1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ثانیه ها

شروع موضوع توسط reza0ya ‏12/10/25 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/19
    ارسال ها:
    188
    تشکر شده:
    187
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    ثانیه‌ها می‌گذرند،
    بی‌آن‌که بدانند کجا می‌روند...
    نه شب تمام می‌شود،
    نه روز از نو شروع.

    در میان این خاکسترِ زمان،
    من مانده‌ام با خاطره‌ی نوری خاموش،
    که نه می‌سوزاند،
    نه می‌گذارد یخ کنم.

    ساعت، بی‌صدا می‌چرخد،
    مثل زخمِ کهنه‌ای که یادش مانده باشد.
    میان هر تیک و تاک،
    چیزی از من فرو می‌ریزد.

    دستم به هیچ رؤیایی نمی‌رسد،
    حتی رؤیاها، رنگِ دود گرفته‌اند...
    و تنها،
    در انتهای این ثانیه‌های خاکستری،
    یک صداست که آرام می‌گوید:
    «بمان... شاید هنوز صبحی در راه باشد.»
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.