1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پرواز

شروع موضوع توسط Zarirr ‏19/11/10 در انجمن داستان

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    روح انگیز پورناصح


    یک ساعتی می­شد که در مبل فرو رفته و غرق در افکارش بود. از جایش بلند شد، چندین دفعه طول و عرض اتاق را با قدم­های تند طی کرد. چند بار به طرف آشپزخانه رفت، خواست کاری بکند، اما برگشت، چندین دفعه هم به طرف کمد رفت، خواست چیزی بردارد اما پشیمان شد. تلویزیون را روشن، بعد بلافاصله خاموش کرد. با عجله لباس­هایش را پوشید، از پله­ها پایین رفت.



    راه افتاد. سر راهش هیچ چیز و هیچ کس را نمی­دید. هر روز پیاده­روی می­کرد، اما قطار افکارش این وقت­ها هم رهایش نمی­کرد. پدر و مادرش، خانواده­اش، شوهرش، بچه­هایش، کجا را اشتباه رفته. خیلی فکر کرده، اما به جایی نرسیده بود. دیگر نمی­خواست به گذشته برگردد، اما از هر راهی که می­رفت، به آن­جا می­رسید. انگار همه­ی راه­ها فقط به آن­جا ختم می­شد و بس. در برابر گذشته مقاومت می­کرد، اما آینده­ای هم نمی­دید. حالایش که دیگر واویلا بود. سرش از زیادی افکار سنگین شده بود. فکرهایی که می­آمدند با هم اخت شده، جا خوش می­کردند. دیگر جایی برای هیچ کس و هیچ چیز نمی­گذاشتند. اشغال­گرانی که بدون جنگ و خونریزی و بدون هیچ مقاومتی تمام ذهنش را تسخیر کرده بودند.



    مثل هر روز خیره به نقطه­ای داشت نرمش می­کرد که آواز خوش پرنده­ای او را از افکارش بیرون آورد. خواست دوباره به افکارش، محل گشت و گذار دائمی­اش، برگردد، اما پرنده مدام آواز می­خواند و راه بر افکار او بسته بود. هر چه نگاه می­کرد او را نمی­دید. گویی هم چون طوطی­های دیگر برای طوطی بازرگان پیامی داشته باشد. دل و جراتی پیدا کرد و شروع کرد به آواز خواندن. بعد از مدتی ذهنش آرام گرفت.



    انگار که اولین بار است به آنجا آمده. به درخت­ها نگاه کرد و به برگ­های تر و تازه و شکوفه­های زیبایش. به صدای آب گوش سپرد و به تماشای گل­های شاداب و رنگارنگ ایستاد. بعد از مدت­ها با نفس­های عمیقی لذت همه­ی آن زیبایی­ها را در ذره­ذره­ی وجودش نشاند و پس از احساس آرامشی عمیق به خانه بازگشت. از پله­ها بالا رفت. به آرامی در مبل نشست و در خواب شیرینی فرورفت. 1388 -تبریز