پاسخ : دایناسور - مرگ دایناسورها دایناسورها ان حیوانات عظیم الجثه 65 میلیون سال قبل نابود شدند ولی هنوز علت واقعی این حادثه مکشوف نگردیده عده ای بر این باورند که سرمای شدید عامل ان بوده عده ای برخورد شهاب سنگ را به زمین علت ان می دانند و عده ای خشکسالی را بهانه قرار میدهند ولی ایا واقعا علت نابودی انها این بوده است؟ اخرین دایناسور روی زمین رو میتوان ارکئو پتریکس نامید که بعدها تغییر شکل داد و به پرندگان امروزی تبدیل شد دیگر جانداران که تغییر کرده اند عبارتند از: لاک پشتها میمونها مارمولک ها مارها افتاب پرست ها و... آیا میدانید مخوفترین موجودات روی زمین کدام جانور است؟ در دوران کنونی اژدهای کمودور و در دوران ما قبل تاریخ 2 دایناسور به نامهای: تیرانوزروس و داینو نیکوس دوستانی که بازی داینو کریسیس 1 رو روی پلی استیشن 1 انجام داده اند با داینو نیکوس آشنایی دارند برادر بزرگتر این جانور داینو کایروس نام دارد و به دست خوفناک مشهور است چرا که چنگالهایی به بلندی کارد قصابی داشته است. دایناسورها همگی خونسرد بودهاند ولی دانشمندان اکنون سنگوارهای را یافته اند که ثابت کرده 1 نوع دایناسور بر خلاف بقیه خونگرم بوده است به هرحال هگی نابود شدند و علت آن کشف نشد.
پاسخ : دایناسور - تغذیه دو فسیل نسبتا کامل از جانورانی که 130 میلیون سال پیش می زیسته اند و بر روی تخته سنگی در چین پیدا شد، که جزئیات دقیق تری در رابطه با اندازه و عادات غذایی پستانداران ماقبل تاریخ را فاش کرد. با کشف این فسیل و انجام تحقیقات در مورد آن پیش فرضیه های قبلی که حاکی از این موضوع بود که این پستانداران تا پیش از انقراض نسل دایناسور ها یعنی 65 میلیون سال پیش، از نظر جثه کوچک بوده اند و از نظر اکولوژی و زیستی هم سرکوب شده بوده اند را نقض کرد. این دو فسیل در نتیجه حفاری از میان خاکستر های آتشفشانی کشف شدند و شواهد حاکی از آن است که دراثر آتشفشان مرده اند. به گفته "جین منج" ،دیرین شناس آمریکایی موزه تاریخ علوم طبیعی نیویورک، بسیاری از جانورانی که در زیر خاک دفن می شوند شکل سه بعدی اصلی آنها حفظ می شود. فسیل جانور بزرگتر که 1 متر طول دارد، دارای اسکلت بندی بسیار قوی و نیرومندی است و همانند گورکن های عصر نوین در حالت چمباتمه زدن فسیل شده است. پوشش روی دندانهای این جانور گویای این است که این پستاندار در هنگام وقوع فاجعه آتشفشانی از نظر سنی جوان بوده است. دانشمندان طی تحقیقات پی بردند که این جانور بین 12 تا 14 کیلوگرم وزن داشته است و در زمان 170 میلیون ساله حکمرانی دایناسور ها بر وری زمین می زیسته اند. در کنار استخوان قفسه سینه این فسیل محققان توانستند توده ای از استخوان های و دندان های شکسته را پیدا کنند. این استخوان ها شامل یک جمجمه، ستون فقرات و استخوان های دست و پا که هنوز برخی از مفاصل آنها سالم مانده بود گویای این مطلب بود که جانور پستاندار یک جانور دیگر را تکه تکه کرده و خورده است و این استخوان ها بازمانده غذای پستاندار است. با مقایسه این استخوان ها با فسیل هایی که قبلا کشف شده اند مشخص شد که جانوری که توسط پستاندار خورده شده است یک نوزاد دایناسور گیاهخوار با نام "پسیتاکوساروس" است که 2 متر طول داشته است.
