شراب چیز عجیبی ست ب چشم برخی نجس و برخی نجیبیست ب چشم برخی میبرد تو را جهنم ب چشم برخی میدهد رهاییت ز غم
نکند دانا مستی نخورد عاقل می ننهد مرد خردمند سوی مستی پی چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا نی چون سرو نماید به مثل سرو چو نی گر کنی بخشش گویند که می کرد نه او ور کنی عربده گویند که او کرد نه می
آتش دوزخ باشد شراب باشد تو کنار من باشی و شیطانی که گولمان بزند! شب که شد از بام جهنم خودمان بهشت دیگران را میبینیم