‌ زراعي‌ متفاوت ‌بلكه ‌تفاوت ‌مهارت ها را نيز نشان ‌مي‌دهد. صنعت‌زيستي ‌چنان‌ بسرعت ‌رو به گسترش ‌است ‌كه ‌بسياري ‌ازكشاورزان ‌زيستي‌‌ مهارت‌هاي اندكي ‌در ارتباط‌ باروش‌هاي‌ زيستي ‌برخوردارند. عملك رد كشاورزان‌ زيستي ‌اغلب ‌طي3تا5 سال اوّل که مرحله گذار ازكشاورزي ‌رايج خوانده میشود،در كمترين‌ مقدار است.
    اختلاف عملكرد به‌ نوع ‌محصول ‌بستگي دارد. گيلفور وگالدن (1999)عملكردمحصولات‌ در مزارع‌ زيستي ‌ورايج‌ را درمرغزارهاي ‌شرقي‌[‍ايالات‌متحده]مقايسه‌نمودند.‌عملكردگند� �،جو‌ويولاف‌زيستي‌75%عملك� �دمحصولات‌در‌‌نظام‌هاي‌ رايج‌بود.‌متوسّط‌عملكردن خودفرنگي،كلزاوكتان‌زيستي� ��‌حدود50%متوسّط‌عملكردهاي� ��رايج‌بود.برخي‌ازحبوبات‌ ودانه‌هاي‌روغني‌به‌طورم خلوط‌‌كشت‌شدندكه‌عملكرد آنهاثبت‌نشده‌است.درمحصول� �ت‌باغي،‌عملكردهاي‌زيستي ‌اغلب‌كمتراز‌عملكردهاي‌ ‌رايج‌است.درمنطقه‌مرغزار هاي‌شرقي،علق‌هاي‌هرز‌عا مل‌محدودكننده‌عملكردمحصو ل‌‌درمزارع‌‌زيستي‌هستن� �.دراين‌منطقه‌اگرچه‌مقدا� �نيتروژن‌‌خاك‌كافي بود، امّا فسفر‌ و ‌گوگرد مزارع ‌‌زيستي‌ كم ‌بود‌ و ممكن ‌است‌ عامل‌ كاهش‌ عملكرد محصول ‌بوده‌باشند.بيشترين‌دردو ره‌گذار‌از‌كشاورزي‌رايج ‌به‌زيستي ‌وجود‌ دارد. طي ‌اين‌ دوره ‌پاداش ‌و يارانه‌اي ‌وجودنداشته‌‌وعملكردها پائئي‌‌هستند. گاه‌كشاورزان ‌مي‌توانند يارانه‌اندكي‌براي توليد در دوره ي گذارازطريق فروش محصول باقيمتي بيشترازقيمتهاي رايج امّاكمترازقيمتهاي گواهي شده زيستي دريافت كنند.طي مراحل اولّيه گذار،برخي از كشاورزان افت عملكردهاي تاحدود30%گزارش كرده اند. باگذشت زمان،عملكردهاطي سالهايي كه تحت مديريت زيستي هستند افزايش مي يابد،به طوري كه كشاورزان تجربه به دست آورده وخاك حاصل خيز مي شود.برخي كشاورزان دريافته اندكه براي افزايش مجددعملكردتنها به چند سال زمان نياز است.اين امربيشتر درمورد كشاورزاني صادق است كه درگذشته نيزحداقل نهاده هارا بكار مي برده اند. ديگر كشاورزان كه به علف كش ها،كودهاوآفت كش هاوابستگي زيادي داشته اند،دريافته اندكه حدوديك دهه طول مي كشدتاعملكردهايشان افزايش يابدوبه ثبات برسد.پديده گرم شدن جهاني به طورفزاينده اي الگوهاي آب وهوايي غيرقابل پيش بيني رابوجودآورده است.مزارع زيستي زماني كه درمعرض تنش خشكي،گرما،بارندگي مفرط ياهواي سردخارج ازفصل قرارمي گيرند،عملكردبالاتري نسبت به محصولات رايج دارند.هم چنين محصولات زيستي مقاومت بالاتري به آفات وبيماري ها دارند.

    هزينه توليد
    هزينه توليد درمزارع زيستي بدليل استفاده كمترازنهاده هاي خارجي،كمترازمزارع رايج است. خريد كودهاي مصنوعي وآفت كش دراين نظام وجودندارد هزينه علوفه خريداري شده،دامپزشكي وتعويض دام نيزكمتراست.علاوه براين كشاورزان زيستي هزينه كمتري رابراي استهلاك سرمايه گذاري هاي مربوط به نهاده هايي نظير ابزارهاي ماشين وتجهيزات پرداخت مي كنند.درمجموع هزينه نهاده هادرمزارع زيستي كمتراست.چالش اصلي كشاورزان زيستي كنترل علف هاي هرز است. علف هاي هرز عامل‌محدودكننده توليددرمزارع زيستي هستندو كشاورزان زيستي نسبت به ديگرعمليات مديريّتي،زمان و هزينه بيشتري راصرف كنترل علف هاي هرزمي كنند.در كشاورزي زيستي،روش هاي مكانيكي وديگر روش هاي مديريّتي جايگزين علف كش ها شده است.خاك ورزي براي كنترل علف هاي هرزپس ازسبزشدن گياه،به شكل سطحي وغيرعميق انجام مي شودتا خاك فشرده نگردد. برخي عقيده دارندكه علف هاي هرزسبب افزايش نيازبه شخم و هزينه هاي آن مي گردد.درعمل،اين تصورصحيح نيست. كشاورزان زيستي بابهبودساختمان خاك واعمال مديريّت مناسب دريافته اندكه نسبت به نظام هاي رايج دربرخي مواقع به خاك ورزي كمتري نيازاست.



    درآمدخالص مزرعه
    به نظر مي رسد درآمدخالص مزارع زيستي كمي بيشتراز مزارع رايج باشد.به طوركلي مخارج كمتربوده ودرآمدبيشتراست(به دليل وجوديارانه مابه التفاوت قيمت محصولات زيستي نسبت به محصولات رايج).
    اين مابه التفاوت بسته به محصول وزمان متفاوت است.صنعت زيستي به سرعت درحال تغيير است كه اين امر منجربه عدم ثبات قيمت هامي گردد.به عنوان مثال مابه التفاوت بالابراي يك محصول مي تواند برخي كشاورزان رابه سمت توليدوپرورش آن محصول هدايت كند.دراين حالت بازاراشباع شده وقيمت كاهش پيدامي كند. برخي معتقدندكه باگذشت زمان، مابه التفاوت هابه ثبات مي رسد.دريكي ازمطالعات نشان داده شدكه كشت گندم دوروم، گندم نرم زمستانه ويونجه در مزارع زيستي،حتي بدون پرداخت مابه التفاوت،سودبيشتري فراهم مي كنند.درشرايط پرداخت مابه التفاوت گندم دوروم،كتان، گندم سياه،چاودارپاييزه ويونجه،درآمدزاترين محصولات بايكديگريك تناوب پايدارزيست محيطي واقتصادي تشكيل مي دهند.(انتز وهمكاران،1999).

    درمقايسه محصولات مزارع زيستي ورايج درانتاريو(كانادا)،كشت لوبياوذرت براي كشاورزان زيستي،حتي بدون پرداخت مابه التفاوت،سودبيشتري داشت.غلات پاييزه در مزارع زيستي درمقايسه بامزارع رايج،سودكمتري داشت. سودناخالص درتمام محصولات درمزارع زيستي بيشتربود.درگاوداري هاي انتاريو، درآمدخالص نظام هاي زيستي،52%بيشتراز نظام هاي رايج بود(شولوبي1وهمكاران،1999).قيم ت بالاي محصولات زيستي باكاربردمحصولات كم ارزش تردرتناوب،خنثي مي شود.كودهاي سبز محصولات مرتعي كه به نظر مي رسدتوانايي بهبودخاك رادارند،بازده اقتصادي بالايي ندارند.كشت مخلوط روشي است كه محصولات كم ارزش رادرتناوب جاي مي دهد،ضمن اينكه محصولات باارزش نيزدرمزرعه پرورش داده مي شود.تناوب زراعي باعث كاهش مخاطرات نيز مي شود.باكشت چندمحصول به طورهمزمان،درآمدمزرعه درمقابل نوسانات قيمت بازاروياكاهش عملكردبيمه خواهدشد.

    به نظر مي رسدصنعت زيستي،نه تنها دركانادابه سادگي نمي تواند در حد كفايت،گسترش يابد تااز نظر تقاضا براي آينده اي روشن راضي كننده باشد.بنابراين‌بايدتعدادبي شتري‌كشاورزان،عرضه كننده‌گان‌نهاده‌هاوصناي� �‌تبديل‌موادغذايي‌را درجهت‌كشاورزي‌زيستي‌تشو� �ق‌كنيم.

    بازار يابي
    تقاضابراي‌موادغذايي‌زيست ي،نه‌تنهادركانادا ،بلكه‌درامريكاي‌شمالي،ژا پن‌واروپابه سرعت ‌رو به ‌افزايش ‌است. اين‌رشدفزاينده ‌باعث‌نوسان ‌قيمت‌ دربازارشده‌است. به‌عنوان‌مثال،دربرخي بازارها، تقاضاهاي‌ بسيار ويژه‌اي‌ در زمينه كيفيت‌محصول‌وجودداردكه‌� �ال‌به‌سال‌تغيير مي‌كنند. صنعت ‌زيستي‌ هنوز درحال‌گسترش است ‌و زيرساخت ‌هاي ‌نظام‌هاي‌حمل‌ونقل،عمده فروشي ‌و توزيع‌ در مراحل ‌اوليّه ‌شكل‌گيري ‌است.
    برخي ‌كشاورزان ‌كنترل‌ بازار رادراختياردارند. بعضي‌ازآنهااتحاديه‌هاي‌� �زرگ‌وبرخي‌تعاوني هاي ‌كوچك‌ را تشكيل ‌دادند كه‌امكانات فرآوري‌وعمل‌آوري‌رادارن� �.كشاورزان‌اگر بخواهند از مابه‌التفاوت ‌قيمت‌ براي‌ محصولاتشان استفاده‌كنند، بايدمحصولي‌باكيفيت‌بالات وليد نمايندكه‌اين‌امرمستلزم‌� �قدامات‌زيادي است. زماني‌كه‌محصولات‌براساس� ��قراردادهاي منعقدشده‌باكارخانجات‌محص ولات‌زيستي‌توليد مي‌شوند، لازم‌است‌ كه ‌كشاورزان‌تضمين‌نمايند كه‌نوع‌واريته‌وكيفيت‌مح صول‌مطابق‌نيازهاي خريداران‌خواهد بود.
    بيشتر كشاورزان ‌درخواهنديافت‌كه‌بخشي‌ا ز محصولاتشان‌مطابق‌نيازهاي ‌خريداران يا استاندارها نبوده‌ و در بازار محصولات رايج،فروخته‌خواهدشدويااي� �كه‌براي‌تغذيه دام مورداستفاده‌قرارخواهدگرف� �.

    استانداردها و گواهي زيستي:
    استانداردهاي در كشاورزي ارگانيك شامل: اصول و قواعد، پيشنهادات و ضرورتهايي هستند كه بايد در كليه مراحل توليد فرآوري و انتقال محصول به مصرف كننده رعايت شوند:
    - عمليات مورد نياز در سيستم ارگانيك شامل
    1- كاربرد تناوب زراعي مناسب(بلند مدت)
    2- استقرار و نگهداري مواد آلي خاك و فعاليت زيستي خاك از طريق استفاده از فنون مديريت پايدار خاك
    3- ثبت آمار مربوط رابه كاربرد نهاده‌ها و روش‌هاي توليد و فروش. نقشه‌هاي مزرعه مورد نياز است و كشاورزان بايد همواره آماده بازرسي مزرعه باشد.
    - عمليات ممنوع شامل:
    1- استفاده از علف‌كش‌ها، آفت كش‌ها و كودهاي مصنوعي
    2- استفاده از موجودات مصنوعي ژنتيكي در هر شكل(از قبيل بذر، مايه تلقيح بذري، غذاي دام و غيره)
    3- استفاده از فاضلاب شهري به منظور اصلاح خا عمليات اداري محدوديت عبارتند از:
    دستورالعمل‌هاي محدود كنندة وجود دارد كه مبني بر عمليات معيني مانند استفاده از كود دامي تازه، خاك‌ورزي مكانيكي و استفاده از اصلاح كننده‌هاي خاك مي‌باشد.
    براي مثال نمي‌توان از كود دامي تازه براي محصولات غذايي انسان كه در طي چهارماه برداشت مي‌شوند استفاده كرد.
    به منظور حفظ كيفيت خاك(ساختمان خاك، حيات خاك و مقدار مواد آلي) بايد از شخم زياد پرهيز كرد.