پاسخ : دایناسور - خونسرد یا خونگرم این که آیا دایناسورها خونسرد بودند یا خونگرم موضوعی بحث انگیز است. خیلی ها عقید دارند که دایناسورها مثل اجداد خزنده شان خونسرد بودند. اخیراً بعضی از دیرینهشناسان این موضوع را مطرح کرده اند که دست کم بعضی از دایناسورها سریع و فعال بودند، در مناطق سرد زندگی می کردند، با پرندگان بستگی داشتند و بنابراین بدنشان گرما تولید میکرد و به عبارتی خونگرم بودند. تعریف ها: جانوران خون گرم: در درون بدنشان گرما تولید می شود و دمای بدن را نسبتاً ثابت نگه می دارد (بالاتر از دمای متوسط محیط). مثال های جانوران خونگرم پستانداران (شامل انسان) و پرندگان هستند. اصطلاح دیگر وابسته به خونگرم "اندوترمی" است، به معنی این که یک موجود زنده گرما تولید می کند تا دمای بدنش را حفظ کند. جانوران خونسرد: دمای بدنشان به گونه ای است که با شرایط خارجی تغییر می کند. مثال حیوانات خونسرد خزندگان هستند که به خورشید نیاز دارند تا خودشان را در صبح گرم کنند و سپس در گرمای وسط روز از دمای بدنشان محافظت کنند. یک اصطلاح وابسته اکتودرمی است که به معنی این است که یک موجود زنده منابع گرمایی خارجی را مورد استفاده قرار می دهد تا دمای بدنش را تنظیم کند. دایناسورها از جانوران خونسرد (خزندگان) نتیجه شده اند و نتیجه آنها پرندگان خون گرم بوده است. به هرصورت همه دایناسورها مثل هم نبودند و شاید فیزیولوژیشان هم با هم متفاوت بوده است. دایناسورهای عظیم الجثه و دایناسورهای ریز ممکن است استراتژی های تنظیم گرمای متفاوتی را برای حفظ زندگی شان مورد استفاده قرار می داده اند. پستانداران هم همین طور هستند. بعضی از پستانداران (پستانداران تخمگذاری مثل پلاتیپوس منقار اردکی) متابولیسم یا سوخت و ساز بدنشان نزدیک به خونسردها است. آیا اسکیپیونیکس، یک تروپود خونسرد بوده است؟ اسکیپیونیکس سمنیتیکاس یک تروپود دوره کرتاسه (از حدود 113 میلیون سال قبل) و شاید یک بوده است. جانور تازه از تخم درآمده این جانور اجزای بدنش کاملاً مشخص بوده و بافته های نرمی داشته که شامل ماهیچه ها و اندام های داخلی بوده است. اندازه آن 24 سانتی متر بوده و یک سر خیلی بزرگ داشته است. "جان. ای. روبن" که دیرینه شناس استخوان های مهره از دانشگاه ایالتی "اورگان" است، یک لامپ ماورای بنفش 80 وات را مورد استفاده قرار داد تا طرح های کلی اندام های داخلی فسیل شده "چیپیونایکس" را آشکار کند. روبن فهمید که موقعیت روده بزرگ و کبد چیپیونایکس شبیه به کروکودیل های امروزی بوده است (که خون سردند) و بعید است که از پرندگان باشد (که خون گرمند). موقعیت کبد همچنین اطلاعاتی درباره شش ها می دهد. چیپیونایکس شاید شش هایی به سبک خزندگان داشته است (و شش های کارا و موثر پرندگان را نداشته است). با این که نظر روبن قاطع نیست اما به نظر می رسد که چیپیونایکس که تروپود کوچکی بوده خونسرد بوده است. پیدا شدن یک قلب فسیل شده دایناسور اخیراً یک قلب فسیل شده دایناسور کشف شده. این پمپ چهار حفره ای قوی متعلق به تسلوسوروس، یک اورنیتوپود (گیاهخوار) آخر دوره تراسیک است. این قلب 66 میلیون ساله اخیراً تجزیه و تحلیل شده. قلب این حیوان احتمالاً چهار حفره و یک شاهرگ تک داشته که کاملاً از خزندگان موجود متفاوت است، اما شبیه به جانوران خونگرم جدید است. در حقیقت کشف قلب چهار حفره ای این گمان را مطرح می کند که نه تنها تسلوسوروس ممکن است خون گرم بوده باشد بلکه بسیاری از دایناسورهای دیگر هم ممکن است خونگرم بوده باشند. به این ترتیب شواهدی از گونه های خون گرم هم در اورنیتیشیا و هم در سوریشیا (دو گروه اصلی دایناسورها که در ابتدای عهد مزوزوئیک منشعب شدند) در دست است. تسلوسوروس یک اورنیتیشیا بود: پرندگان که خونگرم هستند از سوروشین ها هستند. ابزار تنظیم گرما: به نظر می رسد که بعضی از دایناسورها ساختمان های تنظیم گرما در بدنشان داشته اند. برای مثال اسپینوسوروس و آئوراسوروس بادبان های بزرگی روی پشتشان داشتند و استجوسوروس صفحات بی شماری داشته است. این ابزار شاید برای جمع آوری و انتشار گرما مورد استفاده قرار می گرفته اند. گمان میرود که آنها به این ساختمان ها نیاز داشتند تا گرمای بدنشان را تنظیم کنند و این که آنها خونسرد بودند. به هرحال با علم امروزی پاسخ دادن به این سوال که آیا دایناسورها خونسرد بودند یا خونگرم سخت است. ولی افراد زیادی درباره آن کار می کنند و شاید ما به زودی نتیجه کار آنها را ببینیم.
