1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    شعر تازه مرا
    درد گفته است
    درد هم شنفته است
    پس در این میان من
    از چه حرف می زنم ؟
    ...
     
    *AliReza*، Mehdi.Samiya، lord of dakness و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    امروز صبرم تمام شد !

    توانستم دو گل را
    از بوته های شمعدانی جدا کنم
    دو گل را از بوته های شمعدانی جدا کردم
    در لابلای صفحات کتاب گذاشتم
    تا برای پیری ام اندوخته باشد ...

    این صفحات کتاب با عقاید کهنه و پوسیده
    در پیری به من کمکی نخواهد کرد !

    در پیری فقط امیدم
    به این دو گل شمعدانی است ....

    "احمدرضا احمدی"

    زادروز شاعر شمعدانی ها
    گرامی باد..@};-@};-
     
    *Mitra*، shirin 333، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دیگر فراموش میکنم
    برگه ی تقویم را ورق بزنم
    یک بار
    چشمهایم را بسته بودم
    که لحظه ای تو را به یاد بیاورم
    باز کردم دیدم
    میان پلک هایم
    یک سال را گم کرده ام!
     
    Mehdi.Samiya، .AffectioN.، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏28/12/15
    ارسال ها:
    363
    تشکر شده:
    1,885
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    گردشگری
    من امشب دوست دارم از تو بنویسم

    تویی که حال مجنون را نمی فهمی

    تویی که آسمان سینه ات ابری سیاه از تیره ی رگبار و توفانست

    من امشب درد دل با کوه خواهم کرد

    و از درد جنون با کوه خواهم گفت

    چه می دانی که هر شب بعد از آن دیدار شوق انگیز !

    هزاران بار افسون نگاهت را ،

    در این دیوانه دل

    سرمشق می کردم

    نمی دانم چرا امشب تفأل می زنم بر خواجه ی شیراز ؟!!

    و او می گوید از سوز دل فرهاد

    و او می گوید از شرح دل شیرین ،

    واینک من همان دیوانه ی تنهای دلسردم

    چگونه از تو بنویسم؟

    تویی که آسمان سینه ات ابری است

    ومن زیباترین احساس پاک آفرینش را

    درون این دل دیوانه ی خود جای دادم

    نمی دانم تومی دانی؟ !!

    چگونه عشق را پرواز خواهم داد ؟!!

    تو که آیینه را هر بار می بوسی

    ومی گویی به زیر لب ،

    که از روح پریهایی

    ومن از آن همه زیبائیت پروا نخواهم کرد .

    و شرم این دل خود را

    به دست خویشتن

    در روزبارانی

    کنار کوچه ی بن بست سینه،

    ذبح خواهم کرد

    و خواهم گفت آن دم

    دوستت دارم
     
    توماس شلبی، سایه، @S@M!R و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]


    از روزی که تو را دیدم

    اشیاء دور و برم

    می چرخند و

    می رقصند

    گمانم عاشق شده اند!​
     
    m naizar، ☀❀Hadi$eh ❀☀، S o H a و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
    این دلم دست تو بوده به کجایش بردی؟

    آخر این رسم وفا داری و ایام نبود
    باور زندگیم را به کجایش بردی؟

    پشت در پشت تو بودم سر هر پیچ و خطر
    گرمی سینه من را به کجایش بردی؟

    مرگ هر لحظه همین جاست،پشت این پنجرها
    زندگی دست تو بوده به کجایش بردی؟

    چقدر سخت شده شعر نوشتن بی تو
    واژه ها دست تو بوده به کجایش بردی؟

    بعد از اینم من و دلتنگی و بی حوصلگی
    نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
     
    Mehdi.Samiya، *Mitra*، کاتیا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]



    من پُر از بال و پَرم...​
     
    m naizar، ☀❀Hadi$eh ❀☀، *Ava* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    ترا من كرده ام پنهان
    ميان تارهاي ساز خاموشم
    و نت هاي همايوني
    به شوق بودن يادت
    نوايِ شور مي خوانند.

    ترا من كرده ام پنهان
    و صدها برگ ناخوانده
    از آن سيمين و رعنا قامتت،
    هر شب،
    درونِ كلبه يِ تنهائيم
    پرواز دارند.

    ترا من كرده ام پنهان
    ميان شعرهاي شاعريْ شيدا
    چو مي خوانم ترا هر دم
    به هر بوسه
    به هر غمزه
    خدايان پاي مي كوبند.

    ترا من كرده ام پنهان
    بمان با من در اين كلبه
    در اين تنهاييِ با تو،
    كزين پنهانْ نوازش ها
    چه مهتاب و
    چه اخترها
    به نور عشق مي تابند.
     
    Mehdi.Samiya، *Mitra*، کاتیا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    آمدنت

    آمیزه ی خزیدن و پرواز است

    تا سیب

    روی هوا معلق بماند

    و غار و غریزه

    در رویای کام جویی یگانه شوند.

    در بی وزنی نامی نداریم

    جز مردی و زنی

    دو ساقه نیلوفریم

    در هم گره می خوریم و

    گل می دهیم.


    "حسین منزوی"
     
    Mehdi.Samiya، *Mitra*، کاتیا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    صبح است

    صبح خیلی زود

    و بیدار شده ام

    تا دوست داشتنت را

    زودتر از روزهای قبل

    شروع کنم.


    "لیلا کردبچه"
     
    Mehdi.Samiya، lord of dakness، OnlineBoy و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.