1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شون پن( Sean Penn)

شروع موضوع توسط MiTra ‏19/2/11 در انجمن بیوگرافی هنرمندان

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    از هنرپیشگان هالیوودی است.

    او در اوت ۱۹۶۰ درسانتا مونیکایکالیفرنیادرآمریکابه دنیا آمد. پدرش، لئو پن, کارگردانیهودی، ( که به دلیل مخالفت بامک‌کارتیسمدر لیست سیاه قرارگرفت) و مادرش خانم "ایلین ریان" یک ایرلندی-ایتالیایی و پیرو مذهب کاتولیک بود.

    او دو برادر دارد به نام‌هایکریس پن (هنرپیشه) و (مایکل پن (موزیسین.اولین تجربه بازیگری‌اش در فیلم )"Fast Times at Ridgemont High"روزهایی هیجانی در بلندی‌های هیجمانت) بود. از آن هنگام تاکنون در حدود۴۰فیلم بازی کرده‌است و برای فیلم رودخانه مرموزجایزه اسکاررا دریافت کرد. او همچنین برای سه فیلم دیگر هم نامزد اسکار شده ‌بود که عبارت‌اند از: من سم هستمبه کارگردانی جسی نلسون ،راه رفتن مرد مردهو "Sweet and Lowdown"

    در سال ۱۹۹۱اولین کارگردانی خود را با فیلم "Indian Runner" تجربه کرد. او دو فیلم دیگر نیز با بازی جک نیکلسون کارگردانی کرده‌است: "The Crossing Guard" محصول ۱۹۹۵ وقول محصول۲۰۰۱. در فیلم قول ما شاهد حضور چند لحظه ای بازیگر بزرگمیکی رورکهستیم . زندگی شخصی وی عاری از خشونت نبود. در سال ۱۹۸۵ با خوانندهٔ موزیک پاپ مدونا ازدواج کرد. این رابطه‌ بر اثر اعتراض ورودرسانهبه حریم خصوصی‌اش به شدت به هم خورد. همچنین در آن زمان گویا به خاطرحادثه‌ای دستگیر هم شد. بعد از مراحل دادگاه در سال ۱۹۸۹ از هم جدا شدند. بعدها پن با روبین رایت ) هنرپیشه)آشنا شد و در سال ۱۹۹۶در حالی که دو بچه از ازدواج پیشین‌اش داشت با او ازدواج کرد.

    در اکتبر۲۰۰۲پن مبلغ ۵۶.۰۰۰دلار برای یکسری تبلیغ به واشنگتن پست پرداخت کرد که در آنتبلیغات، از جرج بوش، رئیس جمهور امریکا، خواسته ‌می‌شد روند خشونت‌ها راپایان ببخشد. تبلیغات به صورت نامه‌های سرگشاده نوشته ‌شد و در جهت مخالفتبا حمله احتمالی به عراق و جنگهای ضدتروریسم بود.

    او در دسامبر ۲۰۰۲سفر کوتاهی بهعراقداشت و در ژوئن ۲۰۰۵نیز در سفری پنج روزه به عنوان خبرنگار روزنامهٔسانفرانسیسکو کرونیکل از ایران دیدار کرد. و مجموعه گزارش‌های خود ازرویدادها و مصاحبه‌های پیش از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران رادر روزنامهٔسانفرانسیسکو کرونیکلبه چاپ رساند. وی یکی از فعالان حقوق بشر دریونیسفمی باشد.


    [​IMG]


    فیلم ها:

    پسرهای بد(۱۹۸۳).
    غافلگیری شانگهانی، همراه با مدونا(۱۹۸۶).
    رنگ‌ها (۱۹۸۸).
    راه کارلیتو، همراه با آل پاچینو(۱۹۹۳).
    دور کامل (U Turn) همراه با جنیفر لوپز .(۱۹۹۷)
    بازی، همراه با مایکل داگلاس .(۱۹۹۷)
    خط نازک قرمز .(۱۹۹۸)
    من سام هستم .(۲۰۰۱)
    همه چیز در مورد عشق .(۲۰۰۳)
    رودخانه مرموز .(۲۰۰۳)
    ۲۱گرم، همراه با بنیسیو دل تورو(۲۰۰۳).
    ترور ریچارد نیکسون .(۲۰۰۴)
    مترجم .(۲۰۰۵)
    همهٔ مردان شاه(۲۰۰۶).