پاسخ : دایناسور - طول عمر دایناسورها چقدر عمر می کردند؟ خیلی سخت است که به این سوال جواب دهیم. اخیراً دانشمندان فهمیده اند که بیشتر استخوان های دایناسورها حلقه های رشد داشتهاند (به نام خطوط رشد) که ممکن است به این سوال جواب دهد. این خطوط تنها با استفاده از میکروسکوپ قابل دیدن هستند. حلقه رشد دایناسورها شبیه به حلقه رشد درختان است که سن درخت را می توان بر اساس آن تعیین کرد (هر سال رشد برگ ها یک رد در تنه درخت به جا میگذارد). راه دیگر برای تخمین تعداد سال های زندگی براساس اندازه بدن است که طول عمر جانوران امروزی هم براساس آن تعیین می شود و بر این حقیقت استوار است که جانوران بزرگ معمولاً زندگی های طولانی تری نسبت به حیوانان کوچک تر دارند. به این ترتیب گمان میرود که سوروپودهای عظیم الجثه مثل اپتوسوروس، برچیوسوروس، دیپلودوکاس و سوپراسوروس تقریباً 100 سال زندگی می کردهاند. دایناسورهای کوچک تر شاید طول عمر کمتری داشته اند. بر این اساس دانشمندان طول عمر دایناسورها را چنین تخمین میزنند: - ترودون - (وزن 50 کیلوگرم)، سه تا پنج سال طول می کشیده تا به بزرگسالی برسد. -کرتوسور سانتارسوس رودزینسیس – (وزن بیش از 25 کیلوگرم) هفت تا هشت سال طول می کشیده تا به اندازه بزرگسالی برسد. -پروسوروپود ماسوسپوندیلوس کریناتوس (وزن: بیش از 250 کیلوگرم) 15 سال طول می کشیده تا به اندازه بزرگسالی برسد. -سوروپود بوتریوسپوندیلوس ماداگاسکارینسیس (وزن 17500 کیلوگرم) 43 سال طول می کشیده تا به اندازه بزرگسالی برسد. -کرتوپسین پیتاکوسوروس مونگولینسیس (وزن 80 کیلوگرم). 10 تا 11 سال عمر می کرد. نسبت های رشد: نسبت های رشد بر اساس حداکثر رشد خزندگان امروزی سنجیده می شود. حتی اگرچه تفاوتهای متابولیکی بین آنها وجود دارد. پروتوسراپتوپس: وزن بزرگسالی 177 کیلوگرم، جانور تازه متولد شده 43/0 کیلوگرم (تخمین زده می شود که وزن جانور تازه متولد شده حدود 90 درصد وزن تخم نیم لیتری باشد). تخمین زده میشود که سن بزرگسالی تقریباً 26 تا 38 سال باشد. هایپسلوسوروس: وزن بزرگسالی 5300 کیلوگرم، جانور تازه متولد شده 4/2 کیلوگرم. سن بزرگسالی حدود 82 تا 188 سال محاسبه می شود. اگر این محاسبات درست باشد، دلالت بر این دارد که دایناسورها بر خلاف تصور خیلی طولانی زندگی نمی کرده اند. استفاده از شکل رشد خزندگان زنده امروزی برای برآورد رشد دایناسورها مناسب نیست. به عنوان مثال هایپسلوسوروس نسبت به خزندگان امروزی خیلی سریع تر رشد می کرده (این موضوع دلالت دارد بر این که این دایناسور نسبت به خزندگان زنده سوخت و ساز خیلی سریع تری داشته) یا قبل از این که به اندازه بزرگسالی برسد دوره بلوغ طولانیتری داشته.
