1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشكى بر سيدالشهداء عليه السلام

شروع موضوع توسط sabi ‏9/12/10 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/10
    ارسال ها:
    520
    تشکر شده:
    44
    امتیاز دستاورد:
    0
    سید على حسینى كه از اصحاب امام رضا علیه السلام است مى گوید:
    من همسایه امام على بن موسى الرضا علیه السلام بودم . چون روز عاشورا مى شد از میان برادران دینى
    ما یك نفر مقتل امام حسین علیه السلام را مى خواند و به این روایت رسید كه حضرت
    باقر علیه السلام فرمود:
    - ((هر كس از دیده هاى او
    ولو به قدر بال پشه اى اشك بیرون بیاید. خداوند گناهانش را مى آمرزد. اگر چه مانند
    كف دریاها باشد.))
    در آن مجلس شخص نادانى كه ادعاى علم مى كرد. حضور داشت و بر آن بود كه این حدیث نباید صحیح باشد. چگونه گریستن به آن اندكى بر حضرت حسین علیه السلام این قدر ثواب مى تواند داشته باشد؟ با ایشان
    مباحثه بسیار كردیم و در آخر هم از گمراهى خود برنگشت و برخاست و رفت .
    آن شب گذشت . چون روز شد، نزد ما آمد و از گفته هایش معذرت خواست ، اظهار ندامت كرد و گفت :
    - شب گذشته در خواب دیدم قیامت برپا شده است و پل صراط بر روى جهنم كشیده اند
    و پرونده هاى اعمال را گشوده اند و آتش جهنم را افروخته اند و بهشت را زینت كرده
    اند. در آن وقت گرما شدید شد و عطش ‍ سنگین بر من غلبه كرد. چون به جانب راست خود
    نگاه كردم حوض كوثر را دیدم و بر لب آن دو مرد و یك زن را مشاهده كردم كه ایستاده
    اند و نور جمال ایشان صحراى محشر را روشن كرده است . در حالیكه لباس سیاه پوشیده
    اند و مى گریند. از كسى پرسیدم : اینها كیستند كه بر كنار كوثر ایستاده اند؟
    پاسخ داد: یكى محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و دیگرى على مرتضى و آن زن
    فاطمه زهرا علیهاالسلام است .
    گفتم : چرا سیاه به تن دارند، غمگین هستند و مى
    گریند؟
    گفت : مگر نمى دانى كه امروز عاشوراست ؟
    گفتم : روز شهادت شهید كربلا
    امام حسین علیه السلام است . آنان به این جهت غمناكند.
    سپس نزدیك حضرت فاطمه
    علیهاالسلام رفتم و گفتم :
    - اى دختر رسول خدا! تشنه ام . آن حضرت از روى غضب به من نظر كرد و گفت :
    - تو مگر همان شخص نیستى كه فضیلت گریستن بر میوه قلبم ، نور چشمم ، فرزندم حسین را انكار مى كردى ؟ با اینكه با ظلم و ستم او را شهید كردند.
    لعنت خدا بر قاتلین و ظالمین و كسانى كه ایشان را از آشامیدن آب منع كردند.
    در این حال از خواب وحشتناك بیدار شدم و از گفته خود پشیمان گشتم . اكنون از شما معذرت
    مى خواهم و باشد كه از تقصیر من درگذرید.