    [​IMG]


    ریشه‌های خانوادگی او بسیار عمیق هستند پدرش «لئوپن» بازیگر، نویسنده و کارگردان بود. یکی از قدیمی‌ترین خاطرات «شون» زمانی است که پدرش او را برای تماشای فیلم «آخرین سرمایه‌دار» با بازی «رابرت دنیرو» و «جک نیکلسون» برد. «لئوپن» تنها کسی نبود که شون را به سوی عالم سینما سوق داد. زیرا مادرش که «ایلین ریان» نام داشت هنرپیشه سرشناس تلویزیون بود که در اکثر فیلم‌های مهم آن زمان بازی می‌کرد. او نزدیک به دو دهه حرفه خود را رها کرد تا سه فرزندش «شون»، برادر کوچک‌ترش «کریس» (که او هم هنرپیشه شد) و «مایکل» (که اکنون یک موسیقی‌دان است) را بزرگ کند و پس از آن بار دیگر به عالم هنر بازگشت و در فیلم‌های مختلف از جمله بسیاری از پروژه‌های شون بازی کرد.


    [​IMG]


    شون همیشه دوست داشت وکیل شود اما کم‌کم اشتیاقش به فیلمسازی بیشتر و بیشتر شد. خیلی‌ها می‌گویند او مسیر راحتی را برای مشهور شدن پیمود چون پدر و مادرش هر دو معروف بودند، دوستان سرشناسی داشت و اولین ازدواجش با یک خواننده بسیار پرحاشیه و مشهور بود ولی شون کار خود را خیلی زود شروع کرد و برای رسیدن به هدفش حتی از کالج چشم پوشید و به جای آن دو سال در شرکت گزارشگری لوس‌آنجلس کار کرد. در آن شرکت شون کارهای پشت صحنه انجام می‌داد، صحنه را تمیز می‌کرد، باربری می‌کرد و کم‌کم بازیگری را هم یاد گرفت و دستیار کارگردان شد. البته پسر «لئوپن» بودن هم به او کمک کرد.

    آن زن، زندگی‌ام را نابود کرد:در سال ۱۹۸۵ وقتی با مدونا ستاره پاپ آن زمان آمریکا ازدواج کرد مطبوعات به زندگی او علاقه‌مندتر شدند. ارتباط آنها به شدت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت و دیگر آرامش زندگی «پن» کاملا از بین رفته بود. او حتی یک‌بار به جرم ضرب و جرح یک عکاس دستگیر شد. مدونا در نخستین روزهای زندگی مشترکشان گفت، «شون» خونسردترین مرد روی زمین است ولی مدتی بعد او را متهم به پرخاشگری کرد و گفت شون او را کتک می‌زند و از او شکایت کرد. آن دو سرانجام در سال ۱۹۸۹ از یکدیگر جدا شدند و آرامش تا حدودی دوباره به زندگی شون برگشت. شون چندی پیش درباره زندگی‌اش با مدونا گفت: اگر آن ازدواج ادامه پیدا می‌کرد زندگی‌ام نابود می‌شد. ما عقاید متفاوتی داشتیم و به شهرت به شکل‌ متفاوتی نگاه می‌کردیم. اگر باز هم در کنار هم می‌ماندیم همدیگر را دیوانه می‌کردیم. ولی باید بگویم من هم به اندازه او مقصر بودم. من هیچ وقت دوست نداشتم زیر ذره‌بین مردم باشم. در حقیقت ما اصلا زندگی نکردیم. حتی نمی‌توانستیم با هم یک حرف معمولی بزنیم. او دوست داشت بزرگ‌ترین خواننده دنیا شود و من دوست داشتم فیلم بسازم و از نگاه دیگران پنهان شوم. ولی الان به لطف همسر دومم با زندگی آشتی کرده‌ام. او خیلی به من کمک کرد تا توانستم با خاطرات ازدواج اولم کنار بیایم.

