بی بی جان شما که زاد و روزتون بالاست سر صحبتی چیزی باز کنین و پدر جانم که گوشه عزلت دارن اون گوشه رو رها کنن بیان وسط یه بحثی چیزی چمیدونم دگ شما بزرگترین بهتر واردین به این مسائل
خونه ی داداش عادل و پدر جانت همیشه گرم عزیزم....
چی بگم من...
میتونم به جرأت بگم خیلی از کسایی که به هر شکلی دیگه نیومدن خونه ی اینجاشونو سر بزنن گاهی از سر دلتنگی نگاه دزدانه ایی میندازن و میرن پی کارو زندگیشون...
اینو گفتم که بگم منم گاهی اینکارو میکنم و در مقابل گاهی سعی میکنم فراموش کنم چقدر اینجا واسم "خونه" بود.... اما روزگاره... همیشه به یک قرار نیست... امیدوارم عادل گاهی نگاهی دزدانه به اینجا بندازه..... گرچه حس میکنم دلِ پری داشته که با سه نقطه اینجا رو رها کرده... سرش سلامت....
عادل...
چند ساله میشناسیم همو ؟!...
۱۰ سال ؟ ۱۵ سال ؟
یه چیزی تو همین مایه ها باید باشه... حساب دقیقش از دستم در رفته...
تو این ۱۵_۱۰ سال...
هیچوقت نشناختمت...
نمیدونم... شاید خواست خودت بوده... یا قصور من...
از طرفیم...
همون روزای اولی که دیدمت... تو نغمه... روم پیر و پاتالا... یادته ؟! رفتیم پی وی... احساس میکردم سالهاست میشناسمت... انقدر که بی هیچ دیتایی از هیچ جا و هیچ کسی... چیزایی راجبت میدونم که روحتم خبر نداره...
ای تو اون روحت !
"انسان و بی تضاد ؟!...
خمره های منقوش در حجره های میراث...
عرفان لایت با طعم نعنا..."
البت... تو این حس و حال متضاد خیل کثیر خاطرخواهات هم قطعاً بی تاثیر نبوده...
خواستنی ای دیگه...
کاش یکیشون... فقط یکیشون... یه قدری... هر چه قدرم کم... قدرتو میدونست... بدونه... یه روزی...
در مقابل... توام یه قدری... حصار تنهاییتو بشکنیو... در دلتو به روش باز کنی...
به به چه چیزای قشنگی هم نوشتن بی بی و پدر جان بسی حسادت نموییدیم
:/
خواستنی هم که هست و خاطر خواهاشم هزار هزار +اونهمه شعر و بیت و....
همه و همه به کنار اون برسی بهش که پدر جان گفتن دگ شده مساله تن
پدر جان شما و بی بی من حبه قند رو همیشه می فرستادین دنبال نخود سیا واسه همین همیشه گیج و کور بایس باشم تو مسایل خانوادگی...قبول نیس...یکی شفاف سازی کنه منم بدونم بابا داداشنه آخه...
به کی قراره برسه؟
دخترم !
با دقت بخون حرفای پدر رو، کس خاصی و چیز خاصی نیست، حرفای کلی پدر برای داداش عادل غایبت بود... بلکم به قول بی بی یواشکی سری بزنه و بدونه تو دل من چی میگذره...
ممنون از همگی ، راستش برای تک تک این کامنتها کلی حرف گفته و ناگفته دارم ولی مثل اسبی که جلوی مانع کپ میکنه و نمیتونه بپره شدم و یک جورایی نطقم کور شده ولی بعدا که حرفم اومد حتما جبران محبت میکنم الان نمیدونم از کجا بگم
بر روی پست پروفایل M!TRA نظر می دهد.