1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار و متن های طنز

شروع موضوع توسط Zarirr ‏19/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد

    بشـکن بشـکنه بشــکـــــــن مــــن نمیــشــکنم بشکن
    اینجا تهرونه بشکن
    قــــر فـــــــــــراوونه بشـــکن ایــــنجا بشـــــــــکنم یـــــــــار گــــــــلــــــــه داره
    اونـــــــجا بشــکنم یار گـلــه داره
    بیــچاره دل مــن کـه عجــب حوصـــــــــــله داره
    بشـکن بشـکنه بشــکن من نمیــــشکنم بشکن
    با چی بشــــــــکنم بشکن با قندشکنم بشکن
    بشکن جا داره بشـــــــکـــن دســــت و پــــــا داره بشــــــکــــــن
    بشـکن بشـکنه بشــکن من نمیـــشکنم بشــکن
    کـــجـــا بــشکنم بشــکـن
    تـــــو قـــــوطی بشــــکنـم بشکن
    واســـــــــه پـــــــــسر لــــــــــــوطــی بشــــــکن
    واســـه دخـــتر خانـــوما بـــشکن
    واســــــه آقــــــــا پســـــــــــرا بشــــــــکـــــــــن
    بشـکن بشـکنه بشــکن بشــــــکن بشــــــــکــنه بشـــکــــــــــــن
     
    توماس شلبی از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    یک شعر طنز به بهانه گرانی مرغ

    مرغ ،آهنگ جدایی ساز کرد

    ناگهان از سفره ام پرواز کرد

    از فراقش قلب بشقابم شکست

    قاشق و چنگال من در غم نشست

    دید او فیش حقوقم را مگر؟

    کاین چنین از پیش من بگرفت پر

    مرغکم رفتی تو از پیشم چرا

    کردی از پیش خودت کیشم چرا

    من به تو خیلی ارادت داشتم

    حشر و نشری با کبابت داشتم

    خاطراتت مانده در کنج اجاق

    سوخت قلب دیگ تفلون از فراق

    ران و بال و سینه ات یادش بخیر

    قلب چون آیینه ات یادش بخیر

    با سس قرمز چه زیبا می شدی

    خوب و دلچسب و دلارا می شدی

    ای فدای ژامبون رنگین تو

    سوپ های داغ و آن ته چین تو

    ناز کم کن پیش ماها هم بیا

    لطف کن ،یک شام، اینجا هم بیا

    دستمان از گوشت دور است ای نگار

    پس تو دیگر اشکمان را در نیار

    زندگی بی تو جهنم می شود

    سکته ،اسبابش فراهم می شود

    ای فدای قُد قُدایت باز گرد

    این دل و جانم فدایت باز گرد

    بی تو باور کن که مردن بهتر است

    از جهان تشریف بردن بهتر است

    از خر شیطان بیا پایین عزیز

    عشوه کم کن ،زهر در جامم مریز

    تازگی از دیگران دل می بری

    هرکه بامش بیش ،با او می پری

    در نبودِ هیکل زیبای تو

    دلخوشم با سنگدان و پای تو

    پس چه شد آن بال های خوشگلت

    لک زده است این دل برای شنسلت

    ذهن یخچالم پُر است از یاد تو

    بازگرد ای خوشگل تو دلبرو

    تخم خود را لا اقل از ما نگیر

    تا که با خاگینه اش گردیم سیر
     
    توماس شلبی از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    دارندمنو ازخونه بیرون میکنند
    منو ازشعر گفتن محروم میکنند
    میگن آخه مردتوبیکاری ؟
    بجای شعر گفتن نمیری نون در بیاری؟
    قفل خریدن در اطاقمو قفل کنند
    فکرمو بجای شعر با کارجُفت کنند
    میگن بروسرکارشعر بخون
    نشین تو خونه بیکار بمون
    یا طنز برای شاعرا بخون
    کردی تودل شاعرهاخون
    شعرات بِده استاد علی بقال
    تادرش ادویه کند یک مثقال
    گرون بفرشه به خودمون
    چون اون نمیدونه دردمون
    آخه اوفکر میکنه پول داری
    نمیدونه تنی لش وبی حال داری
    ومادر میگه.....
    بُروبچه حیا کن،شغل دیگه به پاکن
    کلک بزن به مردم،قربون تو بگردُم
    بزارماهم خوش باشیم ،نه دیگه ناخوش باشیم
    کی راه و نشونت داد،شعرگفتن و یادت داد
    خداورش بداره،ما که شدیم آواره
    بدون که او بیکاره ،یا پول داره یا چاره
    یا که جیبش پر پوله،مردمومی چلونه
    تو هم ازش یاد بگیر،حقه رادانش بگیر
    نشین برام شعر بخون،کردی دل منو خون
    مردم همه زرنگن ،با زندگی میجنگن
    کلاه کلاه میکنن،با پول چه ها میکنن
    تابستونا شمالند، به پولاشون میبالند
    تو آمریکا یا لندن،بارشونو میبندن
    خانه آن چنانی ، ماشین های مامانی
    تو هم داری یه گاری ، برای روزگاری
    بری مسافرکشی ،تا کی تودردمیکشی
    مرض گرفته جونت،ننه ات بره قربونت
    دلم برات کبابه،عقل تو هم خرابه
    همه شدن مهندس ،یا دکتر یا موسس
    تنها تو بی فروغی،همیشه سوت و کوری
    اگر نشستی پای شعر ، همه رومیکنم جِر
    مدادتو میشکنم،فکرتوراحت کنم
    مادر با وفایم ،میترسونه مدادم
    فکر میکنه قدیم هاست ،شعرهای کاغذی هاست
    نمیدونه رایونه ، همه کرده دیونه
    هرچه بخوام درش هست ، پول نباشه غمش هست
    مغزتو فول میکنه ،چشماتو کور میکنه
    روزی رسد که دانی ، چیزی دیگه نداری
    نه پول داری نه کاری ، همیشه بیقراری
    بشینی کنار مادر،یا که بشی دربدر
    شما که طنز میخواستین،شعربارمز میخواستین؟
    فکری بحالم کنید ،یا که جوابم کنید
     
    توماس شلبی و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    من عشق تو از دست خداوند گرفتم
    آن روز که از روی تو لبخند گرفتم

    تا حافظ شیراز نجنبیده برایت
    اسناد بخارا و سمرقند گرفتم!

    سوی همه ی قبله نماهای دو دنیا
    سمت تو شد هر بار برآیند گرفتم

    تا دور شود چشم حسودان ز تن تو
    اموال خودم داده و اسپند گرفتم!

    من اهل جدل نیستم اما رقبایم
    چاک یقه ام را که گرفتند، گرفتم!!

    شرط پدر و مادرت ای دخترک خان
    تقدیم شما، هر چه نوشتند گرفتم

    از بس که به چشمان خودت جاذبه داری
    گل بوسه همین خطبه که خواندند گرفتم...

    آخر تو چرا این همه شیرین وجناتی؟؟
    با بوسه ای از تو مرض قند گرفتم....!!
     
    توماس شلبی از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    از زبان مرد:

    هر روز میرم من سر کار

    فقط به خاطر تو

    چی می کشم از روزگار

    فقط به خاطر تو

    ...

    هر روز توی ترافیکم

    فقط به بخاطر تو

    نحیف و زرد و باریکم

    فقط به خاطر تو

    ...

    من پولدار زمون میشم

    هر چی بخوای همون میشم

    برای جنگ با سر نوشت

    فقط میخوام پلو خورشت

    ..
    اما تو غرغر میکنی ، همیشه بر سر من

    میگی چه حیف که شدی .. یه روزی همسر من

    با دعواهات خون میکنی این دل زار ما رو

    همیشه زهرم میکنی ، هم شام و هم ناهارو

    ....

    فقط یه لقمه نون میشه .. با کار عالی من

    جواهر و طلا میخوای.. از جیب خالی من


    حتی تو باور نداری، که زندگی چه سخته

    تمام فکر و ذکر تو ، کفش و لباس و رخته!

    ...

    خودم رو داغون میکنم

    فقط به خاطر تو

    این جگرو خون میکنم

    فقط به خاطر تو

    ...

    اگر که پولی بمونه منکه دریغ ندارم

    به جون صابخونه میرم طلا واست میارم

    ...

    من پولدار زمون میشم، هر چی بخوای همون میشم

    برای جنگ با سرنوشت ، فقط میخوام پلو خورشت

    ولی تو غرغر میکنی همیشه بر سر من

    میگی چه حیفه که شدی یه روزی همسر من

    ...

    با دعواهات خون میکنی این دل زار ما رو

    همیشه زهرم میکنی هم شام وهم ناهارو

    ...

    دلم چه خوش بود که منم.. زن وعیالی دارم

    از روز دامادی ولی ، من روزگار ندارم

    ولی اگر غر بزنی شام و ناهار نمیام

    با این بساط زندگی من بچه هم نمی خوام

    ...

    نگا به مردم میکنی چی دارن چی ندارن

    غر میزنی که دیگرون پول از کجا میارن

    همیشه تهدید میکنی مامانمو میارم

    ایندفعه اما من میروم!

    ...منم مامانی دارم!!!


    ف.شیدا​
     
    توماس شلبی از این پست تشکر کرده است.