    اصول و اهداف گواهی محصولات توسط IFOAM
    تولید غذا با کیفیت بالا و مقدار کافیn
    همگامی با طبیعت و نه سلطه بر آنn
    تقویت چرخه های بیولوژیکیn
    حفظ و افزایش حاصلخیزی خاک ها در دراز مدتn
    بهره گیری از منابع تجدید شونده تا حد امکانn
    بسته عمل کردن در خصوص چرخه مواد آلی و عناصر غذاییn
    فراهم آوردن شرایطی برای دام ها که بتوانند کل رفتار غریزی خود را بروز دهندn
    حفظ تنوع ژنتیکی سیستم کشاورزی با محیط اطرافn
    امکان کسب درامد برای زارعین؛ جلب رضایت آنها و ایجاد محیطی سالمn
    در نظر گرفتن اثرات گسترده تر اجتماعی و اکولوژیکی سیستم زراعیn

    جمع‌بندي

    كشاورزي ارگانيك سيستمي است كه در صورتيكه از طرف مردم و دولت و نهادهاي غير دولتي به آن تو جه شود مي‌تواند منجر به حفاظت و حاصلخيزي خاك در بلند مدت سلامت و توليد بالاي محصولات گياهي و دامي، بالابردن كيفيت و اهميت غذايي، اثرات مثبت اجتماعي، بازار مناسب و صرفة اقتصادي گردد.

    منابع

    1- والاس. جی-اصول کشاورزی زیستی-1384-ترجمه ع.کوچکی ،ا.غلامی، ع.مهدوی و لیلا تبریزی-دانشگاه فردوسی مشهد
    2- کامکار.ب-1381-کشاورزی ارگانیک- سمینار دوره دکترا دانشگاه فردوسی
    3-www.ioas.com
     
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    ماهيت ترويج​


    ترويج نشر و اشاعه است. و اصالتاً يك فعاليت آموزشي به منظور انتقال دانش و مهارتهاي تكامل يافته و مفيد و موثر از منابع بررسي و تحقيق به مجامع روستايي، عشايري و كارگري و توسعه تنفيذ آن به جهت افزايش كارايي مولدان در جريان توليدات.
    ترويج مشاورت و تبادل اطلاعات به منظور آگاهي دادن و آگاهي يافتن از مسائل و مشكلات موجود و نوظهور در محيط و تشويق و ترغيب ارباب رجوع براي شكل يابي و آموزش آنان و نيز كمك به آنان در شكل گشايي است. ترويج كمك به مردم براي تفكر و پرورش يك روحيه جستجوگرانه در خود به منظور حركت در مسير تحول و توسعه است. ترويج يك نظام آموزش غير رسمي و خارج از قالب هاي متداول در موسسات آموزش رسمي است.

    در ترويج، اساس نيل به تحول و توسعه ياد گرفتن و ياددادن است و از اين رو فلسفه ي آن مبتني بر تكامل «فرد» به عنوان واحد عمليات آموزشي- پژوهشي است. و فلسفه اين مكتب بر 3 ركن: آموزش، خودياري و همياري استوار است. بدين سان، در جمع بندي اين تعاريف،اجمالاً مي توان گفت كه مكتب ترويج از طريق انتقال دانش، ابداعات و مهارتهاي نوين، از طريق مشاورت و تبادل اطلاعات و از طريق ترغيب و تشجيع افراد به تفكر و جستجوگري، فرد را به عنوان يكي از عناصر تشكيل دهنده جامعه براي كسب آگاهي هاي نوين و تعهد مسئوليت هاي انساني در جامعه خويش پرورش مي دهد.

    در گام نخست بايد مفاهيم ترويج را بدانيم كه عبارتند از:

    - ترويج وسيله اي براي رفع نيازهاي اوليه انسان است.
    - اولين نياز انسان اطلاعات است. اطلاعات+ تصميم= رفتار
    - ترويج دربرگيرنده ي توسعه كشاورزي، رشد كشاورزي، توسعه روستايي ،رشد توليد و ..است.
    - ترويج در جهت رشد شعور تحليلي توليد كننده كه عموما روستائيان هستند عمل مي كنند.
    يكي از صاحب نظران معروف بنام ون دن بن ، ترويج را فرايندي مي داند كه براي كمك كردن به مردم در تصميم گيري طرح ريزي شده است.

    ترويج علاوه بر آموزش و پذيرش نظريه هاي جديد، در دگرگون كردن زارع، روستاييان ،تشويق او به بهبود مزرعه و خانه اش نيز فعال است. ولي در عمل ترويج اغلب وسيله اي دولتي براي گسترش تكنيك هاي پيشرفته كشاورزي تلقي مي شود و نيز نوعي ملاحظه گري ارتباطي حرفه اي كه به وسيله يك نهاد براي ايجاد تغييرات داوطلبانه رفتار- با فرض داشتن منافع جمعي و يا اجتماعي صورت مي گيرد.
    در كشورهاي مختلف دنيا از كلمه ترويج به واژه هاي مختلفي اطلاق مي شود كه نمونه هايي در ذيل بيان مي شود.
    واژه هلندي Voorlichting به معناي روشن كردن راه، در اندونزي واژه Eenyulunan به جاي ترويج استفاده مي شود.
    در كشورهاي آلمان و انگليس واژه Beratung به معناي كار مشاوره اي به جاي ترويج استفاده مي شود. در امريكا بيشتر از «آموزش و ترويج» سخن مي رود. در استراليا واژه Furtnering به معناي پيشبرد و يا تحريك فرد براي پيشرفت در جهت مطلوب ، به جاي كلمه ترويج به كار مي رود. و واژه هاي مختلف كه در كشورهاي گوناگون معادل ترويج به كار مي برند.
    ولي با وجود گوناگوني واژه هاي مختلف مربوط به هر كشور، تمام كشورها با مسايل محوري يكساني در زمينه كشاورزي روبرو هستند.

    كه تعاريف چند صاحب نظر در اين زمينه نيز خالي از لطف نمي باشد كه به قرار ذيل مي باشند:
    موشر: ترويج را فرايندي مي داند كه طي آن فعاليتهايي از طريق آموزش خارج از مدرسه و محيط دانشگاهي به خصوص در محيط روستا و بين كشاورزان به منظور ارتقاي سطح زندگي مردم روستايي و كشاورزي و اصلاح وضع زندگي فيزيكي خانواده هاي آنها به خصوص در بخش كشاورزي و تسريع در امر رفاه جوامع روستايي ،انجام مي گيرد.
    پائولوفريره: ترويج را وسيله هجوم فرهنگي به قلمرو روستا و كشاورزان و استثمار اقتصادي روستائيان تلقي مي كند.

    ترويج كشاورزي و روستايي را فرايندي ذكر مي كند كه حاصل واكنشهايي بين تعدادي از عوامل است كه اين عوامل شامل :

    1- تكنولوژي
    2- آموزش ترويجي
    3- نهاده‌ها
    4- ارباب ذي نفع
    5- روش‌هاي ارتباطي
    كه از اين عوامل بندهاي 1، 3، 4 ضرورت كامل دارد و بندهاي 2، 5 به عنوان كاتاليت به كار مي رود.
    ولي شايان ذكر است به كارگيري آميزه اي از فرآيندها توسط نظام ترويجي روستايي و كشاورزي، بيشتر بر مبناي «سنت» است. تا بررسي جدي اينكه كدام تركيب، مطلوب ترين تركيب در موفقيت آنان است.

    آموزش ترويج و آموزش روستايي

    - ترويج بازوي آموزشي دولت است.
    - تاكيد بر نوعي ساختار آموزشي دارد.
    - تاكيد بر هماهنگ كردن خدمات واحدهاي مختلف از طريق تشكيل گروه خدمات رساني در زمينه هاي مختلف دارد.
    - فرصت همكاري بين واحدهاي ذيربط را فراهم مي كند.
    - واحدهاي اجرايي ذيربط را ملزم به همكاري مي كند.
     
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    روش های ترویج ​


    روشهاي ترويجي
    - روش هاي گروهي و انفرادي
    - ملاقاتهاي انفرادي: احتمالاً مهمترين جنبه ي همه فعاليتهاي ترويجي است كه از قدرت زيادي جهت ايجاد اعتماد به نفس بين كشاورز و مروج برخوردار است.
    البته متداولترين مشكل تماس شخصي بين مروج و كشاورز، ملاقاتهايي در مزرعه است كه به علت تماس خود با زارع بيشترين نقش را ايفا مي كند.
    يك نوع ملاقات در محل كار مروج نيز موجود مي باشد كه آن هم بستگي به حسن انجام كار وبر خورد روح بستگي دارد كه حس علايق زارعان توسط مروج بر انگيخته مي شود.

    روشهاي انفرادي شامل موارد. زير مي باشد:

    ملاقات سر مرزعه ، ملاقات در محل كار، نامه ،ارتباط تلفني، تماس ها ي غير رسمي در خارج از محل كار ومزرعه ولي اين روشهاي انفرادي معايبي نيز دارد. كه مهمترين شكل از نظر زمان وصرف منابع پر هزينه است. وخطر تمركز بر زارعان پيشرو وجود دارد كه دراين صورت وجود نوعي تبعيض در بين زارعان شكل مي گيرد.

    به عبارتي ديگر ،دريك تشكل سازماني براي توسعه ترويج وترويج كشاورزي وروستايي ،كار گروه بنديهاي اجتماعي بر تامين همكاري وهماهنگي در سه سطح ، به صورت زير دسته بندي مي شود.

    1- درون گروهي: بين عوامل ترويج
    2- درون گروهي :بين روستائيان ورهبران محلي ومدد كاران روستايي
    3- برون گروهي : بين عوامل ديگر موسسات حاضر وموثر بر كار توسعه درروستاها

    كه اين سه بند بر اساس پنج رابطه مشترك بين:
    1- عوامل ترويج با روستائيان
    2- عوامل ترويج با عوامل ديگر موسسات
    3- روستائيان با عوامل ديگر موسسات
    4- عوامل ترويج وروستائيان با عوامل ديگر موسسات
    5- عوامل ديگر موسسات وروستائيان با عوامل ترويج مبتني است. كه از اين عوامل وسطوح همكاري ما به طور كلي به عنوان روش گروهي نام مي بريم كه در مورد ترويج روستايي و كشاورزي مورد استفاده عوامل ترويج قرار مي گيرد.

    مزاياي روش گروهي :

    الف- فراهم آوردن امكان پوشش وسيع .
    ب- به وجود آوردن محيط يادگيري فكورانه وفضاي حمايت كننده كه به زارع اعتماد به نفس مي دهد.
    يكي از عوامل تعيين كننده اندازه گروه ،موقعيت جغرافيايي است ولي مناسب ترين تعداد براي گروها در ترويج روستايي بين 20 تا4 نفر است.
    -جلسات كوچكتر براي بررسي نيازهاي خاص شركت كنندگان مناسب تر است.
    - روح نبايد بر جلسه تسلط كامل پيدا كند ، بلكه نقش او بايد عمدتا اطلاع رساني وحمايت و پشتيباني باشد .
    -جلسات گروهي وجمعي متداول ترين روش ترويج گروهي است.
    -برداشتن اولين قدم در ايجاد هر گونه ارتباط با روستائيان ،مستلزم تلاش در شناخت اصالت ارزش هاي سنتي در هر يك از جوامع روستايي است.
    -نا برابري در سوابق ذهني وتجارب كسب شده وموقعيتهاي اجتماعي واقتصادي ،منشا طبقه بندي روستائيان به گروههاي نو پذيران ، پذيرندگان اوليه وثانويه وكند پذيران است.
    -در مرحله ارزيابي وتحول گري كه منظور تغيير در رفتار عملي است تماس رخ به رخ دو محيطي طبيعي وغير رسمي ممكن است به عنوان موثرترين وسيله تبادل معلومات واطلاعات به كار رود .
    - موثر ترين روش هاي ترويجي به ويژه درآموزش بزرگسالان درروستاها ،نمايش طريقه اي ونتيجه اي است كه ارزشيابي عملكرد آموزشي بزرگسالان بايد بر مبناي ميزان كاربرد توصيه ها ونتايج حاصله از اعمال آنها مورد بررسي وسنجش قرار گيرد .در نمايش طريقه اي كه يكي از روشهاي آموزش گروهي است سخنراني با عمل توام است كه در نقش تحولگر ،عروج ، نمايش البته نمايش طريقه اي برگزار مي كند طريقه اي به وسيله مروج يا آموزشگر روستا ، يا همكار ي مدد كار روستايي ،هر و يا يك رهبر محلي فني كه قبلا تعليمات لازم را فرا گرفته است انجام مي گيرد .
     