پاسخ : دایناسور - سرعت دایناسورها معمولاً روی پنجههایشان راه می رفتند. به حیواناتی از این قبیل طبقه "پنجهای" میگویند. دیگر حیواناتی که در طبقه پنجهایها هستند سگ، گربه و مرغ و خروس هستند. یک پنجه با بخش بافت نرم روی پشت پای این حیوانات مثل یک جذب کننده شوک و تکان عمل می کند. انسانها، خرسها و کروکودیلها به شکل متفاوتی راه میروند. آنها طبقه "پا صاف" هستند. دایناسورها اندکی پنجه کبوتری بودند و پنجههایشان به داخل انحنا داشت. بعضی از دایناسورها روی چهارپا حرکت می کردند (اینها چهارپا نامیده میشوند) و بعضی روی دوپا حرکت می کردند (اینها حیوان دوپا نامیده می شوند). بقیه امکان دارد که روی دوپایشان میدویدند و روی هر چهار پایشان راه میرفتند و چرا میکردند. بعضی از دایناسورها آهسته حرکت میکردند و دیگران سریع بودند که این امر به ساختمان بدنشان بستگی داشت. امکان دارد که دایناسورهای آخری، که دایناسورهای پرنده مانند بودند بازوهای پردار کوتاهشان را مورد استفاده قرار می دادند. این کار کمک می کرد که به دویدنشان سرعت بدهند و شاید از درختان به زمین سر می خوردند. شاید دایناسورها موقعی که حرکت میکردند دم هایشان را برای ایجاد موازنه مورد استفاده قرار میدادند و بعضی ممکن است که از دمهایشان به منظور به سرعت تغییر مکان دادن و چرخیدن سریع استفاده کرده باشند. بعضی از دایناسورها یک پنجه کوچک بدون وظیفه داشتند که با زمین تماس پیدا نمی کرد. جای پاها چه می گویند؟ جای پاها حرفهای زیادی درباره جانوری که آنها را به وجود آورده به شما میگویند. جای پاها می توانند این اطلاعات را به شما بدهند: -ساختمان پای حیوان (مثل این که آنها چه تعداد انگشت داشتتند، بیشتر وزنشان را روی کدام انگشتان می انداختند، آیا بخشهای نرمی روی پایشان داشتند و آیا پا صاف بودند یا نه). -حیوان چگونه راه می رفته (روی دو پا یا روی چهار پا). -حیوان چقدر سریع حرکت می کرده (می توان فاصله بین جای پاها و طول پا را تعیین کرد). سرعت دایناسورها دایناسورهای عظیم الجثه با پاهای کوتاه، مثل دیپلودوکاس، اپتوسوروس، برچیوسوروس و سوروپودهای دیگر، شاید در میان کندترین دایناسورها بودند. به خاطر توده بدن، سنگینی و رویه بدن، دایناسورهایی مثل انکیلوسوریدها باید در میان کندترین دایناسورها بوده باشند. اما ردپاهای جدید در بولیوی و آمریکای جنوبی دلالت دارد بر این که آنها به کندی ای که قبلاً تصور می شد نبوده اند. سریع ترین دایناسورها، دایناسورهای پرنده مانند بودند. گوشتخواران دوپا (تروپودها) به خاطر داشتن اندام یا دست و پای عقبی بلند لاغر و بدن های سبک، سریع بودند. این دایناسورهای سریع شاید سریع تر از حیوانات خشکی زی امروزی نبودند. برای مثال اورنیتومیموس یک دایناسور سریع فرز بود که شاید با سرعت یک شترمرغ میدویده. یعنی می توانسته با سرعتی بیش از 43 کیلومتر در ساعت بدود. جای پای هاردروسور بعضی از دیرینه شناسان می توانند سرعت های تقریبی دایناسور را با استفاده از ردپاهای فسیل شده و ساختمان اسکلتی دایناسور به دست آورند. در سال 1976 جانورشناسی به نام "آر. مک نیل الکساندر"، فیل ها، پرندگان، انسان و بسیاری دیگر از جانوران زنده را مورد استفاده قرار داد تا فرمولی را بر اساس سرعت یک حیوان، درازی پا و درازی قدم او به دست آورد. معادله او این است: سرعت (m/sec)=0.25*(درازی قدم)1.67* درازی پا))-1.17*(عدد ثابت جاذبه)0.5عدد ثابت جاذبه، 8/9 متر بر مجذور ثانیه m/sec2 . است. درازی پا با استفاده از معادله های الکساندر برآورد می شود که نسبت بلندی مفصل ران به بلندی بخش پا تا جایی است که با زمین برخورد می کند. این کار لازم است به خاطر این که خیلی مشکل است که تعیین کنیم کدام دایناسور یک گروه از ردپاها را ایجاد کرده. -ردپای