خب در مورد مورد اول که عرض کردم تو پست های قبلی ------------- خب من نخواستم خیلی موضوع رو بازش کنم...و فقط خواستم این مقصود رو برسونم که خاموشی یا همون ساکت بودن خیلی خوبه بعضی وقت ها...و برای مثا زدنش.مرغ بوتیمار رو مثال زدم..ولی خب بعدش خواستم این رو برسونم که ادم وقتی ساکت باشه و هیچ کاری نکنِ ممکنه هر اتفاقی بی افته که و من نتونم هیچ کاری بکنم حتی با این سکوتی که کردم..چون خیلی وقت ها سکوت خیلی چیز هارو علاوه بر اینکه درست میکنه ممکنه خراب هم بکنه..برای همین..من راستش خودمم زیاد ادبیات رو خوب بلد نیستم و امیدوارم تونسته باشم منظور خودم رو تو این متن بهتون برسونم
اهان بله درسته...شاید فکر کنم چون داستان رو داشتم برای خودم تعریف میکردم برای خودم همه چی شفاف بوده ولی به این نکته فکر نکرده بودم که جوری بیان کنم که درکش برای خواننده هم آسون باشه و گنگ نباشه خیلی ممنونم...بله اقای مودب پور که عالی هست ولی با اینکه تمام رمان هاشون رو خوندم ولی نتونستم خیلی دقیق با ساده نویسیش ارتباط برقرار کنم...ولی سعی خودم رو میکنم لطف کردید
سلام عرض ادب و احترام اول میپردازیم به Motif یا تم غالب اثر:انزوا،غم،سکوت،عناصر برجسته ی اثر بود من همیشه گمان میکردم... افرین مانی استارتت عالی بود بهترین نوع نوشته ها از درونگرایی و تکیه بر خودوخویشتن شروع میشه مثل بوتیمار.......کنار دریا.......بال وپر خود بگستراند تشبیه ت مانی به لحاظ ساختمانی تشبیه مرکب و درستیه ولی یه ایراد کوچیک داره میدونی بوتیمار وسعت بال نداره نمیشه براش گسترانیدن رو متصور شد گسترانیدن برا پرنده های بزرگ مفهوم پیدا میکنه ولی حالا دیگر دست خودم نیست نیما جان ولی رو اگه حذف کنی تصویر قشنگتر میشه و ادبیتر واما زیباترین قسمت متن تشبیه مرکب به مرکب زندگی به فشردن انگور خیلی عالی بود مانی لذت بردم وعصاره ی انرا نه شراب انرا اگه حالت سکر اور شراب مد نظرت بوده تشبیه رو معکوس زدی ینی شراب الان اولویت داره بر عصاره،وادبی تر هست و اگه چکیده ی زندگی مد نظرت بوده تشبیه درسته ولی دیگه ازون حالت صور خیالی که میتونه کارتو بالا ببره فاصله گرفتی ینی میشه یه تشبیه سادهمثل تربت اب بچکانم اینجا حس کردم میتونستی یه پارادوکس بهتر به کار ببری تربت اب خیلی نامحسوسه ترکیب رو اگه تغییرش بدی بهتره در کل کارت عالی بود لذت بردم و افرین
با سلام نقد دوستان دیگر رو خوندم . نمیخوام مثل بقیه تک تک جملات رو آنالیز کنم . چون کلیت برای من مهم تره . پیشاپیش از نقد تند و تیزم عذرخواهم چون با ملاطفت در این زمینه کاملا مخالفم. قلم شما جای کار بسیار داره و من پیشنهاد میکنم مطالعه بر آثار ادبی رو بیشتر کنید. قیاس ابتدایی و استارت موضوع با پایان آن هیچ تناسخی ندارد و من به شخصه متوجه نشدم که "خاموش ماندن و خاموشی" ربطش با بوتیمار و در نهایت چکاندن عصاره زندگی در دهان چیست ؟ برای روایت موضوع خود از داستان مصور استفاده کنید . شروع اوج و پایان مناسب برای ان در نظر بگیرید . بنویسید. خط بزنید . پاره کنید . باز بنویسسید. تمرین و ممارست در این راستا به شما کمک شایانی خواهد کرد. با فضاسازی های منحصر به فرد عقل خواننده رو در مقابل بازی با واژگان مسحور کنید . زبان شاعر مدرن ، آرامش حقايق را در زبان به هم مي ريزد . پس میتوانید تمرین کنید برای ساخت فضای غیر معقول .. نه تصویرهای واضح و آشکار و توضیح واضحات ... بیشتر کار کنید . بیشتر بخوانید . موید باشید
ممنونم..سعی خودمو میکنم که بهتر باشم...نه انتقاد..انتقاد هست دگ..تند و کند نداره..خیلی خوب بود..ممنونم..فقط اگِ میشه یکم جملات روان تر بکار ببرید نه ادبی که متوجه بشیمتشکر