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    نقش ترویج در آموزش کشاورزی و توسعه روستایی​



    مقدمه

    آموزش ،بنيان توسعه است. ترويج مكتب تحقق آموزش روستاييان است پس آموزش مبتني بر اين مكتب، بنيان توسعه روستايي است.
    علم ترويج بنا به ضرورت زمان پا به عرصه ي دنياي علم گذاشت، به گواهي تاريخ، يكي از دلايل عمده پيروزي متفقين در جنگ جهاني دوم، رونق نهضت ترويج كشاورزي در كشور امريكا بود. در زماني كه اروپا در آتش خشم جنگ به جهنمي هول انگيز مبدل شده بود و مزارعي كه واژه فقر و نداري را براي اروپاييان به واژه غريبي مبدل ساخته بود، جولانگاه هيولاي آهنين و انباشته از مين هاي ريز و درشت شده بوذ. كشاورزان آمريكايي به مدد آموزشهاي فراگير و حياتي ترويج، در محيطي امن و به دور از هياهوي جنگ به خوبي انجام وظيفه مي كردند، و كم كاري همتايان اروپايي خود را كه به جاي كار در مزارع در ميدانهاي جنگ سرگرم نبرد بودند، جبران مي ساختند و با روانه ساختن دسترنج خود، متفقين را از لحاظ تامين اسلحه سبز آسوده خاطر مي كردند.
    علم و مكتب ترويج از آن زمان، تاكنون با وجود همه فراز و نشيبها هم چنان به عنوان دانشي كاربردي و راهگشا در خدمت جهانيان بوده و براي ملتها و دولتها به عنوان نقطه قوت و اتكايي در مقابله با مشكلات جامعه بشري مطرح است.
    امروزه ترويج و آموزش كشاورزي به عنوان علمي كاربردي، با ماهيتي فرا رشته اي و فرانظامي مطرح است. ترويج كشاورزي علمي است كه در آن دستاوردهاي علوم تجربي كشاورزي با واقعيتهاي دنياي انساني و اجتماعي پيوند مي خورد. ترويج علم است و بنابراين دوام و پويايي آن همانند ساير علوم، از طرفي بستگي تام به مطالعات و تحقيقات بنيادي و توسعه اي و كاربردي در حيطه آن دارد و از طرف ديگر ، به اشاعه ترويج و دستاوردهاي اين تحقيقات و نظريه پردازايها در قالب كتاب در مقاله نياز دارد.
    متاسفانه با وجود قدمت ترويج سنتي كشاورزي در كشور و ريشه دار بودن مضامين و محتواي آن در فرهنگ اين مرز و بوم، ترويج جديد به عنوان علم وارداتي، كمتر در كشور گسترش و تكوين يافته است. و در مقايسه با ساير رشته ها با صعف عظيمي در زمينه كتاب و منابع فارسي مواجه است. و تعداد كتابهاي اختصاصي اين رشته به زبان فارسي بسيار اندك است.
    ​
     
  9. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    تكنولوژي وترويج كشاورزي​


    مهرداد نيك نامي- عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار
    دكتر سيد جمال فرج‌اله حسيني- عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران
    ​

    چكيده
    اكنون با توجه به طرح مباحث فلسفي در زمينه تكنولوژي، ديدگاه‌هاي جبريت تكنولوژي و ساخت گرايي مطرح شده‌اند كه بر اين اساس فلسفه تكنولوژي به دو سنت مهندسي وانساني تقسيم‌بندي گرديده است. از ديدگاه علمي يكي از الزامات اساسي پرداختن به موضوعات مديريت تكنولوژي و سياستگذاري در اين حوزه مي‌باشد. تجارب حاصله از اجراي برنامه‌هاي توسعه بر مبناي مدل‌هاي تكنولوژي متعارفي مويد آن است كه در گذشته به تأثيرات اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي كمتر پرداخته شده لذا امروزه با توجه به تحولات صورت گرفته تأكيد بر توسعه تكنولوژي مناسب قراردارد كه براي تحقق آن ارزيابي تكنولوژي توصيه مي‌گردد. در بخش كشاورزي يكي از زيربخش‌هاي درگير در توسعه تكنولوژي ترويج كشاورزي مي‌باشد. لذا با توجه به ديدگاه‌هاي مطرح مي‌توان اظهار نمود تاسيس موسسه‌اي مستقل و يا بخش ويژه‌اي در تحقيقات و ترويج كشاورزي براي مطالعه پيرامون مقولات مرتبط با تكنولوژي هم از منظر فلسفي و هم از جنبه علمي از قبيل انتخاب و ارزيابي تكنولوژي‌هاي مناسب، شناخت مؤلفه‌هاي اساسي در توسعه تكنولوژي، تدوين منشور ملي تكنولوژي، تعيين چشم‌انداز، اهداف، سياست‌ها، استراتژي‌ها واقدامات اساسي مورد نياز از جمله فعاليت‌هاي مهم در مديريت و نيز سرپرستي تكنولوژي كشاورزي محسوب مي‌گردند.

    واژه‌هاي كليدي: فلسفه تكنولوژي، تكنولوژي مناسب، مديريت تكنولوژي، سياست تكنولوژي، ترويج كشاورزي

    مقدمه
    واقعيت اين است پديده رشد و توسعه تكنولوژي امري انساني و تعمدي تلقي مي‌گردد كه با رشد و توسعه علمي بهم تنيده شده و پيوسته در اقتصاد، فرهنگ و سياست كشورهاي مختلف تأثير گذار بوده است. اكنون با توجه به طرح مباحث فلسفي در زمينه تكنولوژي مشخص گرديده تكنولوژي پديده‌اي خنثي نبوده بلكه داراي بنيان‌هاي فلسفي نيز مي‌باشد. اين امر ناظر بر آن است كه در هر بخشي در روند برنامه‌ريزي براي توسعه تكنولوژي و نيز مديريت آن مي‌بايست علاوه بر توجه به جوانب علمي به ابعاد فلسفي نيز براي درك ماهيت تكنولوژي مورد نظر اقدام گردد تا از اين طريق بتوان در مورد الزامات و نيز اثرات آن شناخت بيشتر و عميق‌تري پيدا نمود. افزون بر اين موضوعات امروزه در پيش‌برد برنامه‌هاي توسعه به ويژه در بخش كشاورزي تأكيد ويژه بر توسعه كاربرد تكنولوژي مناسب مي‌باشد. از آن جايي كه در نيل به توسعه كشاورزي و روستايي كاربرد تكنولوژي مناسب از مولفه‌هاي اساسي به شماره مي‌رود از تحقيق و ترويج كشاورزي انتظار مي‌رود با ايجاد بخش‌هاي ويژه، مطالعاتي را به منظور توسعه تكنولوژي مناسب آغاز نمايند. در اين زمينه پرداختن به مقولات فلسفي، معرفي شاخص‌هاي مناسب، تدوين چشم‌‌انداز، اهداف، سياست‌ها، استراتژي‌ها، منشور ملي تكنولوژي و در نهايت اقدامات اجرايي به منظور مديريت توسعه تكنولوژي مناسب براي ارتقاء بخش كشاورزي و روستايي احساس مي‌گردد.

    مفهوم تكنولوژي
    همزمان با گسترش علم و تكنولوژي در قرون اخير، ديدگاه‌ها و تحليلظهاي مختلفي در مورد ويژگي‌ها و جنبه‌هاي ظاهري آنها از يك سو و پرداختن به ابعاد ماهيتي اين مقولات با مضامين فلسفي در چارچوب فلسفه علم، فلسفه تكنولوژي، جامعه‌شناسي علم و جامعه‌شناسي تكنولوژي مطرح گرديده‌اند. به عبارتي هم از منظر علمي و سياست‌گذاري‌هاي مرتبط و هم از ديدگاه برخي از فلاسفه تحليل‌هايي پيرامون تكنولوژي ابراز مي‌گردد كه به لحاظ تقدم مباحث فلسفي به علمي ابتدا به آنها پرداخته مي‌شود. ليكن ضرورتا قبل از شروع اين بحث تعاريفي از تكنولوژي مطرح مي‌گردند. به طور كلي وقتي بحث از فناوري به ميان مي‌آيد منظور صرفا جنبه سخت افزاري نيست، بلكه ابعاد ديگري نظير دانش، مفاهيم و فنون نيز مدنظر مي‌باشد. لذا چنانچه فن‌آوري را به معناي كليت نظام يافته از علم براي عمل تلقي نماييم مي‌توان براساس مدل اطلس تكنولوژي اسكاپ و نظريه پروفسور نواز شريف، تكنولوژي را متشكل از چهار جزء فن افزار، انسان افزار، سازمان افزار و اطلاع افزار داسنت. در اين چارچوب تكنولوژي كه در اشياء متبلور مي‌گردد فن‌افزار، تكنولوژي‌هايي كه در انسان متبلور است انسان افزار؛ تكنولوژي‌هايي كه در اسناد و مدارك متبلور است اطلاعات افزار و تكنولوژي‌هايي كه در نهادها متبلور است سازمان افزار مي‌نامند (مهدوي 1379، (2001 Michiels g Crowder).

    همچنين تكنولوژي عبارت است از دانش و مهارت لازم براي توليد كالا و خدمات كه حاصل قدرت فكري و شناخت انسان و تركيب قوانين موجود در طبيعت ميظباشد. در تعريفي ديگر از تكنولوژي به عنوان ابزار، مكانيزم، دانش يا فرآيندي كه براي تبديل ورودي‌ها به خروجي‌ها به منظور ارتقاي قابليت‌هاي افراد، گروه‌هاي كاري وسازمان‌ها به كار برده مي‌شود نام برده شده‌است. هم چنين تكنولوژي محصولي دست ساخته بشر، استوار بر دانش و آگاهي، مبتني بر تحقيق و توسعه‌اي كه از نظر اقتصادي يك محصول به شماره مي‌رود وداراي ويژگي‌هاي خاص سيكل زندگي يك محصول است. در حالي كه دانشمندان همانا تئوري پردازان و مخترعان به شمار مي‌روند، تكنولوژيست‌ها افرادي هستند كه يك فكر نو و يك اختراع را به شكل قابل استفاده در عمل تبديل مي‌نمايند. لذا ايجاد و آفرينش يك دانش تازه براي خلق تكنولوژي نوين لازم است، اگر چه كافي نيست ليكن دانش زمينه‌اي را فراهم مي‌آورد كه در آن انديشه‌ها از قوه به فعل در مي‌آيند. (علي احمدي 1377).

    فلسفه تكنولوژي
    از نظر فلسفي در ميان انديشمنداني كه تاكنون به موضوع تكنولوژي به صورت جدي پرداخته، مارتين هايدگر از جمله افراد پيشگام محسوب مي‌گردد. او از نخستين متفكراني بود كه تكنولوژي را به موضوع اساسي براي فلسفه تبديل نمود. فلسفه تكنولوژي هايدگر ماهيتي پديدار شناسانه دارد. پديدار شناسانه به مفهومي كه مبناي وجودي تكنولوژي را برجسته و در معرض ديد قرار مي‌دهد. هايدگر با بررسي بنيادهاي هستي‌شناسي تكنولوژي براي نخستين بار تلاش نمود تا تكنولوژي را از دست تعابير ذهنيگرا و ابزارگرايانه برهاند و آن را به يكي از پرسش‌هاي اصلي فلسفهبدل نمايد. از نظر وي تكنولوژي هم از نظر تاريخي و هم از نظر وجودي بر علم مقدم است. به اين مفهوم كه كاربرد تكنولوژي توسط جوامع بشري هم امري عادي و هم پديده‌اي باستاني است ودرميان همه فرهنگ‌ها موجود بوده‌است، چه آنها كه صاحب علم بوده‌اند و چه آنها كه فاقد آن بوده‌اند. از نظر هايدگر تكنولوژي با ماهيت آن معادل نيست. بر اين اساس ماهيت تكنولوژي هم به هيچ وجه امري فني نيست. از آنجا كه ماهيت تكنولوژي امري فني نيست، تأمل ماهوي درباره تكنولوژي بايد در حوزه‌اي صورت پذيرد كه از يك سو با ماهيت آن قرابت دارد و از سوي ديگر از بنياد با آن متفاوت است. دراين ارتباط هايدگر در جايي مي‌گويد با طرح چنين پرسش‌هايي به وجود اين بحران شهادت مي‌دهيم كه به خاطر اشتغال تمام عيارمان به تكنولوژي، ماهيت آن را درك و تجربه نمي‌كنيم و به خاطر پرداختن صرف به مسائل زيباشناسي، خود ماهيت هنر را هم دير حفظ وابقا نمي‌كنيم (دن آيدي 1983، هايدگر 1962 ترجمه: اعتماد 1377).

