1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ღღ اشعار پاییزی ღღ

شروع موضوع توسط FariBa ‏18/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ღღ اشعار پاییزی ღღ

    پاييز براي من يك شروع است ....سال نو ، و عيد من با اولين باران پاييز شروع مي شود .

    در پاييز متولد شدم ! عاشق شدم و اميدوارم در پاييز بميرم.

    پاييز و بارانهايش را دوست دارم !
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ღღ اشعار پاییزی ღღ

    پاييز رفيق خوبم نارنجي محبوبم

    طلوع قلب من باش زيباترين غروبم

    در اين بهار مرگ و مرگ قشنگ برگ

    عزاي شاخه ها رو عروسي تگرگ

     
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    تو از جنس پاییزی یا پاییز از جنس تو ؟
    که من زنده میشوم در هوای پاییزی
    همانطور که زنده میشوم در هوای نفسهای تو ...
     
    سایه های بیداری از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    ارسال ها:
    354
    تشکر شده:
    3,497
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    چه میجویی رخ زردم کنون ای دل
    همان سبزینه ی رویای پاییزم
    که گرماگرم تابستان عشقت را
    چه سر سختانه بر شاخت در آویزم
    کنون افتاده از پایم در این عالم
    بیا یارا تو با مهرت !!! ؛ بر انگیزم


    همین الان
    سحرگاه سه شنبه 11 آبان 95
     
    آخرین ویرایش: ‏1/11/16
    ****FERESHTEH****، نگار و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. گل دادی
    اما نه در بهار
    اینگونه
    عاشق پاییز شدم!
     
    مـرجانه و سایه های بیداری از این پست تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,085
    تشکر شده:
    84,755
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن

    از بس که خدا عاشق نقاشی بود
    هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید

    یک بار ولی گمان کنم شاعر شد...
    یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید!