خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا خداحافظ
هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن من فقط به تو فکر میکنم
می توان از داغ تو هردم گریست یا میان میکده مر دانه زیست از خیال دیدنت دیوانه شد یا ز داغت سوخت دیگر چاره نیست بر سر کویت نشست و زار زد همچون مجنون بر در دیوار زد جامع از تن بر کشید و پاره کرد از غمت خود را شکست زار زد
کاشکي به جاي اون نگاه، عکس چشاي اون بودم آخه! دلت جاي ديگه است، کاشکی به جای اون بودم آخه! دلت جاي ديگه است، کاشکی به جای اون بودم
سینه ام چاک کنید این غبار سیه از روی رخم پاک کنید به چه کار آیدم این چشمه خون این تن مرده ی مرگ،تن زنده ی من کرده چنین اواره، از کف سینه ام آرید برون ببرید در بیابان سکوت زیر مشتی لجن و سنگ سیه خاک کنید
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گرددازاد
عشق منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده
رها شدن به دست زیباییه عاشق شدن چه قدر تماشاییه چقدر قشنگه از تو گر گرفتن لحضه به لحضه با تو قد کشیدن عطری که سر گیجه به باغچه داده خاطرشم از سر ما زیاده عطری که سر گیجه به باغچه داده خاطرشم از سر ما زیاده چه باشکوه غربت دو هم شب کشف کلید قفل بوسه بر لب کف یه دریا فرو رفتنی قلتیدن قلب دو بوسیدنی رها شدن به دست زیباییه عاشق شدن چه قدر تماشاییه چقدر قشنگه از تو گر گرفتن لحضه به لحضه با تو قد کشیدن ساحل ادامه دو بازوی تو ماهی پری در حسرت موی تو موجی بشو در اوج زیبا شدن تا آخرین جای من پارو بزن رها شدن به دست زیباییه عاشق شدن چه قدر تماشاییه چقدر قشنگه از تو گر گرفتن لحضه به لحضه با تو قد کشیدن عطری که سر گیجه به باغچه داده خاطرشم از سر ما زیاده عطری که سر گیجه به باغچه داده خاطرشم از سر ما زیاده عطری که سر گیجه به باغچه داده خاطرشم از سر ما زیاد