    «ژاك ايلول» نيز كه از منظر فلسفي و جامعه‌شناسي به بحث ارتباط علم و تكنولوژي پرداخته با هايدگر هم عقيده است. وي اين كه تكنولوژي كاربرد علم شناخته مي‌شود عقيده‌اي سنتي و غلط ارزيابي نموده و اظهار داشته از نظر تاريخي فن بر علم مقدم است. وي در جاي ديگري اشاره مي‌نمايد تكنيك از اين پس براساس علم تعريف نمي شود بلكه علم ابزار تكنيك شده‌است. اين نگرش ناشي از كاربرد ديدگاه كاربرد گرايانه‌اي است كه در قرون اخير بر علوم تجربي غالب گشته و غايت آن را توسعه تكنولوژي و تسلط بيشتر بر طبيعت دانسته است. يعني اهداف تكنيكي امروز بر روند توسعه علوم غلبه يافته و علم امروز را بايد ابزار تكنيك دانست ( شاره ميرزايي، 1379).
    بنابراين انديشمنداني چون «هايدگر» و « ژاك ايلول» تلاش نموده‌اند نقش تكنولوژي در شكل‌دهي ساير تحولات جامعه را مورد توجه قرار دهند. لذا تفكرات و ديدگاه‌هاي آنان در چارچوب رويكرد جبريت تكنولوژي يا خود مختاري تكنولوژي مطرح است كه بر مبناي آن تكنولوژي موجد ساير تحولات جامعه و مستقل از آن در نظر گرفته مي‌شود. در مقابل اين رويكردها، ديدگاه ديگري به نام ساخت‌گرايي اجتماعي در مقابل نظريه جبريت تكنولوژي وجود دارد. افرادي همچون «بيجكر» و «كنزي» از صاحب نظران اين ديدگاه هستند. طرفداران اين نظريه روند تحولات تكنولوژي را منبعث از رقابت گروه‌هاي اجتماعي مي‌دانند. لذا هر يك از گروه‌هاي اجتماعي كه در اين رقابت پيرو گردند، موفق خواهند شد كه تكنولوژي را مطابق نظر و تفسير خود در جامعه تثبيت گردانده و از آن پس، اين تكنولوژي تحول بخشمي‌تواند منشاء تغيير و تحولات ساير ابعاد جامعه باشد. «آرنولد پيسي» نيز به عنوان يكي ديگر از طرفداران ديدگاه ساخت گرايي، در بررسي عوامل موثر در تحولات تكنولوژي كمتر اشاره‌اي به عمل مي‌نمايد. وي فرآيند توسعه تكنولوژي را فرآيندي انساني دانسته و به جاي اعتقاد به قوانين دروني تكنولوژي و خودكار بودن توسعه آن، انگيزه‌هاي انساني را در پيشرفت و تحولات تكنولوژي موثر مي‌داند. وي انگيزه حرفه‌اي سازندگان و توسعه دهندگان تكنولوژي را در راستاي كسب منزلت بيشتر و نقش فعال‌تر در تحولات جامعه، و انگيزه‌هاي پنهان ديگري نظير: انگيزه هماوردجويي، ذوق تكنولوژي، ماجراجويي، ارزش‌هاي زيباشناختي، ميل به قدرت، تسلط بر طبيعت، برتري جويي و كمال طلبي را بر مي‌شمارد (شاه ميرزايي، 1379).
    نقطه اشتراك فلاسفه‌اي كه تاكنون نظرات آنها مطرح گرديد از جمله «هايدگر» و «ژاك ايلول» (به عنوان طرفداران جبريت تكنولوژي) و چه «آرنولدپيسي» به عنوان مخالف آنها (به عنوان طرفدار ساخت‌گرايي) آن است كه جملگي تكنولوژي را در معناي وسيع آن مورد مطالعه قرار داده‌اند، لذا مي‌توان آنها را از سنخ فلاسفه سنت انساني محسوب نمود. شايان ذكر است فلسفه تكنولوژي به دو سنت مهندسي و انساني تقسيم‌بندي مي‌گردند كه يكي از تفاوت‌هاي اساسي آنها همين وسعت مفهوم تكنولوژي است. در شرايطي كه فلاسفه انساني ابعاد گسترده‌تري از جنبه‌هاي فرهنگي وانساني تكنولوژي‌ها را مورد توجه قرار مي‌دهند، فلاسفه مهندسي بيشتر روي ابعاد فني و مادي تكنولوژي تمركز مي‌يابند. غالبا فلاسفه تكنولوژي مهندسي معمولا از ميان مهندسان هستند كه گرايشات فلسفي دارند، آنها برخلاف تكنولوژي انساني معمولا از تكنولوژي جانب داري كرده و به آن بار ارزشي مثبت مي‌دهند. با اين وجود حتي فلاسفه تكنولوژي مهندسي نيز بر تمايز تكنولوژي از علم تأكيد دارند. كارل ميچام به عنوان يكياز طرفداران فلسفه مهندسي مي‌گويد، اين فلاسفه مهندسي در دو زمينه توفيق يافته‌اند: اولا باعث شده‌اند مهندسان معناي عمومي‌تري را در كار خود احساس كنند و تكنولوژي را چيزي جدي از علم و شايسته تحليل‌هاي معرفت شناختي، متافيزيكي، اخلاقي و سياسي مخصوص به خود بدانند و ثانيا در مقابل نقادي‌هاي فلاسفه تكنولوژي انساني مقاومت ورزند (شاه ميرزايي، 1379).

    اكنون براساس ديدگاه‌هاي فلسفي مهندسي و انساني، مي‌توان تكنولوژي را بر مبناي ديدگاه ابزاري و انساني تعريف نمود. «هايدگر» در باب تعريف ابزاري و انسان مدار تكنولوژي وسيله‌اي است براي رسيدن به غايتي و ديگري مي‌گويد تكنولوژي يك فعاليت انساني است. اين دو تعريف به تكنولوژي تعلق دارند. بنابراين مي‌توان اين تصور رايج را كه بنابر آن تكنولوژي وسيله و فعاليت انساني است، تعاريف ابزاري و انسان مدار تكنولوژي قلمداد نمود. ديدگاه‌هاي ابزار مدار و انسان مدار ناشي از دو گونه برداشت مي‌باشد كه در اواخر قرن نوزدهم پيدا شده‌است. ديدگاه اول به اثبات گرايي بر مي‌گردد كه هر فلسفه معنوي و معقولي را بدون حس، تجربه و آزمون قابل پذيرش نمي‌داند. ديدگاه دوم به تكنوكراتيسم بر مي‌گردد كه صرفا با روش‌ها و ابزارها مواجه است. از نظر يك تكنوكرات كه به مسائل كاربردي تكنيك توجه دارد، تكنولوژي چيزي بيش از روش و ابزار نمي‌تواند باشد. اين ديدگاه به دنبال پرسش‌هاي فلسفي (همانند پوزيتويست‌ها) نيست و فراتر از ظواهر اشياء مورد نياز خود چيز ديگري را نمي‌بيند. به همين دليل نيز به نوعي به اراده انگاري (ولونتاريسم) گرايش مي‌يابد. از ديدگاه اراده انگارانه، تكنولوژي به مثابه ابزارها روش‌هايي است كه به تدريج با برنامه‌ريزي به وجود آمده و توسعه مي‌يابد و موجب تغييرات اجتماعي، اقتصادي وسيعي مي‌گردند و در نهايت در سياست و افكارمان نيز تأثير مي‌گذارد (مددپور، 1375).

    تكنولوژي از ديدگاه علمي
    تا اينجا به تكنولوژي از منظر فلسفي پرداخته گرديد، ليكن در ادامه از جنبه علمي نيز آن را بررسي مي‌نماييم. اساسا اعتقاد بر اين است تكنولوژي يكي از عوامل مهم تغيير جامعه است. البته بين اين تغييرات تكنولوژي و تغييرات جامعه يك رابطه دو طرفه وجود دارد. تكنولوژي نه تنها باعث تغيير مي‌شود بلكه خود پاسخي به تغيير در جامعه است. تكنولوژي در مقطعي از زمان در چگونگي توسعه جامعه به عنوان يك عامل فشار عمل مي‌نمايد. البته نقش تكنولوژي در تحولات جهاني نيز قابل توجه است. رنسانس مسير اروپا را عوض كرد و يكي از عوامل مهم در اين خصوص در آن مقطع تكنولوژي چاپ بود. حاكميت پرتقالي‌ها بر نيمي از دنيا ناشي ازدستيابي به تكنولوژي ساخت كشتي‌هاي بزرگ بوده‌است. مهمترين عامل در شكل‌گيري جغرافياي سياسي عصر حاضر، دستيابي آمريكا به تكنولوژي بمب اتم و تسليم ژاپن در جنگ جهاني بود. در واقع كشورهاي مختلف جهان براساس بهره‌مندي آنان از تكنولوژي طبقه‌بندي مي‌شوند. لذا توانايي ملل مختلف در توليد محصولات پيچيده‌تر و تكنولوژي‌هاي پيشرفته موجب تفاوت واقعي آنان به لحاظ اقتصادي و فني گرديده‌است (توكلي، 1379).

    يكي از مباحث مطرح در مورد تكنولوژي، طبقه‌بندي آن مي‌باشد. به طور كلي تكنولوژي‌ها را بر اساس ويژگي‌هاي مختلفي طبقه‌بندي مي‌نمايند، كه دراين خصوص مي‌توان به اين موارد اشاره نمود:
    الف) طبقه‌بندي براساس توانايي‌ها كه شامل:
    1) تكنولوژي كاربر و بهره‌برداري
    2) تكنولوژي تعميرات و نگهداري
    3) تكنولوژي كپي‌سازي و اقتباس
    4) تكنولوژي مونتاژ
    5) تكنولوژي طراحي و ساخت
    6) تكنولوژي توان تحقيقات پايه
    ب) طبقه‌بندي براساس مبدأ تكنولوژي:
    1) تكنولوژي وارداتي
    2) تكنولوژي بومي و سنتي
    3) تكنولوژي تركيبي
    ج) طبقه‌بندي براساس كاربري و سرمايه‌بري:
    1) تكنولوژي كاربر
    2) تكنولوژي سرمايه‌بر
    3) تكنولوژي خنثي
    د) طبقه‌بندي براساس طول عمر:
    1) تكنولوژي در مرحله عرضه
    2) تكنولوژي در مرحله انتشار
    3) تكنولوژي در مرحله اشباع شدن
    4) تكنولوژي در مرحله تنزل و منسوخ شدن.
    و) طبقه‌بندي براساس ماهيت:
    1) تكنولوژي سخت‌افزار
    2) تكنولوژي نرم‌افزار
    ( حاج فتحعلي‌ها و سيد اصفهاني، 1373).

    سطح تكنولوژي از ديگر موضوعات مرتبط با تكنولوژي است كه شايسته پرداختن مي‌باشد. از نظر افرادي همچون «راش» و «هابدي» سطح تكنولوژي را مي‌بايست متناسب با فرآيند نوآوري در نظر گرفت. الگوي مراحل فرآيند نوآوري آنان شامل مراحل مزبور مي‌باشد:
    1- تحقيقات پايه، 2- تحقيقات كاربردي، 3- توسعه آزمايشگاهي، 4- طراحي و مهندسي كاربردها، 5- خدمات فني، 6- استانداردها و گواهي‌ها، 7- انتشار.

    در اين صورت تفكيك مراحل مختلف فرآيند نوآوري كمك زيادي به تحليل و تدوين سياست‌ها و راهبردها در مديريت تكنولوژي مي‌نمايد، به نحوي كه براي هر يك مي‌توان برنامه‌ها و ملاحظات مخصوص به خودش را در نظر داشت. زيرا چنانچه آنها را از يكديگر تفكيك نكرده و در صدد ارائه نسخه‌اي واحد براي تمام آنها باشيم دچار سردرگمي و شكست مي‌گرديم. بنابراين به منظور توسعه تكنولوژي مي‌بايست ديدگاه جامعه و همه جانبه نگري در تمامي مراحل فرآيند نوآوري داشته باشيم.
    شايان ذكر است تفكيك مراحل فرآيند نوآوري به اين مفهوم نيست كه اين فرآيند خطي است، بلكه هدف شناسايي برخي از عوامل و مولفه‌هاي موثر در توسعه تكنولوژي‌ است (سيف كار، 1380).