    پس از طلاق، پن با «رابین رایت» هنرپیشه هالیوود آشنا شد و مدتی بعد با او ازدواج کرد. آنها دو فرزند به نام‌های «دیلان فرانسیس» (دختر، متولد ۱۹۹۱) و «هاپر جک» (پسر، متولد ۱۹۹۳) دارند. شون و رابین به همراه فرزندانشان در «راس» واقع در کالیفرنیا زندگی می‌کنند. پن علاقه وافری به اتومبیل‌های بزرگ و قدیمی دارد.

    روز دهم آوریل ۲۰۰۳ اتومبیل بیوک ۱۹۸۷ پن دزدیده شد. او یک شورلت ۱۹۶۸ ال کامینو هم دارد. شون به همراه «جانی دپ» و «میک هاکنال» یک رستوران پاریسی به نام «من ری» افتتاح کردند. پن در سوگ برادر «کریس» برادر کوچک «شون» که با فیلم «سگ‌های انبار» معروف شد روز ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶ در اثر ناراحتی قلبی از دنیا رفت و شون را داغدار کرد.
    کریس به طرز مرموزی در خانه خود درگذشت ولی بعدها معلوم شد به خاطر گشاد شدن دریچه میترال از دنیا رفته است. خیلی‌ها می‌گفتند مرگ او به علت مصرف بیش از حد مواد بوده ولی پن برای این‌که این شایعات را پایان بخشد در مصاحبه‌ای با سی.ان.ان گفت: مشکل برادر من وزن او بود. او در سال‌های اخیر واقعا به خودش ظلم کرد ولی این کار او دلیل مرگش نبود و او به مرگ طبیعی از دنیا رفت

    [​IMG]

    کارهای انسانی شون پن:او در سپتامبر ۲۰۰۵ به نیواورلئان رفت تا به بازماندگان طوفان کاترینا کمک کند یکی از مردمی که به دست او نجات یافت پیرمردی ۷۳ ساله بود. این پیرمرد پس از نجات یافتن، تلفنی به خواهرش گفت: «حدس بزن کی مرا از خانه‌ام بیرون آورد؟ شون پن هنرپیشه!» پن به نجات‌یافتگان مقداری پول داد تا مدتی زندگیشان را بگذرانند و آنها که نیاز به درمان داشتند را به بیمارستان رساند.

    شان پن رئیس هیات داوری جشنواره کن:شان پن، بازیگر و کارگردان معتبر آمریکایی در دی ماه ۱۳۸۶از سوی برگزار کنندگان جشنواره بین‌المللی فیلم کن به عنوان رئیس هیات داوری رسمی شصت و یکمین دوره این
    جشنواره معرفی شد.

    به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» پن که در سال ۲۰۰۴ برای بازی در فیلم رود میستیک ساخته کلینت ایستوود جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد، در سال ۲۰۰۷ چهارمین فیلم بلند سینمایی خود در مقام کارگردان را روی پرده داشت.

    به سوی وحش که از سوی منتقدان تحسین شده است، در دو رشته نامزد جایزه گلدن گلوب ۲۰۰۸ شده

    او ریاست هیات داوری شصت و یکمین دوره جشنواره کن را که از ۱۴ تا ۲۴ می برگزار شد، بر عهده گرفت و به همراه سایر اعضای هیات داوری، برنده جایزه نخل طلایی را انتخاب کردند.
    پن در بیانیه‌ای با اشاره به این که نسل جدیدی از فیلمسازان مستعد در حال ظهور است، اعلام کرد: جشنواره کن برای مدت طولانی مرکز کشف این جریان‌های سینمایی در سراسر جهان بوده است. بی‌صبرانه منتظربودم که به عنوان رئیس هیات داوری در این دوره از جشنواره شرکت کنم. (به نقل از خانواده سبز)

    [​IMG]

    قربانی کردن سربازان آمريکايی يا غير نظاميان بی گناه در يک هجوم بی سابقه عليه يک ملت مستقل، تنها يک داروی مسکن موقت است "شون پن"




    بخشی از نامه شون پن خطاب به رئيس جمهور آمريکا:


    وی در گفتگوی خود با خبرنگار روزنامه گاردين، چاپ لندن گفت: "به عنوان يک پدر، يک بازيگر و فيلمساز و يک ميهن پرست، ديدار من از عراق ادامه طبيعی تعهد من نسبت به ندای وجدان انسانی من است. من اين فرصت را داشتم که بدنبال درک عميق تری از اين درگيری وحشتناک باشم."

