گـــر به صـــحرا ديگران از بهــرِ عشـــرت مى روند مــا به خلوت بــا تــو اى آرامِ جـــان آســـوده ايـــــم
اگر هنوز من آواز آخرینِ توام بخوان مرا و مخوان جز مرا که میمیرم برای من که چنینم تو جانِ متصلی مرا ز خود مکُن ای جان جدا، که میمیرم...
قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد خــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن دارد وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم دست در دست تو هــر کوچــه دویدن دارد "بوسه" سربسته ترین حرف خدا با لب توست از لب ســـرخ تــــو این قصـــــه شنیدن دارد...!