فسیل شده- گروهی از ردپاهایی که پیدا می شوند نشان می دهند که یک دایناسور چگونه راه می رفته. مثل اسب یورتمه می رفته، می دویده یا سنگین و تلوتلو خوران راه می رفته. فاصله بین ردپاها همراه با اندازه ردپاها اندازه گیری می شود. با اینها سرعت های مخلتف را می توان محاسبه کرد. ردپاهای فسیل شده اطلاعاتی درباره نحوه نقل و انتقال دایناسور، سرعت و درازی قدم های او و یا این که روی دو یا چهار پا راه می رفته می دهند. ساختمان پا و این که دم چگونه حمل می شده (هیچ ردی از دم پیدا نشده، چنان که احتمال می رود که دم ها عمود و سیخ بوده اند) نیز از اطلاعاتی است که میتوان از ردپاهای فسیل شده به دست آورد. متاسفانه ربط دادن یک سری از ردپاها با گونه های ویژه ای از دایناسورها غیرممکن است. -ساختمان اسکلت- بعد از این که اسکلت دایناسور از بقایای فسیل ها بازسازی می شود، قد پاها و وزنی که تخمین زده شده مورد استفاده قرار می گیرد تا به طور تقریبی حداکثر سرعت جانور محاسبه شود. این کار را می توان با مطالعه جانوران زنده ای که به شکل مشابهی حرکت می کنند انجام داد. با استفاده از معادلات الکساندر، سرعت های زیر به وسیله "آر. ای. تالبورن" (1982، در دانشگاه کویینزلند استرالیا) محاسبه شده: -سوروپودامورفز: تا پنج کیلومتر در ساعت (تقریباً اندازه سرعت قدم زدن انسان). -استگوسوروس و انکیلوسوروس تا 8-6 کیلومتر در ساعت. -بیشتر سوروپودها با سرعت حدود 17-12 کیلومتر در ساعت راه می رفتند. حداکثر سرعتشان 30-20 کیلومتر در ساعت بوده است. -تروپودهای بزرگ (مثل تی. رکس) و اورنیتوپودها تا 20 کیلومتر در ساعت. -کراتوپسین ها تا 25 کیلومتر در ساعت -تروپودهای کوچک، اورنیتوپودها تا 40 کیلومتر در ساعت. -انسان حداکثر با سرعت 23 کیلومتر در ساعت (سرعت دو سرعت سریع) حرکت می کند. دویدن و وزن، تروپودهای با بازوی کوتاه- بحث هایی در این باره وجود دارد که آیا تروپودها (مثل تی رکس، گیگانوتوسوروس و الوسوروس) میتوانستند سریع بدوند یا نه. زیرا که اگر می افتادند، بازوهای کوتاهشان جلوی افتادنشان را نمی گرفت و آنها به شکل بدی مجروح می شدند. این حرف به این معنی است که این تروپودهای بزرگ حیوانات کندی بودند. دکتر "بروس روتشیلد" از مرکز مفاصل اوهایوی شمالی، با بررسی 14 دنده شکسته از یک الوسوروس شواهدی از جراحت های شفا یافته را پیدا کرده که شاید بر اثر افتادن به وجود آمده باشد. بیشتر احتمال می رود که این اتفاق موقع دویدن رخ داده باشد. تحلیل اشعه ایکس یک فسیل الوسوروس نیز دلالت می کند بر این که دنده های الوسوروس در نزدیکی کتف (استخوان شانه) شکسته و شفا یافته باشد. یعنی این که الوسوروس بعد از افتادن های شدید که شاید موقع دویدن رخ می داده بهبود می یافته. بنابراین حدس زده می شود که شاید بعضی از تروپودهای با بازوی کوتاه توانایی دویدن نداشته اند. چراکه ظاهراً بعد از افتادن نمی توانستند بهبود پیدا کنند. الوسوروس هم مدت زیادی بعد از افتادن های بد بهبود پیدا می کرده. در سال 1995 "جیمز فارلو" از دانشگاه "ایندیانا- پوردو" چنین استدلال کرد که یک تی رکس بزرگ نمی توانسته سریع تر از 32 کیلومتر در ساعت بدود. زیرا که اگر با این سرعت می دویده، یک افتادن سخت ممکن بوده او را بکشد. تی رکس وزنی حدود شش تن و قدی بیش از شش متر داشته. اما الوسوروس کمی کوچک تر بوده است. این جانور سه تن وزن و پنج متر طول داشته است. فارلو می گوید که تحلیل های روشیلدز هم در راستای تئوری او است. چرا که الوسوروس کوچک تر از تی رکس بوده (وزن آن کمتر از تی رکس بوده که برخورد را خیلی شدید نمی کرده. چنان که حیوان ممکن بوده بعد از افتادنی که در نتیجه دویدن روی می داده بتواند بهبود یابد). اما آیا این درباره جانوران سنگین تر هم صادق بوده.