    به نوشته روزنامه گاردين در اکتبر گذشته، شون پن ، پنجاه و شش هزار دلار برای چاپ يک آگهی عليه جنگ عراق در روزنامه واشنگتن پست پرداخت کرده است.

    اين آگهی شامل يک نامه سرگشاده خطاب به جرج بوش، رييس جمهور آمريکا، بود که در آن شون پن، وی را متهم به جلو گيری از گسترش بحث ها ی مربوط به بحران عراق، نموده است.
    او از سياست خارجی آمريکا که کشتن را با کشتن، مثله کردن را با مثله کردن و بمب گذاری را با بمب گذاری پاسخ می دهد، به شدت انتقاد کرده است.

    در اين نامه آمده: "قربانی کردن سربازان آمريکايی يا غير نظاميان بی گناه در يک هجوم بی سابقه عليه يک ملت مستقل، تنها يک داروی مسکن موقت است."

    شون پن در سفر خود به بغداد در هتلی اقامت کرد که بر روی يکی از موزاييک های کف سالن آن، تصوير چهره اخم آلود جرج بوش با دندان های ريخته، نقاشی شده و زير آن نوشته شده : "جرج بوش يک جنايتکار است."

    بدون شک دولت آمريکا که سفر به عراق را برای شهروندان آمريکايی جز خبرنگاران منع نموده است، نسبت به سفر شون پن به اين کشور بی تفاوت نخواهد ماند و نسبت به آن واکنش نشان خواهد داد.

    به اين ترتيب نام شون پن در ليست کسانی چون جرج گالووی (نماينده معترض حزب کارگر بريتانيا)، گيورگ هايدر، سياستمدار راست گرای اتريشی، و کنت کائوندا، رييس جمهور پيشين زامبيا، که اخيرا از عراق ديدن کرده اند، قرار گرفته است.

    شون پن اخيرا فيلم کوتاهی در باره حادثه يازدهم سپتامبر ساخته است که در کنار مجموعه ای از فيلم های کوتاه در همين مورد و با عنوان يازدهم سپتامبر دو هزار و يک به نمايش در آمد.

    فيلم کوتاه پن که واکنش او را نسبت به اين حادثه نشان می دهد، ارنست بورگناين را در نقش پيرمرد تنهايی به تصوير کشيده است که در آپارتمان کوچکش لباس های زن مرده اش را روی زمين چيده و بدون توجه به آنچه که در بيرون می گذرد و دارد از تلويزيون پخش می شود، با غم و اندوهش سر می کند.

    وی در اين باره می گويد: "به نظر می رسد حوادث آن روز، هر چند تراژيک، به شکل فرساينده ای از طريق رسانه ها منعکس شده است. به نظر من درون هر يک از ما نه تنها متاثر از آن حوادث هولناک است، بلکه تحت تاثير مادری است که فرزندش را يک راننده مست زير کرده يا دختری است که توسط يک قاتل کشته شده و يا پدری که جانش را در اثر يک بيماری از دست داده است. هر روز کسی از دست می رود و به دنبال آن غم است که می آيد. پرسش اين است که چگونه امروز در آرامش سر کنيم و به فردای بهتری اعتقاد داشته باشيم."


    [​IMG]

    متن نامه به زبان اصلی:

    An Open Letter to the President of the United States of America

    Mr. Bush:

    Good morning sir. Like you, I am a father and an American. Like you, I consider myself a patriot. Like you,
    I was horrified by the events of this past year, concerned for my family and my country.

    However, I do not believe in a simplistic and inflammatory view of good and evil. I believe this is a big
    world full of men, women, and children who struggle to eat, to love, to work, to protect their families,
    their beliefs, and their dreams. My father, like yours, was decorated for service in World War II. He
    raised me with a deep belief in the Constitution and the Bill of Rights, as they should apply to all
    Americans who would sacrifice to maintain them and to all human beings as a matter of principle.

