1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•●من اينجا بس دلم تنگ است...!●•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏21/11/10 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    باز دیشب ماه دلتنگ تو بود
    ماه و حتی راه دلتنگ تو بود

    باز دیشب این دل ویرانه از
    دردو رنج و آه دلتنگ تو بود

    باز دیشب بال پروازم شکست
    گرد غم بر قاب چشمانم نشست

    خواستم تا اینکه بگریزم ولی
    پای دل را درد هجران تو بست

    [​IMG]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود




    تو در كنار من بشيني محال بود


    هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود


    چشمان مهربان تو پاك و زلال بود


    پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري


    با تو چقدر كوچه ما بي مثال بود


    نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو


    پرواز چشمهاي تومحتاج بال بود


    سيب درخت بي ثمر آرزوي من


    يك عمر مانده بود ولي كال كال بود


    گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت


    گفتي مجال نيست وليكن مجال بود


    يك عمر هر چه سهم من از تو نگاه بود


    سهم من از عبور تو رنج و ملال بود


    چيزي شبيه جام بلور دلي غريب


    حالا شكست واي صداي وصال بود


    شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد


    اما نه با خيال تو بودم حلال بود
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    شبی غمگین

    [​IMG]

    شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد


    مرا در غربت فردا رها کرد

    دلم در حسرت دیدار او ماند

    مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

    به من میگفت تنهای تنهاست

    ببین با غربتش با من چه ها کرد

    تمام هستی ام بود ، ندانست

    که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

    و هرگز

    شکستم را نفهمید



    [​IMG]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    دير گاهي است در اين تنهايي
    رنگ خاموشي در طرح لب است
    بانگي از دور مرا مي خواند
    ليك پاهايم در قير شب است
    رخنه اي نيست دراين تاريكي
    در و ديوار به هم پيوسته
    سايه اي لغزد اگر روي زمين
    نقش وهمي است ز بندي رسته
    نفس آدم ها
    سر به سر افسرده است
    روزگاري است دراين گوشه پژمرده هوا
    هر نشاطي مرده است
    دست جادويي شب
    در به روي من و غم مي بندد
    مي كنم هر چه تلاش
    او به من مي خندد
    نقشهايي كه كشيدم در روز
    شب ز راه آمد و با دود اندود
    طرح هايي كه فكندم در شب
    روز پيدا شد و با پنبه زدود
    ديرگاهي است كه چون من همه را
    رنگ خاموشي در طرح لب است
    جنبشي نيست دراين خاموشي
    دست ها پاها در قير شب است
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    چطور بگم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودی[​IMG]
    [​IMG]چطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟[​IMG]
    [​IMG]چطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه من آشفته[​IMG]
    [​IMG]زندگی می بخشه؟[​IMG]
    [​IMG]چطور بگم که این دل بی طاقت بهانه تو را می گیرد؟[​IMG]
    [​IMG]چطور بگم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟[​IMG]
    [​IMG]ای تنهاترین ستاره زندگی من[​IMG]
    [​IMG]پشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانم[​IMG]
    [​IMG]تا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنی
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/10
    ارسال ها:
    1,958
    تشکر شده:
    2,251
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    دانشجو
    گریه نکن که بغض تو به من سرایت می کنه

    فریاد تو ، شبو شکست کی جز تو جرات می کنه

    چیزی بلد نیستم بگم تا تو رو دلداری بدم

    خدا به موقع می رسه فقط به این معتقدم



    گریه نکن تا این غم از شکستت مایوس شه

    اونقدر نگه دار اشکاتو که قد اقیانوس شه

    چیزی بلد نیستم بگم تا تو رو دلداری بدم

    خدا به موقع می رسه فقط به این معتقدم
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    به حال خود رهایم کن ، من زمانی در بوم تنهایی احساس می کشیدم .
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    ای رفته از برم به دیاران دوردرست
    با هر نگین اشک بچشم تر منی
    هرجاکه عشق و صفا و بوسه هست
    در خاطر منی

    هر شامگه که جامه ی نیلین اسمان
    پولک نشان ز نقش هزاران ستاره است
    هر شب که مه چو دانه ای الماس بی رقیب
    بر گوش شب به جلوه چنان گوشواره است
    ان بوسه ها و زمزمه های شبانه را
    یاداور منی
    در خاطر منی

    در موسم بهار
    کز مهر بامداد
    دوشیزه نسیم
    مشاطه وار موی مرا شانه میکند
    اندم که شاخ پر گل باغی به دست باد
    خم میشود که بوسه زند بر لبان من
    و انگاه نرم نرم
    گلهای خویش را به سرم دانه میکند
    ان لحظه , ای رمیده زمن! در بر منی
    در خاطر منی

    هر روز نیمه ابری پائیز دلپسند
    کز تند بادها
    با دست هر درخت
    صدها هزار برگ ز هر سو چو پول زرد
    رقصنده در هواست
    و ان روزها که در کف این ابی بلند
    خورشید نیمروز
    چون سکه ی طلاست
    تنها توئی توئی تو که روشنگر منی
    در خاطر منی

    هر سال ,چون سپاه زمستان فرا رسد
    از راه های دور
    در بامداد سرد که بر ناودان کوی
    قندیلهای یخ
    دارد شکوه و جلوه ی اویزه ی بلور
    ان لحظه ها که رقص کند برف در فضا
    همچون کبوتری
    و انگه برای بوسه نشینند مست و شاد
    پروانه های برف , به مژگان دختری
    در پیش دیده من و در منظر منی
    در خاطر منی

    ان صبحها که گرمی جانبخش افتاب
    چون نشئه ی شراب , دود در میان پوست
    یا ان شبی که رهگذری مست و نغمه خوان
    دل میبرد ببانگ خوش اهنگ : دوست, دوست
    در باور منی
    در خاطر منی

    اردیبهشت ماه
    یعنی زمان دلبری دختر بهار
    کز تکچراغ لاله , چراغانی است باغ
    وز غنچه های سرخ
    تک تک میان سبزه , فروزان بود چراغ
    و انگه که عاشقانه بپیچد بدلبری
    بر شاخ نسترن
    نیلوفری سپید
    اید مرا بیاد که : نیلوفر منی
    در خاطر منی

    بر گرد, ای پرنده رنجیده, بازگرد
    باز آ که خلوت دل من اشیان توست
    در راه, در گذر
    در خانه , در اتاق
    هر سو نشان توست

    با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
    پنداشتی که نور تو خاموش میشود؟
    پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مرد؟
    و ان عشق پایدار فراموش میشود؟
    نه , ای امید من!
    دیوانه ی توام
    افسونگر منی
    هر جا , به هر زمان
    در خاطر منی


    مهدي سهيلي
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    عجب طعم گسی دارد .

    دروغ هایت...

    وقتی ...
    ...
    به خورد گوش هایم می رود !

    تمام ذهنم را جمع می کند ..!!!

    همین که هستی کافیست !!!

    .............دور از من!

    بدون من................

    چه فرقی می کند ..

    گل که می خری خوب است .

    برای من نیست ..

    نباشد...

    همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک می شود کافیست!

    دلخوشم به این حماقت شیرین ...!
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/1/11
    ارسال ها:
    5
    تشکر شده:
    1
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    خبرنگار هفته نامه محلی

    پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه

    چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

    هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم

    دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . .
     
    یک شخص از این تشکر کرد.