یاد قدیما افتادم، زمستان های سرد برفی با بخاری نفتی یادمه بادوم می گذاشتیم رو بخاری، داغ که میشد می شکستیم و می خوردیم چه حالی داشت، واقعا تو اون هوا می چسبید.
برف بیاد بری برف بازی بعد با دستای قرمز و صورت یخ زده تا خرخره بری زیر کرسی یه چایی داغ قند پهلو با یه بشقاب شلغم هم جلو روت باشه
کرسی و سماور زغالی لم بدی و پتو رو تا زیر چونت بیاری مامانت درحالیکه داره طرز تهیه یه نوع غذا که تازگی از اینترنت خونده، حرف میزنه برات چایی بریزه با پولکی و کلوچه زنجبیلی