1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    برای دیدن من دلت را دیده کن



    دیدی که تنهایم؟؟؟؟
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    چه زیباست نوشتن وقتی می دانی او می خواند



    چه زیباست سرودن وقتی می دانی او می شنود



    و چه زیباست جنون وقتی می دانی او می بیند
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    کسی با سکوتش مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد

    کسی با نگاهش مرا تا درندشت دریای خون برد

    مرا بازگردان

    مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان...
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    وقتی تو نیستی....



    نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد...
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    میشه تنهایی بازی کرد

    میشه تنهایی سفر کرد

    ولی خیلی سخته تنهایی تنهایی رو تحمل کرد
     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    پیدایم کن

    که من به دنبال کسی که پیدای دیگران است نمی روم
     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    زندگی را تو بساز....

    نه بدان ساز که سازندو تو پذیری بی حرف

    زندگی یعنی جنگ

    تو بجنگ

    رندگی یعنی عشق

    تو بدان عشق بورز....
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
    همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
    شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم
    شدم آن User ديوانه که بودم
    وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد
    Ding صد پنجره پيچيد
    شکلکی زرد بخنديد
    يادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتيم
    Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم
    لحظه ای بی خط و پيغام نشستيم
    تو و Yahoo و Ding و دنگ
    همه دلداده به يک Talk بد آهنگ
    Windows و Hard و Mother Board
    آريا دست برآورده به Keyboard
    تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت
    من بدنبال معنای کلامت
    يادم آمد که به من گفتی از اين عشق حذر کن
    لحظه ای چند بر اين Room نظر کن
    Chat آئينه عشق گذران است
    تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
    باش فردا که PM ات با دگران است
    تا فراموش کنی چندی از اين Log Out , Room کن
    باز گفتم حذر از Chat ندانم
    ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
    روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
    مثل Spam تو Inbox تو نشستم
    تو Delet کردی ولی من نرميدم نه گسستم
    باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
    تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
    تو مرا Hack بنمودی . نرميدم . نگسستم
    ..........
    Room ی از پايه فرو ريخت
    Hacker ی Ignor تلخی زد و بگريخت
    Hard بر مهر تو خنديد
    PC از عشق تو هنگيد
    ..........
    رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
    نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
    نکنی دگر از آن Room گذر هم
    بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه كه بودم


    در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
    باغ صد خاطره خندید
    عطر صد خاطره پیچید
    یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم


    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
    من همه محو تماشای نگاهت
    آسمان صاف و شب آرام


    یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن
    لحظه ای چند بر این آب نظر كن
    آب ، آیینه عشق گذران است
    تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
    باش فردا كه دلت با دگران است
    تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن


    با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
    سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
    روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
    چون كبوتر لب بام تو نشستم


    تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم
    باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم


    یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه كشیدم
    نگسستم ، نرمیدم


    رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نه كنی از آن كوچه گذر هم




    بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    3,340
    تشکر شده:
    414
    امتیاز دستاورد:
    83
    جنسیت:
    مرد
    مرســــــــی الهــــــام، شعر معروفی هســــــــــت،