    توسعه تكنولوژي
    به طور كلي منظور از توسعه تكنولوژي فرآيند هدايت، تقويت، گسترش و ارتقاء سطح تكنولوژي‌هاي موجود و هم چنين كسب تكنولوژي‌هاي نوين براي نيل به اهداف برنامه‌هاي توسعه مي‌باشد. در حالي كه انتقال تكنولوژي عبارت است از فرآيند كلي عرضه و تقاضاي تكنولوژي كه گستره‌اي از ماشين‌آلات، ابزار، خدمات اطلاعاتي، مهارت‌ها ودانش فني را شامل مي‌گردد. در قياس با انتقال تكنولوژي كه بيشتر به دنبال افزايش كمي ظرفيت‌ها است، هدف توسعه تكنولوژي بر ارتقاء كيفيت و بهينه‌سازي تكنولوژي متمركز است (مهدوي، 1379).
    بسياري از صاحب نظران معتقدند عوامل موثر در فرآيند توسعه تكنولوژي، شامل كشش تقاضا و فشار عرضه است و تعامل بين محركه‌ها (انگيزش)، توانمندي‌ها و نهادهاي مرتبط نيز به توسعه تكنولوژي مي‌انجامد. مباني نظري فرآيند توسعه تكنولوژي در مكاتب مختلف مورد توجه قرار گرفته واقتصاددانان بعد از دوره كلاسيك نيز مفهوم و مصاديق تكنولوژي را بدين ترتيب مورد بررسي قرار داده‌اند. اقتصادداناني كه روش كلاسيك را به همراه نوآوري دنبال كردند نظريه نئو كلاسيك را مطرح نمودند كه اين نظريه را از جنبه تكنولوژي مي‌توان به نظريه‌هاي توليد نئوكلاسيك، نوآوري كلاسيك و رشد دورن را تقسيم بندي نمود. اقتصاد دانان كه از نظريه انقلابي «شومپيتر» در زمينه توسعه اقتصادي و اجتماعي پيروي نمودند كه براساس آن نظريه‌اي شكل دادند كه به آن نظريه اقتصاد تكاملي اطلاق مي‌گردد. نظريه مزبور نيزبه دو نظريه نهادگرا و طبيعت گرا قابل تقسيم بندي است. «شومپيتر» دو نظريه مختلف را در رابطه با توسعه تكنولوژي ارائه داده‌است. اين نظريه‌ها به الگوي تخريب خلاق و انباشت خلاق معروف هستند. نظريه سيستم ملي نوآوري نيز در واقع تكامل يافته نظريه‌هاي سنتي نوآوري است. فريمن نيز با تحليل تاريخ و با استفاده از تئوري نوآوري نشان داده كه زير سيستم‌هايي مانند نهادهاي تحقيق و توسعه، موسسات صنعتي و سازمان‌هاي دولتي در رابطه متقابل با يكديگر در يك چارچوب سازماني، موجب توسعه تكنولوژي مي‌گردند (حاجي حسني، 1383).
    يكي ديگر از الزامات تكنولوژي، مديريت آن است. مديريت تكنولوژي عبارت است از سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي جمعي تكنولوژي. در تكنولوژي، مديريت از دو جهت مهم است: اولا مديريت خود يكي از مولفه‌هاي اساسي تكنولوژي است وديگر اينكه تأثيري كه بر ارتقاء و پيشرفت مولفه‌هاي ديگر تكنولوژي دارد. مديريت تكنولوژي معمولا جنبه‌هاي ذيل را در بر مي‌گيرد:
    1) تعيين و تشخيص نيازهاي تكنولوژي
    2) ارتقاء سطح انتقال تكنولوژي
    3) ارزيابي تكنولوژي
    4) ارزيابي مديريت تكنولوژي
    5) توسعه نظام‌ها و خدمات اطلاعات تكنولوژي (مهدوي، 1379).

    نكته ديگر اينكه مفهوم مديريت تكنولوژي كه از دو بخش مديريت كه با توانمندي‌هاي اناسني و تكنولوژي كه با علوم مهندسي سروكار دارد تشكيل گرديده وبا سرپرستي تكنولوژي تفاوت دارد. در حاليكه مديريت تكنولوژي، مديريت انساني در جهت توليد با استفاده از ابزار، اطلاعات و مهارت‌ها همراه با آينده‌نگري و تحقق نيازهاي آتي است، سرپرستي در برگيرنده نظارت بر انجام فعاليت‌هاي از پيش تعيين شده و مشخص است كه براي در جريان نگه داشتن امور و كارهاي جاري ضرورت دارد. نسبت مناسب بين فعاليت‌هاي مديريتي و سرپرستي بستگي به نوع و طبيعت سازمان دارد. هر چه به سمت سطوح بالاي تصميم‌گيري حركت كنيم. فعاليت‌هاي مديريتي بيشتر و هر چه به سمت پايين‌تر حركت كنيم فعاليت‌هاي سرپرستي بيشتر مي‌گردد (صاحب كار خراساني، 1380).

    سياست تكنولوژي
    از جمله موضوعات اساسي و مرتبط با تكنولوژي توجه به سياست تكنولوژي است. سياست تكنولوژي عبارت از خط مشي كه در آن هدايت، تشويق، ايجاد كسب، توسعه و اشاعه تكنولوژي در جهت نيل به اهداف ملي منظور شده‌باشد. هدف‌هاي اساسي سياست تكنولوژي عبارتند از: 1- تعيين نيازهاي تكنولوژي، 2- تعيين وضعيت فعلي توانايي‌هاي داخلي تكنولوژي و توسعه تكنولوژي بومي، 3- تعيين تكنولوژي‌هاي وارداتي مورد نياز و تناسب آن با اولويت‌ةاي ملي و قابل دسترسي بودن منابع، 4- در چه زمينه‌اي از تكنولوژي مي‌توان تخصص يافت و در بازارهاي بين‌المللي رقابت نمود (مهدوي، 1379).
    در زمينه سياست تكنولوژي ارگاس در كتاب سياست‌هاي كلان تكنولوژي مي‌نويسد: چال كليدي سياست‌هاي تكنولوژي. توليد ايده‌هاي نوين نيست، بلكه تسهيل استفاده گسترده از آنها است. اين به عنوان تمايز سياست علم و تكنولوژي مطرح است. به اعتقاد وي مهمترين مساله‌اي كه در تدوين سياست‌هاي كلان تكنولوژي مي‌بايستي مورد توجه قرار گيرد، تسريع وتسهيل انتشارتكنولوژي در گستره وسيع فعاليت‌هاي توليدي كشور است. ليكن در شرايط حاضر كه به اعتقاد صاحب نظران فاصله علم و تكنولوژي در حوزه‌هاي نوين و پيشرفته در حال كاهش است، لذا سياست‌گذاران براساس اين تحول در تكنولوژي‌هاي نوين بيشتر مايلند سياست‌گذاري علم و تكنولوژي را با يكپارچگي بيشتري نسبت به قبل دنبال كنند (شاه ميرزايي، 1379).
    شايان ذكر است در سطح بين‌المللي سياست‌هاي تكنولوژي كشورهاي مختلف، تفاوت‌هاي قابل توجهي با يكديگر دارند.اين سياست‌ها را مي‌توان در پنج گروه اصلي طبقه‌بندي كرد:
    1- سياست‌ تكنولوژي ماموريت گرا، 2- سياست تكنولوژي نفوذكرا، 3- تلفيق دو سياست قبلي، 4- سياست دنباله‌گرا، 5- سياست تداوم دهنده (توكلي، 1379).

    تكنولوژي مناسب
    براساس تجارب حاصله در چند دهه اخير مي‌بايست اظهار نمود بيشتر مدل‌هاي تكنولوژي از جمله مدل اطلس تكنولوژي در ارزيابي‌هاي خود كمتر به موضوعات تأثيرات اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و سازماني پرداخته‌اند. شايد نتوان اين موضوع را به عنوان نقطه ضعف آن مطرح نمود، زيرا هر موضوعي بايد در ظرف زمان و مكان خود بررسي مي‌گردد. در واقع مدل اطلب تكنولوژي، مدلي بود كه توسط افراد متعلق به كشورهاي در حال توسعه و با هدف كمك به اين كشورها براي فرموله كردن استراتژي توسعه تكنولوژي در سطح كشور در حدود سال (1986) ارائه شده‌است. در آن سال‌ها شاياد موضعات محيط زيست و تأثيرات اجتماعي تكنولوژي در كشورهاي در حال توسعه و حتي توسعه يافته كمتر مورد توجه بوده است و بيشتر كشورهاي درحال توسعه، يافتن مدلي را كه بتواند به آنها در سياست‌گذاري‌هاي تكنولوژي كمك رساند به موضعات جنبي تكنولوژي ترجيح مي‌دادند. ليكن سال‌ها بعد و خصوصا در اواخر دهه (1990) موضعاتي كه قبلا ابعادي جنبي در بكارگيري تكنولوژي محسوب مي‌شدند از جمله حفظ محيط زيست به موضوعات اصلي تبديل شدند. لذا اعتقاد بر اين گرديد تكنولوژي در حيطه وسيعي بررسي شود كه شامل تأثيرت آن براجتماع، محيط زيست و سازمان به كار گيرنده آن باشد.اكنون اين نوع جمع‌آوري اطلاعات را ارزيابي تكنولوژي مي‌ناميم. به عبارت ديگر قبل ازتصميم‌گيري در موردتكنولوژي خاص مي‌بايست در مورد نتايج انتخاب آن بررسي و تحليل نمود كه اين ارزيابي و ارزشيابي تكنولوژي، اطلاعات مناسب درمورد تكنولوژي و پيامدهاي حاصل از بكارگيري آن را فراهم مي‌نمايد (براون 1998 ترجمه: زنجاني، 1379).

    امروزه ارزيابي تكنولوژي به عنوان يك ورودي اطلاعاتي براي مديريت تكنولوژي تلقي مي‌گردد. لذا يكي ازمهمترين كاركرد ارزيابي، تجزيه و تحليل مولفه‌هاي تكنولوژي در برنامه‌هاي استراتژيك است. هم چنين ارزيابي تكنولوژي براي تعيين سودمندي آن به معناي مقايسه با تكنولوژي‌هاي ديگر است. در اينجا ما فقط نمي‌پرسيم كه آيا يك تكنولوژي خاص مي‌تواند كاري انجام دهد، بلكه علاوه بر آن مي‌پرسيم كه آيا آن كار را بهتر، ارزانتر و يا ساده‌تر از تكنولوژي‌هاي ديگر انجام مي‌دهد يا خير. اين روند براي تصميم‌گيري درمورد تكنولوژي و كسب نگرش و ديد جامعه از آن در درون وضعيت اجتماعي است. بنابراين يك جنبه مهم ارزيابي تكنولوژي، پيش بيني تكنولوژي و محيطي است كه تكنولوژي در آن وارد مي‌گردد و با آن به تعامل خواهد پرداخت. اين پيش‌بيني مي‌تواند از طريق حدس براساس روند گذشته، ديدگاه خبرگان و مدل‌سازي كه از ساير علوم به عاريت گرفته شده تحقق يابد. نكته حائز اهميت اينكه براي ارزيابي تكنولوژي صرفا پيش‌بيني تكنولوژي به تنهايي كافي نيست، بلكه پيش‌بيني‌هاي بازاري، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و زيست محيطي نيز از ضروريات است. براي پيش‌بيني از ساير روش‌ها نظيرتجزيه و تحليل هزينه منفعت، تجزيه و تحلي تأثير متقابل و درخت وابستگي نيز مي‌توان بهره‌گيري نمود (براون 1998 ترجمه: زنجاني، 1379).
    بر مبناي چنين تفكري امروزه اعتقاد بر اين است كه كاربرد تكنولوژي از هر نوع و درهر سطح اگر چه ممكن است موجب تحول گردد، ليكن چنانچه اين امر بدون توجه به مباني علمي و شرايط لازم باشد مي‌تواند نتايج و پيامدهاي نامطلوبي را به بار آورد. لذا انتقال صرف تكنولوژي از يك موقعيت پيشرفته به فضايي غيرتوسعه يافته يك انتقال غيرطبيعي است. آنچه كه براي توسعه تكنولوژي در عرصه عمل و شرايط واقع بينانه ضروري به نظر مي‌رسد راهبردي مركب از انتقال تكنولوژي و توسعه در ونزاي آن مي‌باشد (شهبازي، 1381).
    از هميت رو عده‌اي از شوماخر طرفدار استفاده ازتكنولوژي (حد وسط) براي محدود ساختن آسيب‌هاي تكنولوژي هستند. واژه‌هاي متنوعي براي توضيح اين تكنولوژي‌هاي متفاوت به كاربرده مي‌شود، واژه‌هايي چون تكنولوژي نرم، آلترناتيو، مناسب، اكوتكنولوژي ياتكنولوژي زيستي، در حال حاضر علاوه بر طرح موضوعاتي در زمينه ايجاد، توسعه وبه كارگيري تكنولوژي، بعد اثرات تكنولوژي نيزمورد توجه قرار گرفته واين بدان مفهوم است كه عوارض يك تكنولوژي هميشه لزوماً مثبت نيست، بلكه ممكن است يك تكنولوژي از ديگري مناسب‌تر باشد. اينكه تكنولوژي مناسب شناخته شود منوط به داشتن ويژگي‌هاي خاص بوده كه ممكن است ازجامعهظاي به جامعه ديگر متفاوت باشد. لذا فرايند توسعه تكنولوژي مناسب مستلزم توسعه و كاربرد علم با در نظر گرفتن جنبه‌هاي اقتصادي، اجتمايع، فرهنگي، انساني و زيست محيطي است.

