سلام عادل جان(لبخند) حال و احوال؟
باب آشنایی ما پارسال و امسال نداره، اگه اینجوری بخوای حساب کنی هفتاد پشت غریبه ام!..
من که هستم ، سر میزنم گهگاه... تایم سر زدنمون یکی نیست بیای بگی اخمات زمین و جارو میزنه.. (اگه داستان نمیکنی، لبخند ریز)
اوه اوه خدا نصیب نکنه اخمهایی که آدمو نصف میکنه ولی گذشته از شوخی برای من همیشه محترم و عزیز بودید و خواهید بود اخمهاتون هم مثل چوب معلمه حتی در همین اخمها هم رگه هایی از محبت نمایانه
دو روز که نباشین من شاهد بودم بعضی از دوستان مثل خواهر میترا و خواهر هدی مثل مرغ پر کنده بال بال میزدندپس جسارتا سعی کنید بیشتر به ما سر بزنید حتی اگه کهولت سن مانع بشه
میدونی که من اصلا شوخ طبع نیستم،همین چند ساعت پیش یه بنده خدایی متوجه نشد من از باب شوخی صحبت میکنم و عنان از کف داد و تا تونست مورد عنایت قرار داد منو!!
حالا سوای شوخی، ممنونم از لطف همیشگیت
مستانه خانم سپاس بلی مدرسه هم همینجور آرام، بی ادعا و سر به زیر بودم البته اون شاخ و برگها اونوقتها هم بود برای همین به انشا خیلی علاقه داشتم نمیدونم زمان شما اون سالهای خیلی دور زنگ انشا بود یا نه
میگید که بیا دوتایی در مورد بودن یا نبودنتون صحبت کنیم ولی مسئله اینه که اصلا شما هستین که بتونیم صحبت کنیم ؟؟ من که هر وقت میام شما نیستین ، مصداق اون داستان غضنفره که گواهینامه یا به قول شما تصدیق رانندگی نداشت پلیس نگهش داشت درخواست گواهینامه و مدارک کرد بهش گفت اصلا به من گواهینامه دادی که الان میخوای؟؟
البته این سو تفاهمها گاهی پیش میاد به نظرم که نسبتا محترمه فکر کنم از بس جدی و رسمی هستین باورش نشده که داری شوخی میکنی امیدوارم که باعث نشه دیگه شوخی نکنین زندگی انقدرها هم جدی نیست این آقایون مثالش که حتی جدیترینشون هم با بازیگوشی و لودگی غریبه نیستند
جدا از شوحی لطف شما پاینده
بر روی پست پروفایل Adel نظر می دهد.