کتاب «انسان در جستجوی معنا» نوشته ویکتور فرانکل روانپزشک و عصبشناس اتریشیه. این کتاب جزو آثار ماندگار قرن بیستمه و هنوز هم خیلی خونده میشه. فرانکل خودش در زمان جنگ جهانی دوم به اردوگاههای مرگ نازیها فرستاده شد (آشوویتس و داخائو). در بخش اول کتاب، تجربههای خودش و دیگر زندانیان رو از زندگی در اردوگاه روایت میکنه: گرسنگی، کار اجباری، مرگ نزدیکان، و فشارهای روانی. او با دید روانشناسانه بررسی میکنه که چرا بعضیها در آن شرایط دوام میآوردند و بعضیها از پا در میاومدند. نتیجهای که میگیره اینه که داشتن معنا و هدف در زندگی مهمترین عامل برای زنده موندن و تحمل سختیهاست. فرانکل روش درمانی خودش به نام لوگوتراپی (معنا درمانی) رو توضیح میده. اساس این روش اینه که انسان نیاز اصلیاش جستجوی معناست، نه صرفاً لذت یا قدرت. او میگه حتی در رنج و سختی هم میشه معنا پیدا کرد، و همین معنا باعث میشه فرد بتونه دوام بیاره.