    براين اساس مي‌توان ويژگي‌هاي تكنولوژي مناسب را اينگونه برشمرد: اين تكنولوژي‌ داراي هزينه پايين و سرمايه كم بوده و به آساني قابل حصول است. به لحاظ سرمايه‌گذراي، سرمايه‌اش توزيعي بوده و شامل موسسات كوچك و تنوع در محتوي است. اين تكنولوژي داراي دامنه كم، قابل كنترل، قابل تعمير، بادوام ، قابل اطمينان، ايمن، ساده اما پيشرفته است. به لحاظ تصميم‌گيري، نامتمركز و دموكراتيك است وتوليد تحت كنترل به كارگيري تكنولوژي و مصرف كننده محلي است. تكنولوژي مناسب در برگيرنده نوآوري محلي، توسعه و انتشار از پايين به بالا در رابطه با احتياجات اساسي مردم است. اين تكنولوژي كاربر بوده و مشاغل با معني مي‌نمايد. فاقد پيچيدگي تكنولوژي نامناسب بوده و روابط توليدي ناشي از آن غير خصمانه بوده و آزادي، باز بودن وخودتكميلي را در كار داراست. تأكيد بر روي توليد محلي جهت نيازهاي محلي است و هم چنين تأكيد بر كيفيت زندگي است نه صرفا رشد اقتصادي. ايجاد اشتغال، سطح زندگي متوسط و اختلاف درآمد را نيز كم مي‌كند. همچنين به لحاظ اكولوژيكي شرايطي را بوجود مي‌آورد كه كيفيت محيط را حفظ مي‌نمايد (لهسايي زاده، 1379).
    اكنون به دليل اهميت اين ديدگاه در برخي كشورها نهضت تكنولوژي مناسب با اهدافي نظير، اشتغال‌زايي، خوداتكايي، كاهش اثرات زيست محيطي، پايداري، استفاده ازمنابع محلي، پايين آوردن هزينه‌ها و بالا بردن منافع، محدود نمودن آسيب‌هاي اجتماعي و فرهنگي، از طريق ايجاد مراكز و دفاتر مسئول انتخاب و ارزيابي تكنولوژي مناسب دنبال مي‌شود. بديهي است ايده تكنولوژي مناسب نه به يك موضوع و نه به يك تئوري بر مي‌گردد بلكه بنيان‌هاي فلسفي آن به برخي از نهضت‌ها و تئوري‌هايي كه منجر به شكل‌گيري و گسترش ديدگاه تكنولوژي مناسب گرديد عبارتند از: سوسياليسم اروپايي، سرمايه‌داري كارآفريني، نهضت صلح بدون زور و اجبار، آزادي و برابري، نهضت فمينيست، شكست فن‌محوري، عاميانه‌گرايي آفريقايي، محيط زيست گرايي و نهضت بين‌المللي نيروي كار. امروزه به علت نفوذ و تأثير روز افزون تكنولوژي بر هستي انسان موضوع تحليل فلسفي تكنولوژي مورد توجه قرار گرفته‌است. فلسفه تكنولوژي به بحث پيرامون ماهيت تكنولوژي و بررسي روابط ميان آن با ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي مي‌پردازد، و علاوه بر اين موضوعات جنبه‌هاي اخلاقي را نيز مورد تحليل قرار مي‌دهد (2000، Kachmar Wicklein,).
    با اين وجود امروزه متأسفانه در برخي از موارد تكنولوژي حد واسط در قياس با تكنولوژي پيشرفته اكثرا نمادي از ناتواني تلقي مي‌گردد و صفت عقب ماندگي جايگزين صفت حد واسط مي‌گردد و اين خطاست. زيرا تكنولوژي حد واسط به علوم پشت نمي‌كند و بيش از انتقال تقليدي صرف به توانايي علمي نياز دارد. ذكر اين نكته نيز ضرورت دارد كه تكنولوژي حد واسط هميشه مناسبت‌ترين تكنولوژي براي كشورهاي در حال توسعه نيست. به اين معنا كه تكنولوژي حد واسط را بايد از ديدگاه كثرت‌گرايي فني در نظر گرفت و تا زماني كه با محيط اقتصادي، اجتماعي، نهادي، فرهنگي و بومي به وحدت و سازگاري نرسد نمي‌توان آن رامناسب تلقي كرد. نبايد به پيروي از تكنولوژي‌هاي شديدا تجاري شده اين طرز تفكر را پذيرفت كه انتخاب واحد براي نيازهاي متفاوت وجود دارد. بنابراين هر سه نوع تكنولوژي يعني نويت، سنتي و حد واسط هر يك در موارد خاصي كاربرد داشته و هيچ يك بر ديگري رجحان و اولويت ندارد. (لوئي ريفر و همكاران، ترجمه: فراهاني و زرين قلم 1372).

    ترويج كشاورزي و تكنولوژي
    صرف نظر از مباحث فلسفي و علمي نظري پيرامون تكنولوژي، اعتقاد بر اين است كه تكنولوژي يكي از ابزارهاي اساسي در نيل به ابعاد مختلف توسعه، از جمله توسعه كشاورزي و روستايي محسوب مي‌گردد. چنان كه موشر در بررسي عوامل موثر در توسعه كشاورزي، تكنولوژي را به عنوان يكي از عناصر ضروري در توسعه كشاورزي معرفي نموده‌است. استيونزوبونن نيز تكنولوژي را به عنوان يكي از عوامل اساسي در نيل به توسعه كشاورزي شناخته‌اند (زماني‌پور، 1373).
    در بخش كشاورزي فرآيند نوآوري تكنولوژي از دو بخش علم و توسعه تكنولوژي تشكيل مي‌گردد. علم ماحصل تحقيق و پژوهش‌هاي بنيادي، كاربردي و توسعه‌اي است. در فرآيند توسعه تكنولوژي نيز كه خود شامل شش بخش مي‌باشد علم جنبه كاربردي مي‌يابد. بر اين اساس مراحل توسعه تكنولوژي شامل مراحل: توليد تكنولوژي، آزمون تكنولوژي،تطبيقو سازگاري تكنولوژي، يكپارچگي تكنولوژزي، اشاعه تكنولوژي و نهايتاً نشر و پذيرش تكنولوژي مي‌باشد. در اين چارچوب از ديدگاه تعيين وظايف سازماني بايد اشاره كرد مراحل توليد علم تا يكپارچگي تكنولوژي را نهاد تحقيقات برعهده دارد و مراحل آزمون تا نشر و پذيرش تكنولوژي نيز برعهده نهاد ترويج كشاورزي است (حسيني، 1381).

    به طور كلي تكنولوژي‌ها را در عرصه كشاورزي مي‌توان به دو دسته عمده طبقه‌بندي نمود:
    1- تكنولوژي مادي: در اين مفهوم دانش در قالب محصول تكنولوژي نظير ابزار، تجهيزات، مواد شيميايي زراعي، گونه‌هاي گياهي اصلاح شده يا پيوندي، اصلاح نژاد حيوانات و انواع واكسن‌ها بروز مي‌يابد.
    2- تكنولوژي مبتني بر دانش: تكنولوژي در اين غالب موضوعاتي همچون دانش فني، مهارت‌هاي مديريتي و ديگر امور مورد نيازكشاورزان براي كسب موفقيت در فرآيند توليد محصولات زراعي يا دامي را در بر مي‌گيرد. معمولاً انتقال تكنولوژي مادي به كشاورزان مستلزم توليد، توزيع، فروش بذر، ابزارآلات، مواد شيميايي زراعي وديگر نهاده‌هاي توليد است. بنابراين انتقال تكنولوژي مادي دراين چارچوب آسان‌تر از آموزش واشاعه دانش فني و مهارت‌هاي مديريتي به گروه بزرگي از كشاورزان كم سواد است. در عين حال روش‌هايي كه براي انتقال تكنولوژي‌هاي گوناگون به كار گرفته مي‌شوند با هم تفاوت زيادي دارند. عموما بخش خصوصي در زمينه توليد و توزيع تكنولوژي مادي بهتر عمل مي‌نمايد. از سوي ديگر بيشتر تكنولوژي‌هاي مبتني بر دانش از طريق برنامه‌هاي كارآموزي حرفه‌اي جوانان روستايي يا از طريق ترويج دولتي بين كشاورزان آموزش داده مي‌شود. در عين حال بيشتر تكنولوژي‌هاي مادي براي استفاده بهينه و كارساز از محصولات و ابزارآلات به دانش فني نياز دارند. بنابراين مي‌توان گفت كه هر دو نوع تكنولوژي‌هاي مادي و مبتني بر دانش، در هم تكريب شده و لازم و ملزوم يكديگر تلقي مي‌شوند (سوانسون 1996، ترجمه: صالح نسب و همكاران، 1381).
    واضح است توسعه تكنولوژي از هر نوع در بخش‌هاي مختلف از جمله بخش كشاورزي، امري تصادفي و خودبه‌خودي نيست، بلكه نيازمند ديدگاه جامع و آينده‌نگر هم در عرصه تحقيقاتي، برنامه‌ريزي و سياستگذاري و هم در عرصه اجرايي مي‌باشد. براي تحقق اين امر يا مي‌توان به ايجاد نهاد و موسسات ويژه مستقلي در موازات ساير نهادهاي مرتبط با تكنولوژي يعني از توليد تا اشاعه تكنولوژي اقدام نمود، و يا اينكه در داخل موسسات و نهادهاي ذيربط بخش‌هاي ويژه‌اي را براي اين موضعات اختصاص داد. شايد يكي از كاركردهاي اين موسسات يا بخش‌ها، تدوين منشور ملي تكنولوژي باشد. منشور ملي تكنولوژي به عنوان بيانيه ارزشي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه نسبت به تكنولوژي مطرح مي‌باشد. هر چند منشور ملي تكنولوژي و سياست ملي علم و تكنولوژي هم خانواده‌اندام مترادف نيستند. منشور ملي تكنولوژي همچون شالوده و پشتوانه ارزشي اصولي سياست مذكور است و هر چند بايد تغييرپذير باشد اما نرخ تغييرات آن به اندازه سياست ملي علم و تكنولوژي نخواهد بود. منشور ملي تكنولوژي مي‌تواند به عنوان زيربناي استراتژي ملي تكنولوژي نيز تلقي گردد. اهم معيارهاي منشور ملي تكنولوژي عبارتند از: مفهوم گرايي، ارزش‌گرايي، آينده‌گرايي، دورنما آفريني، تبيين شفاهي از تعامل فرهنگ و تكنولوژي، پارادايم گرايي، رهبري گرايي و جامعيت گرايي (صاحبكار خراساني، 1381). امروزه با كاربرد تكنولوژي‌هاي گوناگون در تمدن‌ها و بخش‌هاي مختلف علاوه بر نيل به پيشرفت‌ها و موفقيت‌هاي بزرگ، مشكلات و تنگناهاي متعدد و افزون‌تري متفاوت با گذشته بروز يافته‌است.
    همان‌گونه كه پيشتر مطرح گرديد براي نيل به توسعه كشاورزي و روستايي پايدار توسعه تكنولوژي از الزامات آن است، اما نه هر تكنولوژي. اكنون به مدد تجارب حاصله و افزايش قدرت شناخت و نيز تحليل اثرات كاربرد ديدگاه تكنولوژي مناسب مطرح گرديده‌است. توسعه تكنولوژي‌هاي مناسب خود در گرو توسعه انساني، حمايت از خلاقيت‌ها و ابتكارات افراد و نهادها، تقويت ارتباط بين واحدهاي مسئول توليد، انتقال دهنده و كاربر تكنولوژي در سطوح خرد و كلان، و بخش‌هاي داخلي و خارجي، توجه به نظام‌ ارزشي جامعه، تعيين و معرفي شاخص‌هاي مبين تكنولوژي مناسب با توجه به شرايط بومي، بررسي امكان‌پذيري فني و اقتصادي، پايداري و جنبه زيست محيطي مي‌باشد. دسترسي و كاربرد بهينه تكنولوژي مناسب همواره به عنوان يكي از اجزاء ضروري جهت توسعه بخش كشاورزي و روستايي محسوب مي‌گردد ( كمپل و باركر، 1996، ترجمه: صالح نسب و همكاران، 1381).

