سلام میلاد جان
قبلا هر وقت حالم خوش نبود افکار و احساساتم رو مینوشتم، به بهتر شدن حالم کمک میکرد... چند وقتیه این کارم دیگه نمیتونم انجام بدم...
آدمای عجیب و غریب اطرافم حتی نزدیک ترینشون آشفته ام میکنن این روزا و به طبع ساکت تر میشم...
گاهی وقتی امیدی که به فردا و آینده داری از بین میره اونم برای چندمین بار دیگه نمیدونی چجوری خودت رو به چی یا کی وصل کنی تا از هم نپاشی ..
روح و روان آدمها گاهی پیچیده تر ازونی هست که هر کسی فکر میکنه و مواجه باهاش کار هر کسی نیست خصوصا برا دیگری .
کاش اگه کاری از دست من میاد بگی برات انجام بدم عزیز ..
بدون با اینجا اومدنت ی عده رو خوشحال میکنی و امیدوارم خودتم اینجا که هستی حس خوبی داشته باشی
برای من مسئله اینه که تا میام اعتماد کنم یا به قول شما خودم و به چی یا کی وصل کنم امیدم به نا امیدی تبدیل میشه؛ شاید چون به قدر کافی مُتنبه نشدم که دندون لقِ امید و انتظار و بکنم بندازم دور... اینجوری شاید کمتر غافلگیر شم...
ممنونم عزیزم... اینکه سر میزنی و حواست هست خیلی برام ارزشمنده...
اومدن به اینجا برای من قشنگ و لذت بخشه همیشه...( گل و لبخند)
بر روی پست پروفایل Milaad نظر می دهد.