دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را من دوست دارم زندگی با چشم هایت را از بی قراری های قلب من خبر دارد بادی که میدزدد برای من صدایت را روی زمین بودی و من در ماه دنبالت باید ببخشی عاشق سر به هوایت را تسخیر تو سخت است انقدری که انگار در مشت خود جا داده باشم بی نهایت را زود است حالا روی پاهای خودم باشم از لحظه های من نگیری خنده هایت را حمید رضا آیین