    نتيجه‌گيري
    بر مبناي چنين ديدگاه و اعتقادي مي‌توان اظهار نمود تاسيس موسسه مستقل و يا بخش ويژه‌اي در تحقيق و ترويج كشاورزي براي مطالعه پيرامون مقولات مرتبط با تكنولوژي هم از منظر فلسفي و هم از جنبه علمي از قبيل انتخاب و ارزيابي تكنولوژي‌هاي مناسب، بررسي اثرات تكنولوژي، شناخت مولفه‌هاي اساسي در توسعه تكنولوژي، تدوين منشور ملي تكنولوژي، تعيين چشم‌انداز، اهداف، سياست‌ها، استراتژي‌ها و اقدامات اساسي مورد نياز از جمله فعاليت‌هاي مهم در مديريت و نيز سرپرستي تكنولوژي كشاورزي محسوب مي‌گردند. اين دونهاد نه تنها برتوسعه تكنولوژي كشاورزي تأثير گذارند، بلكه خود نيز از آن تأثير پذيرند. به عبارت ديگر بين توسعه تكنولوژي و توسعه و تقويت تحقيق و ترويج كشاورزي ارتباط دو طرفه‌اي وجود دارد. لذا تكنولوژي‌ها نه تنها يكي از علل توسعه‌اند بلكه خود معلول توسعه ظرفيت و عملكرد تحقيق، ترويج و البته كشاورزان هستند. افزون بر اين موضوعات، امروزه هم در عرصه داخلي و بين‌المللي تمايل فزاينده‌اي براي كسب آگاهي و كاربرد تكنولوژي‌هاي نوين وجود دارد. در اين ميان ترويج كشاورزي نيز مي‌بايست از اين قافله عقب نمانده و تلاش نمايد ضمن شناخت ماهيت، كابردها و الزامات مورد نياز، به بررسي اثرات آنها با ديدگاهي آينده‌نگر، جامع و علمي بپردازد.

    منابع
    1- براون، ارنست (1998). زمينه فن‌آوري، ارزيابي و فن‌آوري‌ براي استفاده مديران، مترجم: زنجاني، محمد (1379)، سازمان مديريت صنعتي.
    2- توكلي، عليرضا (1379). اهميت و سياست فن‌آوري در شرايط جديد بين‌المللي، گزارش همايش علم و فن‌آوري آينده.
    3- حاجي حسيني، حجت‌ا... (1383). مباني نظري توسعه فن‌آوري از ديدگاه مكاتب. فصلنامه توسعه تكنولوژي، سال دوم، شماره پنجم، پژوهشكده توسعه تكنولوژي جهاد دانشگاهي.
    4- حاج فتحعلي عباس و سيد اصفهاني مهدي (1372). توسعه فن‌آوري (بررسي مفاهيم و فرآيند تصميم‌گيري) تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
    5- حسيني، سيد جمال (1381). جزوه درسي مقطع دكتري درس انتخاب و ارزيابي فن‌آوري مناسب، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات تهران.
    6- دن آيدي (1983). تقدم وجودي تاريخي فن‌آوري بر علم، فلسفه فن‌آوري، ترجمه: اعتماد شاپور، (1377). نشر مركز.
    7- زماني‌پور، اسدا... (1373). ترويج كشاورزي در فرآيند توسعه، انتشارات دانشگاه بيرجند، چاپ اول.
    8- سوانسون، برتون ئي (1996). تقويت روابط تحقيق، ترويج و كشاورزي، بهبود ترويج كشاورزي كتاب مرجع، ترجمه: صالح نسب، غلامحسين، موحدي رضا، كرمي دهكردي، اسماعيل (1381). معاونت ترويج و نظام بهره‌برداري.
    9- سيف‌كار، نويد (1380). مراحل فرآيند نوآوري از ديدگاه راش و هابدي، شبكه تحليل‌گران فن‌آوري.
    10- شاه ميرزايي، عليرضا (1379) تمايز فن‌آوري از علم و پيامدهاي سياستي و راهبردي آن، گزارش همايش علم و فن‌آوري، آينده و راهبردها.
    11- شهبازي، اسماعيل (1381). توسعه و ترويج روستايي، انتشارات دانشگاه تهران.
    12- صاحبكار خراساني، محمد (1380). منشور ملي فن‌آوري (تعريف و معيارها) شبكه تحليل‌گران فن‌آوري.
    13- علي احمدي، عليرضا (1377). مديريت تحقيق تا توسعه فن‌آوري، مركز انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي.
    14- كمپل بل دانستان، پاركر سنت كلر (1996). انتخاب محتوي مناسب و روش‌هاي ارائه برنامه، بهبود ترويج كشاورزي كتاب مرجع، ترجمع: صالح نسب غلامحسين، موحدي رضا، كرمي دهكردي اسماعيل، (1381) معاونت ترويج و نظام بهره‌برداري.
    15- لوئي ريفر، كاتاپاني آندره، اكسپرتون ويليام، لوك فوگه ژاك (1989). شركت‌هاي فرامليتي و توسعه درون‌زا، تأثير شركت‌هاي فرامليتي بر فرهنگ، ارتباطات، ‌آموزش و پرورش، علوم و فن‌آوري، مترجمان: فراهاني فاطمه، زرين قلم عبدالحميد (1372) مركز انتشارات كميسيون ملي يونسكو در ايران.
    16- لهسايي زاده، عبدالعلي (1379). جامعه‌شناسي توسعه روستايي، چاپ اول، انتشارات زر.
    17- مددپور، محمد (1375). درآمدي بر تكنولوژي اطلاعات، انتشارات تربيت، چاپ اول.
    18- مهدوي، محمد نقي (1379). فن‌آوري اطلاعات و اطلاعات فن‌آوري، نشر چاپار، چاپ اول.
    19- هايدگر، مارتين (1962). پرسش از فن‌آوري، فلسفه فن‌آوري، ترجمه: اعتماد شاپور (1377). نشر مركز.
    20- Michiels Sabine Isable and Crowder L. Van (2001). Discovering the " Magic Box" : Local Appropriation of Information and Communication Technology (ICTs). SD dimensions. FAO Rome. Avaiable: Your Page Title.
    21- Wicklein Rober C & Kachmar Charles J. (2000). Philosophical rationale for Approriate Technology.
     
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : تاریخچه ترویج و اموزش کشاورزی

    اهمیت کشاورزی زیستی ​


    در دهه‌های اخیر همراه با گسترش تکنولوژی‎ تولید، مصرف جهانی موادشیمیایی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه رشد چشمگیری داشته است؛ به‌نحوی‌که از دهه‌ی ۱۹۴۰ تا اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ تولید موادشیمیایی گوناگون ۳۴۰ برابر شده و میلیاردها تن موادی که تا آن زمان وجود نداشته یکباره در محیط آزاد شدند.

    آفت‌کش‌های شیمیایی از مواد سنتزی هستند که در تولید مواد غذایی مورد استفاده قرار می‌گیرند و اثرات سوء انکارناپذیری بر سلامت مصرف کننده، تولید کننده و محیط زیست باقی می‌گذارند.

    از میان آلاینده‌های گوناگون غذایی آفت‌کش‌ها یکی از مهمترین آنهاست، این مواد نه تنها میکروارگانیسم‌های خاک را از بین می‌برند و باقیمانده‌ی سم را برروی موادغذایی باقی می‌گذارند بلکه باعث از هم پاشیدن اکوسیستم طبیعی اطراف مزرعه و از هم گسیختگی زنجیره‌های غذایی، تضعیف سیستم‌های ایمنی یا اغتشاش در پیامدهایی که اکثر میکروارگانیسم‌ها با یکدیگر مبادله می‌کنند و به خطر افتادن سلامت کشاورزان و مصرف کنندگان می‌شود.
    مطالعات گوناگون آزمایشگاهی و اپیدمیولوژیک درچندین دهه ارتباط میان انواع آفت‌کش‌ها و بروز بیماری‌هایی همانند انواع حساسیت‌ها، مسمومیت غذایی و سرطان‌هایی همانند لنف، پانکراس، سینه، روده، پروستات، تیروئید و ... را در انسان نشان داده است؛ برای نمونه در دهه‌ی ۱۹۵۰ شانس ابتلا به سرطان سینه در زنان آمریکایی در طول دوره‌ی زندگی ۱ به ۲۰ بوده است اما امروزه خطر ابتلا دو برابر شده و نسبتی برابر ۱به ۸ دارد؛ در این رابطه نتایج مطالعه‌ی صورت گرفته بر روی زنان مبتلا، بیانگر بالابودن سطح آفت‌کش‌ها در عضو سرطانی بیمار در مقایسه با افراد سالم است.

    متاسفانه می‌توان اظهارداشت بسیاری از سمومی که در طی سال‌ها معلوم شده عامل بروز بیماری‌های گوناگونی از جمله سرطان در انسان هستند هم‌چنان مورد استفاده کشاورزان قرار می‌گیرند؛ برای نمونه در سال ۱۹۹۰ طرح ملی سم شناسی آمریکا اعلام کرد که ۲۴ نوع از ۵۱ آفت کش شناخته شده که عامل سرطان در حیوانات آزمایشگاهی هستند هم‌چنان مورد استفاده قرار می گیرند، هم‌چنین تا سال ۱۹۹۷ هشت نوع از ۲۶ آفت کشی که توسط آژانس بین المللی تحقیقات سرطان تحت عنوان شاهد کافی برای ایجاد سرطان بیان شده‌اند هم اکنون توسط کشاورزان نیز برای استفاده در تولید محصولات کشاورزی درخواست می‌شوند.
    شنیده‌ها حاکی از آن است که اکثر مردم بر اساس الگوی غذایی خود روزانه مقادیر قابل توجهی از باقیمانده‌ی آفت‌کش‌ها و سموم دیگر را مصرف می‌کنند که در طولانی مدت باعث بروز مشکلات مهمی برای مصرف کنندگان این محصولات می‌شود.
    در چند سال اخیر با توجه به نگرانی از وجود مواد زیان آور در محصولات غذایی و خصوصیات بارز سیستم‌های ارگانیک و نکات مثبت این روش در مقایسه با کشاورزی مدرن، این نوع کشاورزی رایج شده است.

    کشاورزی ارگانیک برحفظ تعادل اکولوژیکی و تقویت فرآیندهای بیولوژیکی تا حد مطلوب تاکید دارد و اجرای آن باعث پایداری و توانایی اکوسیستم‌های زراعی در حفظ تولیدات، تولید ثابت با درنظرگرفتن شرایط محیطی، اقتصادی و مدیریتی معین، افزایش کاربری نیروهای انسانی و .... می‌شود.
    امروزه مساله‌ی اثرسمیت بقایای سموم و آفت‌کش‌ها در موادغذایی و عاری بودن محصولات ارگانیک از مواد شیمیایی مضر، بقایای آفت‌کش‌ها و فلزات سنگین بسیار موردتوجه قرارگرفته است. در این سیستم کشاورزی به‌دلیل خودداری از مصرف نهاده‌های شیمیایی که با صرف انرژی بسیار از منابع محدود به‌دست آمده‌اند و هم‌چنین به‌دلیل مصرف اندک یا عدم مصرف نهاده‌های خارجی اجرای این سیستم فشار چندانی را بر منابع محدود زمینی وارد نمی‌کنند.
    با آموزش صحیح تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و آگاه کردن آنها از خطرات باقیمانده‌ی سموم آفت‌کش‌ها برروی سلامتی و معرفی محصولات ارگانیک به‌عنوان مواد غذایی عاری ازباقیمانده‌ی آفت‌کش‌ها و مواد شیمیایی، طعم خوب، محتوای ویتامین و ماده‌ی خشک بیشتری که این محصولات نسبت به محصولات معمولی دارا هستند می توان این محصولات را در الگو و سبد غذایی اکثر مردم جای داد و ایمنی و سلامت جامعه را تضمین کرد.