    Many of your actions to date and those proposed seem to violate every defining principle of this country
    over which you preside: intolerance of debate ("with us or against us"), marginalization of your critics,
    the promoting of fear through unsubstantiated rhetoric, manipulation of a quick comfort media, and the position of
    your administration's deconstruction of civil liberties all contradict the very core of the patriotism you
    claim. You lead, it seems, through a blood-lined sense of entitlement. Take a close look at your most
    vehement media supporters. See the fear in their eyes as their loud voices of support ring out with that
    historically disastrous undercurrent of rage and panic masked as "straight tough talk." How far have we
    come from understanding what it is to kill one man, one woman, or one child, much less the "collateral
    damage" of many hundreds of thousands. Your use of the words, "this is a new kind of war" is often
    accompanied by an odd smile.

    It concerns me that what you are asking of us is to abandon all
    previous lessons of history in favor of following you blindly into the future. It worries me because, with
    all your best intentions, an enormous economic surplus has been squandered. Your administration has
    virtually dismissed the most fundamental environmental concerns and therefore, by implication, one gets the
    message that, as you seem to be willing to sacrifice the children of the world, would you also be willing
    to sacrifice ours. I know this cannot be your aim so, I beg you Mr. President, listen to Gershwin, read
    chapters of Stegner, of Saroyan, the speeches of Martin Luther King. Remind yourself of America.
    Remember the Iraqi children, our children, and your own. There can
    be no justification for the actions of Al Qaeda. Nor acceptance of the criminal viciousness of the tyrant,
    Saddam Hussein. Yet, that bombing is answered by bombing, mutilation by mutilation, killing by killing, is
    a pattern that only a great country like ours can stop. However, principles cannot be recklessly or
    greedily abandoned in the guise of preserving them.

    Avoiding war while accomplishing national security is no simple task. But you will recall that we Americans
    had a little missile problem down in Cuba once. Mr. Kennedy's restraint (and that of the nuclear submarine
    captain, Arkhipov) is to be aspired to. Weapons of mass destruction are clearly a threat to the entire
    world in any hands. But as Americans, we must ask ourselves, since the potential for Mr. Hussein
    to possess them threatens not only our country, (and in fact, his technology to launch is likely not
    yet at that high a level of sophistication) therefore, many in his own region would have the greatest
    cause for concern. Why then, is the United States, as led by your administration, in the small
    minority of the world nations predisposed toward a preemptive military assault on Iraq?

    Simply put, sir, let us re-introduce inspection teams, inhibiting offensive capability. We buy time,
    maintain our principles here and abroad and demand of ourselves the ingenuity to be the strongest
    diplomatic muscle on the planet, perhaps in the history of the planet. The answers will come. You are a man
    of faith, but your saber is rattling the faith of many Americans in you.

    I do understand what a tremendously daunting task it must be to stand in your shoes at this moment. As a
    father of two young children who will live their lives in the world as it will be affected by critical
    choices today, I have no choice but to believe that you can ultimately stand as a great
    president. History has offered you such a destiny. So again, sir, I beg you, help save America before yours
    is a legacy of shame and horror. Don't destroy our children's future. We will support you. You must support
    us, your fellow Americans, and indeed, mankind. Defend us from fundamentalism abroad but don't turn a blind
    eye to the fundamentalism of a diminished citizenry through loss of civil liberties, of dangerously
    heightened presidential autonomy through acts of Congress, and of this country's mistaken and pervasive
    belief that its "manifest destiny" is to police the world. We know that Americans are frightened and angry.
    However, sacrificing American soldiers or innocent civilians in an unprecedented preemptive
    attack on a separate sovereign nation, may well prove itself a most temporary medicine. On the other hand,
    should you mine and have faith in the best of this country to support your leadership in representing a
    strong, thoughtful, and educated United States, you may well triumph for the long haul. Lead us there, Mr.
    President, and we will stand with you.

    Sincerely,

    Sean Penn San Francisco, California

    October 19, 2002; Page C3
     
  2. مدیر تالار سینما عضو کادر مدیریت ❂مدیر انجمن❂

    تاریخ عضویت:
    ‏31/5/22
    ارسال ها:
    1,255
    تشکر شده:
    4,742
    امتیاز دستاورد:
    164
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    برخی منتقدها احتمال دادن شان پن اسکار سومش رو برای فیلم One Battle After Another برنده میشه
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.