پاسخ : دایناسور - رنگ و طرح پوست هیچ کس نمیداند که دایناسورها چه رنگها یا طرحهایی داشتهاند. بزرگترین دایناسورها (مثل سوروپودهای عظیمالجثه) شاید مثل بزرگترین جانوران امروزی (مثل فیلها) رنگ خنثی یا رنگ خاکستری داشتهاند. احتمال دارد که رنگ دایناسورهایی که به خاطر گوشتشان شکار می شدند طوری بوده که جلب توجه نکنند و از دست گوشتخواران در جایی پنهان شوند. در عین حال رنگشان مدل مخصوصی بوده تا جنس مخالف را جذب کند یا رنگ درخشان و روشنی داشتهاند تا شکارچیان فکر کنند که آنها مزه وحشتناکی دارند. همچنین رنگهای مخلتف در تنظیم دما مهم بوده اند. آنها نور خورشید را جذب می کردند (یا منعکس میکردند). به طوری که دمای بدن جانور را کنترل میکردند بافت پوست نشانههای پوست فسیل شده تنها بخش کوچکی از دایناسورهای شناخته شده پیدا شده است. چیز زیادی درباره پوست دایناسور نمیدانیم و در میان دیرینهشناسان بحثهایی در این باره وجود دارد. بیشتر فسیلهای پوست، پوست ناهموار و پر از برآمدگیای را نشان میدهند، نه پوستی فلسدار و پولکدار را. تنها به نظر میرسد که گیاهخواران عظیم پوست فلسداری داشتهاند. بعضی از دایناسورهای پرنده مانند هم پرهای ابتدایی داشته اند (نوعی از فلس اصلاح شده). ردی از یک پوست ناهموار فسیل شده تیرکس پیدا شده است. انکیلوسوریدها صفحات استخوانیای داشتند که در داخل پوست چرمیشان ترکیب شده بود و محافظی عالی در مقابل شکارچیان بود. پرهای ابتدایی و شروع پرواز بعضی از دایناسورهای پرندهای شکل پرهای ابتدایی داشته اند. بعضی از این دایناسورها عبارتند از: -سینوسوروپتریک پریما (121 تا 135 میلیون سال قبل) یک پوشش از رشتههای کرکی پرمانند داشته که شاید مقدمه پرها بوده است. این دایناسور که روی زمین زندگی می کرده، بازوهای کوتاه، استخوانهای پوک و یک دست سه انگشتی داشته و در حدود اندازه یک بوقلمون بوده است. -پروتارچائوپتریکس روبستا - پرهای بلندی روی بازوها و دمهایش داشته است. اما شاید نمیتوانسته پرواز کند- این جانور اندازه یک بوقلمون بوده است (از چین، 121 تا 135 میلیون سال قبل).