    دلایل استفاده از کشاورزی زیستی

    سیاست‌های حمایتی دولت‌ها از کشاورزی زیستی
    امروزه در دنیا با آشکار شدن زیا ن‌های مهلک سموم دفع آفات نباتی و کودهای شیمیایی، مردم جهان از کشاورزی متکی به مواد شیمیایی فاصله گرفته و به کشاورزی زیستی که بر پایه‌ی کودهای زیستی و دفاع طبیعی نباتات در برابر آفت‌هاست، روی آورده‌اند.

    باتوجه به استقبال جهانی از کشاورزی زیستی، دولت‌های حاکم بر این کشورها نیز همواره درصدد حمایت از این نوع کشاورزی بوده‌اند به‌نحوی‌که سالانه از سوی دولت‌های آمریکا، ژاپن،آلمان و سایر کشورهای اروپایی،که از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات زیستی در جهان هستند، سیاست‌های حمایتی درجهت تبدیل کشاورزی بر پایه‌ی مواد شیمیایی به کشاورزی زیستی انجام می‌پذیرد. از جمله این سیاست‌ها، پرداخت یارانه، تخصیص وام‌های بلندمدت، احداث مرکز تحقیقاتی به‌منظور پیشبرد کشاورزی زیستی و بازاریابی است.
    امروزه با رشد شگفت انگیز کشاورزی زیستی در آمریکا، اروپا و ژاپن به‌منظور افزایش قابلیت رقابت با کشورهایی همانند آلمان، یارانه‌هایی برای تبدیل کشاورزی متکی به مواد شیمیایی به کشاورزی زیستی می‌پردازند. این یارانه‌ها منجر به رشد هرچه بیشتر این کشاورزی شده‌است به‌نحوی‌که از سال ۱۹۸۹ تا سال ۱۹۹۲ دولت آلمان به‌منظور کاهش تاثیرات زیست محیطی کشاورزی و برآوردن نیاز مصرف کنندگان به غذای سالم، به هر کشاورزی که به کشاورزی زیستی روی می آورد، به‌ازای هر هکتار ۳۰۰ الی ۵۰۰ مارک (۱۹۰ تا ۳۱۶ دلار آمریکا) یارانه پرداخت می‌کرد. یارانه‌ها در دوران سخت انتقال یعنی هنگامی‌که میزان برداشت محصول به‌دلیل قطع وابستگی زمین به کودهای شیمیایی کاهش می‌یابد و زمانی‌که محصولات زیستی نمی‌تواند سودآور باشند یا منتظر دریافت گواهی تأیید هستند بسیار کمک می‌کند. درنتیجه این یارانه‌ها در سرتاسر آلمان متحد جدید، تعداد مزارع زیستی شش برابر شده و میزان منطقه تحت کشاورزی زیستی ده برابرافزایش یافت.

    محدودیت استفاده از کودهای شیمیایی

    دردهه‌ی گذشته، کشاوزی زیستی رشد بسیاری کرده‌است و در بسیاری از کشورها اکنون به‌عنوان صنعتی با سرعت رشد بالا محسوب می‌شود. در اروپای متحد، سطح زیر کشت کشاورزی زیستی ۴ برابرشده است؛ در کشاورزی زیستی مصرف محدود کودهای شیمیایی و سموم آفات نباتی در جلوگیری از آلودگی محیط زیست بسیار موثر می‌باشد. در تقویت حاصل‌خیزی زمین‌های زراعی غیر از کودهای شیمیایی، عوامل بیولوژیک نیز بسیار موثر است. یکی از عوامل بیولوژیک موثر در حاصل‌خیزی خاک‌ها، مواد آلی، به‌خصوص هوموس خاک می‌باشد. در کشورهای اروپایی در چند ساله اخیر فروش کودهای شیمیایی کاهش یافته و در مقابل فروش کودهای آلی و معدنی افزایش یافته است. کود آلی باکتوسول دارای ازت، فسفر و درصد بالایی ماده‌ی آلی بوده و اثرات مثبت بر هوموس خاک، افزایش جمعیت موجودات خاک وتحریک ریشه و افزایش مقاومت گیاه به آفات دارند. تمام این عوامل در کشاورزی پایدار اهمیت دارد؛ در هر یک از استانداردهای محصولات کشاورزی زیستی، استفاده از برخی آفت‌کش‌ها و کودها بدون استفاه معرفی می‌شوند در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود(نیکبخت، ۱۳۸۲ )

    مبارزه‌ی بیولوژیکی

    با مطالعه در چرخه‌ی مبارزه‌ی بیولوژیک (دفاع طبیعی) در دنیا به سه دوره مشخص می‌توان پی برد:

    ـ دوره‌ی اول: دوره‌ای که هنوز سموم شیمیایی پیدا نشده بود و حشرات، باکتری‌های مفید (دشمنان طبیعی) و پرندگان، آفات را از بین می‌بردند و تعادل لازم را در طبیعت برقرار می‌کردند.

    ـ دوره‌ی دوم: با پیدایی سموم دفع آفات نباتی، این دوره آغار می شود. استفاده آسان و عملی ازسموم و تأثیر سریع آن بر روی آفات نباتی موجب شد که استفاده از سم به سرعت در سراسر جهان گسترش یابد و تا هنگامی‌که آثار مخرب و منفی سموم شیمیایی ظاهر نشده بود، بیشتر افراد بر این باور بودند که بهترین و موثرترین شیوه را برای از بین بردن آفات کشاورزی یافته‌اند اما آثار منفی و زیان آور سموم دفع آفات نباتی آشکار شد و به‌تدریج بیش از ۴۰۰ گونه از آفات در مقابل سم‌های شیمیایی مقاوم شدند. این امر به آلودگی بیش از حد محیط زیست و نابودی حشرات مفید وآفت خوار توسط سموم شد.

    ـ دوره‌ی سوم: این چرخه پس از آن‌که زنگ خطر در سراسر جهان به صدا درآمده بود آغاز شد. رویکرد جهانی استفاده از دشمنان طبیعی و دفاع بیولوژیک، حاصل یک تجربه‌ی تلخ و زیانبار بود. امروزه در دنیا ۴۰۰ آفت فراگیر گیاهی وجود دارند که در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده‌اند. در سال ۱۸۸۸میلادی اروپائیان توانسته بودند با استفاده از سموم شیمیایی تمام آفات و بیماری‌های مزارع و میوه‌ها را از بین ببرند، اما در این سال شپشک استرالیایی بر سراسر قاره‌ی اروپا سایه افکند، هیچ سمی قادر به ازبین بردن این آفت نبود؛ در این زمان کارشناسان با بررسی حشرات مفید و ضد آفت پی به نوعی کفشدوزک، بنام ودال کاردینالز بردند. پس از آن، نخستین زنگ خطر استفاده‌ی بی رویه از سموم دفع آفات نباتی در سال ۱۹۹۲ در کنفرانس ریو به صدا درآمد و شیوه‌های تلفیقی در مبارزه با آفات جانشین استفاده از سموم شیمیایی و شیوه‌های زراعی، مکانیکی و شیمیایی به کار گرفته شدند، در این زمان مبارزه‌ بیولوژیکی (دفاع طبیعی) بسیار مورد توجه قرار گرفت.

    باگذشت بیش از ۵ دهه مردم جهان خواستار میوه‌ها و سبزی‌هایی هستند که بدون استفاده از سموم دفع آفت نباتی تهیه شده و در واقع کشاورزی زیستی در جهان خواستار بسیاری پیدا کرده است. امروزه انسان پی برده است که باید بستر را برای بازگشت دوباره‌ی دشمنان طبیعی فراهم کند و کاربرد سموم شیمیایی را متوقف کند.
    در کشور ما نیز حشرات مفید توسط سازمان تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور در قالب طرح‌های دفاع بیو لوژیکی پرورش یافته و به تولید انبوه رسیده و توسط سازمان حفظ نباتات وزارت کشاورزی برای مبارزه با آفات به‌کار گرفته شده است.
    با حمایت وزارت کشاورزی از سال ۱۳۷۲ به بعد ۲۰ مرکز پرورش حشرات مفید ایجاد شده است و حدود ۲۰ هزار هکتار از مزارع کشاورزی تحت پوشش دفاع طبیعی قرار گرفته است.

    نقش کشاورزی پایدار در تولید محصول سالم

    در سال‌های اخیر با تشدید روند رو به تخریب اکوسیستم‌های طبیعی، ضرورت برنامه ریزی برای پیدایی تعادلی پایدار مورد تاکید قرار گرفته است. به‌عبارت دیگر زیان‌های محیطی و مشکلات ناشی از استفاده‌ی نامعقول از منابع طبیعی و به‌خصوص خاک در اثر عملیات کشاورزی نوین(آلودگی آب، محیط زیست و یا فرسایش خاک) دانشمندان را به فکر چاره اندیشی انداخته و به‌همین دلیل کشاورزی پایدار مطرح شد. کشاورزی پایدار را می‌توان کشاورزی اقتصادی بیان کرد که با حداقل تخریب وآلودگی محیط زیست همراه است به‌نحوی‌که بتواند مواد غذایی و کشاورزی مورد نیاز بشر را تامین کند.

    بر اساس دیدگاه بیان شده، دوران بهره‌برداری بدون قید و شرط خاک و اتکای محض به تکنولوژی کود و سم پایان یافته و راه برای توسعه‌ی بیوتکنولوژی خاک به‌منظور استفاده از حداکثر کارآیی موجودات خاکزی هموار شده است. با این نگرش به خاک‌ها به‌عنوا ن اکوسیستم‌های طبیعی می‌نگرد و موقعیت و نقش حساس موجودات خاکزی مورد توجه قرار می‌گیرد؛ لازم به توضیح است بررسی‌ها در زمینه‌ی بهره‌گیری ازکارآیی این موجودات در ابعاد وسیع روبه گسترش نهاده است.

    دلایل اصلی اوج گیری این‌گونه بررسی‌ها را می‌توان در دو مورد خلاصه کرد:

    الف) بروز مشکلات اقتصادی و زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویه‌ی کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات

    ب) افزایش میزان امراض ناشی از مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات

    ج) پیشرفت‌های شگرف در علوم پایه و مهندسی ژنتیک

    امروزه تولید مواد غذایی در سطح جهانی باید براساس اجرای سیستم کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست پایه گذاری شود و یکی از راه‌های سالم نگه داشتن محیط زیست، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی و جایگزینی روش‌های بیولوژیک به‌جای روش‌های شیمیایی در تولیدات کشاورزی زیستی است.

    به‌ چه دلیل باید به کشاورزی زیستی بیشتر توجه شود؟

    ۱)هزینه‌های تولید محصولات کشاورزی زیستی، به دلیل استفاده‌ی محدود از آفت کش‌ها، کودهای شیمیایی، پرتوافکنی و محافظ‌ها در تمام مراحل زنجیره‌ی غذایی نسبت به کشاورزی مرسوم پایین‌تر است.
    ۲) تقاضا برای نیروی کار در کشاورزی زیستی نسبت به کشاورزی مرسوم بالاست.
    ۳) خدمات رسانی کشاورزی زیستی به محیط زیست بسیار چشمگیر است.
    ۴) استاندارد کردن محصولات کشاورزی به‌دلیل ایجاد فضای سالم به‌منظور رقابت و اطمینان مصرف کننده منجر به افزایش تولید این محصولات می‌شود.
    ۵) محصولات زیستی به‌علت عدم تجانس میان عرضه و تقاضای این محصولات گران‌تر می باشد.
    ۶) حمایت‌های دولتی از تولید محصولات زیستی به صورت پرداخت یارانه، استاندارد کردن، ایجاد کارگاه‌ها، ایجاد مراکز تحقیقاتی، بازاریابی، سیاست‌های تشویقی و کمک به صادرات، منجر به افزایش رشد این‌گونه از محصولات می‌شود.
    ۷) افزایش تولید محصولات زیستی منجر به حفظ امنیت غذایی و ایجاد غذای سالم می‌شود.
    ۸) تولید محصولا ت زیستی به‌دلیل کاهش هزینه‌هایی همانند زیست محیطی، بیماری‌ها و ... درجهت رشد و توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه موثر هستند.
    ۹) محصولات زیستی فرآیند محور هستند نه تولید محور.
    ۱۰) امروزه با گسترش تقاضا برای محصولات زیستی، مشکلات عرضه‌ی این محصولات همانند انبارداری، فسادپذیری و غیره کاهش یافته است.
    ۱۱) خریداران محصولات کشاورزی طبیعی برای این محصولات در مقایسه با محصولاتی که درتولید آنها از کود شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی استفاده شده، بین ۳۰ تا ۷۰ درصد بهای بیشتر می‌پردازند، اما هم‌چنان تقاضا برای این محصولات بالاست.