1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها شعر "میم کاف"

شروع موضوع توسط میم کاف ‏4/5/23 در انجمن نویسندگان تاپ فروم

  1. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏4/5/23
    ارسال ها:
    3
    تشکر شده:
    6
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    زن
    «مهمانی»


    علاقه چیست؟ میدانی؟

    که دیشب در سرم بگذشت

    شدم از کار خود غافل….

    روانم گشته‌است مبهم


    به چشمانم چه می‌آیی!

    نمیدانم که میدانی ز قلب من درون تو

    چه غوغایی‌ست این مدت

    به گوش‌ت می‌رسد، آری؟!


    هراسانم شود ممکن

    که تنها باشم اندر عشق

    اگر دل را خدا داده‌ست

    چرا باید تو بستانی؟!


    تو را لبخند تو کافیست

    که دنیا را کنی آباد

    امید است که فقط من را

    به این لبخند بمیرانی!


    چه باشد عمق این احساس

    سرم گنگ است. ذهن خسته‌ست

    نسیمی می‌وزد آخر ز قلبم سوی تو؟

    آری. چه میدانی :)


    اگر گویی ز من حرفی

    اگر دل را به من دادی

    بخوان آوازی ای بلبل

    هزاران گوش حاضر میکنم بهرت به آسانی


    دلم را بود یک قفلی، که آن را باز نتوان کرد

    درش را سخت بکشاندی

    عجیب است نوع این آغاز

    عجیب است این مهمانی!



    چهارده اردیبهشت ۱۴۰۲
     
    мσσηღ و -Shovalie- از این پست تشکر کرده اند.
  2. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏4/5/23
    ارسال ها:
    3
    تشکر شده:
    6
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    زن
    «گذر زمان»


    روز ها میگذرد، برگ ها می‌روید

    مورچه ها میمریند غنچه ای میخندد

    سر من سنگین است

    این نیز میگذرد

    خاطراتم چو درخت برگ هایی دارد

    گاه گاهی سبزند، لبشان خندان است

    سخنی میگویند

    که مرا شاد کنند که فراموش کنم

    درد یادآوری زرد شدن

    نگرانی هم هست

    چه شود در سر من، چه کسی میداند؟

    ننوشتم درباره رنگی شدن آینده

    میزنم پرسه در این دایره ی تکراری

    دل من خوش به نقاشی برگ

    بشود خاطره ای که بماند در سر



    شعر من- ۷ فروردین۱۴۰۲
     
    -Shovalie- و شكسته بال از این پست تشکر کرده اند.
  3. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏4/5/23
    ارسال ها:
    3
    تشکر شده:
    6
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    زن
    دنیا چیست؟ چه می‌شود؟ این زندگی کجاست؟

    برگی به لحن سبزش گویا جواب داد

    کفشدورکی نشسته‌ست رویم به رنگ عشق

    شاید دلش خوش است به رگ و ریشه های من….

    شعر من، ۱۴۰۲/۳/۵
     
    شكسته بال از این پست تشکر کرده است.