رنجیدهام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت...
این روزها دلم میخواهد فریاد بزنم!!!! به ظاهر گرچه خندانم در سکوت سخت گریانم ،خدایا یاران چه دانند که من دنیایی از غم دارم.