پاسخ : دایناسور - مشکلات تشخیص نر و ماده بودن فسیل خیلی مشکل است تعیین کنیم که کدام فسیل، ماده و کدام فسیل نر است. بعضی از دیرینهشناسان این تئوری را ارایه کرده اند که نرهای بعضی از گونه ها ممکن است تاج های بزرگ تر، تزیینات و حاشیه ها یا ساختمان های زرق و برق دار دیگری داشته اند که همانند بسیاری از جانوران امروزی در تشریفات جفت گیری و یا رقابت های بین گونه ای (مسابقات میان اعضای یک گونه، مثل دعوا برسر محل و رقابت جفت گیری)، مورد استفاده قرار می داده اند.گسترش این ساختمان ها با بلوغ جنسی انجام می شده است. برای همین بچه های این حیوانات یا این ساختمان ها را ندارند یا مقدار کمی از آنها را دارند. - در سال 1975 دیرینه شناس کانادایی "پیتر دادسون" نشان داد که بسیاری از گونههایی که کاکل داشتند، ماده ها و یا نوجوانان آن گونه بودند. آناتومیستی به نام "جیمز ای هاپسون" گفت که اندازه های کاکل و گنبد سر در نرها و ماده های درون یک گونه با هم متفاوت است. - کراتوپسین هاCeratopsians - بسیاری از دیرینه شناسان باور دارند که کراتوپسین ها شاخ ها و تزیینات و حاشیه هایشان را در زدو خوردها برسر منطقه، در رقابت های جفتگیری و برای جذب جنس ماده مورد استفاده قرار می دادند. - پاچیسفالوسوروس Pachycephalosaurs، دایناسورهای هادروسورید سر گنبدی شکل را برای نمایش جنسی به کار می بردند. جیمز هاپسون باور داشت که اندازه تاج و گنبد در نر و ماده یک گونه با هم متفاوت است.
پاسخ : دایناسور - EQ راه ساده اندازه گیری هوش یک حیوان است. EQ نسبت وزن مغز حیوان به وزن مغز یک حیوان نمونه با همان وزن بدن است. واقعیت این است که حیوانات باهوش تر نسبت اندازه مغزشان به بدنشان بزرگ تر از حیوانات کم هوش تر است. این به تعیین نسبت هوش جانوران منقرض شده کمک می کند. معمولاً حیوانات خون گرم (مثل پستانداران) EQ بالاتری نسبت به حیوانات خون سرد (مثل خزندگان و ماهی ها) دارند. پرنده ها و پستانداران مغزهایی دارند که حدود ده برابر بزرگ تر از ماهی های استخوانی، دوزیستان و خزندگان با همان اندازه بدن است. کم هوش ترین دایناسورها دایناسورهای اولیه به گروه سوروپودومورفا sauropodomorpha تعلق داشتند که میان کمهوش ترین دایناسورها با حدود 05/0 بودند. (هاپسون 1980) باهوشترین دایناسورها ترودونتیدها (مثل ترودون) احتمالاً باهوش ترین دایناسورها بوده اند. به دنبال آنها دایناسورهای درومائوسوریدها dromaeosaurid بالاترین EQ را بین دایناسورها داشتند که حدود 8/5 بود. (هاپسون 1989) EQ به وسیله فیزیولوژیستی به نام "هری. جی. هریسون" در دهه 1970 توسعه پیدا کرد. جی. ای. هاپسون (یک دیرینه شناس از دانشگاه شیکاگو) با استفاده از قالب های مغز بسیاری از دایناسورها درمفهوم EQ توسعه بیشتری به وجود آورد. هاپسون فهمید که تروپودها (مخصوصاً ترودونتیدها) نسبت به دایناسورهای گیاهخوار EQ بالاتری داشتهاند. پایین ترین EQ به سوروپودها، انکیلوسوروس و استگوسوریدها تعلق داشت. مغز دوم؟ همیشه این طوری فکر می شد که سوروپودهای sauropod بزرگ (مثل برچیوس و اپاتوسوروس) و استگوسوروس یک مغز دوم داشتند. دیرینه شناسان حالا باور دارند که آن چه که آنها فکر می کردند مغز دوم بوده است یک ستون فقرات پشتی بزرگ شده در ناحیه مفصل ران بوده که شاید محتوی بافت عصبی ضخیمی بوده
