اومدي بشکني بشکن از من ساده چي مونده قبل تو هر کي بوده تموم تار و پود سوزونده دل ما اونقده پاره س ، موندنش مرگ دوباره س آسمون سينه ما ، خيلي وقته بي ستاره س هميني که باقي مونده ، واسه دلخوشي تو بشکن تيکه تيکه هامو بردن ، آخرينشم تـــو بکن نميخوام بگذره عمري ، خسته شي واسه فريبماومدي بشکني بشکن از من ساده چي مونده قبل تو هر کي بوده تموم تار و پود سوزونده دل ما اونقده پاره س ، موندنش مرگ دوباره س آسمون سينه ما ، خيلي وقته بي ستاره س هميني که باقي مونده ، واسه دلخوشي تو بشکن تيکه تيکه هامو بردن ، آخرينشم تـــو بکن نميخوام بگذره عمري ، خسته شي واسه فريبم يقتو نميگيره هيچکس ، آخه من اينجا غريبم بزنو برو عزيـزم ، مثل هر کس که زد و بـرد طفلي اين دل که هميــشه ، به گناه ديگرون مــــــــرد يقتو نميگيره هيچکس ، آخه من اينجا غريبم بزنو برو عزيـزم ، مثل هر کس که زد و بـرد طفلي اين دل که هميــشه ، به گناه ديگرون مــــــــرد
من اگه کسی رو داشتم دیگه در به در نبودم با غم و غربت و اندوه دیگه همسفر نبودم اگه زخم نخورده بودم تو رو باور نمی کردم توی این حصار پر درد با همه سر نمی کردم کولی شب زده بودم پشت گریه صدات کردم از پس آیینه اشک تا همیشه نگات کردم قدر عشق معنای مرگ مسلخ پاییز و برگه قصه عشق و حقیقت قصه گل و تگرگه
ای دل من چراصدات درنمیاد؟؟؟ هر شب روشن که ماه دلربا خندد ای عجب در چهره ی مهتاب میبینم تویی خواب نا آرام من آیینه ی تصویر توست رو به هر سو مینهم میبینم تویی
تو زیباترین حزن من بودی.عزیزترین زخمم بودی و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم،غمانگیز ترین شکل انقراض است که برگزیدهام... "حمید سلیمی"
همهی کسانی که مرا می شناسند میدانند که چه آدم حسودی هستم، همهی کسانی که تو را میشناسند، لعنت به همهی کسانی که تو را میشناسند..! _نزار قبانی
هر روز صبح دوست داشتنت تازه میشود مثل بوی سنگک تازه مثل عطر چای روز از نو "دوست داشتنت" از نو باوانم...