پاسخ : دایناسور - کاربرد دم بیشتر دایناسورها دم های بزرگی داشتند که احتمالاً چند کاربرد داشته است. این کاربردها شامل اینهاست: -ایجاد تعادل: بیشتر دایناسورها گردنی بلند و سری بزرگ داشتند. تا چند سال قبل مردم فکر می کردند که دایناسورها دم هایشان را روی زمین می کشیده اند و دم ها کار زیادی انجام نمی داده اند و حرکت و جابجایی دایناسور را مشکل می کردند. این حرف این حقیقت را نادیده می گرفت که توده بزرگی (سر و گردن) در جلوی بدن دایناسور وجود دارد که دم باید با آنها موازنه ایجاد کند وگرنه حیوان واژگون می شود. -پای سوم: دم بعضی از دایناسورها می توانسته در ایجاد حالت ایستاده مفید واقع شود. به طوری که انگار دایناسور علاوه بر دوپا روی یک پای دیگر هم می ایستاده. این طرز ایستادن برای خوردن گیاهان خیلی بلند و جفت گیری مناسب بوده. -کمک در سرعت گرفتن: بعضی از دایناسورها نیاز داشتند که به سرعت بدوند و سریع بچرخند تا بتوانند شکار را به چنگ آورند یا از دست گوشتخوارها فرار کنند. برای چرخیدن در هنگام دویدن حرکت دم می تواند مسیر دونده را تغییر دهد و او تند و چابک بچرخد. -چماقی برای حفاظت: اانکیلوسوریدها (مثل یوپلوسفالوس و انکیلوسوروس) برآمدگی های استخوانی ای در انتهای دم هایشان داشتند که به سادگی میتوانسته برای دفاع مورد استفاده قرار گیرد. این دم ها برای چریدن هم مفید بوده. همچنین بعضی از تروپودها مثل شانوسوروس، امیسوروس و شاید مامنشیسوروس مجموعه ای از دم ها برای محافظت از خود داشته اند. -شلاقی برای محافظت از خود: دانشمندی به نام آلکساندر این ایده را مطرح کرده که ممکن است بعضی از سوروپودها دم های بزرگ و حجیمشان را به عنوان شلاق برای ضربه زدن به حیواناتی که حمله می کردند به کار می برده اند. بعید است که این تئوری درست باشد. چون به خاطر شتاب ناگهانی و سپس کاهش سرعت پس از برخورد انتهای دم، به رشته دم زیان فیزیکی وارد می شده. به علاوه شاید سوروپودهای بزرگ روی برگ های درختان چرا می کرده اند و نمی توانستند به دمشان حرکت تند وسریع و شلاقی در اطراف بدنشان بدهند. چون اگر این کار را می کردند دمشان به بدنه درخت برخورد می کرده و آسیب شدید می دیده. به علاوه مدت زمان برای رسیدن یک پیام عصبی از سر به ته دم (فاصله ای بیش از 15 متر) حمله را مدت زمان قابل توجهی به تاخیر میانداخته. پیام عصبی در انسان ها در مدت زمان حدود سه تا چهار متر در ثانیه حرکت میکند. در دایناسورها زمان برای حرکت پیام عصبی از سر به انتهای دم می توانسته حدود چهار تا پنج ثانیه باشد. - دستگاه فرعی مخصوص گرفتن و چیدن چیزها: بعضی از مردم این تئوری را مطرح می کنند که شاید دم بعضی از دایناسورها مخصوص گرفتن و چیدن برگ بوده و به آنها توانایی دستکاری کردن اشیا را می داده. دم ممکن است مثل خرطوم فیل برای ساختن لانه، حرکت دادن گیاهان و غیره مناسب بوده.
پاسخ : دایناسور - آناتومی از نظر آناتومی، شکل اسکلت دایناسورها به گونه ای بوده که آنها را از دیگر آرچوسوروس ها (کروکودیل و پتروسوروس) متمایز می کرده است. دایناسورها چهار یا پنج انگشت روی دستانشان داشتند. پاهایشان سه انگشت داشت. سه استخوان خاجی ترکیب شده به وسیله مفصل ران و یک حفره مفصل ران باز داشتند (یک ساختمان سه استخوانی). این استخوان مفصل ران به دایناسورها یک وضع و حالتی می داده که پاهایشان زیر بدن هایشان قرار می گرفته. برخلاف سایر خزندگان که پاهایی دارند که به شکل گشاد در اطرافشان قرار میگیرد. استخوان های مفصل دایناسورها به وسیله ساختمان استخوان مفصل رانشان طبقه بندی می شوند. مثلاً سوریشیا Saurischia (به معنی مفصل ران سوسماری) و اورنیتیشیا Ornithischia (به معنی مفصل ران پرنده ای) است. این تقسیم بندی بر اساس ساختمان مفصل ران انجام شده. در ابتدای دوره تراسیک، دایناسورها از اجدادشان تکودونت ها به دو شاخه تقسیم شدند. __________________